سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

راهکار پیدایش حالت خشیت در برابر خدا

البته ما نمی‌توانیم به مرتبه معرفت حضرات معصومین(علیهم السلام) نایل گردیم، اما باید وقتی را به تفکر درباره عظمت خداوند و حقارت و کوچکی خویش اختصاص دهیم. به گذشته خود بنگریم، هنگامی که کودکی ناتوان بودیم و قدرت دفاع از خویش را نداشتیم. به اینکه ما زمانی نطفه حقیر و ناچیزی بودیم که خداوند مجال رشد و نمو آن‌ را فراهم آورد و به اراده الاهی آن نطفه به نوزادی تبدیل گردید و آن نوزاد مراحل رشد را یکی پس از دیگری از سر گذراند و اکنون انسانی توانمند گردیده و همه آنچه در اختیار اوست نعمت‌های الاهی هستند که به عاریت در اختیار او نهاده شده‌اند تا به‌وسیله آنها مورد آزمایش خداوند قرار گیرد. آیا با توجه به اینکه ما زمانی نطفه‌ای بیش نبودیم و آنچه به ما داده شد همه از خداوند است و ما از خود چیزی نداریم، سزد که انسان فخر فروشد و تکبر داشته باشد؟ امیر مؤمنان(علیه السلام) فرمود: وَ عَجِبْتُ لِلْمُتَکبِّرِ الَّذِی کانَ بِالْأَمْسِ نُطْفَه وَ یَکونُ غَداً جِیفَه؛(414) «و از متکبری در شگفتم که دیروز نطفه بود و فردا مردار خواهد گشت».
چطور موجودی که زمانی قطره‌ای آب گندیده بود و در نهایت تبدیل به مرداری می‌گردد که اگر او را در خاک پنهان نکنند، از بوی تعفنش کسی به او نزدیک نمی‌گردد به خود می‌بالد و تکبر می‌ورزد؟ ما ذلیل و حقیریم و در سایه ارتباط با خداوند و انتساب به او عزیز می‌گردیم؛ به همین سبب در دعای عرفه می‌خوانیم:
اِلهى کیْفَ اَسْتَعِزُّ وَفِى الذِّلِّ اَرْکزْتَنى وَ کیْفَ لا اَسْتَعِزُّ وَاِلَیْک نَسَبْتَنى؛(415) «خدایا، چگونه احساس عزت و افتخار کنم، درحالی‌که مرا در ذلت فروبردی؟ و چگونه احساس افتخار و عزت نکنم، درحالی‌که تو مرا به خود منسوب کردی؟».
﴿ صفحه 481 ﴾
وقتی انسان دریافت که مخلوق خداست و مخلوق، بنده خدا و سرتاپا نیاز به خالق خویش بلکه فقیر محض است و وجود او عین ذلت و ناداری است، نباید به خود ببالد. اثر طبیعی توجه به حقارت و ذلت در برابر قدرت و عظمت بی‌نهایت خداوند، حالت خودباختگی و خشیت است. بی‌شک این ترس به معنای ترسی که از رذایل اخلاقی شمرده می‌شود نیست، بلکه حالتی است که در هنگام احساس فقر و خطر و روبه‌رو گشتن با عظمت و شکوه آفریدگار به انسان دست می‌دهد و باعث می‌گردد که انسان از مسیر بندگی خداوند منحرف نگردد و برای اینکه از نعمت‌های الاهی محروم نگردد و عنایت الاهی از او سلب نشود، باید در اطاعت و بندگی خداوند بکوشد.
﴿ صفحه 483 ﴾

گفتار سی و دوم: (پیشگامان مسیر قرب الاهی (2))

