سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

ضرورت توجه ویژه به نعمت‌های معنوی و شکرگزاری آنها

شایسته است که ما با فراغت بال و در محیطی آرام، لختی به تفکر درباره نعمت‌های خداوند بپردازیم و فهرستی از نعمت‌های خداوند تهیه کنیم و پیوسته در هر فرصتی که به هریک از آنها توجه یافتیم به حمد و سپاس خداوند بپردازیم. در این صورت ما ادب بندگی و شکرگزاری از معبود را به جا آورده‌ایم و اندکی از نعمت‌های خدا را پاس
﴿ صفحه 418 ﴾
داشته‌ایم. چنان‌که وقتی کسی به ما خدمت می‌کند و کاری برای ما انجام می‌دهد، ما خود را موظف می‌دانیم که از او تشکر کنیم و گاهی برای کاری که کسی برای ما انجام می‌دهد، چندین بار و در هر فرصتی که او را ملاقات می‌کنیم به تشکر و اظهار شرمندگی از او می‌پردازیم. با این تفاوت که آنچه دیگران در اختیار ما می‌گذارند از نظر کمی و کیفی محدود است، اما نعمت‌های خداوند حدی ندارد و امکان شکرگزاری از همه آنها و حتی ادای حق سپاس از یکی از آنها برای ما فراهم نیست، به‌خصوص نعمت‌های معنوی نظیر نعمت ایمان و دین که قابل ارزیابی نیستند و ما نمی‌توانیم به اهمیت و ارزش آنها واقف گردیم. در روایتی درباره سرمایه عظیم ولایت ائمه اطهار(علیهم السلام) آمده است:
عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ(علیه السلام) قَالَ إِنَّ رَجُلًا جَاءَ إِلَى سَیِّدِنَا الصَّادِقِ(علیه السلام) فَشَکا إِلَیْهِ الْفَقْرَ، فَقَالَ: لَیْسَ الْأَمْرُ کمَا ذَکرْتَ وَمَا أَعْرِفُک فَقِیراً. قَالَ: وَاللَّهِ یَا سَیِّدِی مَا اسْتَبَنْتَ، وَذَکرَ مِنَ الْفَقْرِ قِطْعَه وَالصَّادِقُ(علیه السلام) یُکذِّبُهُ إِلَى أَنْ قَالَ: خَبِّرْنِی لَوْ أُعْطِیتَ بِالْبَرَاءَه مِنَّا مِائَه دِینَارٍ کنْتَ تَأْخُذُ؟ قَالَ: لَا، إِلَى أَنْ ذَکرَ أُلُوفَ دَنَانِیرَ، وَالرَّجُلُ یَحْلِفُ أَنَّهُ لَا یَفْعَلُ، فَقَالَ: لَهُ مَنْ مَعَهُ سِلْعَه یُعْطَى هَذَا الْمَالَ لَا یَبِیعُهَا، هُوَ فَقِیرٌ؟؛(364) «امام موسی بن جعفر(علیه السلام) فرمودند: مردی نزد آقای ما، امام صادق(علیه السلام) آمد و نزد ایشان از فقر شکایت کرد، حضرت فرمودند: مطلب چنان نیست که تو می‌گویی و من تو را فقیر نمی‌دانم. او گفت: ای آقای من، به خدا قسم، به حال من واقف نشده‌ای و شمه‌ای از فقر خود را باز گفت و امام صادق(علیه السلام) تکذیب کردند، تا اینکه به او فرمودند: به من بگو اگر صد دینار طلا به تو دهند تا از ما بیزاری جویی می‌گیری؟ گفت: نه، حضرت تا هزاران دینار (در مقابل برائت و بیزاری از اهل‌بیت(علیهم السلام))
﴿ صفحه 419 ﴾
فرمودند و آن مرد سوگند خورد که نه. حضرت فرمودند: آیا کسی که متاعی دارد که با این همه پول نمی‌فروشد فقیر است؟»
به‌هرحال نعمت‌های معنوی، چون نعمت اسلام، تشیع، ولایت اهل‌بیت، معرفت خدا، معرفت اهل‌بیت و امام حسین و امام زمان(عجل الله فرجه الشریف) بسیار باارزش‌تر از نعمت‌های مادی هستند و با هیچ مقیاسی قابل سنجش و ارزش‌گذاری نیستند و درک این نعمت‌ها از عهده ما خارج است و ما ناچاریم که در پیشگاه خداوند اعتراف کنیم که از شکر این نعمت‌های بزرگ عاجزیم و بر اساس برخی از روایات اعتراف به عجز از شکرگزاری نعمت‌های خداوند، خود شکر نعمت محسوب می‌گردد و از جمله امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
وَتَمَامُ الشُّکرِ اعْتِرَافُ لِسَانِ السِّرِّ خَاضِعاً لِلَّهِ تَعَالَى بِالْعَجْزِ عَنْ بُلُوغِ أَدْنَى شُکرِهِ، لِأَنَّ التَّوْفِیقَ لِلشُّکرِ نِعْمَه حَادِثَه یَجِبُ الشُّکرُ عَلَیْهَا، وَهِیَ أَعْظَمُ قَدْراً وَأَعَزُّ وُجُوداً مِنَ النِّعْمَه الَّتِی مِنْ أَجْلِهَا وُفِّقْتَ لَهُ، فَیَلْزَمُک عَلَى کلِّ شُکرٍ شُکرٌ أَعْظَمُ مِنْهُ إِلَى مَا لَا نِهَایَه لَهُ مُسْتَغْرِقاً فِی نِعْمَتِهِ، قَاصِراً عَاجِزاً عَنْ دَرْک غَایَه شُکرِه؛(365) «و شکر تمام و کامل این است که زبان دل و با خضوع در پیشگاه خداوند به عجز از انجام کوچک‌ترین شکر اعتراف کند، چه آنکه موفقیت در انجام شکر و سپاس خود نعمت تازه‌ای است که شکر آن لازم است و این موفقیت باارزش‌تر و پرقیمت‌تر از آن نعمتی است که موفق به شکر آن شده‌ای پس برای هر شکری شکری برتر از آن بایدت تا بی‌نهایت که انسان شکرگزار غرق در نعمت حق است و از رسیدن به غایت و نهایت شکر، قاصر و عاجز است».
﴿ صفحه 420 ﴾

