سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

کتب

اخلاق در قرآن...................................... 246
ارشاد القلوب.... 49, 265, 318, 524, 535
اسرار الصلوه......................................... 236
اصول کافی........ 30, 50, 61, 81, 91, 94, 126, 129, 241, 263, 269, 278, 301, 331, 342, 381, 393, 399, 428, 460, 509
اقبال الاعمال......................................... 330
اقرب الموارد......................................... 216
الامالی (شیخ مفید)............................... 311
التحقیق فی کلمات القرآن........... 202, 245
الحکم الزاهره........................................ 427
المیزان فی تفسیر القرآن..... 50, 241, 246, 274, 297, 325, 452, 518
بحار الانوار........ 28, 37, 48, 51, 57, 71, 80, 90, 91, 92, 100, 109, 114, 119, 163, 171, 180, 187, 212, 219, 233, 240, 264, 266, 279, 324, 334, 346, 355, 379, 418, 434, 441, 466, 471, 523, 535, 536, 543
تفسیر فی ظلال القرآن.......................... 374
تفسیر قمی................................... 223, 225
تفسیر نمونه........................ 121, 297, 375
تفسیر نور الثقلین................. 23, 123, 289
جامع السعادات..................................... 111
جواهر الکلام......................................... 430
روان‌شناسی شرم و گناه.......................... 99
صحیفه سجادیه.................. 239, 404, 537
صحیفه نور............................................ 485
غرر الحکم و درر الکلم............... 142, 147
فضائل الاشهر الثلاثه................................ 25
قاموس قرآن................................... 21, 202
مجمع البیان........................................... 332
محجه البیضاء....................... 68, 119, 534
مستدرک الوسائل......... 26, 50, 105, 219, 312, 541
معانی الاخبار........................................ 189
مفاتیح الجنان.......... 25, 34, 48, 55, 107, 118, 123, 191, 232, 238, 265, 286, 291, 340, 350, 390, 406, 480, 485, 531, 539
مفردات الفاظ القرآن............ 63, 111, 202
نقد و بررسی مکاتب اخلاقی............... 366
نهج البلاغه......... 33, 72, 102, 145, 159, 186, 268, 269, 273, 310, 313, 336, 448, 471, 480
وسائل الشیعه...... 25, 90, 264, 384, 477, 526

پاورقی

1. سیدعلی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج7، ص27.
2. مجادله (58)، 9.
3. همان، 12.
4. حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج7، ص299.
5. مجادله (58)، 14.
6 . مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
7. حرّ‌عاملی، وسائل الشیعه، ج1، ابواب احکام الخلوه، باب7، ص311، ح820.
8. شیخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه، ص109.
9. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج5، ص207.
10. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج93، باب13، ص162، ح42.
11. همان، ج74، باب2، ص30، ح6.
12. همان، ج82، باب61، ص143، ح26.
13. کلینی، کافی، ج1، باب المستأکل بعلمه والمباهی به، ص46، ح4.
14. اعراف (7)، 142.
15. نور (24)، 37.
16. نهج البلاغه، خطبه222.
17. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
18. اعراف (7)، 143.
19. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج77، باب2، ص23، ح6.
20. آل عمران (3)، 77.
21. محمدباقر مجلسی، همان، ص24.
22. بقره (2)، 152.
23. مائده (5)، 119.
24. فجر (89)، 27ـ30.
25. محمد‌باقرمجلسی، همان، ص28، 29.
26. نحل (16)، 18.
27. به عنوان نمونه خداوند درباره حضرت موسی(ع) می‌فرماید: فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنْبِک...؛ «پس صبر کن که وعده خدا حق است و برای گناهت آمرزش بخواه» (مؤمن، 55). همچنین خدا درباره پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید: فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِک وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ...؛ «پس بدان که هیچ معبودی جز خدا نیست، و برای گناه خویش و برای مردان و زنان باایمان آمرزش بخواه» (محمد، 19).
