سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

چگونگی استناد مفاهیمی چون مفهوم قرب به خداوند

مفهوم قرب چون سایر مفاهیمی كه ما در گفت‌وگوهایمان به كار می‌بریم، در ابتدا برای متعلق و مصداق جسمانی وضع می‌شود. چون ما در عالم طبیعت متولد می‌شویم، در آغوش طبیعت رشد می‌كنیم، سروكارمان با محسوسات است و ادراكاتمان نیز به‌وسیلة
﴿ صفحه 40 ﴾
قوای طبیعی انجام می‌شود، درنتیجه خاستگاه اولیة مفاهیمی كه به كار می‌‌بریم، طبیعی و جسمانی است. آن‌گاه به‌تدریج و با توسعة قدرت تحلیل عقلی، ما آن مفاهیم و ادراكاتِ منطبق بر مصادیق جسمانی را از خصوصیات حسی و مادی تجرید می‌كنیم تا انطباق‌پذیر بر امور مجرد و غیرطبیعی و ازجمله انطباق‌پذیر بر خداوند متعال و صفات او شود؛ برای نمونه، ما مفهوم وجود را بر خداوند اطلاق می‌كنیم و می‌گوییم خداوند موجود است. این در حالی است كه ما هستی و وجود را از امور محسوس انتزاع و درك كردیم و پس از تجرید جنبه‌های حسی و مادی، آن را بر خداوند اطلاق می‌كنیم و می‌گوییم خداوند وجود دارد. همچنین ما صفت علم و قدرت و سایر صفات و مفاهیمی را كه انطباق‌پذیر بر خداوند هستند،‌ پس از تجرید از جنبه‌های حسی و نقص، بر خداوند اطلاق می‌كنیم. با توجه به تجریدی كه در این مفاهیم منطبق بر خداوند صورت گرفته است، متكلمان دربارة علم و قدرت خداوند می‌گویند: عالم لا كعلمنا وقادر لا كقدرتنا.
قرب الهی از شایع‌ترین اصطلاحاتی است كه در معارف اسلامی به كار رفته است. البته از این اصطلاح در سایر ادیان، حتی ادیانی كه خاستگاه توحیدی نیز نداشته‌اند، استفاده شده است؛ برای نمونه، بت‌پرست‌ها كه با این اصطلاح آشنا بودند، در توجیه پرستش بت‌ها سخنی داشتند که در این آیة شریفه نقل شده است:
ألا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْكُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ؛(14) «آگاه باشید، خدای راست دین پاك و ویژه، و آنان كه جز او دوستان و سرپرستانی گرفتند، [گویند:] ما آنها (بتان) را
﴿ صفحه 41 ﴾
نمی‌پرستیم مگر برای اینكه ما را به خدا نزدیك سازند؛ همانا خدا میان آنان (مشركان و موحدان) دربارة آنچه اختلاف دارند (شرك و توحید) داوری می‌كند. خدا كسی را كه دروغ‌گو و كافر و ناسپاس است، راه ننماید».
مفهوم قرب چون سایر مفاهیم از امور حسی و روابطی كه بین آنها وجود دارد، انتزاع می‌شود. وقتی فاصلة بین دو چیز اندك باشد، گفته می‌شود كه آن دو چیز به یكدیگر نزدیك هستند و وقتی فاصلة آن دو از یكدیگر زیاد شود، گفته می‌شود كه از هم دورند. آن‌گاه پس از استعمال قرب در قرب مكانی، آن مفهوم توسعه داده شده و دربارة قرب زمانی نیز به كار می‌رود. وقتی فاصلة زمانی دو چیز به یكدیگر كم باشد، گفته می‌شود كه به هم نزدیك هستند و اگر فاصلة زمانی آن دو از یكدیگر زیاد شود، گفته می‌شود كه از هم دورند.

