سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

ضرورت شکرگزاری از نعمت حکومت اسلامی

در مقام شکرگزاری گاهی انسان به‌اجمال و یک­جا شکر همه نعمت‌های خداوند را به جا می‌آورد، ولی شایسته‌تر آن است که نعمت‌های خدا دسته‌بندی شوند و به تفصیل هر بخش از نعمت‌ها نام برده شوند و شکر آنها به جا آورده شود. مثلاً انسان جداگانه نعمت‌های موجود در بدن، نعمت‌های روانی و روحی، نعمت ایمان و هدایت، نعمت خانواده، نعمت فرزند سالم مؤمن، نعمت خویشان، نعمت رفیق شایسته و نعمت استاد را در ذهنش مرور کند و یا بر زبان آورد و در قبال هریک از آنها خداوند را شکر گزارد. همچنین به نعمت‌های اجتماعی و به‌خصوص نعمت حکومت اسلامی که در رأس آن نایب امام زمان‌(عجل الله فرجه الشریف) قرار گرفته توجه یابد و به‌پاس این نعمت بزرگْ حمد و سپاس خداوند را به جا آورد. نعمتی که در سایه آن برکات فراوان مادی و معنوی و عزت و سرفرازی نصیب ما گشته است و ما با کمال آسایش و بدون مزاحمت در کشور اسلامی خود و در نظام ولایت فقیه می‌توانیم به وظایف دینی و اجتماعی خود بپردازیم.
در دوران پهلوی و حاکمیت رژیم ستم‌شاهی وضع به‌گونه‌ای بود که دانشجویان مذهبی جرئت نداشتند در محیط دانشگاه نماز بخوانند، چون مورد استهزا و تمسخر
﴿ صفحه 408 ﴾
دیگران قرار می‌گرفتند. حتی کارگزاران آن نظام درصدد بودند که در محیط دانشگاه حجاب را ممنوع سازند. محیط شهر و اجتماع فاسد و آلوده بود و مراکز فساد، قمارخانه‌ها و مغازه‌های مشروب‌فروشی فراوان بود و شمار مشروب‌فروشی‌ها بسیار بیشتر از کتاب‌‌فروشی‌ها بود. تا اینکه با مجاهدت‌های رهبر انقلاب اسلامی، حضرت امام خمینی(رحمهَ الله) و پیروان صادق ایشان، آن نظام سرنگون گشت و حکومت اسلامی جای‌گزین آن گردید و مراکز فساد تعطیل شد و فرهنگ اسلامی گسترش یافت و مردم در کمال آسایش و امنیت به وظایف فردی و اجتماعی خود می‌پردازند. ما باید این حکومت و نظام اسلامی را که با رهبری داهیانه حضرت امام، و جان‌فشانی‌های شهیدان سرفراز به وجود آمده، مقایسه کنیم با دولت‌ها و حکومت‌هایی که در همسایگی کشور ما قرار دارند و یا سایر حکومت‌هایی که غرق فساد هستند و مسئولان آن حکومت‌ها به فکر عیاشی و خوش‌گذرانی‌ و انباشت ثروت و سرمایه و سوءاستفاده از درآمدهای ملی می‌باشند. بنگریم به شرایط ناامن کشورهای افغانستان و عراق که هر روز عده‌ای هدف بمباران‌ها و عملیات انتحاری قرار می‌گیرند و جانشان را از دست می‌دهند و فرصت زندگی همراه با امنیت و رشد اقتصادی از مردم گرفته شده است. ما باید خداوند را سپاس گوییم که در مملکتی به سر می‌بریم که امنیت حاکم بر آن در دنیا بی‌نظیر است.
چندی پیش چند نفر مسیحی ساکن در یکی از کشورهای غربی که مدتی برای کسب معارف اسلامی در قم به سر بردند، در مصاحبه با خبرنگاران گفتند که ایران از امنیت بسیار بالایی برخوردار است و ما در هیچ کشوری چنین امنیتی را مشاهده نمی‌کنیم. آنان گفتند که در کشور ما که از کشورهای بسیار پیشرفته به شمار می‌آید، زن‌ها جرئت نمی‌کنند که پس از غروب آفتاب از خانه خارج شوند و در خیابان‌ها قدم زنند. چندی پیش در روزنامه خواندم که در کشور آلمان رانندگان زن برای اینکه مورد
﴿ صفحه 409 ﴾
تجاوز قرار نگیرند، مجسمه نیم­تنه انسانی را در کنار خود قرار می‌دهند، تا افراد فاسد تصور کنند آن رانندگان زن همراه دارند و از فکر تجاوز به آنها منصرف گردند. بنگرید با اینکه در کشوری چون آلمان همه لذت‌های مادی و حیوانی فراهم است، اما چون خوی حیوان‌صفتی و شهوت‌پرستی افراد فاسد سیری­ناپذیر است، از آن لذت‌های حیوانی که در اختیارشان قرار دارد سیر نمی‌گردند و به فکر تجاوز و تعرض جنسی به دیگران می‌افتند و در نتیجه امنیت جنسی و روانی جامعه را سلب می‌گردانند.
﴿ صفحه 411 ﴾