28. مجلسی، بحار الانوار، ج7، باب8، ص232، ح3.
29. مفاتیح ‌الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
30. محمد (47)، همان.
31. دیلمی، ارشاد ‌القلوب، ج1، باب22، ص93.
32. کلینی، اصول کافی، ج2، ص502، ح3.
33. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج11، باب51، ص389، ح 25.
34. فتح (48)، 1، 2.
35. مرحوم علامه طباطبایی تناسبی بین فتح حاصل از صلح حدیبیه و آمرزش گناهان و نیز تعلیل آن فتح به مغفرت نمی‌یابند و «ذنب» در آیه را به معنای گناه اصطلاحی و مخالفت با تکلیف مولوی الاهی نمی‌دانند و همچنین معتقدند که «مغفرت» در آیه به معنای معروفش که عبارت از ترک عذاب در مقابل مخالفت تکلیف الاهی است نمی‌باشد و از موارد استعمال کلمه «ذنب» در لغت استفاده می‌شود که عبارت است از عملی که آثار و تبعات ناگواری دارد و «مغفرت» نیز در لغت عبارت است از پرده افکندن بر روی هر چیز. بر این اساس مراد از کلمه «ذنب» در آیه آثار خطرناکی است که از ناحیه کفار و مشرکان متوجه دعوت رسول خدا(ص) گردید و مغفرت خدا نسبت به آن حضرت عبارت است از پوشاندن آن عواقب و آثار خطرناک و از بین بردن مجازات‌ها و عقوبت‌هایی است که مشرکان درصدد اعمال آنها بودند (علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج18،ص253. 254).
36. مجلسی، بحار الانوار، ج6، باب3، ص182.
37. همان، ج25، باب6، ص205، ح16.
38. مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه‌ ثمالی
39. اسراء (17)، 71.
40. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج79، باب1، ص193.
41. همان، ج12، باب11، ص380، ح1.
42. همان، ج14، باب2، ص24، ح3.
43. ص(38)،22ـ24.
44. محمدباقر مجلسی، همان، ج14، باب2، ص21، ح1.
45. ص(38)، 25ـ26.
46. کلینی، اصول کافی، ج1، ص197، ح2.
47. نساء (4)، 79.
48. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص169.
49. نور (24)، 31.
50. تحریم (66)، 8.
51. نساء (4)، 17.
52. کلینی، اصول کافی، ج2، ص430.
53. فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج7، ص5.
54. مرحوم فیض کاشانی درباره علاج تسویف می‌گوید: علاج تسویف اندیشه در این است که بیشترین ناله اهل جهنم ناشی از تسویف و به تأخیر افکندن توبه در دنیاست، چون تسویف‌کننده و کسی که کارش را به آینده حواله می‌دهد، به آینده‌ای امید بسته که ممکن است آن را درک نکند و اگر او باقی بماند و فردا را درک کند، چنان‌که امروز عزمی بر ترک گناه نداشت، فردا نیز چنین عزمی نخواهد داشت. آیا عجز و ناتوانی او بر ترک گناه به جهت تسلط شهوت بر او نیست که این شهوت فردا نیز او را رها نمی‌کند، بلکه با تکرار و عادت به گناه قوی‌تر و راسخ‌تر می‌گردد؟ [و در نتیجه مبارزه با آن دشوارتر می‌‌شود]... مثل تسویف کننده مثل کسی است که ناچار است درختی را از زمین بر‌کند، اما چون آن‌ را آن‌سان قوی می‌یابد که تنها با زحمت فراوان از زمین خارج می‌گردد، پیش خود می‌گوید سالی دیگر این درخت را از زمین خارج خواهم ساخت؛ در‌حالی‌که نیک می‌داند که درخت هرچند باقی بماند راسخ‌تر و تنومند‌تر می‌گردد و او هرچند بر عمرش افزوده گردد، ضعیف‌تر و ناتوان‌تر می‌شود. پس حماقتی در دنیا بزرگ‌تر و افزون‌تر از حماقت او نیست (فیض کاشانی، همان، ص101).
55. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج70، باب45، ص64، ح1.
56. نهج البلاغه، حکمت77.
57. طه (20)،50.
58. نحل (16)،36.
. 59آل عمران (3)، 179.
60. انعام (6)، 83.
61. ابراهیم (4)، 14.
62. مجادله (58)، 15.
63. بینه (98)، 7.
64. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج77، باب2، ص23، ح6.
65. آل‌عمران (3)، 77.
66. فرقان (25)، 70.
67. کلینی، اصول کافی، ج2، باب التوبه، ص435، ح10.
68. قیامت (75)، 22ـ23.
69. مطففین (83)، 14.
70. آل عمران (3)، 30.
71. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج27، باب 3، ص136، ح 135.
72. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج4، باب6، ص25، ح6.
73. کلینی، اصول کافی، ج3، ص242، ح3.
74. حمیدبن‌مسلم نقل می‌کند که وقتی سیدالشهدا علیه السلام بر روی زمین افتاده بود و بر اثر انبوه جراحات توان حرکت نداشت و عده‌ای از سپاه عمر سعد، از جمله شمر ملعون با هر وسیله‌ای که در اختیار داشتند به بدن مجروح آن حضرت حمله می‌کردند و سنان‌بن‌انس ملعون نیزه در سینه آن حضرت و سپس در گلوی آن حضرت فرو برد و شمر نزدیک شد تا سر از بدن آن حضرت جدا کند، زینب سراسیمه به‌سوی قتلگاه آمد و فرمود: ای کاش آسمان به زمین فرو می‌افتاد، ای عمر سعد، آیا اباعبدالله علیه السلام کشته می‌شود و تو [ایستاده‌ای و] به او می‌نگری؟ ناگاه اشک چشم عمر سعد بر روی صورتش جاری شد و او صورتش را از زینب برگرداند (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج45، باب37، ص55).
75. همان، ج21، باب 107، ص120ـ121، ح 28.
76. همان، ج49، باب 11، ص123، ح4.
77. کلینی، اصول کافی، ج1، ص33، ح 8.
78. برخی از روان‌شناسان غربی با نگرش منفی به احساس شرم می‌نگارند: احساس شرم به علت جلب توجه و در برابر دید و مورد انتقاد دیگران قرار گرفتن است. احساسی است که تجربه آن بر این پایه قرار گرفته است که خویشتن را در هر موردی بی‌ارزش و نالایق جلوه دهیم (جین میدلتون موز، روان‌شناسی شرم و گناه، ترجمه شهلا ارژنگ، ص28).
79. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج102، باب54، ص56، ح11.
80. زمر (39)، 53.
81. نهج البلاغه، خطبه 65.
82. همان، حکمت 417.
83. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج11، باب41، ص339، ح14.
84. اعراف (7)، 26.
85. آل عمران (3)، 169.
86. مفاتیح الجنان، مناجات شعبانیه.
87. بقره (2)، 7.
88. نحل (16)، 108.
89. بقره (2)، 74.
90. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج73، باب 137، ص361، ح 88.
91. مطففین (83)، 14.
92. زمر (39)، 53.
93. راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص827.
94. محمدمهدی نراقی، جامع السعادات، ج3، ص88.
95. مجلسی، بحار الانوار، ج69، باب37، ص292، ح23.
96. مجادله (58)، 14.
97. غافر (40)، 60.
98. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
99. نساء (4)، 32.
100. زمر(39)، 53.
101. مولی محسن فیض کاشانی، المحجه البیضاء، ج8، ص62.
102. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج41، باب20، ص40، ح73.
103. گروه نویسندگان، تفسیر نمونه، ج22، ص541ـ542.
104. حجر (15)، 85.
105. حویزی، نورالثقلین، ج4، ص32.
106. مفاتیح الجنان، مناجات امیر مؤمنان(علیه السلام) در مسجد کوفه.
107. کلینی، اصول کافی، ج2، ص439، ح9.