چیستی قرب به خداوند

1. برداشت اول از قرب الهی

مسلّماً با توجه به آنچه ما از تعالیم انبیای الهی و پیشوایان معصوممان فراگرفته‌ایم كه خداوند مجرد است و جسمانی نیست، قرب به خداوند نمی‌تواند قرب جسمانی از قبیل قرب مكانی و زمانی باشد. گرچه درك حقیقت این قرب، دشوار است، برخی در صدد تبیین آن برآمده‌اند. یكی از توجیهاتی كه در این راستا ارائه شده، این است كه گاهی در روابط انسان‌ها قرب به‌معنای جسمانی كه همان قرب مكانی و زمانی است، به كار نمی‌رود و به‌معنای قرب معنوی به كار می‌رود. آن قرب در صورتی است كه دو نفر ارتباط صمیمی و تنگاتنگی با یكدیگر دارند و اگر یكی از آن دو از دیگری درخواستی داشته باشد، به آن ترتیب اثر می‌دهد و به سبب وجود احترام و رودربایستی، درخواست‌های یكدیگر را اجابت می‌كنند. بر این اساس، وقتی كسی نزد دیگری دارای
﴿ صفحه 42 ﴾
جایگاه و احترام خاصی است، گفته می‌شود او از مقربان فلان شخصیت است. مسلّماً این قرب و نزدیكی جسمانی نیست و به‌معنای داشتن جایگاهی خاص نزد دیگران است. در مقابل، اگر به كسی بی‌مهری و بی‌اعتنایی شود، گفته می‌شود كه قرب و ارتباطی بین آن دو وجود ندارد.
اگر از قرب به خداوند سخنی به میان می‌آید، منظور نزدیكی و قرب معنوی به خداوند است و گرچه این قرب مقایسه‌شدنی با قرب روحی و معنوی جاری بین انسان‌ها نیست و ما از فهم حقیقت آن عاجزیم، بی‌شك این قرب در پی اطاعت خدا و انجام رفتاری كه مورد رضایت و خشنودی خداوند است، حاصل می‌شود و در نتیجة این قرب، عنایت و توجه خداوند به بنده جلب می‌گردد و دعا و درخواست او را اجابت می‌كند. روایت قرب النوافل كه در منابع روایی ما آمده و مورد توجه علمای بزرگ است ـ و ازجمله مرحوم شیخ ‌بهایی در كتاب اربعین و همچنین امام خمینی(رحمه الله) در كتاب چهل حدیث به شرح آن پرداخته‌اند ـ مؤید این تفسیر از قرب الهی است. در آن حدیث قدسی آمده است:

لا یَزالُ عَبْدی یَتَقَرَّبُ إلَیَّ بِالنَّوافِلِ مُخْلِصاً لی حَتّی أَ حبَّهُ فَإِذا أحْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذی یَسْمَعُ بِه وبَصَرَهُ الَّذی یُبْصِرُ بِهِ وَیَدَهُ الَّتی یَبْطِشُ بِهَا إنْ سألَنی أعْطَیْتُهُ وَإنْ اسْتَعاذَنی أعَذْتُه؛(15) «همیشه بندة من به‌وسیلة نمازهای نافله به من نزدیك می‌شود، درصورتی‌كه كاملاً به من اخلاص دارد تا اینكه او را دوست خواهم داشت. پس هرگاه او را دوست داشتم، من گوش او می‌شوم كه با آن می‌شنود و چشم او می‌گردم كه با آن می‌بیند و دست او می‌شوم كه با آن برمی‌گیرد. اگر از من چیزی بخواهد به او می‌دهم و اگر به من پناه آورد، پناهش می‌دهم».
﴿ صفحه 43 ﴾
ذیل روایت كه در آن خداوند می‌فرماید: ان سألنی اعطیته وان استعاذنی أعذته، مؤید تفسیر مزبور از قرب الهی است كه بر اساس آن با تقرب به‌سویِ خداوند، خواسته‌ها و دعاهای انسان به درگاه او به اجابت می‌رسد؛ چنان‌كه مقرب بودن نزد حاكم به این معناست كه خواسته‌هایی كه نزد سلطان عرضه می‌كند، اجابت می‌شود.