سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نگاهی دوباره به تجسم اعمال

روشن گردید که تعبیرات ادبی در این مناجات و سایر روایات مبنی‌بر اینکه انوار ایمان
﴿ صفحه 431 ﴾
بسان جامه‌ها و زیور‌هایی مؤمن را آراسته می‌سازد و جود و کرم و احسان الاهی تاج عزت و رشته شرافت بر سر و گردنش می‌نهد، حکایت از حقیقتی معنوی دارد که ایمان به انسان می‌بخشد و البته این هویت معنوی و الاهی به‌وسیله افراد ظاهربین قابل درک نیست. چه‌بسا قیافه کافری که تمیز و مرتب است در نظر ما زیباتر و خوشایندتر از قیافه مؤمن به نظر رسد، اما در نظر اهل باطن قیافه کافر، زشت و بدمنظر است، هرچند در ظاهر زیبا باشد و قیافه مؤمن زیبا و نورانی است، هرچند در ظاهر آراسته نباشد. این نعمت‌های معنوی بسیار فراتر از نعمت‌های ظاهری است و نعمت‌های مادی و ظاهری در مقایسه با آنها چیزی به‌حساب نمی‌آید. ازاین‌روی، حضرت روی آنها تأکید می‌کنند و آنها را زیباترین زینت‌های انسان معرفی می‌کنند. این زینت‌ها و زیورهای معنوی که بازنمود اعمال صالح انسان است، در قیامت که تجلی­گاه اعمال است، انسان بهشتی و ره‌یافته به رضوان حق را آراسته می‌سازند و بر گردن و دست‌های او آویخته می‌شوند و به او زیبایی و جلوه بهشتی می‌بخشند:عَالِیَهُمْ ثِیَابُ سُندُسٍ خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّه وَسَقَاهُمْ رَبُّهُمْ شَرَابًا طَهُورًا؛(373)«[بهشتیان] جامه‌هایی سبز از دیبای نازک و ستبر در بردارند و با دستواره‌های سیمین زیور شده‌اند و پروردگارشان به آنان شرابی پاکیزه بنوشاند».
تعبیر حلّو أساور من فضّه ازآن‌روست که در فرهنگ عرب بهترین زیورها را به طلا و نقره نسبت می‌دهند و بر اساس آن فرهنگ و ذهنیت، قرآن می‌فرماید که بهشتیان با دستواره‌هایی از نقره زینت یافته‌اند و این تمثیل و تشبیه با هدف ایجاد فهم و درک ناقصی از برخی از نعمت‌های بهشتی است و الا زینت‌های بهشتی قابل مقایسه با طلا و نقره و سایر زینت‌های دنیایی نیستند و چون درک حقیقت آنها برای ما میسور نیست، خداوند بر آن شده که در حد فهم و درک ما زینت‌های بهشتی را به ما معرفی کند. آن
﴿ صفحه 432 ﴾
نعمت‌ها و زیورها تجسم و بازنمود رفتار و اعمال ما هستند و دقیقاً آنچه در آخرت در اختیار ما قرار می­گیرد متناسب با رفتار ما در دنیاست. ازاین‌روی، اعمال صالح ما در آخرت هویت حقیقی خویش را باز می‌یابند و به‌صورت جامه‌ها و زیورآلات و سایر نعمت‌های بهشتی در اختیار ما قرار می‌گیرند و در مقابل، اعمال ناشایست ما در قالب عذاب‌های الاهی ظاهر می‌گردند. قرآن درباره متجاوزان به حقوق و اموال مردم و کسانی که از راه حرام برای خویش ثروت و زر و سیم فراهم می‌آورند می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّ کثِیرًا مِّنَ الأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیَأکلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ وَالَّذِینَ یَکنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّه وَلاَ یُنفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللّهِ فَبَشِّرْهُم بِعَذَابٍ أَلِیمٍ*یَوْمَ یُحْمَى عَلَیْهَا فِی نَارِ جَهَنَّمَ فَتُکوَى بِهَا جِبَاهُهُمْ وَجُنوبُهُمْ وَظُهُورُهُمْ هَـذَا مَا کنَزْتُمْ لأَنفُسِکمْ فَذُوقُواْ مَا کنتُمْ تَکنِزُونَ؛(374) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، هر‌آینه بسیاری از علمای یهود و راهبان مال‌های مردم را به ناشایست می‌خورند و [آنان را] از راه خدا باز می‌دارند؛ و کسانی که زر و سیم می‌اندوزند و آن را در راه خدا انفاق نمی‌کنند پس آنان را به عذابی دردناک مژده ده. روزی که آن [زر و سیم] را در آتش دوزخ بگدازند و با آن پیشانی‌ها و پهلوها و پشت‌های آنها را داغ نهند و [گویند:] این است آنچه برای خویشتن می‌اندوختید، پس [کیفر] آنچه را می‌اندوختید بچشید».
خداوند می‌فرماید کسانی که به دنبال زراندوزی و انباشت ثروت هستند و حقوق شرعی مالشان را نمی‌پردازند و اعتنایی به فقرایی که از تأمین حداقل امکانات زندگی نیز بی­بهره‌اند ندارند، چنان‌که به پیشانی اسب داغ و نشان می‌نهند، خداوند ثروت انباشته آنها را می‌گدازد و با آنها به بدن ایشان داغ می‌نهد و این‌گونه آنها را عذاب می‌کند و رسوا می‌سازد.
﴿ صفحه 433 ﴾

