سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

در جست‌وجوی نزدیک‌ترین راه برای وصول به معبود

از جملات آغازین مناجات استفاده می‌شود که مناجات کننده در پی وصول به خداوند و تقرب به اوست و درصدد یافتن راهی است که او را به خداوند برساند و برای رسیدن به این مقصود، به دعا و درخواست از خداوند توسل می‌جوید و می‌گوید خدایا، کسی که تو راه را به او ننمایانی در مسیری تنگ، ناهموار و پرفراز و نشیب قرار گرفته و راه به جایی نمی‌برد و از مقصود باز می‌ماند. اما کسی که تو از بین راه‌های گوناگون نزدیک‌ترین و کم‌خطرترین راه را به او بنمایانی، در پرتو هدایت و راهنمایی تو راه روشن را می‌یابد و به مقصد می‌رسد و به‌وضوح حق را از باطل باز می‌شناسد و فراز و نشیب مسیر هدایت باعث نمی‌گردد که او دچار ابهام، شک و تردید گردد. البته در هر راه و مسیری سختی‌هایی وجود دارد و به‌خصوص اگر آن راه به هدفی عالی و نفیس بینجامد، سختی‌ها و دشواری‌هایش بیشتر است و رهسپار آن راه باید آن سختی‌ها را تحمل کند و با آگاهی و بینش لازم تلاش خود را مصروف رسیدن به هدف کند. انسان جاهل و فاقد آگاهی و معرفت نمی‌تواند مسیر تعالی و کمال را بپیماید و به اعوجاج و انحراف از مسیر دچار می‌گردد و جهل، شبهه و تردید باعث می‌شود که به پیروی نابجا از رهزنان طریق سعادت پردازد و به دنبال هر صدا و فراخوانی حرکت کند و در نهایت از سعادت و کمال بازماند: مَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَالَهُ مِنْ نُورٍ؛(396) «و هرکه را خدای نوری نداده او را هیچ نوری نیست». بدتر از آن، کسی
﴿ صفحه 462 ﴾
است که دچار جهل مرکب است و راه شقاوت را برگزیده و می‌پندارد که در مسیر سعادت قدم برمی‌دارد. خداوند درباره چنین کسانی می‌فرماید: قُلْ هَلْ نُنَبِّئُکمْ بِالأخْسَرِینَ أَعْمَالا * الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاه الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا؛(397) «بگو آیا شما را به زیانکارترین [مردم] در کردار آگاه کنیم؟ آنهایند که کوشش آنان در زندگی این جهان گم و تباه شده و خود می‌پندارند که کار نیکو می‌کنند».
پرواضح است که حیرت‌ها، گمراهی‌ها و کج‌روی‌ها، عقوبت و کیفر اعمال ناپسندی است که انسان آگاهانه انجام می‌دهد و خداوند به کسی ظلم نمی‌کند و این انسان است که به خود ظلم می‌کند و با رفتار ناپسند خود زمینه خذلان و حرمان از سعادت خویش را فراهم می‌آورد.
از فراز اول مناجات که بدان پرداختیم استفاده می‌شود که هدف نهایی انسانْ وصولْ به خداوند متعال است و انسان باید خواهان وصول به معبود باشد و مناجات مریدین ناظر به کسانی است که خداجو هستند و اراده وصول به معبود را دارند. مطلب دوم اینکه راه‌های گوناگونی برای وصول به خداوند وجود دارد و انسان باید از خداوند بخواهد که نزدیک‌ترین و کم‌خطرترین راه را به او بنمایاند.

