سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد دوم

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

طریق انس یافتن اولیای خدا با معبود خویش

آنچه گفته شد، ساده‌ترین و عمومی‌ترین راه برای توجه به خداوند و محبت ورزیدن به اوست كه بر اساس آن، انسان به نعمت‌ها و خوبی‌هایی كه خداوند در حقش روا داشته است توجه می‌كند و برای سپاس و تشكر، محبت به خداوند را در دل خویش پدید می‌آورد. اما بندگان خاص خدا تنها از طریق توجه به نعمت‌هایی كه خداوند در اختیارشان نهاده است و شناخت صفات افعالی خداوند، آن‌هم صفاتی كه انسان از منافع و مواهبشان بهره‌مند می‌شود، به خداوند توجه نمی‌یابند؛ بلكه آنان برخلاف نوع انسان‌ها كه تنها به درك بخشی از صفات افعالی كه ارتباط مستقیم با آنها دارد نائل می‌گردند، به درك ذات و صفات جمال و جلال الهی نائل آمده‌اند و پس از معرفت عمیق و لطیفشان به عظمت ذات خداوندی و كمالات نامتناهی او، بدان سبب كه خداوند كمال و جمال محض، و از هر نقصی منزه است به او عشق می‌ورزند، نه ازآن‌رو كه خداوند نعمت‌هایی را در اختیارشان نهاده است.
در محبت‌های انسانی نیز گاهی به كسی ازآن‌رو كه دارای كمالات، نبوغ، هنر و صفات ارزشمندی است، توجه می‌كنند و آن صفات و ویژگی‌ها عامل محبت ورزیدن دیگران به او می‌شود، نه خدمات و خوبی‌های او؛ مثلاً وقتی ما در كتاب‌ها می‌خوانیم كه حاتم طایی در بخشش و سخاوتمندی سرآمد بود و دارایی‌اش را به دیگران
﴿ صفحه 35 ﴾
می‌بخشید، بدو علاقه‌مند می‌شویم؛ بااینكه ما او را ندیده‌ایم و خدمت و منفعتی از او به ما نرسیده است. ازاین‌روست كه شخصیت‌های برجستة جهان، در همة ادوار تاریخی، مورد محبت و علاقة دیگران قرار می‌گیرند. نمونه و سرآمد شخصیت‌های برگزیده و الهی، امیر مؤمنان(علیه السلام) است. برخی ازآن‌رو كه آن حضرت، تجسم عدالت بود و در دوران حكومت خویش، عدالت را در عالی‌ترین سطح به اجرا درآورد و به دستگیری فقرا، یتیمان و طبقات ناتوان و مستضعف جامعه می‌پرداخت، به او عشق می‌ورزند؛ بااینكه آنان زمان آن حضرت را درك نكرد‌ه‌اند تا از نتایج عدالت‌ورزی و انفاق و خدمات عمومی ایشان بهره‌مند شوند. البته پرواضح است كه نور هدایت و ثمرات وجودی آن حضرت، جاودانه است و همواره دوستداران ایشان را بهره‌مند می‌سازد و صفات متعالی آن حضرت و ازجمله عدالت علوی كه در فرزند خلف ایشان، حضرت بقیة‌الله الاعظم4تجلی یافته است، هم‌اینك و به‌خصوص در عصر ظهور آن منجی بشر، ظهور تام خواهد یافت.
بی‌تردید محبتی كه در پیِ تفكر دربارة صفات و كمالات كسی ازجمله خداوند، در انسان پدید می‌آید، خالصانه‌تر و ارزشمند‌تر از محبتی است كه به سبب برخورداری از منافع و خدمات او به ‌وجود می‌آید؛ محبت نوع اول، پایاتر و موجب حمد و سپاس، و محبت نوع دوم، برانگیزانندة شكر است. در پرتو چنان محبت خالصانه و بی‌شائبه و بی‌توقعی، اولیای خدا به حقایق و معارف ناب و انوار الهی نائل می‌شوند.
هر اندازه معرفت انسان به خداوند افزایش یابد، محبتش به او بیشتر می‌شود. این معرفت از شناخت آن دسته افعال الهی كه ارتباط مستقیم با انسان دارد، آغاز می‌شود و سپس متوجه سایر افعال الهی می‌گردد و درنهایت به صفات جلال و جمال و رحمت عام و خاص او تعلق می‌یابد. فراتر از این مرحله، مرحلة تجریدی و انتزاعی معرفت به خدا قرار دارد كه خاص اولیا و دوستان ویژة خداوند است. صاحب چنین معرفتی،
﴿ صفحه 36 ﴾
استقلالی برای غیرخدا قایل نیست و اشیای جهان را عین ربط، عین اضافه و نشانة خداوند می‌داند. این معرفت كه برگرفته از معرفت قرآنی است، مختص خاتم‌الانبیا(صلى الله علیه وآله) و اولیای الهی است و تنها پیامبر و كسانی كه آنها را تربیت می‌كند به فهم این حقیقت ناب نائل می‌آیند و همة مشهودات و موجودات را آیت خدا مشاهده می‌كنند و تنها او را می‌بینند. در پرتو این معرفت، موجودی كه محض كمال و وجود است، لایق دل ‌بستن و دوست داشتن می‌باشد و آن‌گاه پرتوهای آن محبت به مظاهر و تجلیات وجودی آن اصیل و قائم‌به‌ذات، تسری می‌یابند.

