سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

حرکت همه موجودات به‌سوی خدا

از آموزه‌های قرآنی و روایی استفاده می‌شود که آنچه در این عالم است در حال سیر و حرکت هستند و مقصد و غایت حرکت آنها خداوند می‌باشد. خداوند با تعابیر گوناگونی به این حقیقت اشاره دارد؛ از جمله می‌فرماید:
1. أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الأمُورُ؛(398) «آگاه باشید که همه کارها به خدا باز می‌گردد».
﴿ صفحه 463 ﴾
2. وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ الأمْرُ کلُّهُ...؛(399) «و نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداست و تمام کارها به او بازگردانده می‌شود».
3. إِنَّ إِلَى رَبِّک الرُّجْعَى؛(400) «همانا بازگشت [همه] به‌سوی پروردگار توست».
خداوند متعال اشاره می‌فرماید به اینکه گنجینه‌های نامحدود هرآنچه در این عالم وجود دارد در نزد خداست می‌فرماید: وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛(401) «و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست، و آن را جز به اندازه معلوم فرونمی‌فرستیم».
جمله و ما منزله الا بقدر معلوم مشعر به آن است که خزینه‌ها و گنجینه‌های موجودات امکانی نامحدود است. چون خداوند و آنچه در نزد اوست نامحدود می‌باشد و خداوند اندازه وحد معیّن و محدودی از آن گنجینه‌ها را به این عالم که توأم با محدودیت‌ها است فرومی‌فرستد. به دیگر سخن، خاصیت این عالم که ما و سایر موجودات در آن به سرمی‌بریم وجود محدودیت‌هاست و در نتیجه، هر آنچه در آن وجود دارد محدود و دارای حد و اندازه مشخص و معینی است. اما همه این موجودات محدود در نزد خدا دارای گنجینه‌های نامحدود می‌باشند که خدای متعالی پدیده‌های این جهان را از آن گنجینه‌ها نازل می‌فرماید و مجدداً آنچه در این عالم نازل شده است به‌سوی خداوند باز می‌گردد.
در آیه دیگر خداوند درباره تدبیر امور این عالم و بازگشت آن امور به‌سوی خویش می‌فرماید: یُدَبِّرُ الأمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَه مِمَّا تَعُدُّونَ؛(402) «کار [جهان] را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند، سپس [آن کار] به‌سوی او بالا می‌رود در روزی که اندازه آن هزار سال است از آنچه شما می‌شمرید».
﴿ صفحه 464 ﴾
به‌هرحال، همه آنچه در این عالم است، در قوسی نزولی از سوی خداوند به‌سوی این دنیا فرستاده می‌شود و سپس در قوسی صعودی به‌سوی خداوند و عالمی دیگر صعود می‌کند که بر اساس آیه‌ای که ذکر کردیم هر روز آن به‌اندازه هزار سال دنیا امتداد دارد و بر اساس آیه دیگر(403) هر روز آن پنجاه هزار سال به طول می‌انجامد. انسان نیز به‌عنوان جزیی از اشیاء و موجودات این عالم دارای این دو سیر نزولی و صعودی است و آیات مربوط به حشر انسان و رجوع او به‌سوی خدا و ملاقات او با پروردگار عالم، ناظر به سیر صعودی انسان است. از این شمار آیات، خداوند درباره ملاقات عمومی بندگان با خویش می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الإنْسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَى رَبِّک کدْحًا فَمُلاقِیهِ؛(404) «ای انسان، همانا تو به‌سوی پروردگارت سخت کوشنده و رونده‌ای، پس او را دیدار خواهی کرد».
خطاب در آیه متوجه همه انسان‌هاست و اختصاص به مؤمنان ندارد و در نتیجه منظور از حرکت در این آیه حرکت تکوینی و ملاقات عمومی و رجوع همگان به‌سوی خداوند است و از این نظر، این ملاقات امتیاز و فخری برای کسی به‌حساب نمی‌آید. همان‌طور که همه موجودات و از جمله انسان جبراً و بدون اختیار به این عالم آمدند، بدون اختیار به‌سوی خداوند رجوع خواهند داشت و او را ملاقات خواهند کرد. اما انسان علاوه بر این حرکت تکوینی، دارای سیر و حرکت اختیاری نیز هست که باعث امتیاز انسان و جن بر سایر موجودات گردیده و اگر انسان از این سیر و حرکت اختیاری کمال استفاده را ببرد، مقام و رتبه‌اش از ملائکه نیز فراتر می‌رود و اگر در این حرکت راه صواب نجوید و سوءاستفاده کند، به پست‌‌ترین درجه انحطاط و حضیض سقوط می‌کند. این سیر اختیاری و تکاملی مخصوص مؤمنان و کسانی است که به
﴿ صفحه 465 ﴾
خداوند ایمان و باور دارند، و کسانی که به خداوند ایمان ندارند، از این سیر اختیاری تکاملی بهره‌ای ندارند.