حرکت همه موجودات به‌سوی خدا

از آموزه‌های قرآنی و روایی استفاده می‌شود که آنچه در این عالم است در حال سیر و حرکت هستند و مقصد و غایت حرکت آنها خداوند می‌باشد. خداوند با تعابیر گوناگونی به این حقیقت اشاره دارد؛ از جمله می‌فرماید:
1. أَلا إِلَى اللَّهِ تَصِیرُ الأمُورُ؛(398) «آگاه باشید که همه کارها به خدا باز می‌گردد».
﴿ صفحه 463 ﴾
2. وَلِلَّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ الأمْرُ کلُّهُ...؛(399) «و نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداست و تمام کارها به او بازگردانده می‌شود».
3. إِنَّ إِلَى رَبِّک الرُّجْعَى؛(400) «همانا بازگشت [همه] به‌سوی پروردگار توست».
خداوند متعال اشاره می‌فرماید به اینکه گنجینه‌های نامحدود هرآنچه در این عالم وجود دارد در نزد خداست می‌فرماید: وَإِنْ مِنْ شَیْءٍ إِلا عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلا بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ؛(401) «و هیچ چیزی نیست مگر آنکه گنجینه‌های آن نزد ماست، و آن را جز به اندازه معلوم فرونمی‌فرستیم».
جمله و ما منزله الا بقدر معلوم مشعر به آن است که خزینه‌ها و گنجینه‌های موجودات امکانی نامحدود است. چون خداوند و آنچه در نزد اوست نامحدود می‌باشد و خداوند اندازه وحد معیّن و محدودی از آن گنجینه‌ها را به این عالم که توأم با محدودیت‌ها است فرومی‌فرستد. به دیگر سخن، خاصیت این عالم که ما و سایر موجودات در آن به سرمی‌بریم وجود محدودیت‌هاست و در نتیجه، هر آنچه در آن وجود دارد محدود و دارای حد و اندازه مشخص و معینی است. اما همه این موجودات محدود در نزد خدا دارای گنجینه‌های نامحدود می‌باشند که خدای متعالی پدیده‌های این جهان را از آن گنجینه‌ها نازل می‌فرماید و مجدداً آنچه در این عالم نازل شده است به‌سوی خداوند باز می‌گردد.
در آیه دیگر خداوند درباره تدبیر امور این عالم و بازگشت آن امور به‌سوی خویش می‌فرماید: یُدَبِّرُ الأمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الأرْضِ ثُمَّ یَعْرُجُ إِلَیْهِ فِی یَوْمٍ کانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَه مِمَّا تَعُدُّونَ؛(402) «کار [جهان] را از آسمان تا زمین تدبیر می‌کند، سپس [آن کار] به‌سوی او بالا می‌رود در روزی که اندازه آن هزار سال است از آنچه شما می‌شمرید».
﴿ صفحه 464 ﴾
به‌هرحال، همه آنچه در این عالم است، در قوسی نزولی از سوی خداوند به‌سوی این دنیا فرستاده می‌شود و سپس در قوسی صعودی به‌سوی خداوند و عالمی دیگر صعود می‌کند که بر اساس آیه‌ای که ذکر کردیم هر روز آن به‌اندازه هزار سال دنیا امتداد دارد و بر اساس آیه دیگر(403) هر روز آن پنجاه هزار سال به طول می‌انجامد. انسان نیز به‌عنوان جزیی از اشیاء و موجودات این عالم دارای این دو سیر نزولی و صعودی است و آیات مربوط به حشر انسان و رجوع او به‌سوی خدا و ملاقات او با پروردگار عالم، ناظر به سیر صعودی انسان است. از این شمار آیات، خداوند درباره ملاقات عمومی بندگان با خویش می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الإنْسَانُ إِنَّک کادِحٌ إِلَى رَبِّک کدْحًا فَمُلاقِیهِ؛(404) «ای انسان، همانا تو به‌سوی پروردگارت سخت کوشنده و رونده‌ای، پس او را دیدار خواهی کرد».
خطاب در آیه متوجه همه انسان‌هاست و اختصاص به مؤمنان ندارد و در نتیجه منظور از حرکت در این آیه حرکت تکوینی و ملاقات عمومی و رجوع همگان به‌سوی خداوند است و از این نظر، این ملاقات امتیاز و فخری برای کسی به‌حساب نمی‌آید. همان‌طور که همه موجودات و از جمله انسان جبراً و بدون اختیار به این عالم آمدند، بدون اختیار به‌سوی خداوند رجوع خواهند داشت و او را ملاقات خواهند کرد. اما انسان علاوه بر این حرکت تکوینی، دارای سیر و حرکت اختیاری نیز هست که باعث امتیاز انسان و جن بر سایر موجودات گردیده و اگر انسان از این سیر و حرکت اختیاری کمال استفاده را ببرد، مقام و رتبه‌اش از ملائکه نیز فراتر می‌رود و اگر در این حرکت راه صواب نجوید و سوءاستفاده کند، به پست‌‌ترین درجه انحطاط و حضیض سقوط می‌کند. این سیر اختیاری و تکاملی مخصوص مؤمنان و کسانی است که به
﴿ صفحه 465 ﴾
خداوند ایمان و باور دارند، و کسانی که به خداوند ایمان ندارند، از این سیر اختیاری تکاملی بهره‌ای ندارند.

مفهوم غایت بودن خدا برای سیر اختیاری و تکاملی انسان

لازمه اینکه هدف و مقصد سیر اختیاری و تکاملی انسان خداست این است که در آغاز، انسان از خدا دور است و با آن سیرْ فاصله‌اش را با خدا کم می‌کند و وقتی به نهایت سیر رسید کاملاً به خداوند نزدیک می‌گردد. چنان‌که وقتی انسان از شهری به شهر دیگر مسافرت می‌کند، با حرکت و سفر به‌سوی آن شهر از فاصله او با آن شهر کاسته می‌شود و در نهایت، وقتی به آن شهر رسید آن فاصله از بین می‌رود. مؤمنی که در تلاش برای رسیدن به خداست، باید رفتار و عباداتش رنگ خدایی داشته باشند و قصد تقرب داشته باشد و قصد تقرب به خداوند لازمه ایمان و دارای مطلوبیت ذاتی برای مؤمن است. هرکسی که به الله اعتقاد دارد، هرچند به لوازم این اعتقاد پایبند نباشد، در پی تقرب و رسیدن به خداوند می‌باشد. او ممکن است راه نادرستی را برای آن مقصود برگزیند و بیهوده بپندارد که آن راه او را به خداوند می‌رساند؛ چنان‌که بت‌پرست‌ها به خیال باطل خود می‌کوشیدند که از طریق تمسک و توسل به بت‌ها و پرستش آنها به خداوند نزدیک گردند و آنها را واسطه بین خود و خداوند می‌دانستند؛ خداوند دراین‌باره می‌فرماید:
أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ یَحْکمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کاذِبٌ کفَّارٌ؛(405) «آگاه باشید که دین پاک مخصوص خداست و آنان که جز او دوستان و سرپرستانی دیگر برگزیدند، [گویند] ما آنها [بت‌ها] را نمی‌پرستیم مگر برای اینکه ما را به خدا نزدیک سازند؛ همانا خدا میان
﴿ صفحه 466 ﴾
آنان [مشرکان و موحدان] درباره آنچه اختلاف دارند [شرک و توحید] داوری می‌کند. خدا کسی را که دروغ‌گو و کافر و ناسپاس است هدایت نمی‌کند [و به‌مقصد نمی‌رساند]».