رعایت افق فهم مردم در بیانات قرآنی و حدیثی

از فرازهای مناجات المریدین که از نظر گذراندیم، به دست آمد که ورای مطلوب‌ها، لذت‌ها و خواسته‌های دنیوی که برای ما قابل درک هستند و با توجه به اهمیت آنها برای ما، سعی بلیغی برای رسیدن به آنها داریم، نعمت‌های معنوی و اخروی نیز وجود دارند که بسیار برتر و والاتر از نعمت‌های دنیوی هستند و نمی‌توان نعمت‌های دنیوی را با آنها مقایسه کرد. ولی چون انسان‌های معمولی در بند طبیعت و جهان ماده هستند و درک و انس آنها متوجه امور طبیعی و خوشی‌ها و لذت‌های دنیوی ‌است و درکی از نعمت‌های نامحدود اخروی ندارند، خداوند از باب لطف و عنایت به بندگان خود، آنان را به آن نعمت‌ها بشارت داده و به‌گونه‌ای آن نعمت‌های ابدی را ترسیم و توصیف کرده که تا حدی در افق فهم و درک آن بندگان قرار گیرد. البته پرواضح است که انسان‌های استثنایی و برگزیده خداوند که انبیاء و ائمه معصومین(علیهم السلام) و اولیای خاص خدا هستند، به‌درستی نعمت‌ها و مواهب‌ نامحدود اخروی و معنوی را می‌شناسند و در نتیجه دل‌بستگی و انسی به امور مادی و دنیوی ندارند و با عبادت خداوند و امور معنوی و اخروی مأنوس هستند.
﴿ صفحه 484 ﴾
اگر بنا بود خدا و اولیایش تنها به بیان مقامات عالی و مخصوص اولیای خاص خداوند بپردازند، برای اکثریت مردم که نه رسیدن به آن مقامات متعالی برایشان میسر است نه قدرت درک و فهم آن مقامات و مراتب را دارند، انگیزه‌ای برای پیروی انبیاء و پیمودن راه آنان پدید نمی‌آمد. اگر ما فاصله افق فهم و درک یک کودک دوساله را با یک مرد چهل‌ساله در نظر بگیریم، بی‌تردید آن فاصله و تفاوت فهمْ قابل مقایسه با فاصله و تفاوت فهمْ ما با فهم و درک حضرات معصومین(علیهم السلام) نیست. با توجه به این حقیقت، درخواست‌ها و مناجات‌های اختصاصی آن پیشوایان معصوم برای ما قابل درک و فهم نیست. چه اینکه به‌جز موارد نادری که برخی افراد به‌صورت اتفاقی به حضور معصومین در هنگام مناجات وخلوتشان با خداوند بار می‌یافتند و آن دعاها و نجواها را برای ما نقل کرده‌اند، ما اطلاعی از غالب دعاها و نجواهایی که آن حضرات در خلوتشان با خداوند بر زبان می‌آوردند نداریم. اما در دعاها و مناجات‌هایی که جنبه تعلیمی دارند و برای ارائه و الگوگیری همگان بیان شده‌اند، این نکته رعایت شده که مطالب آن‌سان باشند که برای همگان قابل فهم باشد، تا انگیزه تقرب به خداوند و تحصیل تربیت الاهی برای نوع مردم فراهم گردد. این همان نکته‌ای است که خداوند در تمثیلات و توصیفات خویش از بهشت و نعمت‌های آن رعایت کرده و سراسر آیات قرآن به‌گونه‌ای ارائه شده‌اند که هرکس در حد فهم و درک خود می‌تواند از آنها بهره ببرد و در نتیجه، نور هدایت قرآن همه ظرفیت‌ها را می‌پوشاند و هیچ ظرفیتی نیست که با معارف و انوار قرآن پوشش داده نشود و اشباع نگردد.
با توجه به اینکه اکثر دعاها و مناجات‌ها جنبه تعلیمی و تربیتی دارند و در آنها ظرفیت و فهم همه انسان‌ها رعایت شده و نیز با توجه به اینکه در آنها کیفیت سیر روح انسانی به سمت خداوند متعال به نمایش گذاشته شده است، امام راحل، رضوان الله علیه، فرمودند: «مشایخ ما می‌فرمودند: قرآن، قرآن نازل است. آمده است به‌طرف پایین و دعا از پایین به
﴿ صفحه 485 ﴾
بالا می‌رود؛ این قرآن صاعد است».(416) آن نکته لطیف در سخن امام راحل بیانگر آن است که دعاها و مناجات‌ها مشتمل بر معارف بلند و جامعی هستند و بایسته است ما که به اهل‌بیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) انتساب داریم، بیش‌ازپیش از آنها استفاده کنیم. چنان نباشد که سالیانی بگذرد و چشممان به بسیاری از دعاهای وارده از حضرات معصومین(علیهم السلام) نیفتد و خود را از فیض آن چشمه جوشان معرفت محروم سازیم. درباره مرحوم شیخ عباس قمی(رضوان الله علیه) مؤلف مفاتیح الجنان نقل شده که آن کتاب، برنامه عملیِ آن مرحوم بوده است و ایشان مقید به خواندن همه دعاهای آن کتاب و استفاده مکرر از آنها بوده‌اند. وقتی ما به آن دعاها نگاه می‌کنیم، درمی‌یابیم که دارای مضامینی بلند، عالی و اعجاب‌انگیز هستند و جا دارد که درباره آن مضامین بلند و متعالی کار شود و بررسی شایسته و جامع درباره آنها انجام گیرد تا از این منبع جوشان معرفت که کماکان دست نخورده و بکر مانده است، دستاوردهای غنی و ارزشمندی در اختیار جویندگان معارف ناب توحیدی قرار گیرد.