مفهوم غایت بودن خدا برای سیر اختیاری و تکاملی انسان

لازمه اینکه هدف و مقصد سیر اختیاری و تکاملی انسان خداست این است که در آغاز، انسان از خدا دور است و با آن سیرْ فاصله‌اش را با خدا کم می‌کند و وقتی به نهایت سیر رسید کاملاً به خداوند نزدیک می‌گردد. چنان‌که وقتی انسان از شهری به شهر دیگر مسافرت می‌کند، با حرکت و سفر به‌سوی آن شهر از فاصله او با آن شهر کاسته می‌شود و در نهایت، وقتی به آن شهر رسید آن فاصله از بین می‌رود. مؤمنی که در تلاش برای رسیدن به خداست، باید رفتار و عباداتش رنگ خدایی داشته باشند و قصد تقرب داشته باشد و قصد تقرب به خداوند لازمه ایمان و دارای مطلوبیت ذاتی برای مؤمن است. هرکسی که به الله اعتقاد دارد، هرچند به لوازم این اعتقاد پایبند نباشد، در پی تقرب و رسیدن به خداوند می‌باشد. او ممکن است راه نادرستی را برای آن مقصود برگزیند و بیهوده بپندارد که آن راه او را به خداوند می‌رساند؛ چنان‌که بت‌پرست‌ها به خیال باطل خود می‌کوشیدند که از طریق تمسک و توسل به بت‌ها و پرستش آنها به خداوند نزدیک گردند و آنها را واسطه بین خود و خداوند می‌دانستند؛ خداوند دراین‌باره می‌فرماید:
أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کفَّارٌ؛(405) «آگاه باشید که دین پاک مخصوص خداست و آنان که جز او دوستان و سرپرستانی دیگر برگزیدند، [گویند] ما آنها [بت‌ها] را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به خدا نزدیک سازند؛ همانا خدا میان
﴿ صفحه 466 ﴾
آنان [مشرکان و موحدان] درباره آنچه اختلاف دارند [شرک و توحید] داوری می‌کند. خدا کسی را که دروغ‌گو و کافر و ناسپاس است هدایت نمی‌کند [و به‌مقصد نمی‌رساند]».

