سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

توجه كامل به خداوند؛ پیامد محبت خالص به معبود

خواندن ادعیه و مناجات‌های اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) باعث می‌شود كه انسان با صفات عالی انسانی و مقامات والایی كه می‌تواند بدانها دست یابد و نیز شیوة صحیح ارتباط با خداوند آشنا گردد. این آموزه‌های ارزشمند دینی، انسان را با حقایقی آشنا می‌سازد كه اشتغالات مادی و شرایط زندگی دنیوی كمتر فرصت اندیشیدن دربارة آنها را در اختیارش می‌نهد. با مطالعة آن مناجات‌ها و ادعیه، انسان به مسیر حركت تكاملی و سازوكار و ابزاری كه پیمودن آن مسیر را برایش تسهیل می‌كند آگاه می‌شود و به سود و زیان خویش واقف می‌گردد و درمی‌یابد كه زندگی در آب و نان و عیش و نوش خلاصه نمی‌شود و فراتر از آنها حقایقی وجود دارند كه به حیات انسان هویت و تعالی می‌بخشند و ترسیم‌كنندة حیات انسانی و معنوی او هستند. ازجمله در مناجات محبّین كه بر محور محبت و قرب الهی سامان یافته، ما به عالی‌ترین خصلت‌های الهی و انسانی كه همان محبت به خداوند است، رهنمون می‌شویم. چنان‌كه گذشت، در طلیعة آن مناجات، حضرت از خداوند درخواست می‌كنند كه محبت ایشان را به خود خالص گرداند. پرواضح است كه قلب آن حضرت آكنده از محبت خداست، اما از خدا
﴿ صفحه 86 ﴾
درخواست می‌کند كه این محبت به نهایت برسد؛ آن‌سان كه جز مهر و محبت خدا، چیز دیگری در قلبش نماند؛ چه اینكه با چنین محبت خالصانه‌، انسان به عالی‌ترین مراتب تعالی و كمال دست می‌یابد.
طبیعی است كه وقتی محبت انسان به خداوند خالص شد و محبت خداوند بر سراسر قلبش سایه افكند، توجه انسان یك‌پارچه معطوف خداوند می‌شود و فكر و ذهن انسان از غیر وی منصرف گشته و تنها متوجه او می‌گردد؛ چنان‌كه در محبت‌های عادی وقتی انسان به كسی شدیداً علاقه‌مند می‌شود، شب و روز فكرش متوجه اوست و هرگاه از اشتغالات و امور زندگی فارغ گردد، دلش متوجه محبوب می‌شود و پیوسته در پی آن است كه وی را ملاقات كند و با او انس گیرد. آن‌گاه حضرت به بیان لوازم و آثار محبت خالصانه به خداوند می‌پردازند كه دربارة یكی از آن آثار و لوازم كه رضای به قضای الهی است سخن گفتیم. حضرت در این باره و در ادامة مناجات خود می‌فرمایند: وَمَنَحْتَهُ بِالنَّظَرِ إلَی وَجْهِكَ وَحَبَوْتَهُ بِرضَاكَ وَأعَذْتَهُ مِنْ هِجْرِكَ وَقِلاكَ؛ «[مرا از شمار كسانی قرار ده] كه نعمت دیدارت را به او عطا كردی و وی را برای مقام رضایت برگزیدی و او را به درد فراق و هجرانت مبتلا نساختی».