108. همان، ص437، ح1.
109. تحریم (66)، 8.
110. کلینی، اصول کافی، ج2، ص440، ح1.
111. نمل (27)، 62.
112. انعام (6)، 17.
113. توبه (9)، 78.
114. یوسف (12)، 53.
115. قیامت (75)، 1، 2.
116. فجر (89)، 27ـ30.
117. در اینجا منظور از عقل، عقل عملی است که به‌وسیله آن بایدها و نبایدهای اخلاقی و فقهی و حقوقی، یعنی آنچه مربوط به حکمت عملی است ادراک می‌شود، در مقابل عقل نظری که به‌وسیله آن بودها و نبودها و هست و نیست‌هایی که مربوط به طبیعیات، ریاضیات، منطق و الهیات و به‌طورکلی حکمت نظری است ادراک می‌شود.
118. توبه (9)، 72.
119. کلینی، اصول کافی، ج 1، ص157، ح 3.
120. آمدی، غرر الحکم، ص234.
121. همان، ص237.
122. همان، ص236.
123. همان، ص360.
124. نهج‌ البلاغه، خطبه 42.
125. معارج (70)، 19ـ21.
126. آمدی، غرر الحکم، ص460.
127. همان، ص266.
128. همان، ص194.
129. شمس (91)، 7، 8.
130. اعلی (87)، 18.
131. بقره (2)، 201.
132. رعد (13)، 3.
133. اعراف (7)، 169.
134. نمل (27)، 66.
135. انعام (6)، 112.
136. کهف (18)، 50.
137. نهج ‌البلاغه، خطبه 192.
138. وَإِنَّ یَوْمًا عِندَ رَبِّک کأَلْفِ سَنَه مِّمَّا تَعُدُّونَ؛ «و همانا یک روز نزد پروردگار تو چون هزار سال است از آنچه می‌شمارید». (حج، 47).
139. اعراف (7)، 27.
140. همان، 12.
141. بقره (2)، 124.
142. مجلسی، بحار الانوار، ج2، باب32، ص262، ح5.
143. ص(38)، 82، 83.
144. اسراء (17)، 62.
145. اعراف (7)، 38.
146. ابراهیم (14)، 22.
147. نحل (16)، 100.
148. حجر (15)، 39.
149. بقره (2)، 268.
150. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج70، باب 45، ص64، ح1.
151. فاطر (35)، 6.
152. ناس (114)، 4، 5.
153. اعراف (7)، 32.
154. همان، 33.
155. حج (22)، 46.
156. اعراف (7)، 179.
157. بقره (2)، 10.
158. صف (61)، 5.
159. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج73، باب137، ص368، ح88.
160. مطففین (83)، 14.
161. بقره (2)، 6، 7.
162. غافر (40)، 35.
163. جاثیه (45)، 23.
164. آل عمران (3)، 159.
165. انفال (8)، 2.
166. بقره (2)، 74.
167. توبه (9)، 45.
168. نهج‌ البلاغه، خطبه 87.
169. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج73، باب137، ص354، ح60.
170. محمدبن‌یعقوب کلینی، اصول کافی، ج2، ص290، ح6.
171. مائده (5)، 83.
172. شیخ صدوق، معانی الاخبار، ص21.
173. یس (36)، 82.
174. مفاتیح الجنان.
175. آل عمران (3)، 26.
176. بقره (2)، 102.
177. این واژگان گرچه به نوعی مترادف هستند، اما بااین‌حال تفاوت‌هایی با واژه «خوف» دارند. تفاوت واژه «خوف» با «خشیت» در ادامه مباحث حضرت استاد بررسی خواهد شد. اما تفاوت واژه «خوف» و «رهبت» در این است که در رهبت استمرار و طولانی بودن خوف منظور گردیده است (حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج3، ص16) و «رهبت» به معنای ترس همراه با اضطراب و پرهیز از متعلق ترس است (راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص366) «وجل» گرچه به معنای خوف به کار رفته اما به معنای اضطراب است که لازمه خوف به حساب می‌آید (حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن، ج13، ص43) اما «اشفاق» عنایتی است آمیخته به خوف که چون با «من» متعدی شود معنای خوف در آن آشکارتر می‌شود و چون با «فی» متعدی شود، معنای اعتنا در آن آشکارتر است و طبرسی گفته است که اشفاق خوف از وقوع مکروه با احتمال عدم وقوع آن است (علی‌اکبر قرشی، قاموس قرآن، ج4، ص57).