قصور و کوتاهی انسان در شکرگزاری از خدا

حضرت در پایان فراز مزبور از مناجات خود به ریزش پیوسته نعمت‌ها و فراوانی آنها و عجز از شکرگزاری و نیز کوتاهی در قدردانی و شکر آنها اعتراف می‌کنند. ازآن‌روی که نعمت‌های خدا بی‌شمار است و همه جن و انس نمی‌توانند آنها را بشمارند، انسانْ قاصر و عاجز از ادای شکر آنهاست؛ اما ازآن‌روی که توجه به نعمتی و تلاش در بهره‌مندی از آن او را از توجه به خداوند غافل می‌سازد و در نتیجه نمی‌کوشد که در حد توان، سپاس خدای را به جا آورد، مقصر است. چراکه نباید توجه به برخی نعمت‌ها انسان را از سایر نعمت‌ها و نیز از خداوندی که آن نعمت‌ها را در اختیار انسان نهاده است غافل سازد و انسان درهر‌حال باید توجه اصلی خود را معطوف به خداوند کند و هیچ‌چیز او را از یاد خدا باز ندارد و در مقام بهره‌برداری از هر نعمتی، اول رو به‌سوی خداوند آورد و به پاس آن نعمت از خداوند شکرگزاری کند. آن‌گاه حضرت بر نفس خود که به اهمال و تضییع نعمت‌ها پرداخته شهادت می‌دهند. ما اگر در خویش بنگریم، درمی‌یابیم که در طول عمر و پیوسته از نعمت‌های بزرگ خدا برخوردار بودیم و قدر آنها را نشناختیم و استفاده بایسته و حتی گاهی استفاده صحیح از آنها نبردیم. کیست که از جوانی و سلامتی، این دو نعمت بزرگ خدا استفاده شایسته و بایسته برده باشد؟ پس ما علاوه بر آنکه احاطه به همه نعمت‌های خدا نداریم و نمی‌توانیم همه نعمت‌هایی را که خداوند در اختیارمان نهاده بشناسیم و در نتیجه از شکر همه آنها عاجزیم، از انجام سپاس و شکری که از عهده‌مان ساخته است نیز کوتاهی می‌کنیم.
حضرت در ادامه مناجات می‌فرمایند:
وَاَنْتَ الرَّؤُفُ الرَّحیمُ الْبَّرُ الْکریمُ، الَّذى لا یُخَیِّبُ قاصِدیهِ، وَلا یَطْرُدُ عَنْ فِنآئِهِ آمِلیهِ، بِساحَتِک تَحُطُّ رِحالُ الرَّاجینَ، وَبِعَرْصَتِک تَقِفُ آمالُ الْمُسْتَرْفِدینَ، فَلا تُقابِلْ آمالَنا بِالتَّخْییبِ وَالْأَیاسِ، وَلا تُلْبِسْنا سِرْبالَ الْقُنُوطِ وَالْإِبْلاسِ؛ «و
﴿ صفحه 421 ﴾
تو بسیار با رأفت و مهربان و با کرم و احسانی که هرکس را رو به تو آرد محروم نمی‌سازی و امیدواران به خویش را از درگاه خود دور نمی‌گردانی. به ساحت قدس تو امیدواران بار می‌افکنند و آرزوهای بخشش‌خواهان و کمک­جویان در پیشگاه تو بار بسته‌اند، پس امیدهای ما به خود را با نومیدی و یأس مواجه مگردان و جامه نومیدی و سرافکندی به ما مپوشان».
«فناء»، «ساحت» و «عرصه» به معنای پیشگاه است و برای هرکدام از آنها در فارسی واژه مستقلی وجود ندارد. تعبیر بساحتک تحط رحال الرّاجین کنایی است و این تعبیر در اصل برای توقف مسافران و کاروان‌ها در محلی که بدان منظور فراهم شده به کار می‌رود و «محط الرحال» به بارانداز و محلی گفته می‌شود که کاروانیان در آنجا توقف می‌کنند و باروبُنه‌های خود را در آنجا قرار می‌دهند و در فراز مزبور از مناجات، کنایه از پناه آوردن امیدواران به ساحت قدس ربوبی و آستان مهر و رأفت الاهی که یگانه پناهگاه بندگان است می‌باشد.
