سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

بی‌رغبتیِ دوستان خدا به دنیا و رغبت آنها به آنچه نزد خداست

یكی از آثار محبت خالصانه به خداوند، رغبت یافتن به آنچه در نزد اوست و علاقه نشان ندادن به دنیا و زرق و برق زودگذر آن می‌باشد. بی‌تردید این خصلت در كسی پدید می‌آید كه باور كند دنیا و تعلقات آن پوچ و بی‌ارزش است و آنچه در نزد خداست، اصیل، ماندنی و دارای ارزش نامحدود است. ریاست، مقام و سایر دارایی‌های دنیوی، فانی‌اند و برخلاف تصور ما، خیلی زود از بین می‌روند. گاهی انسان سالیانی برای رسیدن به پست و مقام تلاش می‌كند و قبل از‌ آنكه در مقامش مستقر شود و بهرة لازم را از آن ببرد، عمرش به سر می‌رسد و ناكام از دنیا و مقام، روانة سرای آخرت می‌گردد. برخی در میانة راه و قبل از آنكه به مقصود و مقامی كه در پیِ آن بوده‌اند برسند، عزرائیل به سراغشان می‌آید و به زندگی‌شان خاتمه می‌دهد.
﴿ صفحه 102 ﴾
خداوند دربارة پایداری و ماندگاری آنچه در نزد خداست و ناپایداری تعلقات دنیوی‌ای كه انسان بدانها دل‌خوش كرده، می‌فرماید: مَا عِنْدَكُمْ یَنْفَدُ وَمَا عِنْدَ اللَّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَ جْرَهُمْ بِأحْسَنِ مَا كَانُوا یَعْمَلُون؛(67) «آنچه نزد شماست، پایان پذیرد و آنچه نزد خداست، ماندنی است و كسانی كه شكیبایی كردند، هرآینه مزدشان را بر پایة نیكوترین كاری كه می‌كردند دهیم».
در آیة دیگر خداوند پس از آنكه مرگ را سرنوشت محتوم همگان معرفی می‌كند و به مؤمنان رهیده از دام شیطان وعدة رستگاری و نیل به پاداش كامل در رستاخیز و بهره‌مندی از سرای جاودانة بهشت می‌دهد، می‌فرماید: وَمَا الْحَیَاةُ الدُّنْیَا إِلاّ مَتَاعُ الْغُرُورِ؛(68) «و زندگی دنیا چیزی جز كالای فریب نیست».
در جای دیگر خداوند دربارة برتری كیفی و كمّی آخرت بر دنیا می‌فرماید: بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا*وَالآخِرَةُ خَیْرٌ وَأبْقَى؛(69) «بلكه شما زندگی این جهان را برمی‌گزینید، و حال‌آنكه آن جهان بهتر و پاینده‌تر است».
«خیر» در آیة شریفه ناظر به برتری كیفی و بهتر بودن آخرت نسبت به دنیاست و «ابقی» ناظر به برتری كمّی و پایدارتر بودن آخرت نسبت به دنیاست. در آیة دیگر، این برتری كمّی و كیفی به خداوند نسبت داده شده است و از قول ساحران دربار فرعون كه پس از مشاهدة معجزة حضرت موسیإِنَّا آمَنَّا بِرَبِّنَا لِیَغْفِرَ لَنَا خَطَایَانَا وَمَا أكْرَهْتَنَا عَلَیْهِ مِنَ السِّحْرِ وَاللَّهُ خَیْرٌ وَ أَ بْقَى؛(70) «ما به
﴿ صفحه 103 ﴾
پروردگارمان ایمان آوردیم تا لغزش‌های ما و آن سحری كه ما را بدان وادار كردی بیامرزد؛ و خدا بهتر و پاینده‌تر است».
كسی كه به معرفت حقیقی و محبت خالصانه به خداوند نائل شده، و به آنچه نزد خداوند هست رغبت دارد، همواره باید به یاد خداوند باشد؛ چون یاد خداوند عوامل غفلت‌زایی را كه در دنیای انسان قرار دارند، كنار می‌نهد و بی‌اثر می‌سازد. از‌این‌رو حضرت از خداوند می‌خواهد كه ایشان را در شمار كسانی قرار دهد كه ذكرش را به آنها الهام كرده، و شكر‌گزاری نعمت‌هایش را به آنان آموخته است. قدردانی و شكرگزاری از نعمت‌های خداوند ناشی از درك عظمت نعمت‌های الهی و اهمیت آنهاست و باعث می‌شود كه انسان همواره به نعمت‌های خداوند توجه داشته باشد و قدر آنها را بداند. همچنین حضرت از خداوند درخواست می‌كنند كه ایشان را در شمار كسانی قرار دهد كه آنان را به طاعت و بندگی‌اش سرگرم ساخته، و در زمرة صالحان و شایستگان خلقش قرار داده و برای مناجات با او برگزیده است و علاقه‌شان را از هرچه آنان را از خداوند دور می‌سازد، قطع كرده است.
﴿ صفحه 104 ﴾
﴿ صفحه 105 ﴾

