سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار بیست و هشتم: (جستاری در ظاهر و باطن رفتار و نعمت‌ها)

جلوه ملکوتی ایمان و الطاف الاهی

توجه ما بیشتر به نعمت‌های مادی و دنیوی است و کمتر به نعمت‌های معنوی توجه داریم، ازاین‌روی وقتی درصدد شکرگزاری از نعمت‌های خداوند برمی‌آییم، به نعمت‌های مادی و دنیوی نظیر مسکن، خوردنی‌ها و موقعیت اجتماعی و مقام که در اختیارمان قرار گرفته نظر می‌افکنیم و به‌پاس برخورداری از آنها شکر خداوند را به جا می‌آوریم و از نعمت‌های معنوی نظیر نعمت ولایت اهل‌بیت(علیهم السلام) که بسیار والاتر و ارزشمند‌تر از نعمت‌های مادی هستند و نعمت‌های مادی در مقایسه با آنها حقیر و ناچیز است غافلیم. اما حضرت بدون آنکه به نعمت‌های مادی تصریحی داشته باشنـد‌ ـ گـرچه اطلاق سخن ایشان درباره نعمت‌ها به نعمت‌های مادی نیز ناظر می‌باشـد‌ـ به نعمت‌های معنوی تصریح دارند و برخی از آنها را نام می‌برند و می‌فرمایند:
جَلَّلَتْنى نِعَمَک مِنْ اَنْوارِ الْأیمانِ حُلَلاً، وَضَرَبتَ عَلَىَّ لَطآئِفَ بِرّک مِنَ الْعِزِّ کلَلاً، وَقَلَّدَتْنى مِنَنَک قَلائِدَ لا تُحَلُّ، وَطَوَّقَتْنى اَطْواقاً لا تُفَلُّ؛ «نعمت انوار ایمان مرا با جامه‌ها و زیورهای مجلل آراسته است و لطایف جود و کرمت تاج عزت بر سرم نهاده و احسان‌هایت
﴿ صفحه 424 ﴾
رشته علاقه‌ و طوق‌های شرافتی برگردنم افکنده که دیگر گشوده نمی‌گردد».
حضرت در سخن ادبی خود که با تشبیهات لطیف و زیبایی همراه گشته انوار ایمان را به جامه و زیورهایی تشبیه می‌کنند که باعث آراستگی انسان گردیده‌اند. همچنان احسان‌های خداوند را به مثابه تاجی معرفی می‌کنند که بر سر انسان نهاده شده است. در زبان فارسی وقتی کسی دیگری را مورد تکریم و احترام قرار می‌دهد و از او تجلیل می‌کند، به وی می‌گویند: «چه گلی بر سر او نهادی» این ضرب‌المثل و تعبیر ازآن‌روست که برای آرایش و تزیین برخی از اشیاء از گل استفاده می‌کنند. به‌عنوان نمونه، وقتی کادویی برای کسی تهیه می‌کنند روی آن گل قرار می‌دهند، یا در زمان سابق برای تزیین شتر که به‌عنوان مرکب از آن استفاده می‌شد، برآمدگی جلوی هودج که روی شتر قرار می‌گرفت و نیز بر سر و روی شتر منگوله نصب می‌کردند تا باعث زیبایی و شکوه آن مرکب گردد. شاید در بدو امر به نظر رسد که این تعابیر صرفاً جنبه استعاره‌ای و کنایی دارند و آراسته شدن به جامه‌هایی از انوار ایمان و یا افکنده شدن طوق‌ها و رشته‌هایی از احسان بر گردن، صرفاً تعابیری کنایی و استعاره‌ای هستند، چنان‌که نظیر این تعابیر در آیات و روایات نیز وارد شده و برای آنها تأویل‌هایی ذکر کرده‌اند. اما بر اساس آنچه از آیات و روایات استفاده می‌شود که به‌وسیله تجربیات برخی از بزرگان و اولیای خدا تأیید شده است، آن تعابیر از ملکوت و حقایق و صورت‌های باطنی رفتار و گرایش‌هایی چون ایمان به خدا خبر می‌دهند. چیزهایی که ما در این عالم مشاهده و درک می‌کنیم، علاوه بر صورت‌های ظاهری که به‌وسیله آنها برای ما قابل مشاهده‌اند، دارای صورت‌های باطنی نیز هستند که درک آنها از افق عقل ما خارج می‌باشد. ازاین‌روی، برخی از رفتارها که در ظاهر زیبا هستند، صورت باطنی آنها زشت و نازیباست و کسانی که چشم باطن دارند،
﴿ صفحه 425 ﴾
زشتی باطن آن رفتار را مشاهده می‌کنند. در مقابل، برخی چیزها و برخی رفتارها در ظاهر زیبا به نظر نمی‌رسند، اما در باطن زیبا هستند و زیبایی باطنی آنها برای کسانی که چشم باطن دارند قابل مشاهده است.