دوستان خدا و مشاهدة جمال ربوبی

رؤیت و مشاهدة خداوند كه در این مناجات از آن با عبارت بالنظر الی وجهك یاد شده، برای بندگان خالص خداوند تحقق می‌یابد و اگر امری واقعی و تحقق‌یافتنی نمی‌بود، این‌همه در روایات، آیات و دعاها بدان اشاره نمی‌شد. البته مشاهدة خداوند دارای مراتب است و حضرات معصومین(علیهم السلام) عالی‌ترین مراتب آن را دارند و مراتب نازل‌تر آن برای سایرین امکان تحقق دارد و البته توفیق نیل به هر مرتبه‌ای از نظر به وجه‌الله نهایت شرافت و عظمت برای انسان به‌شمار می‌آید. مشاهده و نظر به وجه‌الله
﴿ صفحه 87 ﴾
دارای لذتی بی‌نهایت است كه هیچ لذتی و ازجمله لذت نعمت‌های بهشتی به درجة آن نمی‌رسد. ازاین‌رو امام سجاد وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَاضِرَة* إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَة؛(59) «آن روز چهره‌هایی تازه و خرم است، كه به پروردگار خویش می‌نگرند [و پاداش اعمال نیكشان را دریافت می‌كنند]».
در ادامة آن آیات،‌ خداوند دربارة محرومان از مشاهده‌اش می‌فرماید: وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ بَاسِرَةٌ *تَظُنُّ أنْ یُفْعَلَ بِهَا فَاقِرَةٌ؛ «و چهره‌هایی تیره و ترش است، گمان دارند كه با آنها رفتاری كمرشكن می‌كنند».
در جای دیگر خداوند می‌فرماید: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ مُسْفِرَةٌ *ضَاحِكَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ * وَوُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ عَلَیْهَا غَبَرَةٌ* تَرْهَقُهَا قَتَرَةٌ * أُ ولَئِكَ هُمُ الْكَفَرَةُ الْفَجَرَةُ؛(60) «روی‌هایی در آن روز تابان و درخشان است، خندان و شادمان، و روی‌هایی در آن روز بر آنها غبار نشسته است، آنها را تیرگی و سیاهی پوشانده؛ اینان همان كافران بدكارِ گنه‌پیشه‌اند».
انسان در محبت‌های انسانی، از ارتباط و انس یافتن و به‌خصوص ملاقات و مشاهدة محبوبش لذت می‌برد؛ به‌ویژه اگر آن محبت تشدید شود و به عشق بینجامد. لذت سرشار عاشق از مشاهدة معشوق دارای چنان ارزش و جایگاهی است كه محور ادبیات
﴿ صفحه 88 ﴾
و داستان‌های عشقی رایج در تمام فرهنگ‌های بشری شده است و در آنها بیش از هر چیز از دیدار محبوب و معشوق و لذتی كه از آن عاید عاشق می‌شود و ترس و شِكوه از فراق و جدایی از محبوب سخن به میان آمده است.
پرواضح است كه مشاهدة خداوند، مشاهدة حسی نیست‌؛ چون خداوند مجرد است و جسمانی نیست. برای دستیابی به مفهوم و معنای رؤیت و مشاهدة خداوند، باید به مفهوم مواجهه بین انسان‌ها نظری افكنیم تا از آن طریق، فهم مشاهدة خداوند برای ما تسهیل شود. در ملاقاتی كه افراد با یكدیگر دارند، چون ملاقات با رو‌در‌رو شدن و مشاهدة صورت انجام می‌پذیرد و در زبان عربی از صورت به «وجه» یاد می‌شود و دو فرد ملاقات‌كننده، رو‌به‌روی هم قرار می‌گیرند و صورت یكدیگر را مشاهده می‌كنند، تعبیر به مواجهه می‌شود. پس منظور از دیدار و مواجهه و ازجمله دیدار عاشق با معشوق روبه‌رو شدن با آن حیثیت و بخشی از وجود دیگری است كه صورت و وجه نامیده می‌شود و در هر ملاقاتی روی و صورت افراد است كه در برابر هم قرار می‌گیرد و هیچ‌گاه از مشاهده و دیدن پشت سر كسی، تعبیر به دیدار نمی‌شود. لازمة ملاقات با محبوب و مواجهة معشوق با عاشق، محبت و علاقه‌ای است كه بین آن دو برقرار است. منظور از مشاهدة خداوند و مواجهه با او، اظهار محبت خالصانه به خداوند و مواجهه با صفت رحمانیت وی و درنتیجه بهره‌مند شدن از رحمت و رأفت بی‌كران اوست.
در هر دیداری، درك زیبایی‌های محبوب به انسان لذت می‌بخشد و هر قدر محبوب و یا كسی كه انسان او را مشاهده می‌كند زیباتر باشد، لذت بیشتری از این مشاهده عایدش می‌شود. پس برای لذت بردن از مشاهدة كسی، در درجة اول، آن شخص باید زیبا باشد؛ در درجة دوم باید انسان دارای نیروی درك‌كنندة زیبایی باشد. پس اگر انسان شخصی را زشت می‌داند و زیبایی در او نمی‌بیند، از مشاهده‌اش لذت نمی‌برد. یا اگر آن شخص زیباست و انسان هم قبول دارد كه او زیباست، اما چشم ندارد كه به عیان
﴿ صفحه 89 ﴾
زیبایی او را مشاهده كند، باز لذت نمی‌برد و هر قدر چشم انسان كم‌سوتر باشد، از مشاهدة زیبایی‌ها كمتر لذت می‌برد و هرچه چشم پرنورتر باشد، لذت بیشتری از مشاهدة زیبایی‌ها عایدش می‌شود.

