سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار سی‌و‌هشتم: نگاهی دوباره به قرب الهی

در آغاز مناجات حضرت سجاد إلَهی فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ اصْطَفَیْتَهُ لِقُرْبِكَ وَوِلایَتِكَ، وَأخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ، وَشَوَّقْتَهُ إلی لِقَائِكَ وَرَضَّیْتَهُ بِقَضائِك؛«خدایا، ما را در شمار كسانی قرار ده كه برای مقام قرب و ولایتت برگزیده‌ای و برای عشق و محبتت خالص گردانده‌ای و مشتاق لقایت ساخته‌ای و آنها را راضی به قضایت گردانیده‌ای».

چگونگی استناد مفاهیمی چون مفهوم قرب به خداوند

مفهوم قرب چون سایر مفاهیمی كه ما در گفت‌وگوهایمان به كار می‌بریم، در ابتدا برای متعلق و مصداق جسمانی وضع می‌شود. چون ما در عالم طبیعت متولد می‌شویم، در آغوش طبیعت رشد می‌كنیم، سروكارمان با محسوسات است و ادراكاتمان نیز به‌وسیلة
﴿ صفحه 40 ﴾
قوای طبیعی انجام می‌شود، درنتیجه خاستگاه اولیة مفاهیمی كه به كار می‌‌بریم، طبیعی و جسمانی است. آن‌گاه به‌تدریج و با توسعة قدرت تحلیل عقلی، ما آن مفاهیم و ادراكاتِ منطبق بر مصادیق جسمانی را از خصوصیات حسی و مادی تجرید می‌كنیم تا انطباق‌پذیر بر امور مجرد و غیرطبیعی و ازجمله انطباق‌پذیر بر خداوند متعال و صفات او شود؛ برای نمونه، ما مفهوم وجود را بر خداوند اطلاق می‌كنیم و می‌گوییم خداوند موجود است. این در حالی است كه ما هستی و وجود را از امور محسوس انتزاع و درك كردیم و پس از تجرید جنبه‌های حسی و مادی، آن را بر خداوند اطلاق می‌كنیم و می‌گوییم خداوند وجود دارد. همچنین ما صفت علم و قدرت و سایر صفات و مفاهیمی را كه انطباق‌پذیر بر خداوند هستند،‌ پس از تجرید از جنبه‌های حسی و نقص، بر خداوند اطلاق می‌كنیم. با توجه به تجریدی كه در این مفاهیم منطبق بر خداوند صورت گرفته است، متكلمان دربارة علم و قدرت خداوند می‌گویند: عالم لا كعلمنا وقادر لا كقدرتنا.
قرب الهی از شایع‌ترین اصطلاحاتی است كه در معارف اسلامی به كار رفته است. البته از این اصطلاح در سایر ادیان، حتی ادیانی كه خاستگاه توحیدی نیز نداشته‌اند، استفاده شده است؛ برای نمونه، بت‌پرست‌ها كه با این اصطلاح آشنا بودند، در توجیه پرستش بت‌ها سخنی داشتند که در این آیة شریفه نقل شده است:
ألا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلاّ لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْكُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ؛(14) «آگاه باشید، خدای راست دین پاك و ویژه، و آنان كه جز او دوستان و سرپرستانی گرفتند، [گویند:] ما آنها (بتان) را
﴿ صفحه 41 ﴾
نمی‌پرستیم مگر برای اینكه ما را به خدا نزدیك سازند؛ همانا خدا میان آنان (مشركان و موحدان) دربارة آنچه اختلاف دارند (شرك و توحید) داوری می‌كند. خدا كسی را كه دروغ‌گو و كافر و ناسپاس است، راه ننماید».
مفهوم قرب چون سایر مفاهیم از امور حسی و روابطی كه بین آنها وجود دارد، انتزاع می‌شود. وقتی فاصلة بین دو چیز اندك باشد، گفته می‌شود كه آن دو چیز به یكدیگر نزدیك هستند و وقتی فاصلة آن دو از یكدیگر زیاد شود، گفته می‌شود كه از هم دورند. آن‌گاه پس از استعمال قرب در قرب مكانی، آن مفهوم توسعه داده شده و دربارة قرب زمانی نیز به كار می‌رود. وقتی فاصلة زمانی دو چیز به یكدیگر كم باشد، گفته می‌شود كه به هم نزدیك هستند و اگر فاصلة زمانی آن دو از یكدیگر زیاد شود، گفته می‌شود كه از هم دورند.

چیستی قرب به خداوند