ترسیم مطلوبیت ذاتی و عرَضی قرب الاهی

همه مؤمنان خواهان قرب و وصول الی الله هستند، اما این قرب برای برخی دارای مطلوبیت ذاتی است و برخی آن را مطلوب بالغیر و به تعبیر دقیق‌تر مطلوب بالعرض می‌دانند؛ به این معنا که غرض آنان از تقرب به خداوند بهره‌مند گشتن از نعمت‌های بهشتی، رحمت الاهی، حور و قصرهای بهشتی است که از لوازم و آثار تقرب به خداوند به‌حساب می‌آیند. این دسته چون می‌دانند که در سایه تقرب به خداوند به آن نعمت‌ها دست می‌یابند، در‌پی تقرب به خدا هستند که اگر بنا نبود که در پی تقرب به خدا به آن نعمت‌های جاودانه اخروی نایل گردند، به جست‌وجوی قرب الاهی برنمی‌آمدند. اما کسانی که تقرب به خداوند را مطلوب ذاتی خویش می‌دانند، اگر بهشتی نیز در کار نبود، باز در پی تقرب به خداوند می‌بودند، حتی اگر خواست و رضای خداوند بر آن بود که گرفتار جهنم شوند و هزاران سال در آتش جهنم بسوزند، آنان بدان رضا می‌دهند و آن ‌را بر آنچه خلاف خواست خداست ترجیح می‌دهند. ازاین‌روی خداوند، در حدیث معراج، از قول روح سالک واصل به رضوان حق نقل می‌کند که می‌گوید:
إِلَهِی عَرَّفْتَنِی نَفْسَک فَاسْتَغْنَیْتُ بِهَا عَنْ جَمِیعِ خَلْقِک، وَعِزَّتِک وَجَلَالِک لَوْ کانَ رِضَاک فِی أَنْ أُقَطَّع إِرْباً إِرْباً وَأُقْتَلَ سَبْعِینَ قَتْلَه بِأَشَدِّ مَا یُقْتَلُ بِهِ النَّاسُ لَکانَ رِضَاک أَحَبَّ إِلَیَّ ؛(406) «خدایا، تو خود را به من شناساندی و در پی معرفت تو از همه آفریدگانت بی‌نیاز گشتم. به عزت و جلالت سوگند، اگر
﴿ صفحه 467 ﴾
رضای تو در آن باشد که قطعه‌قطعه شوم و هفتاد بار به بدترین و سخت‌ترین وضعی که ممکن است کسی کشته شود، کشته شوم و رضای تو در آن باشد، رضای تو در نزد من از همه‌چیز بهتر و محبوب‌تر است».
برای تسهیل فهم مطلوبیت ذاتی و عرضی تقرب به خداوند و اینکه برخی تقرب به خداوند را برای رسیدن به نعمت‌ها و بهشت او می‌خواهند و برای برخی تقرب به خداوند و جلب رضای او اصالت دارد و در این راستا نظری به بهشت و جهنم و نعمت‌های خدا ندارند، متذکر می‌شویم که آن دو نوع ارتباط و قرب در ارتباطات عاطفی انسانی نیز مشهود است: گاهی کسی برای رفع نیازهای خود و رفع کمبودهای خود به سراغ دوستش می‌رود و برای او بهره‌مند گشتن از نعمت‌ها و غذاها و وامی که دوستش در اختیارش می‌گذارد اصالت دارد به‌گونه‌ای‌که اگر این امور محقق نمی‌گشت، انگیزه‌ای برای ملاقات با دوست خود نمی‌داشت. اما گاهی چنان ارتباط انسان با دوستش عمیق گشته که برای رفع دل‌تنگی به دیدار دوستش می‌رود و برای او اصل ملاقات و گفت‌وگو و خلوت با دوست اصالت دارد و برای او فرقی نمی‌کند که دوستش کمکی به او بکند یا نکند، از او پذیرایی به عمل آورد یا نیاورد. برای او پذیرایی و غذایی که در اختیارش قرار می‌گیرد، ازآن‌روی خوشایند و لذت‌بخش است که از سوی دوست به وی رسیده. حتی اگر دوستش غذایی شور و یا تلخ در اختیار او قرار دهد، با ولع و اشتها می‌خورد و از آن لذت می‌برد و آن غذا را که از دوست به وی رسیده بر بهترین غذاها ترجیح می‌دهد.
کسی که سودای لقای الاهی دارد و در تب‌وتاب دیدار محبوب به ‌‌سر می‌برد و در جست‌وجوی رضا و خشنودی معبود است، حتی اگر رضای معبود را در سوختن در آتش جهنم بیابد با همه وجود بدان تن می‌دهد و حاضر است که هزاران بار در آتش جهنم بسوزد. البته خداوند هرگز دوستان خود را گرفتار جهنم نمی‌سازد و به بهترین وجه از آنها در بهشت پذیرایی می‌کند و نعمت‌های جاودانه و بی‌مانند بهشتی را در
﴿ صفحه 468 ﴾
اختیارشان می‌نهد. غرض از آنچه گفته شد بیان پایه معرفت دوستان خاص خداست که فقط به قرب خداوند و جلب رضایت او می‌اندیشند و نعمت‌های خدا را ازآن‌روی دوست دارند که از معبود به آنها رسیده است.