عظمت مشاهدة كمالات و زیبایی‌های نامحدود خداوند

زیبایی ازآن‌رو كه كمال است، دوست‌داشتنی و لذت‌بخش است؛ همچنان‌كه زشتی ازآن‌رو كه نقص است، مشاهدة آن انسان را آزرده می‌سازد. پس اگر همة زیبایی‌های عالم را متمركز و یك‌پارچه در جایی گرد آورند، از مشاهدة آن لذتی به انسان دست می‌دهد كه تصوركردنی نیست. وقتی كه دلداده‌ای با مشاهدة زیبارو و چشم و ابروی او، دل و دیده از كف می‌دهد و از لذت مشاهدة آن زیبارو از پا درمی‌آید و حاضر است هستی خود را به پای آن معشوق زیبارو بیفكند، به آن دلداده با مشاهدة یك‌جا و یك‌پارچة همة زیبایی‌های زیبا‌رویان عالم، چه حالی دست خواهد داد؟ اجتماع همة زیبایی‌ها در كسی و جایی محال است و به فرض كه چنین چیزی ممكن شود، آن زیبایی، متراكم از زیبایی‌های محدود است و در برابر كمال بی‌نهایت خداوند و زیبایی‌های بی‌نهایت و نامحدود تجلیات ربانی چیزی به‌شمار نمی‌آید. ازاین‌رو اگر كسی توفیق درك جلوه‌های معشوق واقعی و لیاقت نظاره كردن به رخ زیبای معبود ازلی و ابدی و سرمدیِ دارای كمالات بی‌نهایت را پیدا كند، به چنان لذت سرشار و بی‌نهایتی دست می‌یابد كه در وصف نمی‌گنجد و نمی‌توان آن را با لذت‌های محدود غیرالهی مقایسه كرد.
از آیات قرآن، روایات و ازجمله مناجاتی كه به بررسی آن می‌پردازیم، برمی‌آید كه انسان استعداد و ظرفیت درك آن زیبایی نامحدود و لذت بردن از آن را دارد؛ آن‌هم لذتی كه یك لحظه دریافت و درك آن، از درك همة لذایذ عالم در طول عمر، فراتر و بیشتر
﴿ صفحه 90 ﴾
است؛ چون آن لذایذ محدودند ولی لذت درك مشاهدة خداوند و درك زیبایی جلوه‌های معبود، نامتناهی و نامحدود است. آن‌گاه اگر انسان به این استعداد و ظرفیت عظیم و شگفت‌انگیزی كه خداوند در وجود او به ودیعت نهاده است، پی ‌ببرد و دریابد كه به چه مقام و درجه‌ای می‌تواند دست یابد و اینكه می‌تواند به آن محبوب با زیبایی‌های نامتناهی دل ببندد، آیا حاضر است خود را اسیر امور مادی پست و گذرا و محدود و توأم با آفت، پلیدی و زشتی‌های فراوان كند؟
اگر ما لیاقت درك حقایقی متعالی چون مشاهدة خداوند و نظر به تجلیات ربوبی را نداریم، خواندن دعاها و مناجات‌ها و ازجمله این مناجات كه از چنان حقایقی خبر می‌دهند دست‌كم ما را به وجود آن حقایق رهنمون می‌سازد. به برکت مطالعة آموزه‌های ناب دینی است كه عظمت انسان و استعدادها و ظرفیت‌های متعالی او برایمان آشكار می‌شود و درمی‌یابیم كه انسان می‌تواند به مقامات و درجاتی نائل گردد كه تصورش هم برای ما دشوار است. پس آیا سزاوار است كه عمر و وقتمان را صرف امور پوچ و بیهوده كنیم و از حقیقت وجودمان غافل شویم؟ حقیقت وجودی كه خداوند دربارة آن فرمود: وَاصْطَنَعْتُكَ لِنَفْسِی؛(61) «و تو را برای خود پروردم و برگزیدم» و یا در حدیث قدسی می‌خوانیم كه خداوند فرمود: عَبْدی خَلَقْتُ الأشْیاءَ لأجْلِِكَ وَخَلَقْتُكَ لِأجْلیِ وَهَبْتُكَ الدُّنْیَا بِالْإحْسَانِ وَالأخِرَةَ بالْإِیمَانِِ؛(62) «بندة من، من همة اشیا را برای تو آفریدم و تو را برای خودم خلق كردم. دنیا را با احسانم به تو بخشیدم و آخرت را به‌پاس ایمانت به تو خواهم بخشید».