سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مهر و محبت زن و شوهر به یکدیگر جلوه‌ای از مهر الاهی

یکی دیگر از نمودها و مظاهر محبت خداوند، محبت و مودت زن و شوهر به یکدیگر است که خداوند درباره آن می‌فرماید:
﴿ صفحه 500 ﴾
وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکم مَّوَدَّه وَرَحْمَه إِنَّ فِی ذَلِک لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکرُونَ؛(422) «و از نشانه‌های او این است که برای شما از [جنس] خودتان همسرانی بیافرید تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد، هرآینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه‌ها و عبرت‌هاست».
محبت بین دو همسر نشانه‌ای از محبت الاهی و تدبیر الاهی است برای اینکه کانون خانواده از مودت، مهربانی و آرامش سرشار گردد و از این طریق، هم نسل انسان‌ها تداوم یابد و هم صفا و صمیمت بین آنان نهادینه شود و بستر شکوفایی استعدادها فراهم آید. چه اینکه در محیط آکنده از صمیمیت و محبت و برخوردار از آرامش، آسایش و امنیتْ ظرفیت‌های نهفته انسان‌ها به بار می‌نشیند و استعدادها شکوفا می‌گردد. وجود این محبت بین زن و شوهر که ودیعه‌ای الاهی در فطرت انسان است خود ابزاری برای توجه به محبت و عنایت خداوند به بندگان است و نباید در کنار درک چنین محبتی که عامل اساسی تداوم زندگی و بقای نسل انسان است، از محبت و لطف بی‌کران معبود مهرآفرین غافل گردیم که رشحه‌ای از محبت او باعث گردید دو انسان بیگانه‌ از هم، با عقد و پیوند زناشویی سرشار از محبت به یکدیگر گردند. همچنین محبت دوستان به یکدیگر، محبت جاری بین معلم و شاگرد و سایر محبت‌ها و عواطفی که بین انسان‌ها برقرار است و همگی خاستگاه فطری دارند، ضمن آنکه تدبیرهای الاهی برای حفظ روابط بین انسان‌هاست، ابزاری برای توجه به مبدأ رحمت، محبت و عطوفت و تدبیرهای خداوند برای جذب انسان‌ها به‌سوی خویش است.

تدبیرهای پی‌درپی خداوند برای جذب انسان‌های غافل

صد افسوس که انسان از این تدبیرهای خداوند غافل است و توجه به نعمت‌ها و
﴿ صفحه 501 ﴾
محبت‌های رایج بین انسان‌ها او را متوجه منعم و مبدأ رحمت و محبت بی‌کران نمی‌سازد. او خیلی هنر داشته باشد به تکریم پدر و مادر و کسانی که به او محبت و توجه دارند می‌پردازد و بدان‌ها احترام می‌گذارد، اما از خداوندی که دل‌ها را به یکدیگر مهربان ساخته است و همه محبت‌های انسانی قطره‌ای از محبت بی‌کران او به‌حساب نمی‌آید غافل است. گاهی کار به جایی می‌رسد که نه فقط بر استفاده از نعمت‌های الاهی متوقف می‌ماند و نقش ابزاری آنها را فراموش می‌کند و از طریق بهره‌بری از آنها جذب خداوند و رحمت بی‌کران او نمی‌گردد، بلکه از یاد و ذکر خداوند فراری می‌گردد و حالت رمیدگی و دل‌زدگی از یاد خدا به او دست می‌دهد و از مجلسی که در آن از خدا و بندگی و اطاعت او سخن به میان می‌آید می‌گریزد و در مجلسی شرکت می‌کند که در آن فرصت‌ بهره‌مندی از لذت‌جویی‌های مادی فراهم است. (تازه اگر در آن مجلس لذت‌های حلال و مشروع مورد استفاده قرار گیرد که در این صورت حرجی بر او نیست و اگر حریم احکام الاهی را بشکند و مرتکب حرام گردد و خود را به لذت‌های حرام مشغول سازد باید مورد سرزنش و مذمت قرار گیرد). اما خداوند این بندگان غافل و رمیده از یاد خود را به خود وانمی‌گذارد و اگر آیات رحمت و عطوفت الاهی آنان را متوجه خداوند نساخت، تدبیرها و راه‌های دیگری را پیش روی آن بندگان غافل قرار می‌دهد تا آنان جذب رحمت الاهی گردند و از لطف بی‌کران خداوند در حق خویش بهره‌مند شوند. البته مادام که انسان‌ها بر پیمان بندگی خود با خداوند باقی هستند و چراغ ایمان کاملاً در دلشان بی‌فروغ نگشته مشمول رحمت و محبت خداوند هستند و خداوند با تدبیرهای خود غفلت را از دل آنان می‌زداید و آنان را متوجه الطاف و رحمت بی‌کران خود می‌سازد. اما اگر نور ایمان از دلشان برتافت و جای آن را کفر و عناد با خداوند گرفت و به دشمنی با خداوند و اولیای او پرداختند، مشمول غضب و خشم الاهی می‌گردند و در مرحله اول خداوند بر دل و دیدگان آنها
