سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار سی‌و‌نهم: جستاری در مفهوم و گستره ولایت

معانی ولایت و مشتقات آن در قرآن

چنان‌كه گذشت، امام سجاد(علیهم السلام) در بیان نورانی خود از خداوند خواستند كه ایشان را در شمار كسانی قرار دهد كه برای مقام قرب و ولایتش برگزیده است. دربارة مقام قرب الهی سخن گفتیم و در این مقال در حد میسور به مفهوم ولایت الهی می‌پردازیم. مادة «و ـ ل ـ ی» و مشتقات آن و ازجمله واژة «ولایت» در فرهنگ اسلامی و به‌خصوص در آموزه‌های مكتب تشیع كاربرد فراوانی دارد و مسئلة ولایت در مكتب تشیع جایگاه ویژه‌ای گرفته است. در قرآن 233 بار مشتقات مادة «و ـ ل ـ ی»‌ استعمال شده است. از این تعداد 110 بار به‌صورت فعل (ماضی، مضارع و امر) و 123 بار به‌صورت اسم آمده است كه عبارت‌اند از ولیّ (44 مورد)، أولیاء (42 مورد)، ولایت (2 مورد)، مَوْلی و مَوالی (21 مورد)، أوْلی (11 مورد) و وَال، مَوُلِّی و أوْلَیان (هركدام یك مورد). ولایت در لغت به‌معنای نصرت، سرپرستی، تدبیر و تصرف در اشیا و قرب است.
با توجه به آنكه در مواردی واژه‌ای مشتقات و معانی گوناگونی دارد و گاه استعمال یك واژه در معانی گوناگون به‌صورت اشتراك لفظی و گاهی به‌صورت اشتراك معنوی است، همچنین برخی كاربردهای معنایی، حقیقی و برخی مجازی هستند و همچنین
﴿ صفحه 54 ﴾
كنایه، استعاره، اشراب و تضمین و سایر صنایع ادبی كه در علوم فصاحت و بلاغت تبیین شده‌اند، در استعمالات راه می‌یابند، برخی از علمای لغت كوشیده‌اند كه معانی گوناگون یك كلمه را به یك معنا ارجاع دهند كه در مواردی دچار تكلف شده‌اند؛ چه آنكه در بسیاری موارد ارجاع چندین معنای یك واژه به‌معنای واحد، بسیار دشوار می‌نماید. ازجمله معانی گوناگون ولایت كه واژة ولایت به نحو اشتراك معنوی در آنها به ‌كار می‌رود، به‌معنای قرب و اتصال و پیوستگی ارجاع داده می‌شوند و لازمة قرب به چیزی، سرپرستی امور، نصرت و محبت خواهد بود. البته در كتاب‌های لغت فقط معانی گوناگون هر واژه احصا و معرفی می‌شوند و به‌هیچ‌وجه كتاب لغت در صدد شناسایی معنای حقیقی از معنای مجازی یا شناساندن مشترك لفظی و مشترك معنوی نیست و شناخت این امور به دانش‌هایی چون علم بلاغت و علم اصول مربوط می‌شود.

