سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار سی و سوم: (تصویری از عنایات و توجهات خداوند به بندگان خویش)

مروری بر مطالب پیشین

از بررسی فرازهای پیشین مناجات المریدین به دست آمد که فراتر از هدف‌هایی که عموم مردم در مناجات‌ها و دعاهای خود در پی رسیدن به آنها هستند، هدفی والاتر به نام قرب به خداوند متعال وجود دارد که اولیاء و دوستان خاص خدا در صدد دستیابی به آن هستند. عموم مردم در آرزوی رسیدن به منافع و شادکامی‌هایی در آخرت هستند که نمونه آنها را در دنیا درک کرده‌اند و چشیده‌اند و درخواست رهایی از عذاب‌ها و رنج‌هایی در آخرت را دارند که در دنیا نیز به نوعی از آنها احتراز می‌جویند. آنان برای رسیدن به ثواب و نعمت‌های بهشتی و نجات از عقاب الاهی و عذاب جهنم به انجام تکالیف و وظایف خویش مبادرت می‌ورزند و از اینکه هدفی فراتر از آنها به نام قرب الاهی وجود دارد که از مطلوبیت ذاتی برخوردار می‌باشد غافل هستند. در این راستا، حضرت در مناجات خود به معرفی خداجویانی می‌پردازند که اراده رسیدن به قرب الاهی را دارند و برای رسیدن به این هدف متعالی و از بین راه‌های گوناگونی که برای دستیابی به آن وجود دارد، از خداوند می‌خواهند که راه کوتاه‌تر و کم‌خطرتر را به آنان بنماید، تا زودتر به هدف غایی خویش دست یابند. سومین نکته‌ای که در مناجات
﴿ صفحه 494 ﴾
حضرت بدان پرداخته شده است، نیاز به الگو و پیش‌گام جهت سیر و سلوک و پیمودن مسیر پرخطر و پرفراز و نشیب تعالی و تکامل است. چه اینکه در هر حرکتی به‌خصوص در سیر و حرکت معنوی، وجود الگو نقش اساسی در موفقیت انسان دارد و اگر انسان در سیر و حرکت خود از رفیقی شایسته و آشنای به مسیر نیل به معبود برخوردار باشد، با سرعت و اطمینان بیشتری راه را می‌پیماید. بر این اساس، حضرت به معرفی اوصاف پیش‌گامان مسیر سیر و سلوک و نیل به قرب الاهی پرداختند.

