سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

اسباب و عوامل توجه به خداوند

خداوند دو دسته عوامل و وسایل را برای توجه دادن غافلان به مظاهر جمال و جلال خود فراهم ساخته است: دسته اول، عوامل و اسباب تشریعی هستند که نزول کتاب‌های آسمانی و از جمله قرآن و ارسال پیامبران در شمار این عوامل جای می‌گیرند.
دسته دوم عوامل و اسباب تکوینی هستند که این طیف از عوامل از چنان تنوع و گستردگی برخوردارند که شاید نتوان همه آنها را شناخت و شمرد. البته به مدد راهنمایی‌های قرآن کریم و کلمات اهل‌بیت(علیهم السلام) می‌توان شناخت محدودی از این عوامل به ‌دست آورد و به دسته‌بندی انواع و گونه‌هایی از تدبیرهای الهی برای متوجه ساختن بندگان به خویش پرداخت. یکی از آن تدبیرهای الاهی، رشحات و جلوه‌های لطف و رحمت او است که در درون حیوانات و انسان‌ها قرار داده و در پرتو آن، عواطف و مودت بین آنها شکل می‌گیرد. اگر انسان در دام خودپرستی و غرور نیفتد و توجه افراطی به لذت‌های دنیوی دل او را نمیراند و از دلی بیدار و خالی از قساوت و وجدانی آگاه برخوردار باشد، وجود آن عواطف و محبت‌ها او را به مبدأ رحمت و
﴿ صفحه 498 ﴾
رأفت الاهی رهنمون می‌سازد و به این حقیقت پی ‌می‌برد که خداوند چسان بندگانش را دوست می‌دارد که دل آنها را کانون محبت و مهرورزی به یکدیگر قرار داده است.
ناب‌ترین، بی‌شائبه‌ترین، خالصانه‌ترین و عمیق‌ترین آن عواطف، عاطفه و محبت پدر و مادر به فرزند خویش و به‌خصوص محبت و عاطفه مادر به فرزند است که اگر کسی ادعا کند فقدان آن محبت و عاطفه در مادر نسبت به فرزند خویش، انقراض نسل انسان را در پی دارد، سخنی به گزاف نگفته است. وجود آن مهر و محبت ابزار و وسیله‌ای برای درک و شناخت محدود رحمت و رأفت بی‌نهایت خداوند است که در پرتو محبت به مخلوقات و بندگان خویش، رشحه‌ای از محبت خویش را در دل بندگان و مخلوقات و به‌خصوص در دل مادران و پدران قرار داده تا از این طریق شادمانی و شادکامی آنان برقرار بماند و نیازهای حیاتی عاطفی و روحی تامین شود. بی‌تردید تفکر و تأمل در مهر و عطوفت پدر و مادر به فرزند خویش انسان را به مهر و محبت بی‌کران الاهی و در نتیجه شکرگزاری از درگاه آن معبود بی‌همتا رهنمون می‌سازد.