مفهوم ولایت الهی

برای روشن شدن مفهوم ولایت الهی، چنان‌كه پیش‌تر نیز گفته‌ایم، یادآور می‌شویم كه برخی از واژگان فقط دربارة امور حسی و مادی كاربرد دارند و دربارة امور مجرد به كار نمی‌روند، اما برخی از واژگان هم در مورد امور محسوس به كار می‌روند و هم در مورد مجردات، و كاربرد آنها در امور غیرمادی و مجرد پس از تجرید جنبه‌های حسی و توسعه‌ای است كه در معنای آنها صورت می‌پذیرد. بر این اساس اغلب مفاهیم غیرمادی ریشه در مفاهیم و معانی امور محسوس و مادی دارند كه پس از تجرید جنبه‌های حسی و مادی از مفاهیم مادی، به‌صورت اشتراك بر امور مجرد نیز تطبیق داده می‌شوند. ازاین‌رو است که ما واژه‌ای را كه در مورد امری مادی و جسمانی به كار می‌بریم، در مورد خداوند كه مجرد است نیز به كار می‌بریم. برای نمونه، ما خداوند را علی و عظیم می‌خوانیم، درصورتی‌كه مفهوم ابتدایی عُلو به چیزی كه بالای چیز دیگر قرار دارد
﴿ صفحه 55 ﴾
نسبت داده می‌شود و درنتیجه ما چیزی را كه بالا قرار دارد، عالی و چیزی را كه پایین قرار دارد، سافل می‌دانیم. آن‌گاه به لحاظ وجود برتری و فوقیت در مفهوم عالی و پس از كنار نهادن جنبه‌های محسوس و مادی آن برتری و فوقیت، علو معنوی را اختراع می‌كنیم و درنتیجه، وقتی خداوند را علی می‌نامیم، این كاربرد به لحاظ برتری و تعالی معنوی خداوند بر سایر موجودات است؛ چه اینكه ما با توجه به علو حسی و مادی، دست به اختراع علو اعتباری نیز می‌زنیم و آن را به كسانی نسبت می‌دهیم كه به لحاظ مناصب اعتباری و پست و مقام فراتر از دیگران قرار دارند. در این صورت، استعمال علو در معنای حسی و معنوی حقیقی و استعمال سوم آن اعتباری به‌حساب می‌آید. در مقام مفاهمه و برای انتقال مفاهیم معنوی انسان ناچار است از الفاظی كه برای امور حسی وضع شده‌اند، استفاده كند و پس از تجرید مفهوم آن الفاظ از جنبه‌های حسی، به‌وسیلة آنها مفاهیم معنوی را به مخاطبش ارائه كند. شاید قدرت انسان در انتقال از مفاهیم حسی به مفاهیم معنوی و تعمیم و توسعة مفهومی و نیز انتقال از معنای حقیقی لفظ به معانی مجازی و سایر تصرفاتی كه ذهن خلاق انسان در مفاهیم و معانی صورت می‌دهد، مورد اشارة خداوند در آیة عَلَّمَهُ الْبَیَان(26) باشد.
برای فهم معنای ولایت كه به‌خصوص در فرهنگ شیعه جایگاه ویژه‌ای دارد، تا آنجا كه در آموزه‌های اسلامی آمده است كه قوام اسلام و فرهنگ شیعه به ولایت اهل‌بیت(علیهم السلام) است،(27) همچنین برای فهم ولایت در كلام نورانی امام سجاد(علیهم السلام)، در مناجات خود، باید به‌معنای لغوی ولایت كه در امور حسی به كار می‌رود نظر افكنیم، تا با لحاظ تناسب آن
﴿ صفحه 56 ﴾
با ولایت خدا و اهل‌بیتیَا أیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ وَلْیَجِدُوا فِیكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُوا أنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛(28) «ای كسانی كه ایمان آورده‌اید، با كافرانی كه به شما نزدیك‌اند، كارزار كنید و باید كه در شما درشتی و سختی بیابند، و بدانید كه خدا با پرهیزكاران است».
«یلون» فعل مضارع و از مادة «ولی» است و در آن معنای قرب، نزدیكی و هم‌جواری لحاظ شده است. خداوند در این آیه، به مسلمانان فرمان می‌دهد كه دشمنان دورتر آنان را از دشمنانی كه در همسایگی و مجاورتشان به سر می‌برند و آنان را تهدید می‌كنند، غافل نسازند؛ بلكه قبل از جنگ با دشمنان دور، با طوایف یهود كه اطراف مدینه زندگی می‌كنند و به دشمنی و تهدید مسلمانان می‌پردازند، جهاد كنند.
با توجه به‌معنای ولایت در امور حسی و كاربرد آن در موردی كه دو شیء با یكدیگر متصل و نزدیك باشند و شیء دیگری بین آنها فاصله نیندازد یا یكی از آن دو در دیگری اثر بگذارد یا آن دو در یكدیگر تأثیر متقابل داشته باشند، همین واژه و واژگان هم‌خانوادة آنها پس از تصرف و توسعه و تجرید از جنبه‌های حسی در امور معنوی و اعتباری نیز به كار می‌روند. پس اگر دو موجود دارای ارتباطی عمیق و
﴿ صفحه 57 ﴾
وَنَحْنُ أقْرَبُ إِلَیْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِیدِ؛(29) «ما از رگ گردن به او نزدیك‌تریم»، او بر همة مخلوقات خود ولایت تكوینی دارد و سرپرستی، اداره و تدبیر همة امور و شئون موجودات و ازجمله انسان به‌وسیلة خداوند انجام می‌شود. این ولایت تكوینی عام است و بر همة مخلوقات و ازجمله انسان‌ها،‌ بنا بر ظرفیت‌ها و اقتضائات وجودی كه خداوند در ‌آنها قرار داده است، اعمال می‌شود.