نقش توجه به کرم و رحمت الاهی در افزایش انگیزه بندگی

نکته چهارم که مد نظر حضرت قرار گرفته، شناسایی توجه و عنایتی است که حضرت معبود به سالک راه خویش دارد. چه اینکه پس از شناسایی طریق و مقصد و همراهان راه قرب الاهی، اگر انسان بداند که چسان خداوند به او عنایت و توجه دارد و مشتاق تقرب بنده به خویش است، عزم سالک بر پیمودن طریق قرب الی الله افزون‌تر و راسخ‌تر می‌گردد و بر این اساس، حضرت در تبیین این نکته فرمودند:
فَیا مَنْ هُوَ عَلَى الْمُقْبِلینَ عَلَیْهِ مُقْبِلٌ، وَبِالْعَطْفِ عَلَیْهِمْ عآئِدٌ مُفْضِلٌ، وَبِالْغافِلینَ عَنْ ذِکرِهِ رَحیمٌ رَؤُفٌ، وَبِجَذْبِهِمْ اِلى بابِهِ وَدُودٌ عَطُوفٌ؛ «ای خدایی که به آنان که رو به‌سوی تو آرند اقبال و توجه می‌کنی و با فضل و احسان بی‌کرانت آنان را به‌سوی خود می‌کشی و جذب می‌کنی و با غافلان از یاد خود رئوف و مهربان هستی و با عاطفه و لطف و جذبه محبتت آنان را به درگاهت می‌کشانی».
در این فراز از مناجات، لطف، عنایت، فضل و احسان خداوند به بندگان مطیع و فرمان‌بردار خویش و رحمت و رأفت وی در حق غافلان به‌عنوان صفات ویژه خداوند مورد توجه قرار گرفته است. ذکر این ویژگی‌ها ازآن‌روست که اگر انسان با کسی سخن
﴿ صفحه 495 ﴾
گوید که اعتنایی به او ندارد، سخت آزرده‌خاطر می‌گردد. اما اگر بداند کسی که مخاطب سخنان او قرار گرفته، به او عنایت و توجه دارد و علاوه بر آن، او را مورد لطف خویش قرار می‌دهد و حتی مهر و رحمت خود را از غافلان و کسانی که از درگاه وی روی برتافته‌اند دریغ نمی‌ورزد و مقدمات و وسایل جذب و توجه آنان به خویش را فراهم می‌آورد، اراده و انگیزه مضاعفی برای توجه و گفت‌وگوی با چنان مخاطبی در او پدید می‌آید. شناخت و آگاهی به عنایت و توجه خداوند به بندگان، زمینه درک تجلیات صفات جلال و جمال الاهی را فراهم می‌آورد و نقش مؤثری در شتاب یافتن حرکت انسان به‌سوی خدا و رسیدن به قرب الاهی ایفا می‌کند.
برای درک معانی بلند مربوط به ساحت الهی و از جمله عنایت و لطف او در حق بندگان، ما ناچاریم مطلب را در سطح نازل‌تر و در سطح روابط بین افراد عادی تنزل دهیم تا از رهگذر تبیین نمونه‌های قابل فهم، به‌تدریج امکان فهم مفاهیم و نمونه‌های متعالی‌تر و لطیف‌تر را در خود فراهم آوریم. ازاین‌روی، چنین می‌نگاریم: اگر انسان بخواهد با کسی ارتباط برقرار کند، خواه انگیزه او استفاده از مال و علم او باشد و یا انگیزه او بسترسازی برای رسیدن به جاه و مقام باشد و یا انگیزه او انس یافتن و ایجاد صمیمیت و دوستی بین خود و او باشد، باید کاری کند که توجه طرف را معطوف به خود سازد. مثلا اگر دانش‌آموز و یا دانشجویی می‌خواهد که نظر استاد را به خود جلب کند تا بیشتر از محضر او استفاده کند، باید حرکت و رفتاری را از خود بروز دهد تا استاد را علاقه‌مند به خود سازد. گاهی انسان با برخوردهای اولیه می‌تواند توجه طرف مقابل را به خود معطوف سازد، که در این صورت کار را برای خود آسان ساخته است و زود به نتیجه خوشایند خود دست خواهد یافت. اما گاهی انسان سال‌ها تلاش می‌کند تا توجه کسی را به خود جلب کند. مثلا جوانی خواهان ازدواج با دختری است و برای جلب نظر آن دختر و خانواده‌اش مدت‌ها تلاش می‌کند و حتی دیگران را واسطه قرار
﴿ صفحه 496 ﴾
می‌دهد و سعی می‌کند که تقاضا‌ها و خواسته‌های آنان را انجام دهد، تا در نتیجه به مطلوب خود دست یابد.
در سایر امور دنیایی نیز مواردی یافت می‌شود که انسان پس از تلاش و صرف وقت فراوان موفق به جلب نظر دیگران و رسیدن به خواسته خود می‌گردد. اما عظمت عنایت و لطف خداوند در حق انسان چنان است که به مجرد ارتباط یافتن با او و توجه یافتن به آن معبود بی‌همتا، انسان را مشمول توجه و عنایت خود می‌سازد و هیچ فاصله‌ای بین انسان و او وجود ندارد و به‌راحتی انسان می‌تواند به خلوت انس او بار یابد و از سوی خدا مانعی برای بندگان فراهم نمی‌آید، و فقط، خودخواهی‌ها، هواهای نفسانی و وسوسه‌های شیطانی است که انسان را از ارتباط با خداوند محروم می‌سازد، و اگر انسان بر رها کردن این موانع توفیق یابد، می‌تواند با خداوند ارتباط برقرار کند و به دنبال آن، عنایت و لطف بی‌نهایت خداوند را متوجه خود سازد.
آیا ارزش و افتخاری بالاتر از این می‌توانیم برای خود تصور کنیم که خداوند خودش ما را به‌سوی بزرگ‌ترین سرمایه وجودی که همان سعادت ابدی و قرب به خویش است فرا می‌خواند و ما را به نزدیک‌ترین راه وصول به این هدف متعالی رهنمون می‌سازد و موانع دستیابی به آن ‌را از فرارویمان برمی‌دارد؟ برای اغلب مردم درک مقام قرب الاهی و انس با خدا دشوار است و اگر انسان با زحمت و خودسازی و البته با توفیق الاهی توانست به درک این مقام و عظمت آن دست یابد و آن را به‌مثابه بالاترین و نهایی‌ترین هدف خود بشناسد و آن‌گاه آن ‌را با اهداف دنیوی مقایسه کند، درمی‌یابد که انسان برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که صدها سال زحمت کشد و وقت صرف کند؛ زحمت و تلاشی که عملاً از او ساخته نیست. پس همچنان‌که انسان برای رسیدن به مقاصد دنیوی تلاش می‌کند و هرچه آن مقصد بزرگ‌تر باشد، تلاش او گسترش می‌یابد، برای رسیدن به این هدف متعالی و ارزنده اخروی نیز باید تلاش
﴿ صفحه 497 ﴾
فراوان داشته باشد و جا دارد که انسان عمر خود را صرف رسیدن به این هدف متعالی کند. اما خداوند به‌قدری رئوف، مهربان و بنده‌نواز است و ارتباط و توجه بندگان به خویش را دوست دارد و در پی آن است که به هر بهانه‌ای چتر رحمت خود را بر سر بندگان خود بگستراند که به محض توجه بنده به او و با کمترین زحمتی که بنده برای ارتباط با خدا متحمل می‌گردد، توجه و عنایت خود را معطوف به آن بنده می‌سازد و او را در کمند احسان، انعام و فضل بی‌کران خود قرار می‌دهد. بالاتر از آن، بندگان غافلی را که جاذبه‌های دنیا، هواهای نفسانی، جاه‌طلبی‌ها و وسوسه‌های شیطانی آنان را از یاد خدا غافل ساخته است، نیز از رحمت و رأفت او محروم نمی‌سازد.