نصاب محبت به خداوند

تعلق محبت ما به هر چیز و هركس به ‌سبب وجود كمال خوشایند ما در اوست، و اگر بدانیم كه صد مرتبه از آن كمال در موجود دیگری تحقق یافته است، به همان میزان، محبت ما به موجود دوم نسبت به موجود اول افزایش می‌یابد. فرض كنید در شرایط نامناسب اقتصادی كه دست انسان خالی است و برای تأمین هزینه‌های زندگی، نظیر پرداخت بدهی یا تأمین هزینة درمانش، سخت نیازمند كمك دیگران است، اگر كسی بی‌منت و ازسرِ احسان، پولی در اختیار انسان قرار دهد كه نیازهای او را تدارك كند، انسان شدیداً به او علاقه‌مند می‌شود و از صمیم دل به او محبت پیدا می‌كند. اگر كسی چندین برابر آن هدیه و كمك را در اختیار انسان قرار دهد، علاقه و محبت انسان به او شدیدتر خواهد بود و به همین نسبت هرچه خدمت و احسان دیگران بیشتر شود، محبت ما به آنان نیز افزایش می‌یابد. مایة تأسف است كه محبت بسیاری از مردم به خداوند ضعیف است و در حدی نیست كه بر محبت به دیگران برتری یابد. نصابی كه قرآن برای محبت به خداوند در نظر گرفته، برتری و غلبه داشتن آن بر محبت به دیگران است، تا آنكه محبت به دیگران، مانع اطاعت از خداوند نشود. البته هرچه محبت ما به خداوند از
﴿ صفحه 37 ﴾
این نصاب فراتر رود، فضیلت و ارزش بیشتری را برای ما در پی خواهد داشت. طبیعی است كسانی چون زن و فرزند كه محبوب ما هستند، توقعاتی از ما دارند؛ مثلاً زن از شوهر خود می‌خواهد كه فلان لباس یا فلان خانه را برایش تهیه كند یا او را به فلان مهمانی ببرد. گاهی این درخواست‌ها با تكلیف شرعی انسان تزاحم دارند و انجامشان متوقف بر مخالفت با تكلیف الهی و ارتكاب حرام است. ازاین‌رو انسان بر سر دوراهی تأمین خواستة نزدیكانش و انجام تكالیف الزامی الهی قرار می‌گیرد. چه‌بسا زن، شوهرش را تهدید می‌كند كه اگر خواستة او را انجام ندهد از او جدا می‌شود كه با عملی شدن این تهدید، زندگی خانوادگی مرد متلاشی می‌گردد و تأمین آن خواسته متوقف بر آن است كه شوهر از راه نامشروع پولی فراهم كند و صرف تأمین خواستة همسرش گرداند؛ یا در شرایط خاص بر انسان واجب می‌شود كه روانة جبهة جنگ با دشمنان خدا گردد و نزدیكانش به این امر رضایت نمی‌دهند؛ درنتیجه خواستة خداوند و تكلیف شرعی با خواستة دیگران تزاحم دارد و در این صورت اگر محبت به نزدیكان بر محبت به خداوند غلبه یافت، انسان