﴿ صفحه 502 ﴾
مهر می‌نهد تا راه هدایت را نجویند و کماکان در مسیر ضلالت و گمراهی و سقوط در منجلاب عصیان و کفر غوطه‌ور گردند، تا بدین‌سان عقوبت آنان در دنیا رقم خورد؛ در آخرت نیز عذاب و قهر الاهی گریبان آنها را می‌گیرد. خداوند درباره این کفرپیشگان برتافته از حق می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَه وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ؛(423) «کسانی که کافر شدند برایشان یکسان است که آنان را بیم دهی و یا بیم ندهی، آنان ایمان نمی‌آورند. خداوند بر دل‌هاشان و گوش‌هاشان مُهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‌ای است و آنان را عذابی است بزرگ».
آری، خداوند بندگان غافل خود را به حال خود رها نمی‌کند و عنایت و رحمت بی‌کران خود را از آنان دریغ نمی‌دارد. آنان که فریفته زیبایی‌ها و جلوه‌های دنیا شده‌اند و فریب وسوسه‌های شیطانی را خورده‌اند، بر این باورند که پست و مقام و محبوب گشتن نزد مردمْ مهم و ارزشمند است و ازاین‌روی می‌کوشند که نزد مردم موقعیتی به ‌هم ‌زنند؛ غافل از آنکه انسان باید نزد کسی محبوب و عزیز گردد که مالک و همه‌کاره هستی است نه نزد کسانی که مانند خود او فقیر و تهیدست‌اند. وقتی که ارائه آثار لطف و رحمت الاهی و مظاهر جلال و جمال الاهی آنان را جذب رحمت بی‌کران الاهی نکرد و آنان کماکان در توجه به مظاهر دنیا و کام‌جویی از لذت‌های دنیا غوطه‌ور ماندند، به امر و اراده خدا آنان در همان راه انحرافی و غلطی که در پیش گرفته‌اند باقی می‌مانند، تا در نهایت به بن‌بست برسند و سرشان به سنگ بخورد؛ و چون نهایت دنیاپرستی و انحراف از مسیر حق بن‌بست است و هیچ راهی
﴿ صفحه 503 ﴾
جز راه حق انسان را به‌مقصود نمی‌رساند. شاید بتوان آیات مربوط به ضلالت غافلان از یاد حق و حرمان آنان از هدایت الاهی را بر این راه که خداوند در پیش ‌روی غافلان نهاده تا در نهایت آنان را متوجه رحمت خود کند حمل کرد. مثلاً وقتی خداوند در قرآن می‌فرماید: إِنَّ اللّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظّالِمِینَ(424) منظور از هدایت در فرموده خداوند، هدایت عام الاهی نیست، چون مؤمن و کافر و همه بندگان از هدایت عام الاهی برخوردارند، بلکه منظور هدایت خاص الاهی است و در پی این حرمان از هدایت خاص الاهی، افراد به بن‌بست می‌رسند و راهی را فراروی خود نمی‌یابند و درمی‌یابند که مسیر باطلی را پیموده‌اند و عمری را در گمراهی سپری ساخته‌اند. در پی این تدبیر الاهی که غافلان به مرز ناامیدی، سرخوردگی و به بن‌بست می‌رسند و احساس می‌کنند که دری به روی آنان گشوده نیست و کسی نیست که آنان را راه نماید، بر اثر نور ایمانی که هنوز در دل آن غافلان باقی مانده و در اوج اضطرار و ناامیدی آنان از اسباب و وسایل مادی، خداوند به آنان پناه می‌دهد و با کمک و مدد خویش آنان را از نابودی و هلاکت ابدی می‌رهاند و آنان را متوجه خویش می‌کند. خداوند در ترسیم این تدبیر الاهی می‌فرماید: فَإِذَا رَکبُوا فِی الْفُلْک دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذَا هُمْ یُشْرِکونَ؛(425) «و چون در کشتی سوار شوند خدای را با اخلاص بخوانند، و چون آنان را به‌سوی خشکی رساند و نجاتشان داد، بناگاه شرک می‌ورزند».