گفتار بیست و هفتم: (موانع شکرگزاری و ضرورت شکرگزاری از نعمت‌های معنوی)

موانع شکرگزاری از نعمت‌ها در کلام امام سجاد(علیه السلام)

به بهانه بررسی مناجات شاکرین، درباره اهمیت و ضرورت سپاسگزاری از خداوند سخن گفتیم و چنان‌که اشاره شد، شکر نعمت امری فطری است و وقتی نعمتی در اختیار انسان قرار می‌گیرد و انسان بدان توجه می‌یابد، فطرتاً درصدد شکر آن نعمت و سپاسگزاری از منعم برمی‌آید. البته باید در نظر داشت که توان شکرگزاری از همه نعمت­های خدا در ما فراهم نیست و بی­کرانگی نعمت­های الاهی باعث گردیده که فرصت شکرگزاری همه آنها برای ما میسور نگردد و شرایط زندگی هم، چنین مجالی را به ما نمی‌دهد. گذشته از آن، موانعی ما را از شکر نعمت‌های خداوند باز می‌دارد و برای اینکه توفیق شکرگزاری در ما پدید آید باید آن موانع را بشناسیم و در حد توان درصدد رفع آنها بکوشیم. دراین‌باره امام سجاد(علیه السلام) در فراز اول مناجات شاکرین می‌فرمایند:
اِلهى اَذْهَلَنى عَنْ اِقامَه شُکرِک تَتابُعُ طَوْلِک، وَاَعْجَزَنى عَنْ اِحْصآءِ ثَنآئِک فَیْضُ فَضْلِک، وَشَغَلَنى عَنْ ذِکرِ مَحامِدِک تَرادُفُ عَوآئِدِک، وَاَعْیانى عَنْ نَشْرِ عَوارِفِک تَوالى اَیادیک، وَهذا مَقامُ مَنِ اعْتَرَفَ بِسُبُوغِ النَّعْمآءِ وَقابَلَها
﴿ صفحه 412 ﴾
بِالتَّقْصیرِ وَشَهِدَ عَلى نَفْسِهِ بِالْإِهْمالِ وَالتَّضْییعِ؛ «خدایا، بخشش پی‌درپی تو مرا از انجام وظیفه شکرگزاری غافل ساخت و ریزش مدام فضلت مرا از شمارش ستایشت عاجز گردانید و عطای پیوسته‌ات مرا از ذکر اوصاف ستودنی جمالت بازداشته و مرحمت‌های پیاپی‌ات مرا از نشر و بیان ستودگی‌هایت ناتوان ساخته است، و اینْ مقام کسی است که به نعمت‌های بی‌شمار تو معترف است و به ناسپاسی و کوتاهی در شکرگزاری از آنها پرداخته است و بر خود گواهی می‌دهد که به اهمال و تضییع نعمت‌هایت پرداخته است».
1. ریزش مدام نعمت‌ها و برکات
حضرت اولین عامل غفلت از شکرگزاری از نعمت‌های خدا را، از پی هم آمدن و ریزش مدام نعمت‌های الاهی معرفی می‌کنند. یعنی وقتی انسان در معرض بهره‌مندی از نعمت‌های خدا قرار گرفت و آن نعمت‌ها او را به خود جلب کرد و درصدد رفع نیازمندی‌های خود برآمد، توجه او از خالق نعمت‌ها منصرف گشته و به تأمین نیازها و لذت بردن از نعمت‌هایی که در اختیار او قرار گرفته معطوف می‌گردد. اکنون که بنده درباره شکرگزاری از نعمت‌های خداوند سخن می‌گویم و به تناسب موضوع بحث، به پاره‌ای از نعمت‌های خداوند توجه می‌یابم که چه­بسا در شرایط دیگر از آنها غافل بودم. یکی از آن نعمت‌ها این مکانی است که در آن از معارف الاهی سخن می‌گوییم و همچنین این مجلس و محضر شما عزیزان، نعمت خداست و نیز آنچه ما از اساتیدمان فرا گرفته‌ایم و نیز آنچه از آیات و روایات و کتاب‌های علما فرا گرفته‌ایم نعمت‌های بزرگ خدا هستند. وسایل صوتی که صدای مرا به گوش شما می‌رساند نیز نعمت خداست. همچنین فکر، حافظه و زبانی که با آن سخن می‌گویم نعمت‌های خدا هستند