با تكلیف الهی مخالفت می‌ورزد و مشمول عقوبت او می‌شود. با توجه به اینكه غلبه داشتن محبت به خداوند بر محبت دیگران الزامی است، چه اینكه اگر محبت وی بر محبت به دیگران غلبه داشت، انسان در شرایط ویژه و در مقام تزاحم، فرمان او را بر خواستة دیگران ترجیح می‌دهد و شانه از زیر بار اطاعتش خالی نمی‌كند، خداوند در مقام تهدید مسلمانان می‌فرماید:
قُلْ إِنْ كَانَ آبَاؤُكُمْ وأَ بْنَاؤُكُمْ وَإِخْوَانُكُمْ وأَ زْوَاجُكُمْ وَعَشِیرَتُكُمْ وأَ مْوَالٌ اقْتَرَفْتُمُوهَا و َتِجَارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسَادَهَا وَمَسَاكِنُ تَرْضَوْنَهَا أ حَبَّ إِلَیْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَاد فِی سَبِیلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى یَأْتِیَ اللَّهُ بِأمْرِهِ وَاللَّهُ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْفَاسِقِین؛(12)
﴿ صفحه 38 ﴾
«بگو: اگر پدرانتان و پسرانتان و برادرانتان و همسرانتان و خویشاوندانتان و مال‌هایی كه به دست آورده‌اید و بازرگانی‌ای كه از بی‌رونقی آن می‌ترسید و خانه‌هایی كه به آنها دل‌خوشید، به نزد شما از خدا و پیامبر او و جهاد در راهش دوست‌داشتنی‌ترند، پس منتظر باشید تا خدا فرمان خویش را بیاورد (كاری كه می‌خواهد بكند)، و خدا، مردم نافرمان را راه ننماید».
اكثر مؤمنان نمی‌توانند دلشان را از محبت به غیرخدا تهی سازند، منتها محبت آنان به او بر محبت دیگران غلبه دارد و بر این اساس در آیة شریفه كه نصاب محبت به خداوند را بیان می‌كند و خداوند می‌فرماید: ،(13) محبت مؤمنان به غیرخدا نیز محرز گرفته شده است؛ ولی محبت مؤمن به خدا بر محبت او به غیرخدا غلبه دارد و درنتیجه در مقام تعارض و تزاحم، مؤمن از فرمان خداوند سرپیچی نمی‌كند و خواست خدا را به خواست غیر او ترجیح می‌دهد.
﴿ صفحه 39 ﴾

گفتار سی‌و‌هشتم: نگاهی دوباره به قرب الهی

در آغاز مناجات حضرت سجاد إلَهی فَاجْعَلْنَا مِمَّنْ اصْطَفَیْتَهُ لِقُرْبِكَ وَوِلایَتِكَ، وَأخْلَصْتَهُ لِوُدِّكَ وَمَحَبَّتِكَ، وَشَوَّقْتَهُ إلی لِقَائِكَ وَرَضَّیْتَهُ بِقَضائِك؛«خدایا، ما را در شمار كسانی قرار ده كه برای مقام قرب و ولایتت برگزیده‌ای و برای عشق و محبتت خالص گردانده‌ای و مشتاق لقایت ساخته‌ای و آنها را راضی به قضایت گردانیده‌ای».