178. فاطر (35)، 24.
179. یس (36)، 8 ـ11.
180. زمر (39)، 45.
181. نازعات (79)، 40ـ41.
182. نور (24)، 36ـ37.
183. طه (20)، 125ـ126.
184. روم (30)، 41.
185. شوری (42)، 30.
186. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج94، باب40، ص239، ح9.
187. توبه (9)، 72.
188. آل عمران (3)، 190ـ191.
189. فاطر (35)، 18.
190. حجر(15)، 14ـ15.
191. سعید الخوری الشرتوتی، اقرب الموارد، ج1، ص277.
192. رعد (13)، 13.
193. حشر (59)، 21.
194. اعراف (7)، 143.
195. محدث نوری، مستدرک الوسائل،‌ ج1، باب47، ص355، ح4213.
196. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج43، باب16، ص339، ح13.
197. آل عمران (3)، 145.
198. یونس (10)، 100.
199. فرقان (25)، 3.
200. سبأ (34)، 7ـ8.
201. قلم (68)، 17ـ29.
202. علی‌‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر، ج2، ص382.
203. بقره (2)، 143.
204. علی‌بن‌ابراهیم قمی، تفسیر، ج2، ص381ـ382.
205. همان، ج1، ص248.
206. اعراف (7)، 175ـ176.
207. مفاتیح‌ الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
208. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج68، باب15، ص16، ح20.
209. میرزاجواد ملکی تبریزی، اسرار الصلوه، ص199.
210. اعراف (7)، 179.
211. شعراء (26)، 80.
212. مفاتیح ‌الجنان.
213. صحیفه سجادیه، دعای شانزدهم.
214. محمدباقر مجلسی،‌ بحار الانوار، ج46، باب5، ص80، ح75.
215. قیامت (75)، 22ـ23.
216. محمدحسین طباطبایی، المیزان، ج20، ص117.
217. محمدبن‌یعقوب کلینی، اصول کافی، ج1، ص98، ح6.
218. حسن مصطفوی، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج4، ص84.
219. محمدتقی مصباح یزدی، اخلاق در قرآن، ج1، ص399.
220. عادیات (100)، 8. با توجه به سیاق آیات این سوره، مفسران و مترجمان قرآن خیر را به معنای مال دانسته‌اند و در نتیجه از این آیه ویژگی منفی مال‌دوستی را استفاده کرده‌اند. اما چنان‌که حضرت استاد از آن واژه مطلق خیر را استفاده کرده‌اند، مرحوم علامه طباطبایی? نیز بعید نمی‌دانند که مراد از «خیر» تنها «مال» نباشد و به معنای مطلق خیر باشد و آیه شریفه می‌فرماید که حب خیر فطری هر انسانی است و به این جهت وقتی زینت و مال دنیا را خیر خود پنداشت، قهراً دلش مجذوب آن می‌شود و این شیفتگی یاد خدا را از دلش می‌‌‌برد و در مقام شکرگزاری او برنمی‌آید (علامه طباطبایی، المیزان، ج20، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ص799).
221. نجم (53)، 26.
222. محمد (47)، 15.
223. زمر (39)، 73.
224. توبه (9)، 72.
225. انعام (6)، 160.
226. بقره (2)، 261.
227. هود (11)، 119.
228. توبه (9)، 41.
229. همان، 123.
230. انعام (6)، 42.
231. اعراف (7)، 94.
232. انعام (6)، 43‌ـ 44.
233. آل‌عمران (3)، 178.