گفتار چهل‌و‌دوم: جلوه‌هایی دیگر از محبت به خداوند (2)

اَللَّهُمَّ اجْعَلْنا مِمَّنْ دَأْبُهُمُ الْإِرْتِیاحُ اِلَیْكَ وَالْحَنِینُ، وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالْأَنِینُ، جِبَاهُهُمْ سَاجِدَةٌ لِعَظَمَتِكَ، وَعُیُونُهُمْ سَاهِرَةٌ فى خِدْمَتِكَ، وَدُمُوعُهُمْ سآئِلَةٌ مِنْ خَشْیَتِكَ، وَقُلُوبُهُمْ مُتَعَلِّقَةٌ بِمَحَبَّتِكَ، وَاَفْئِدَتُهُمْ مُنْخَلِعَةٌ مِنْ مَهَابَتِك؛ «خدایا، ما را در زمرة كسانی قرار ده كه عادتشان شادمان شدن و آرامش یافتن و نفس راحت و آسوده كشیدن در جوار توست و همة عمر را با آه و ناله سپری می‌سازند و پیشانی‌هایشان در پیشگاه عظمتت به خاك ساییده می‌شود و چشم‌هایشان در راه خدمت تو بی‌خواب مانده و اشك‌هایشان از خشیت تو سرازیر شده و قلب‌هایشان آكنده از محبتت گشته و دل‌هایشان از هیبت و جلال تو از جا كنده شده است».

