سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مفهوم غایت بودن خدا برای سیر اختیاری و تکاملی انسان

لازمه اینکه هدف و مقصد سیر اختیاری و تکاملی انسان خداست این است که در آغاز، انسان از خدا دور است و با آن سیرْ فاصله‌اش را با خدا کم می‌کند و وقتی به نهایت سیر رسید کاملاً به خداوند نزدیک می‌گردد. چنان‌که وقتی انسان از شهری به شهر دیگر مسافرت می‌کند، با حرکت و سفر به‌سوی آن شهر از فاصله او با آن شهر کاسته می‌شود و در نهایت، وقتی به آن شهر رسید آن فاصله از بین می‌رود. مؤمنی که در تلاش برای رسیدن به خداست، باید رفتار و عباداتش رنگ خدایی داشته باشند و قصد تقرب داشته باشد و قصد تقرب به خداوند لازمه ایمان و دارای مطلوبیت ذاتی برای مؤمن است. هرکسی که به الله اعتقاد دارد، هرچند به لوازم این اعتقاد پایبند نباشد، در پی تقرب و رسیدن به خداوند می‌باشد. او ممکن است راه نادرستی را برای آن مقصود برگزیند و بیهوده بپندارد که آن راه او را به خداوند می‌رساند؛ چنان‌که بت‌پرست‌ها به خیال باطل خود می‌کوشیدند که از طریق تمسک و توسل به بت‌ها و پرستش آنها به خداوند نزدیک گردند و آنها را واسطه بین خود و خداوند می‌دانستند؛ خداوند دراین‌باره می‌فرماید:
أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کفَّارٌ؛(405) «آگاه باشید که دین پاک مخصوص خداست و آنان که جز او دوستان و سرپرستانی دیگر برگزیدند، [گویند] ما آنها [بت‌ها] را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به خدا نزدیک سازند؛ همانا خدا میان
﴿ صفحه 466 ﴾
آنان [مشرکان و موحدان] درباره آنچه اختلاف دارند [شرک و توحید] داوری می‌کند. خدا کسی را که دروغ‌گو و کافر و ناسپاس است هدایت نمی‌کند [و به‌مقصد نمی‌رساند]».