شاید مثلی که خداوند در آیه شریفه بدان اشاره کرده است محسوس‌ترین و عینی‌ترین تجربه‌ای است که انسان در زندگی با آن روبه‌رو می‌گردد. چنان‌که وقتی گروهی سوار بر کشتی در وسط اقیانوس با امواج کوه‌پیکر مواجه می‌گردند و کشتی
﴿ صفحه 504 ﴾
غرق می‌گردد و آنان هیچ وسیله‌ای را برای رهایی خود نمی‌یابند، بناگاه به خداوند توجه پیدا می‌کنند و از او یاری می‌خواهند، در زندگی برای هر‌کسی صحنه‌هایی پیش می‌آید که انسان در اوج گرفتاری، از همه‌کس و همه‌چیز ناامید می‌گردد و کسی را نمی‌یابد که به او کمک کند و در اوج ناامیدی و درماندگی، ناگاه به خداوند توجه می‌یابد و بارقه امید و رهایی از گرفتاری و مشکلات در دل او می‌تابد. خداوند به‌وسیله این تدبیر مؤثر بندگان خود را که راه‌های دیگر به رویشان مسدود گردیده، به‌سوی خود جذب می‌کند و رحمت بی‌کران خود را به آنان می‌نمایاند.
خلق را با تو بد و بدخو کند تا تو را ناچار رو آن سو کند
آری، گاهی خداوند شرایطی را پیش می‌آورد که انسان به هر راهی که برود و هر دری را بکوبد ناامید گردد و در انتهای راه و در اوج ناامیدی و سرخوردگی فریاد «یا الله» سرمی‌دهد و از خداوند می‌خواهد که او را دریابد. در آن شرایط، او سخت محتاج رحمت و لطف خداست و خیلی خوب لذت لطف و عنایت خدا را درک می‌کند. چنان‌که وقتی انسان سخت تشنه شده است، طعم آب گوارا را درک می‌کند و از نوشیدن آن لذت می‌برد. یا وقتی که سخت گرسنه گردیده، مزه غذای خوش‌گوار را احساس می‌کند و از خوردن آن لذت می‌برد. همچنین وقتی سخت نیازمند محبت گردیده، لذت نوازش دست محبت‌آفرین را می‌فهمد و قدر آغوش مهر و عطوفت را می‌شناسد. کودک در شرایط عادی که پیوسته مهر و محبت مادر بر او می‌بارد و رنج حرمان از محبت را نچشیده و پیوسته مادر دست بر سر او می‌کشد، آن‌سان که باید لذت محبت را درک نمی‌کند. به‌خصوص کودکانی که بازیگوش و نافرمان‌اند و لوس بار آمده‌اند که هرچه بیشتر مورد نوازش مادر قرار گیرند، جسورتر و بی‌پرواتر می‌گردند. اما وقتی آن کودک مورد بی‌اعتنایی قرار گرفت و به هرکس رو انداخت توجهی به او نکرد و سرخورده گردید، قدر محبت را می‌شناسد و لذت دست
﴿ صفحه 505 ﴾
نوازشگری که بر سر او کشیده می‌شود خوب می‌فهمد. مرحوم علامه طباطبایی(رضوان الله علیه) به نقل از مرحوم آیت‌الله قاضی طباطبایی(رضوان الله علیه) می‌فرمودند: گاهی خداوند بنده‌ای را سال‌ها به فقر یا بیماری و سختی مبتلا می‌کند تا یک «یا الله» بگوید. پس این توجه به خدا و نورانیتی که به دنبال آن در انسان پدید می‌آید به‌قدری ارزشمند و مفید است که می‌ارزد انسان سال‌ها متحمل سختی، رنج و گرفتاری گردد و پس از آنکه از همه‌چیز و همه‌کس ناامید شد، این توجه به لطف و رحمت الاهی در دل او پدید آید.
﴿ صفحه 507 ﴾

گفتار سی و چهارم: (مراتب قرب الاهی و الگوهای خداجویان)