چگونگی تقارن آرامش و آسودگی با اندوه‌های پی‌درپی در دوستان خدا

درخواست آرامش یافتن و شادمانی از انس با خدا و بار یافتن به محضر او و احساس راحتی كردن و نفس آسوده كشیدن نزد خدا، تداعی‌كنندة كسی است كه دچار رنج و ناراحتی شده و گرفتاری‌ها و خطرها، او را نگران و مضطرب ساخته است و به دنبال
﴿ صفحه 106 ﴾
مأمن و كسی می‌گردد كه در پناه او آرامش و آسایش یابد و از آن سختی‌ها و گرفتاری‌ها برهد؛ نظیر كودكی كه مدتی از مادر جدا شده و در آن مدت مورد بی‌مهری و جفا قرار گرفته و گرسنگی و حرمان از آغوش پُرمهر مادر، سخت او را آزرده است، و آن‌گاه از محلی كه مادرش در آن به سر می‌برد، آگاه می‌شود و با همة توان می‌دود و خود را به مادر می‌رساند. وقتی او خود را در دامان پرمهر و عاطفة مادر می‌اندازد و مادر دست به سر و رویش می‌كشد و او را می‌نوازد، همة آن سختی‌ها و ناراحتی‌ها را فراموش می‌كند و نفس راحتی می‌كشد. این نفس راحت كه به هنگام آسایش در پیِ رنج و سختی كشیده می‌شود، در برابر آه كشیدن كه ناشی از گرفتاری و رنج است، قرار دارد و عرب به نفس راحت كه پی‌درپی و به‌صورت نوای ممتدی كشیده شود «حنین» می‌گوید.
دوستان خدا كه سختی‌ها و گرفتاری‌ها و بیش از همه، دوری از محبوب، سخت آنان را آزرده است، به دنبال راهی برای نزدیك شدن به محبوبشان می‌گردند، و وقتی خود را در جوار محبوب یافتند و دریافتند كه محبوب از آنان راضی و خشنود است، همة آن سختی‌ها و اضطراب‌ها فراموششان می‌شود و نفس راحتی می‌كشند و با همة وجود در جوار محبوب احساس شادمانی و آرامش می‌كنند. وجود این حالت در دوستان خدا بسیار جالب، و قابل فهم است، اما آنچه فهمیدن و تصورش برایمان دشوار می‌نماید، این است كه حضرت پس از آنكه از خداوند درخواست می‌كنند آرامش و شادمانی از انس با خود را به ایشان عنایت كند، از او می‌خواهند ایشان را در شمار كسانی قرار دهد كه همة عمر را با آه و ناله سپری می‌كنند. دربارة درخواست حضرت در جملة وَدَهْرُهُمُ الزَّفْرَةُ وَالأنینُ، در ابتدا به نظر می‌رسد منظور آه و ناله‌هایی است كه دوستان خدا برای گرفتاری‌ها و سختی‌ها سر می‌دهند و خداوند به جهت تحمل آن گرفتاری‌ها و رنج‌هایی كه متحمل شده‌اند، در قیامت به آنان پاداش عنایت می‌كند و آن سختی‌ها و رنج‌ها را به بهترین وجه جبران می‌گرداند. این توجیه قابل فهم است؛ چه اینكه وقتی مؤمنان باور
﴿ صفحه 107 ﴾
داشته باشند كه اگر در قبال مصیبت‌ها و گرفتاری‌هایی كه در دنیا بر آنان وارد می‌شود، به‌جای گله و شكایت صبر كنند، خداوند در آخرت چند برابر آن سختی‌ها، پاداش به آنان عنایت می‌كند، تحمل آن سختی‌ها برایشان بسیار آسان می‌شود. اما بعید به نظر می‌رسد كه انسان از خداوند درخواست كند او را به سختی‌ها و گرفتاری‌ها مبتلا سازد تا شبانه‌روز آه و ناله سر دهد تا در آخرت به او ثواب داده شود. در دعاهایی كه از معصومان(علیهم السلام)وارد شده، نیامده كه آنان از خداوند ابتلای به مصیبت و گرفتاری بخواهند، تا آنان آه و ناله كنند و در عوض، خداوند در آخرت به آ‌نان اجر و ثواب عنایت كند؛ از‌این‌رو توجیه اول از سخن مزبور امام سجاد(علیه السلام) توجیه مقبولی به نظر نمی‌رسد.
احتمال دوم آن است كه سخن آن حضرت ناظر به حالات متضادی است كه به‌دلیل حیثیت‌های متفاوت و در شرایط خاصی هم‌زمان در انسان تحقق می‌یابند. نظیر آنكه ما ازیك‌سو بر مصیبت‌هایی كه روز عاشورا بر امام حسینیَا اَبَا عَبْدِاللَّهِ، لَقَدْ عَظُمَتِ الرَّزِیَّةُ، وَجَلَّتْ وَعَظُمَتِ الْمُصِیبَةُ بِكَ عَلَیْنا، وَعَلى جَمِیعِ اَهْلِ الْاِسْلَامِ؛ «ای اباعبدالله، همانا عزای تو در عالم بزرگ و مصیبتت بر ما شیعیان و هم اهل اسلام، سخت و عظیم و ناگوار است».
اما در جای دیگر آن زیارت آمده است: فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذِى اَكْرَمَ مَقامَكَ وَاَكْرَمَنى بِكَ اَنْ یَرْزُقَنِى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمَامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍˆ؛ «پس از خدایی كه مقام تو
﴿ صفحه 108 ﴾
را بلند و گرامی داشت و مرا نیز به‌واسطة دوستی تو عزت بخشید، درخواست می‌كنم كه روزی‌ام گرداند همراه با امام منصور از اهل‌بیت محمداَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْدَ الشَّاكِرینَ لَكَ عَلى مُصابِهِمْ، اَلْحَمْدُ للَّهِ ِ عَلى عَظیمِ رَزِیَّتى ؛ «خدایا تو را ستایش می‌كنم؛ ستایش شكرگزاران تو بر غم و اندوهی كه به من در مصیبت بزرگ آل‌محمد رسید. حمدْ خدا را، بر عزاداری و اندوه و غم بزرگ من».(71)
ما به تجربه دریافته‌ایم كه همواره آه و ناله ناشی از درد، رنج و مصیبت نیست و گاهی حاكی از لذت و سرور است؛ چنان‌كه وقتی عاشقی كه مدتی در فراق معشوق به سر برده، به وصال و دیدار معشوق نائل می‌شود، او را در آغوش می‌گیرد و از لذت وصال سخت می‌گرید. گرچه مصادیق حالتی چون گریه در ظاهر متشابه هستند، اما می‌توانند از عوامل متفاوتی ناشی شده باشند. پس نباید با یكدیگر خلط شوند و باید تفاوت آنها را درك كرد. گاهی انسان براثر غم و غصه و نگرانی گریه می‌كند و بدین‌وسیله، خود را تسكین می‌بخشد و سبك می‌شود. پس در این صورت گریستن از تشدید غم و اندوه و عوارض و آثار زیان‌بار آن جلوگیری می‌كند. تشدید غم و اندوه و استمرار آن در انسان، بیماری افسردگی را در پی دارد كه خود زمینة ابتلا به ناراحتی‌های روحی و حتی جسمی را فراهم می‌آورد. اما گاهی گریه، ناشی از غم و غصه و رنج نیست و سبب آن، شادمانی و سرور است، كه بدان گریة شوق و به تعبیر دقیق‌تر گریة وجد و سرور می‌گوییم (شوق نسبت به چیزی رخ می‌دهد كه هنوز حاصل نشده و انسان انتظار رسیدن به آن را دارد؛ اما كسی كه به محبوبش می‌رسد، به جهت وصالی كه برایش حاصل شده و ازروی سرور و خوش‌حالی گریه می‌كند. پس
﴿ صفحه 109 ﴾
اصطلاح «گریة شوق» غلط رایج به‌شمار می‌آید). گریه، پدیدة پیچیدة‌ روانی‌ای است كه چند عامل، برانگیزانندة آن هستند و به‌صورت پدیده‌ای مركب ظهور می‌كند و ازاین‌جهت نیازمند تحلیل روان‌شناختی است. ممكن است هم‌زمان عواملی چون احساس حقارت و كوچكی در برابر محبوب، غم و اندوه و نیز احساس شادمانی در پدیدة گریه، نقش داشته باشند.