سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

اوج نجوای روح شیدایی بنده واصل با معبود خویش

بخش پایانی مناجات با مغازله و معاشقه، آمیخته است، و حضرت در نجوای رمزگون خود از خداوند می‌خواهند که ایشان را در سلک پیش‌گامان طریق کمال و قرب خویش قرار دهد. بلکه منزلت و مقامی فراتر از آنان به ایشان عنایت کند و بیش از دیگران آن حضرت را به‌مراتب عالی محبت و عرفان خویش نایل گرداند. آن‌گاه برای اینکه حال خود نسبت به معشوق و معبود را بیان کنند، پرده از راز دل شیدایی و اسیر جلوات رحمانی می‌گشایند و می‌فرمایند، خدایا همت(427) و علاقه و توجه من تنها به تو جلب
﴿ صفحه 513 ﴾
گشته است و من تنها به تو رغبت دارم. گاهی انسان اصالتا به چیزی علاقه‌مند است و علاقه او به لوازم و مقدمات آن چیز فرعی و به تبع علاقه به آن چیز است. اما گاهی علاقه و توجه انسان به کسی یا چیزی چنان شدت می‌یابد که سراسر دل انسان را فرا می‌گیرد و همه توجه انسان منحصر در محبوب می‌شود و محبت و توجه به غیر در شعاع محبت به محبوب خواهد بود. بدین معنا که سوای محبوب، حتی به‌عنوان تابع محبوب که محبت به او به تبع محبت به محبوب باشد مطرح نیست، بلکه محبت و توجه انسان یک‌پارچه متوجه محبوب است و آن‌گاه شعاع محبت محبوب به مقربان به محبوب می‌تابد و آنان نیز در شعاع محبت به محبوب قرار می‌گیرند.
ما در زندگی به امور گوناگونی توجه و اهتمام داریم و چنان نیست که علاقه و توجه ما متمرکز بر یک چیز گردد. اما حضرت در بیان خود که جنبه تعلیمی برای دیگران نیز دارد می‌فرمایند: خدایا، اهتمام و توجه من منحصر در تو گشته است. یعنی آن حضرت به مرتبه‌ای از تعالی و کمال و تقرب به خداوند نایل گشته‌اند که غیرمعبود نمی‌تواند برای ایشان جلوه‌گری داشته باشد و دل ایشان را به خویش جلب کند، و با توجه به این مرتبه از تعالی و کمال است که از خداوند می‌خواهند که سهم ایشان از معرفت و محبت خود را بیش از دیگران قرار دهد.
خداوندا، تو مراد و خواسته من هستی و اراده من فقط به تو تعلق گرفته است، نه به چیز دیگر، و به هوای کوی تو و عشق جوار تو و تنها برای تو به شب‌زنده‌داری می‌پردازم و چنان نیست که طمع بهشت و یا ترس از جهنم مرا به عبادت و بندگی وادارد و انگیزه‌ای جز تو و نیل به مقام قربت برای بندگی، عبادت و نجوای شبانه ندارم. خداوندا، روشنی چشم من در دیدار و ملاقات توست و با دیدار تو به آرامش ابدی دست می‌یابم.
خداوندا، وصال تو آرزوی دل من است و آرزو دارم به مقامی از قرب و وصال تو
﴿ صفحه 514 ﴾
برسم که دیگر هیچ واسطه‌ای بین من و تو نباشد. خداوندا، شوق و اشتیاق من به‌سوی توست نه چیز دیگر و من واله(428)، سرگشته، شیدا و دل‌باخته محبت توام. خداوندا، رضای تو مطلوب من است و مقصود من عشق‌ورزی به تو و تلاش‌هایم برای کسب رضایت و خشنودی توست. خداوندا، قرب و دیدار تو نهایت آرزو و خواسته من است و راز و نیاز با تو دل‌خوشی و آرامش‌بخش دل من است و من جز آن، دل‌خوشی دیگری ندارم. خداوندا، دوای درد من نزد توست و تنها تو می‌توانی آتش درونم را خاموش کنی و غصه و اندوهم را فرونشانی.
در پایان مناجات حضرت می‌فرمایند:
خداوندا، در هنگام تنهایی و روی‌گردانی از دیگران تو انیس و همدم من باش، و خطاها و لغزش‌هایم را ببخش، و توبه‌ام را بپذیر، و دعاهایم را اجابت کن. خداوندا، مرا از گناه حفظ کن و مصون بدار تا خود را بدان نیالایم. خدایا، مرا از خودت دور نساز، تو همه‌کس و همه‌چیز و بهشت من و دنیا و آخرت من هستی.
﴿ صفحه 515 ﴾

گفتار سی و پنجم: (اهمیت و جایگاه محبت(1))

گستره محبت و مراتب آن در آموزه‌های دینی

مفهوم محوری و کلیدی مناجات المریدین، مفهوم محبت است که با واژگانی چون «حب»، «وُدّ»، «صبابت»، «همّت»، «رغبت»، «وصل»، «شوق»، «وله»، «هوی» مطرح گردید. در زبان فارسی، به‌جز واژگان «محبت» و «عشق» که هر دو از زبان عربی به زبان فارسی راه یافته‌اند، واژگانی چون «مهرورزی»، «دل‌بستگی»، «دلدادگی»، «شیفتگی» و «شیدایی» دلالت بر محبت و دوستی دارند و هریک از آن واژگان مرتبه‌ای از دوستی را می‌رسانند. اما در زبان عربی، حدود بیست واژه برای «محبت» وضع شده‌اند و نُه واژه در همین مناجات مطرح گردیده که هریک مرتبه‌ای از محبت را می‌رساند و واژه «محبت» لفظ عام و جامع آن مراتب است. چنان‌که واژه «دوستی» در زبان فارسی، لفظ عام و جامع واژگانی است که هریک مرتبه‌ای از دوستی را می‌رساند. در بسیاری از دعاها و مناجات‌های دیگر، مفهوم محبت و مراتب آن مورد توجه قرار گرفته است، چنان‌که در مناجات المطیعین با تعابیری ادبی به محبت و مراتب آن پرداخته شده است؛ از جمله حضرت فرمودند: وَاَوْرِدْنا حِیاضَ حُبِّک، وَاَذِقْنا حَلاوَه وُدِّک وَ قُرْبِک؛ «ما را بر جویبارهای محبتت وارد ساز و شیرینی دوستی و مقام قربت را به ما بچشان».
﴿ صفحه 516 ﴾
در طلیعه مناجات المحبین که در جلسات آینده بدان خواهیم پرداخت می‌فرمایند: اِلهى مَنْ ذَا الَّذى ذاقَ حَلاوَه مَحَبَّتِک فَرامَ مِنْک بَدَلاً؛ «خدایا، کیست که شیرینی محبتت را چشید و جز تو کسی را برگزید؟»
یا در همـان مناجات، حضرت به مرتبه‌ای از محبت که «هیام» نام گرفته است ـ و حاکی از عالی‌ترین مرتبه محبت و حالتی از عشق و محبت آتشین است که عاشق چون دیوانگان سرگشته محبوب و معشوق می‌گردد‌ـ اشاره دارند و می‌فرمایند: وَهَیَّمْتَ قَلْبَهُ لِإِرادَتِک، وَاجْتَبَیْتَهُ لِمُشاهَدَتِک؛ «و قلب او را سرگشته و دل‌باخته محبت خود قراردادی و برای مشاهده خویش برگزیدی».