234. همان، 196‌ـ 198.
235. کلینی، کافی، ج2، ص71، ح11.
236. همان، ح13.
237. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج1، باب 9، ص62، ح 134.
238. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 41، باب 101، ص14، ح 4.
239. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
240. ابی‌محمدالحسن الدیلمی، ارشاد القلوب، ج 1، ص83.
241. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 102، باب 57، ص164، ح 6.
242. همان، ج 25، باب 9، ص336، ح 16.
243. نهج البلاغه، حکمت 150.
244. کلینی، کافی، ج 2، ص68، ح 6.
245. نهج البلاغه، خطبه 160.
246. بقره (2)، 111.
247. نهج البلاغه، خطبه 42.
248. بقره (2)، 216.
249. عادیات (100)، 8.
250. علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی، ج20، ص799.
251. توبه (9)، 120.
252. کلینی، کافی، ج 7، ص266، ح 8.
253. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 93، باب 16، ص303، ح 39.
254. یس (36)، 81‌-82.
255. آل عمران (3)، 190‌ـ192.
256. مفاتیح الجنان، اعمال شب قدر.
257. بقره (2)، 153.
258. مائده (5)، 54.
259. حویزی، تفسیر نور الثقلین، ج 2، ص252‌ـ253، ح 247، 248 و 250.
260. مائده (5)، 119.
261. فجر (89)، 27‌ـ30.
262. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
263. یوسف (12)، 106.
264. اسراء (17)، 1.
265. نور (24)، 37.
266. فرقان (25)، 74.
267. علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه سیدمحمدباقر موسوی ‌همدانی، ج14، ص523.
268. این احتمال از سوی برخی از مفسران نیز مطرح گردیده است. ر.ک: جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج 14، ص41.
269. یونس (10)،‌62.
270. معارج (70)، 19‌ـ21.
271. حدید (57)، 22‌ـ23.
272. کلینی، اصول کافی، ج 2، ص58، ح 7.
273. حج (22)، ‌46.
274. بقره (2)، 6‌ـ7.
275. زخرف (43)، 36.
276. طه (20)، ‌124‌ـ126.
277. زمر (39)، 45.
278. کهف (18)، 23‌ـ24.
279. یونس ‌(10)، 92.
280. نهج البلاغه، خطبه 203.
281. همان، خطبه 113.
282. شیخ مفید، امالی، ترجمه حسین استاد ولی، ص55.
283. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 12، باب 15، ص230، ح 6.
284. نهج البلاغه، خ 42.
285. مؤمنون (23)، 99‌، 100.
286. مدثر (74)، 48.
287. عبس (80)، 34‌ـ 36.
288. دیلمی، ارشاد القلوب، ص194.
289. نور (24)، 35.
290. بقره (2)، 260.
291. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 14، باب 18، ص233، ح 2.
292. علامه طباطبایی، المیزان، ج2، ترجمه آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی، ص516‌ـ517.
293. اعراف (7)، 56.
294. انعام (6)، 12.
295. انعام (6)، 75.
296. روم (30)، 38‌، 39.
297. لیل (92)، 17‌ـ 21.
298. بقره (2)، 115.
299. سیدبن‌‌طاووس، اقبال الاعمال، ص467.
300. کلینی، کافی، ج 2، ص72، ح 3.
301. همان، ح4.
302. زمر (39)، 3.
303. فضل‌بن‌حسن طبرسی، مجمع البیان، ج 8، ص761.
304. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج 77، باب 2، ص29، ح6.
305. نهج البلاغه، خطبه 1.
306. مفاتیح الجنان، دعای بعد از زیارت امام رضا(علیهم السلام).
307. کلینی، کافی، ج 2، ص438، ح 4.
308. طه (20)، 17‌ـ 18.
309. یونس (10)، 18.
310. مجلسی، بحار الانوار، ج 8، باب 21، ص30.
311. غافر (40)، 16.
312. نبأ (78)، 38.