اعتراف به ناتوانی از شکر خدا

فَآلاؤُک جَمَّه ضَعُفَ لِسانى عَنْ اِحْصآئِها، وَنَعْمآؤُک کثیرَه قَصُرَ فَهْمى عَنْ اِدْراکها، فَضْلاً عَنِ اسْتِقْصآئِها، فَکیْفَ لى بِتَحْصیلِ الشُّکرِ، وَشُکرى اِیَّاک یَفْتَقِرُ اِلى شُکرٍ؟! فَکلَّما قُلْتُ لَک الْحَمْدُ وَجَبَ عَلَىَّ لِذلِک اَنْ اَقُولَ لَک الْحَمْدُ؛ «بخشش‌های تو چنان زیاد است که زبانم از شمارش آنها ناتوان است و نعمت‌های تو فراوان است که فهم از ادراک آنها قاصر است تا چه رسد که همه آنها را بتوان به نهایت سنجه کرد. پس من چگونه می­توانم شکر آن نعمت‌ها را به جای آورم و حال آنکه بر شکر من از تو شکری لازم است و هرگاه که من بگویم که حمد تو را سزد باید که به‌پاس آن حمد تو را حمد و ستایشی دیگر گویم».
گاهی چیزهایی به‌قدری زیاد و فراوان است که انسان نمی‌تواند آنها را بشمارد، اما ذهن انسان می‌تواند آنها را تصور کند. اما حضرت می‌فرماید که نعمت‌های خداوند به حدی زیاد است که هم شمارش آنها امکان‌پذیر نیست و هم نمی‌توان آنها را در قالب محدود ذهن تصور و فهم کرد. پس با توجه به اینکه امکان شمارش و بازشناسی همه نعمت‌ها فراهم نیست و هم تصور و فهم ما از آنها ممکن نمی‌باشد و ما از بسیاری از نعمت‌ها بی‌اطلاع هستیم، امکان به ‌جا آوردن حق شکر آنها نیز میسور نمی‌باشد. علاوه بر آن، هر شکری نعمت و توفیقی است که خداوند به ما عنایت کرده است و باید به‌پاس آن خداوند را شکر کرد. مضمون این سخن در بسیاری از روایات آمده، از جمله در روایتی که در یکی از جلسات پیشین بدان اشاره کردیم، امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «موفقیت در انجام شکر و سپاس خود نعمت تازه‌ای است که شکر آن لازم است و این موفقیت باارزش‌تر و پرقیمت‌تر از آن نعمتی است که موفق به شکر آن شده‌ای. پس برای هر شکری، شکری برتر از آن بایدت تا بی‌نهایت که انسان
﴿ صفحه 434 ﴾
شکرگزار غرق در نعمت حق است و از رسیدن به غایت و نهایت شکرْ قاصر و عاجز می‌باشد».(375)
خداوند باید به ما توفیق دهد و امکان سخن گفتن را برای ما فراهم آورد تا در برابر برخورداری از نعمت او حمد او را بگوییم و اگر این توفیق فراهم نیامد و زبان ما بسته ماند، نمی‌توانیم حمد او را بگوییم. پس گفتن «الحمدلله» نیز نعمت خداست که باید به‌پاس عنایت آن خدا را شکر گزارد و ستایش کرد و بر هر ستایشی، ستایشی دیگر باید و چون بی‌نهایت ستایش و حمد از انسان ساخته نیست، انسان نمی‌تواند ستایش و شکر واقعی یک نعمت خداوند را به جای آورد، تا چه رسد که درصدد شکرگزاری از نعمت‌های بی‌شماری که در اختیار او قرار گرفته برآید. بااین‌حال انسان باید در حد توان به شکرگزاری نعمت‌های خدا برآید که در این صورت مشمول عنایات فزون‌تر خداوند قرار می‌گیرد و اگر به‌جای شکر نعمت، به کفران و ناسپاسی نعمت‌های الاهی بپردازد، خداوند او را به کیفر و عذابی سخت گرفتار می‌سازد.
وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکمْ لَئِن شَکرْتُمْ لأَزِیدَنَّکمْ وَلَئِن کفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ؛(376) «و هنگامی که پروردگارتان به شما آگاهی داد که اگر سپاس گزارید همانا شما را [نعمت] بیفزایم و اگر ناسپاسی کنید هرآینه عذاب من سخت است».
اِلهى فَکما غَذَّیْتَنا بِلُطْفِک، وَرَبَّیْتَنا بِصُنْعِک، فَتَمِّمْ عَلَیْنا سَوابِغَ النِّعَمِ، وَادْفَعْ عَنَّا مَکارِهَ النِّقَمِ، وَآتِنا مِنْ حُظُوظِ الدَّارَیْنِ اَرْفَعَها وَاَجَلَّها عاجِلاً وَآجِلاً، وَلَک الْحَمْدُ عَلى حُسْنِ بَلائِک وَسُبُوغِ نَعْمآئِک، حَمْداً یُوافِقُ رِضاک،
﴿ صفحه 435 ﴾
وَیَمْتَرِى الْعَظیمَ مِنْ بِرِّک وَنَداک، یا عَظیمُ یا کریمُ، بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ «خدایا، چنان‌که ما را در پرتو لطف خود غذا دادی و در مهد حکمت و صنعت خود پرورش دادی، نعمت‌های بی‌شمارت را بر ما به اتمام رسان و ناگواری‌های انتقامت را از ما برگردان و به ما در دو سرا بالاترین و برترین بهره‌ها را کرامت فرما. ستایش تنها تو را سزد در برابر آزمایش نیکویت و وفور نعمت‌هایت، آن‌گونه ستایشی که مورد رضایت توست و احسان و بخشش تو را بر ما سرازیر می‌سازد. ای خدای بزرگ. ای خدای کریم و بخششگر، به حق رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان».

﴿ صفحه 437 ﴾

شرح: مناجات المطیعین

﴿ صفحه 438 ﴾
﴿ صفحه 439 ﴾