ترسیم مطلوبیت ذاتی و عرَضی قرب الاهی

همه مؤمنان خواهان قرب و وصول الی الله هستند، اما این قرب برای برخی دارای مطلوبیت ذاتی است و برخی آن را مطلوب بالغیر و به تعبیر دقیق‌تر مطلوب بالعرض می‌دانند؛ به این معنا که غرض آنان از تقرب به خداوند بهره‌مند گشتن از نعمت‌های بهشتی، رحمت الاهی، حور و قصرهای بهشتی است که از لوازم و آثار تقرب به خداوند به‌حساب می‌آیند. این دسته چون می‌دانند که در سایه تقرب به خداوند به آن نعمت‌ها دست می‌یابند، در‌پی تقرب به خدا هستند که اگر بنا نبود که در پی تقرب به خدا به آن نعمت‌های جاودانه اخروی نایل گردند، به جست‌وجوی قرب الاهی برنمی‌آمدند. اما کسانی که تقرب به خداوند را مطلوب ذاتی خویش می‌دانند، اگر بهشتی نیز در کار نبود، باز در پی تقرب به خداوند می‌بودند، حتی اگر خواست و رضای خداوند بر آن بود که گرفتار جهنم شوند و هزاران سال در آتش جهنم بسوزند، آنان بدان رضا می‌دهند و آن ‌را بر آنچه خلاف خواست خداست ترجیح می‌دهند. ازاین‌روی خداوند، در حدیث معراج، از قول روح سالک واصل به رضوان حق نقل می‌کند که می‌گوید:
إِلَهِی عَرَّفْتَنِی نَفْسَک فَاسْتَغْنَیْتُ بِهَا عَنْ جَمِیعِ خَلْقِک، وَعِزَّتِک وَجَلَالِک لَوْ کانَ رِضَاک فِی أَنْ أُقَطَّع إِرْباً إِرْباً وَأُقْتَلَ سَبْعِینَ قَتْلَه بِأَشَدِّ مَا یُقْتَلُ بِهِ النَّاسُ لَکانَ رِضَاک أَحَبَّ إِلَیَّ ؛(406) «خدایا، تو خود را به من شناساندی و در پی معرفت تو از همه آفریدگانت بی‌نیاز گشتم. به عزت و جلالت سوگند، اگر
﴿ صفحه 467 ﴾
رضای تو در آن باشد که قطعه‌قطعه شوم و هفتاد بار به بدترین و سخت‌ترین وضعی که ممکن است کسی کشته شود، کشته شوم و رضای تو در آن باشد، رضای تو در نزد من از همه‌چیز بهتر و محبوب‌تر است».
برای تسهیل فهم مطلوبیت ذاتی و عرضی تقرب به خداوند و اینکه برخی تقرب به خداوند را برای رسیدن به نعمت‌ها و بهشت او می‌خواهند و برای برخی تقرب به خداوند و جلب رضای او اصالت دارد و در این راستا نظری به بهشت و جهنم و نعمت‌های خدا ندارند، متذکر می‌شویم که آن دو نوع ارتباط و قرب در ارتباطات عاطفی انسانی نیز مشهود است: گاهی کسی برای رفع نیازهای خود و رفع کمبودهای خود به سراغ دوستش می‌رود و برای او بهره‌مند گشتن از نعمت‌ها و غذاها و وامی که دوستش در اختیارش می‌گذارد اصالت دارد به‌گونه‌ای‌که اگر این امور محقق نمی‌گشت، انگیزه‌ای برای ملاقات با دوست خود نمی‌داشت. اما گاهی چنان ارتباط انسان با دوستش عمیق گشته که برای رفع دل‌تنگی به دیدار دوستش می‌رود و برای او اصل ملاقات و گفت‌وگو و خلوت با دوست اصالت دارد و برای او فرقی نمی‌کند که دوستش کمکی به او بکند یا نکند، از او پذیرایی به عمل آورد یا نیاورد. برای او پذیرایی و غذایی که در اختیارش قرار می‌گیرد، ازآن‌روی خوشایند و لذت‌بخش است که از سوی دوست به وی رسیده. حتی اگر دوستش غذایی شور و یا تلخ در اختیار او قرار دهد، با ولع و اشتها می‌خورد و از آن لذت می‌برد و آن غذا را که از دوست به وی رسیده بر بهترین غذاها ترجیح می‌دهد.
کسی که سودای لقای الاهی دارد و در تب‌وتاب دیدار محبوب به ‌‌سر می‌برد و در جست‌وجوی رضا و خشنودی معبود است، حتی اگر رضای معبود را در سوختن در آتش جهنم بیابد با همه وجود بدان تن می‌دهد و حاضر است که هزاران بار در آتش جهنم بسوزد. البته خداوند هرگز دوستان خود را گرفتار جهنم نمی‌سازد و به بهترین وجه از آنها در بهشت پذیرایی می‌کند و نعمت‌های جاودانه و بی‌مانند بهشتی را در
﴿ صفحه 468 ﴾
اختیارشان می‌نهد. غرض از آنچه گفته شد بیان پایه معرفت دوستان خاص خداست که فقط به قرب خداوند و جلب رضایت او می‌اندیشند و نعمت‌های خدا را ازآن‌روی دوست دارند که از معبود به آنها رسیده است.