313 بقره (2)، 255.
314. انبیاء (21)، 28.
315. مفاتیح الجنان، دعای کمیل.
316. مجلسی، بحار الانوار، ج 6، باب 20، ص38‌ـ 39‌، ح 67.
317. توبه (9)، 6.
318. آل عمران (3)، 185.
319. همان (3)، 164.
320. بقره(2)، 264.
321. محمدتقی مصباح یزدی، نقد و بررسی مکاتب اخلاقی، ص73.
322. همان، ص325ـ327.
323. همان، ص339.
324. انسان (76)، 3.
325. نحل (16)، 78.
326. انفال (8)، 26.

327. بقره (2)، 185.
328. آل‌عمران (3)، 123.
329. نساء (4)، 79.
330. آل‌عمران (3)، 26.
331. نور (24)، 43.
332. سید قطب، تفسیر فی ظلال القرآن، ج4، ‌ص2522.
333. جمعی از نویسندگان، تفسیر نمونه، ج14، ص504ـ505.
334. ق (50)، 9ـ11.
335. عبس (80)، 24ـ32.
336. نحل (16)، 108.
337. حجر (15)، 3.
338. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج77، باب2، ص27، ح6.
339. نساء (4)، 10.
340. کلینی، کافی، ج1، ص34، ح1.
341. فاطر (35)، 30 و 34؛ شوری (42)، 23؛ تغابن (62)، 17.
342. بقره (2)، 158؛ نساء (4)، 147.
343. اسراء (17)، 19.
344. انسان (76)، 22.
345. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج18، ص329ـ330، ح23783.
346. بقره (2)، 245.
347. بقره (2)، 110.
348. آل‌عمران (3)، 30.
349. نساء (4)، 10.
350. توبه (9)، 111.
351. صف (61)، 10ـ11.
352. مفاتیح‌ الجنان، دعای کمیل.
353. ابراهیم (14)، 7.
354. شعراء (26)، 79ـ80.
355. قصص (28)، 78.
356. کلینی، کافی، ج1، ص401، ح2.
357. انعام (6)، 59.
358. یونس (10)، 61.
359. کلینی، کافی، ج2، ص98، ح25.
360. مفاتیح‌ الجنان، دعای جوشن صغیر.
361. مائده (5)، 83.
362. ابراهیم (14)، 34.
363. لقمان (31)، 20.
364. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج67، باب7، ص147، ح1.
365. همان، ج71، باب61، ص52، ح77.
366. بقره (2)، 174.
367. نساء (4)، 10.
368. حجرات (49)، 12.
369. علی‌رضا صابری یزدی، الحکم الزاهره، ص140ـ141، ح724.
370. کلینی، کافی، ج2، ص610، ح1.
371. همان، ح 3.
372. صافات (37)، 6.
373. انسان (76)، 21.
374. توبه (9)، 34-35.
375. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج71، باب61، ص52، ح77.
376. ابراهیم (14)، 7.
377. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج100، باب14، ص295، ح20.
378. اعراف (7)، 201.
379. زخرف (43)، 36.
380. طه (20)، 124ـ 126.
381. زمر (39)، 45.
382. کهف (18)، 36.
383. جاثیه (45)، 32.
384. قیامت (75)، 1ـ6.
385. حجر (15)، 10ـ15.
386. نهج‌ البلاغه، خطبه192.
387. اعراف (7)، 175ـ 176.
388. یس (36)، 82.
389. ر.ک: علامه طباطبایی، المیزان، ترجمه محمدباقر موسوی همدانی، ج17، ص180ـ181.
390. مائده (5)، 15ـ16.
391. وانّهم عندنا لمن المصطفین الاخیار؛ «و آنان [ابراهیم و اسحاق و یعقوب و...] در پیشگاه ما همانا از برگزیدگان و خوبان‌اند» (ص، 47).
392. نحل (16)، 96.
393. طه (20)، 73.
394. اعلی (87)، 17.
395. کلینی، اصول کافی، ج1، ص403، ح 1.