سپس حضرت می‌فرمایند: اِلهى تَصاغَرَ عِنْدَ تَعاظُمِ الائِک شُکرى ، وَتَضآئَلَ فى جَنْبِ اِکرامِک اِیَّاىَ ثَنآئى وَنَشْرى؛ «خدایا، شکر و سپاس من در برابر نعمت‌های بزرگ تو بسیار ناچیز است و ثناگویی و بازگویی نعمت‌هایت در مقابل اکرام و عنایتت به من بی‌مقدار می‌باشد».
انسان در برابر خدمتی که به او شده و نعمتی که در اختیارش قرار گرفته باید بکوشد که شکر و سپاسِ درخور انجام دهد و درصدد جبران لطف و مرحمتی که در حق او شده برآید. مثلاً اگر کسی خانه‌ای را با تمام وسایل و امکانات در اختیار انسان قرار دهد و حتی سندش را به نام او بزند، اگر دریافت‌کننده این هدیه بزرگ به گفتن «متشکرم» بسنده کند،‌ شکر آن نعمت و هدیه بزرگ را به جا نیاورده است. وی در مقام تشکر و سپاس باید رفتار و خدمتی
﴿ صفحه 422 ﴾
متناسب با آنچه در اختیارش قرار گرفته انجام دهد و اگر امکان جبران آن خدمت بزرگ برایش فراهم نیست، سخنانی حاکی از سپاسگزاری و حق‌شناسی و تلاش برای جبران آن خدمت بزرگ بر زبان جاری سازد و اظهار محبت و شرمساری کند تا حق لطفی که به او شده انجام داده باشد. اما پرواضح است که ما نمی‌توانیم شکر بایسته و شایسته نعمت‌های خداوند را انجام دهیم و شکر ما هرچند از نظر کمیت و کیفیت زیاد به چشم آید، در برابر نعمت‌های الاهی بسیار حقیر و ناچیز است. حتی قدردانی و شکر نعمت‌هایی که به­ظاهر به چشم نمی‌آیند و در مقایسه با سایر نعمت‌ها کوچک جلوه می‌کنند از ما بر نمی‌آید و به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم قدر و ارزش آنها را بشناسیم. به‌عنوان نمونه یکی از نعمت‌های خدا که به­ندرت ما به آن توجه می‌یابیم، تارهای صوتی است که خداوند در حنجره ما قرار داده و امکان سخن گفتن را برای ما تسهیل می‌سازند. حال اگر به هر دلیلی این تارهای صوتی آسیب ببینند، انسان نمی‌تواند به­وضوح سخن گوید و تنها صداهای ناموزون و نامفهوم از دهان انسان خارج می‌شود و در نتیجه ارتباط کلامی انسان با دیگران برقرار نمی‌گردد. آن‌گاه هرکسی که تارهای صوتی‌اش آسیب دیده در حد وسع و توان مالی‌اش درصدد رفع آن ناراحتی برمی‌آید و برای مداوا و در صورت لزوم برای جراحی حنجره خود اقدامات لازم را انجام می‌دهد و گاه چندین بیمارستان عوض می‌کند و چندین میلیون تومان خرج می‌کند. حتی اگر از امکانات پزشکی و دانش پزشکی داخل کشور نتیجه نگرفت، اگر از سرمایه مالی مناسبی برخوردار باشد، برای ادامه معالجه به خارج سفر می‌کند و بدان امید که سلامتی خود را باز یابد و مشکل تارهای صوتی او مرتفع گردد، هر قدر که بتواند خرج معالجات خود می‌کند. اکنون که خداوند چنین نعمتی را رایگان در اختیار ما نهاده، ما باید بنگریم که چه وظیفه‌ای در قبال آن داریم. آیا سزاوار است که از این نعمت الاهی سوءاستفاده کنیم و مثلاً به پدر و مادر خود دشنام دهیم و با آنها تندی کنیم؟ آیا سزاوار است که دروغ بگوییم و تهمت بزنیم و غیبت کنیم و حرف‌های لغو و بیهوده بر زبان جاری سازیم؟
﴿ صفحه 423 ﴾

گفتار بیست و هشتم: (جستاری در ظاهر و باطن رفتار و نعمت‌ها)