چکیده مطالب

روشن شد که همه مؤمنان خواهان قرب به خدا هستند، اما برخی قرب خدا را به‌دلیل بهره‌مندی از لوازم آن و نعمت‌های الاهی خواهانند و درواقع، قرب به خدا مطلوب عرَضی آنان است و در مقابل، کسانی که به عالی‌ترین مراتب معرفت خدا دست یافته‌اند، قرب به خدا را مطلوب ذاتی خویش می‌دانند و بهره‌مندی از لوازم آن، مطلوب عرَضی آنان است. این مرتبه ‌عالی از تقرب به خدا در دعاها و مناجات معصومین و از جمله در این مناجات درخواست شده و بر این اساس، در این مناجات سخنی از بهشت و جهنم به میان نیامده، بلکه حضرت در آخر مناجات، خداوند را نعمت و بهشت خود معرفی می‌کنند که حاکی از محو شدن در جمال الاهی است. البته برای کسانی که در رده‌های پایین‌تر معرفت قرار دارند، طمع در بهشت و ترس از آتش جهنم بسیار کارساز است و انگیزه و عزم بر بندگی خدا و انجام تکالیف الاهی را در آنان پدید می‌آورد و باید در برخورداری از این سطح از معرفت، خداوند را شاکر باشند و نبود این سطح از معرفت ناشی از ضعف ایمان و نفاق می‌باشد.
همچنین روشن شد که علاوه بر سیر تکوینی همه موجودات و از جمله انسان‌ها به‌سوی خداوند، انسان دارای سیر اختیاری به‌سوی خداوند نیز هست که این سیر باعث کمال و تعالی اوست. البته برخی با زحمت فراوان و تلاش گسترده به فهم معنای سیر الی الله و قرب به خداوند نایل می‌گردند و البته باید خداوند را به‌پاس رسیدن به چنین باوری شاکر باشند. اما کسانی که از فهم معنای قرب به خدا بازمانده‌اند، درصدد توجیه تعابیر
﴿ صفحه 469 ﴾
حاکی از قرب الی الله در قرآن برآمده‌اند و گفته‌اند که در آن تعابیر مضاف و متعلق قرب محذوف است و برگردان قرب الی الله، قرب الی رحمه الله است و یا جمله انّ الی ربّک المنتهی(407) در اصل انّ الی رحمه ربک المنتهی بوده است. این ازآن‌روست که نمی‌توانستند تصور کنند که چیزی غیر از رحمت و نعمت‌های اخروی برای انسان مطلوب باشد. ما باید خدا را شاکر باشیم که شناختی هرچند ناقص از قرب الی الله و مطلوب ذاتی بودن تقرب به خدا پیدا کرده‌ایم، و معتقدیم که باور حقیقی آن مختص پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار(علیهم السلام) و اصحاب و تربیت شدگان خاص مکتب آنان است.
نکته سومی که به تبیین آن پرداختیم این است که برای رسیدن به قرب الاهی راه‌های خاصّی وجود دارد و تنها از طریق پیمودن آن راه‌ها می‌توان به خدا رسید و چنان نیست که هرکس با ذوق و سلیقه خود راهی را برای وصول به خداوند اختراع کند. پس باید درصدد شناخت راه‌های وصول به خدا و به‌خصوص نزدیک‌ترین راه قرب الی الله برآمد که رسیدن به این شناخت و باور آن، توفیق و نعمتی بزرگ به‌حساب می‌آید که خداوند در اختیار مؤمنان و دوستان خود می‌نهد. ممکن است کسانی با مطالعه قرآن و روایات راه‌های قرب به خدا و یا آثار و برکات عبادت خدا و اعمال خیر را بشناسند، اما به این باور نرسند که در این صورت عزمی و همتی برای عمل به مقتضای شناخت خود ندارند. آنچه عزم و همت بر اقدام و عمل به مقتضای شناخت آن حقایق را فراهم می‌آورد، باور آن حقایق است که انسان را به تکاپوی پیمودن مسیر قرب به خدا و عبادت خالصانه معبود و انجام اعمال خیر وامی‌دارد. اگر کسی باور کند که نماز اول وقت چقدر ثواب دارد، در رعایت آن کوتاهی و اهمال نمی‌کند و نمازش را به تأخیر نمی‌اندازد. اما وقتی به این باور نرسید، فرقی بین نماز اول وقت با نماز آخر وقت نمی‌گذارد و در نتیجه از فضیلت و ثواب نماز اول وقت محروم می‌گردد.
﴿ صفحه 471 ﴾