396. نور (24)، 40.
397. کهف (18)، 103ـ104.
398. شوری (42)، 53.
399. هود (11)، 123.
400. علق (96)، 8.
401. حجر (15)، 21.
402. سجده (32)، 5.
403. تَعْرُجُ الْمَلائِکه وَالرُّوحُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِینَ أَلْفَ سَنَه؛ «فرشتگان و روح در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است به‌سوی او بالا می‌روند» (معارج، 4).
404. انشقاق (84)، 6.
405. زمر (39)، 3.
406. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج77، باب 2، ص27، ح6.
407. نجم (53)، 43.
408. نهج‌ البلاغه، حکمت 77.
409. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج41، باب 101، ص17، ح10.
410. واژه «بدار» و «مبادرت» در جایی مطرح می‌گردد که چند کار فراروی انسان باشد و او یک کار را برگزیند و با جدیت در صدد انجام آن برآید و سایر کارها را کنار زند.
411. «مسارعت» که از باب «مفاعله» است، بر مفهومی فراتر از سرعت گرفتن و بر مسابقه و تلاش بر سبقت گرفتن از یکدیگر دلالت دارد.
412. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 7، باب5، ص32، ح 8634.
413. انبیاء (21)، 28.
414. نهج‌ البلاغه، حکمت 126.
415. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
416. امام خمینی، صحیفه نور، ج 13، ص32.
417. رعد (13)، 35.
418. زخرف (43)، 70ـ73.
419. توبه (9)، 72.
420. توبه (9)، 24.
421. لقمان (31)، 14.
422. روم (30)، 21.
423. بقره (2)، 6ـ7.
424. مائده (5)، 51.
425. عنکبوت (29)، 65.
426. کلینی، کافی، ج2، ص84، ح5.
427. «همت» در اینجا به معنای «همت» در فارسی که با پسوند «بلند» و «پست» ذکر می‌گردد نیست، بلکه به معنای علاقه و میل و عزم و اراده است.
428. «واله» و «وله» به مرتبه‌ای از محبت اطلاق می‌شود که موجب سرگردانی و تحیّر است و بالاتر از این مرتبه و مرحله «هِیام» است که بر عاشقی اطلاق می‌شود که دیوانه‌وار و مجنون‌صفت در پی معشوق می‌دود و عشق آتشین او را سرگشته کوی معشوق می‌کند
429. نساء (4)، 136.
430. علامه طباطبایی، المیزان، ج5، ص111ـ112.
431. بقره (2)، 165ـ.166.
432. توبه (9)، 24.
433. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج70، باب 43، ص25، ح25.
434. حسن الدیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص161.
435. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج10، باب8، ص152، ح13087.
436. مفاتیح الجنان، دعای عرفه.
437. حدیث قدسی، حدیثی است که معنا و مضمون آن به‌وسیله وحی، الهام و یا در خواب به قلب پیامبر خدا القا می‌شود و آن پیامبر با بیان و لفظ خود آن‌ را از خداوند نقل می‌کند. اما آیات قرآن هم لفظ و هم معنای آنها از سوی خداوند به حضرت پیامبر(صلی الله علیه و آله) وحی شده است و پیامبر(صلی الله علیه و آله) تنها نقش واسطه در ابلاغ آن پیام الاهی به مردم را دارد.
438. مولی محسن فیض کاشانی، المحجه البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج8، ص62.
439. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج7، باب73، ص23، ح23.
440. دیلمی، ارشاد القلوب، ج1، ص171.
441. روم(30)، 47.
442. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج13، باب11، ص329ـ330، ح7.
443. الصحیفه السجادیه الجامعه، دعای بعد از نماز شب، ص173ـ174.
444. آل‌عمران(3) ، 190.
445. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه.
446. بقره (2)، 222.
447. صف (61)، 4.
448. محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج12، باب101، ص173، ح13810.
449. محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج14، باب3، ص38، ح16.
450. ابراهیم (14)، 34.