هویت باطنی رفتار زشت

پس برحسب آنچه از آیات و روایات استفاده می‌شود گذشته از انوار حسی و ظاهری، انوار باطنی نیز وجود دارند و رفتار علاوه بر هویت ظاهری، دارای هویت باطنی نیز هست و آنچه درباره توصیف برخی از رفتارها در روایات و آیات آمده فراتر از تشبیه و کنایه است و حاکی از صورت باطنی آنها است. از این منظر، کسانی که مال یتیم را می‌خورند و نیز کسانی که برای حفظ منافع مادی خود حقایق دین را کتمان می‌کنند و از این راه به سود و منفعت می‌رسند، در حقیقت آتش می‌خورند و این آتش در برزخ و قیامت تجسم و عینیت می‌یابد و در این دنیا گرچه از چشم افراد ظاهربین پنهان است، اما افرادی که خداوند چشم باطن به آنها عنایت کرده، در این دنیا نیز آن آتش و لهیب سوزان آن را مشاهده می‌کنند. خداوند می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ یَکتُمُونَ مَا أَنزَلَ اللّهُ مِنَ الْکتَابِ وَیَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلاً أُولَـئِک مَا یَأْکلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ وَلاَ یُکلِّمُهُمُ اللّهُ یَوْمَ الْقِیَامَه وَلاَ یُزَکیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛(366) «همانا کسانی که آنچه را خدا از کتاب فروفرستاده پنهان می‌کنند و آن را به بهایی اندک می‌فروشند، اینان در شکم‌های خویش جز آتش نمی‌خورند و خداوند روز رستاخیز با آنان سخن نمی‌گوید و پاکشان نمی‌سازد و آنان را عذابی است دردناک».
در آیه دیگر می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَأْکلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکلُونَ فِی بُطُونِهِمْ
﴿ صفحه 426 ﴾
نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا؛(367) «همانا کسانی که مال‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم‌های خود آتش می‌خورند و به‌زودی به آتش افروخته جهنم درآیند».
قرآن در تبیین حقیقت و باطن غیبت نیز می‌فرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا کثِیرًا مِّنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یَغْتَب بَّعْضُکم بَعْضًا أَیُحِبُّ أَحَدُکمْ أَن یَأْکلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا فَکرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَّحِیمٌ؛(368) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از بسیاری از گمان‌ها [گمان‌های بد] بپرهیزید، زیرا برخی از گمان‌ها گناه است، و [در احوال و عیب‌های پنهان مردم] کاوش مکنید و برخی از شما غیبت برخی را نکند، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟ بی‌گمان آن را ناخوش و ناپسند می‌‌دارید؛ و از خدا پروا کنید که خدا توبه­پذیر و مهربان است».
از منظر قرآن حقیقت غیبت و بدگویی پشت سر دیگران، خوردن گوشت مرده برادر است و اهل کشف و شهود و اهل باطن در برخی از مکاشفات خود این واقعیت را مشاهده کرده‌اند.