چرایی توصیه به قدردانی از پدر و مادر و خداوند در کلام خدا

با توجه به طریقیت محبت پدر و مادر برای شناخت محبت الاهی و نعمت‌های بی‌کران اوست که خداوند قدردانی و شکرگزاری از خود را در ردیف شکرگزاری از پدر و مادر قرار می‌دهد و همگان را به آن دو فرمان می‌دهد و می‌فرماید:
وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ أَنِ اشْکرْ لِی وَلِوَالِدَیْک إِلَیَّ الْمَصِیرُ؛(421) «و انسان را درباره پدر و مادرش سفارش کردیم؛ مادرش او را با ناتوانی روی ناتوانی حمل کرد [به‌هنگام بارداری هر روز رنج و ناراحتی تازه‌ای را متحمل می‌شد] و پس از دو
﴿ صفحه 499 ﴾
سال از شیر بازگرفته می‌شود. [به او سفارش کردیم] که شکرگزار من و مادرت باش که بازگشت [همه] به‌سوی من است».
سرّ تربیتی سفارش به شکرگزاری از پدر و مادر در کنار شکرگزاری از خداوند در آیه شریفه این است که اگر انسان قدر نعمت پدر و مادر را نداند و از آنها غافل گردد و به سپاسگزاری از پدر و مادری که همیشه در کنار او بوده‌اند و او را از خدمت‌ها و محبت‌های خود برخوردار ساخته‌اند نپردازد، ناسپاس بار می‌آید و از دیگران و نیز سایر نعمت‌هایی که در اختیار او قرار می‌گیرد سپاسگزاری نمی‌کند. توجه به عواطف و محبت‌های پدر و مادر وسیله و ابزاری است برای شناخت محبت خداوند به انسان. توجه به لطف و محبت معبودی که رشحه‌ای از دریای بی‌کران محبت خود را در دل مادر قرار داده که در پرتو آن حاضر است هستی خود را فدای فرزند خود کند. حال اگر ما همه محبت‌های مادران عالم از بدو پیدایش انسان تا پایان جهان را بر روی هم گرد آوریم به‌اندازه قطره‌ای از دریای بی‌کران محبت خدا نیز به‌حساب نمی‌آید. حال آیا سزد که انسان در قبال نعمت‌ها و محبت‌های چنین خدایی ناسپاسی کند و شانه از زیر بار بندگی او خالی کند؟ مادری که اندکی از محبت خدا در دلش راه یافته وقتی فرزندش کار ناشایستی مرتکب می‌شود، به‌خصوص اگر خطا و لغزش او از روی عناد نباشد و ناشی از غفلت باشد، او را از خود نمی‌راند و در آن حال نیز مهر و محبتش را از او دریغ نمی‌دارد و او را به‌سوی خود جذب می‌کند؛ آیا متصور است که خداوند بندگان غافل را از خویش براند و لطف و محبت خود را از آنان دریغ کند؟

مهر و محبت زن و شوهر به یکدیگر جلوه‌ای از مهر الاهی

یکی دیگر از نمودها و مظاهر محبت خداوند، محبت و مودت زن و شوهر به یکدیگر است که خداوند درباره آن می‌فرماید:
﴿ صفحه 500 ﴾
وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکم مِّنْ أَنفُسِکمْ أَزْوَاجًا لِّتَسْکنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکم مَّوَدَّه وَرَحْمَه إِنَّ فِی ذَلِک لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکرُونَ؛(422) «و از نشانه‌های او این است که برای شما از [جنس] خودتان همسرانی بیافرید تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد، هرآینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانه‌ها و عبرت‌هاست».
محبت بین دو همسر نشانه‌ای از محبت الاهی و تدبیر الاهی است برای اینکه کانون خانواده از مودت، مهربانی و آرامش سرشار گردد و از این طریق، هم نسل انسان‌ها تداوم یابد و هم صفا و صمیمت بین آنان نهادینه شود و بستر شکوفایی استعدادها فراهم آید. چه اینکه در محیط آکنده از صمیمیت و محبت و برخوردار از آرامش، آسایش و امنیتْ ظرفیت‌های نهفته انسان‌ها به بار می‌نشیند و استعدادها شکوفا می‌گردد. وجود این محبت بین زن و شوهر که ودیعه‌ای الاهی در فطرت انسان است خود ابزاری برای توجه به محبت و عنایت خداوند به بندگان است و نباید در کنار درک چنین محبتی که عامل اساسی تداوم زندگی و بقای نسل انسان است، از محبت و لطف بی‌کران معبود مهرآفرین غافل گردیم که رشحه‌ای از محبت او باعث گردید دو انسان بیگانه‌ از هم، با عقد و پیوند زناشویی سرشار از محبت به یکدیگر گردند. همچنین محبت دوستان به یکدیگر، محبت جاری بین معلم و شاگرد و سایر محبت‌ها و عواطفی که بین انسان‌ها برقرار است و همگی خاستگاه فطری دارند، ضمن آنکه تدبیرهای الاهی برای حفظ روابط بین انسان‌هاست، ابزاری برای توجه به مبدأ رحمت، محبت و عطوفت و تدبیرهای خداوند برای جذب انسان‌ها به‌سوی خویش است.