سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

شرح: مناجات المطیعین

﴿ صفحه 438 ﴾
﴿ صفحه 439 ﴾

گفتار بیست و نهم: (نجوای سرسپردگان معبود)

درخواست توفیق اطاعت خدا و رهایی از شک و وسوسه‌های شیطانی

پس از اتمام شرح و بررسی مناجات الشاکرین، به­اختصار مناجات المطیعین را مورد بررسی قرار می‌دهیم. در این مناجات امام سجاد(علیه السلام) در پیشگاه خداوند خواسته‌های را عرضه می‌دارند و در طلیعه آن مناجات می‌فرمایند:
اَللَّهُمَّ اَلْهِمْنا طاعَتَک، وَجَنِّبْنا مَعْصِیَتَک، وَیَسِّرْ لَنا بُلُوغَ ما نَتَمَنّى مِنْ اِبْتِغآءِ رِضْوانِک، وَاَحْلِلْنا بُحْبُوحَه جِنانِک، وَاقْشَعْ عَنْ بَصآئِرِنا سَحابَ الْأِرْتِیابِ، وَاکشِفْ عَنْ قُلُوبِنا اَغْشِیَه الْمِرْیَه وَالْحِجابِ، وَاَزْهِقِ الْباطِلَ عَنْ ضَمآئِرِنا، وَاَثْبِتِ الْحَقَّ فى سَرآئِرِنا، فَاِنَ الشُّکوُک وَالظُّنُونَ لَواقِحُ الْفِتَنِ، وَمُکدِّرَه لِصَفْوِ الْمَنائح وَالْمِنَنِ؛ «خدایا، طاعت و بندگی‌ات را به قلب ما الهام کن، و عصیانت را از ما دور ساز، و راه وصول به آنچه را آرزومندیم از رضای تو برای ما فراهم ساز، و ما را در میان بهشت جاودان منزل ده، و از برابر چشم بصیرت ما ابرهای تیره شک را بردار، و از دل‌های ما پرده‌های ظلمانی تردید و حجاب را دور ساز، و باطل را از باطن ما برطرف ساز، و حقیقت را در درون ما مستقر گردان؛ همانا
﴿ صفحه 440 ﴾
شک‌ها و گمان‌های فاسد آبستن فتنه‌ها هستند و صفای نعمت‌ها و بخشش‌هایت را مکدر و ناگوار می‌سازند».
انسانی که درصدد انجام وظیفه الاهی خویش است، قبل از طرح هر درخواستی از خداوند متعالی درخواست می‌کند که توفیق انجام واجبات و اعمال قربی و ترک محرمات و آنچه در نزد خداوند نکوهیده است را به وی عنایت کند. چه اینکه انجام تکالیف الاهی و زینت یافتن به گوهر تقوا و کسب رضایت الاهی تأمین کننده سعادت دنیوی و اخروی انسان است و فرجام نیک‌بختی ابدی را برای وی رقم می‌زند و او را لایق بهشت جاودان و بهره‌مندی از نعمت‌های ابدی آن می‌سازد. اما آنچه توجه و درنگ انسان را برمی‌انگیزد این است که حضرت پس از درخواست توفیق بندگی و انجام تکالیف الاهی، از خداوند درخواست می‌کنند که شک و ریب را از دل زایل سازد و شک و گمان فاسد را بستر و آبستن فتنه معرفی می‌کنند. چون وقتی در حوزه اعتقادات و ارزش‌های دینی و الاهی، شک و ظن جای‌گزین یقین گشت، خود آغازی است برای انحراف و دست شستن از عقایدی که هویت بخش انسان دینی است. اگر ما نظری بیفکنیم به حوادث و انحرافات قبل و بعد از انقلاب و فتنه‌هایی که صورت پذیرفت، در می‌یابیم که ریشه آنها تشکیک در اعتقادات و باورها بود و رسوخ و پایدار ماندن شک در باورها، ایمان بسیاری از انقلابیون و متدینان را زایل ساخت. در این گذر بسیاری از کسانی که حاضر بودند جانشان را برای انقلاب و اسلام فدا کنند و جان‌برکف در صحنه انقلاب حاضر بودند و حتی قبل از انقلاب به جهاد مسلحانه با رژیم پهلوی می‌پرداختند، شک و تردید در عقاید و باورهای اسلامی، باعث بی‌اعتنایی آنان به مسائل دینی و ارزشی گردید و کارشان به جایی رسید که دستورات و تعالیم تعالی‌بخش اسلام را تاریخی و متعلق به گذشته دانستند. برخی از کسانی که حاضر بودند جانشان را برای اسلام، میهن و خلق فدا کنند، امروزه طوق بندگی و نوکری
﴿ صفحه 441 ﴾
بدترین دشمنان اسلام و ملت را بر گردن آویخته‌اند و سگ دست‌آموز آمریکا و استکبار گردیده‌اند.
گاهی با برهان و دلیل عقلی انسان به مطلبی یقین می‌یابد و بدان ملتزم می‌گردد، سپس در همان مطلب قطعی و یقینی شک می‌کند و این شک و تردید گاهی چند لحظه به طول می‌انجامد امّا گاهی در قلب انسان مستقر می‌گردد و زایل نمی‌گردد. گاهی انسان به نماز مشغول است و ناگهان حالت شک و تردید در برخی از آموزه‌های نماز در وی پدید می‌آید، اما به‌زودی آن شک برطرف می‌گردد. یا وقتی انسان در زیارت ائمه معصومین(علیه السلام) می‌خواند: انَّکَ تَسْمَعُ کَلامی وَتَرُدُّ سَلامی؛(377) «تو سخنم را می‌شنوی و به سلامم پاسخ می‌گویی» در آن سخن شک می‌کند و پیش خود می‌گوید که شاید کسی سخنم را نشنود. این تردید و شک ناشی از آن است که با وجود یقین و قطع به چیزی، باز ممکن است اضطراب و تزلزل به قلب راه یابد و انسان حتی اگر شده برای چند لحظه در امر مسلّمی نیز تردید می‌کند. اساساً «قلب» به معنای زیرورو شدن است و چون قلب انسان در معرض دگرگونی و تزلزل است بدان نام نامیده شده است. پس عموم مردم مصون از شک و تردید نیستند، اما مؤمنان که قرین لطف و عنایت خداوند هستند، به سرعت شک و تردید از دلشان خارج می‌گردد و وسوسه‌های شیطانی در دلشان پایدار نمی‌ماند. خداوند دراین‌باره می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَکرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ؛(378) «کسانی که پرهیزکاری کردند چون وسوسه‌ای از شیطان به آنان رسد [خدای را] یاد ‌کنند و بناگاه بینا شوند».
نور تقوا در دل مؤمنان واقعی خیلی سریع ظلمت و کدورت برخاسته از وسوسه
﴿ صفحه 442 ﴾
شیطان را نابود می‌سازد و آن وسوسه چون موجی کوتاه بر دل مؤمن می‌گذرد و با یاد خدا از حرکت باز می‌ایستد. اما کوردلان و غافلان که فریب دام خوش‌ظاهر شیطان را خورده‌اند، دل را آوردگاه وسوسه‌های پی‌درپی شیطانی قرار داده‌اند و روزنه‌‌های نور و هدایت را به روی خویش بسته‌اند: وَمَن یَعْشُ عَن ذِکرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ؛(379) «و هرکه از یاد خدای رحمان روی برتابد [یا چشم بپوشد و بگردد] شیطانی برای او برانگیزیم که او را دمساز و هم‌نشین باشد».