﴿ صفحه 413 ﴾
که ما اغلب از آنها غافل هستیم و توجهی به آنها نداریم و در نتیجه، درصدد شکرگزاری از آنها برنمی‌آییم. بی‌تردید آن بخش از نعمت‌ها که جاذبه قوی دارند بیشتر انسان را از توجه به خداوند و تشکر از او غافل می‌سازند. مثلاً انسان گرسنه وقتی غذای لذیذ در اختیار او قرار می‌گیرد، چنان با ولع و حرص به خوردن آن غذا می‌پردازد که فراموش می‌کند آن غذا نعمت خداست و باید شکر آن را به جا آورد و صرفاً درصدد تأمین غریزه و نیاز گرسنگی خود برمی‌آید. یا وقتی غریزه شهوت بر انسان غالب می‌گردد و درصدد ارضای آن برمی‌آید، فراموش می‌کند که آن غریزه و وسایل ارضای آن، نعمت خداست و به‌علاوه از سایر نعمت‌های الهی نیز غافل می‌گردد و صرفاً در پی نیاز جنسی خود برمی‌آید و چه‌بسا در آن حال، از استفاده صحیح و مشروع از آن غریزه نیز غافل گردد و درصدد استفاده حرام و نامشروع از آن نعمت خدا برآید و نعمت خدا را به نقمت و ننگ و عار تبدیل سازد.
پس یکی از عوامل اساسی که ما را از شناخت و توجه به نعمت‌های خدا باز می‌دارد و در نتیجه مانع شکرگزاری خدا می‌گردد، نعمت‌های خداست که به وفور در اختیار انسان قرار گرفته است و به تعبیر امام سجاد(علیه السلام) در این مناجات، «توالی و تتابع نعمت‌ها»؛ یعنی از پی هم آمدن و ریزش مدام نعمت‌هاست. چه آنکه همه آنچه در اختیار انسان قرار گرفته و به‌وسیله آنها نیازهای ما برطرف می‌گردد، نعمت‌های خداست و هدف خداوند از بخشش آنها، تسهیل و تأمین بستر تکامل و تعالی انسان است؛ چون با استفاده به‌جا و صحیح از نعمت­های الاهی غایت اساسی آفرینش انسان که رسیدن به کمال و تعالی و قرب الهی است تأمین می‌گردد، اما ناسپاسی و غفلت موجب سوءاستفاده از نعمت‌های الاهی می‌شود و در نتیجه هدف و غایت آن نعمت‌ها تأمین نمی‌گردد و انسان به انحطاط و حضیض حیوانیت و لذت‌پرستی و هواپرستی مبتلا می‌شود.
﴿ صفحه 414 ﴾
پرواضح است که توالی و از پی هم آمدن نعمت‌ها ناشی از فضل و بخشش بی‌کران الهی است و نقص به شمار نمی‌آید. نقص و اشکال متوجه ماست که با بهره‌مندی از هر نعمتی از توجه به سایر نعمت‌ها و نیز از خداوند که آن نعمت‌ها را در اختیارمان قرار داده غافل می‌گردیم و نمی‌توانیم به توجه خود گسترش و وسعت بخشیم تا علاوه بر توجه به یک نعمت، نظرمان و توجهمان به سایر نعمت‌ها و به‌خصوص به خداوند نیز معطوف گردد و در نتیجه درصدد شکرگزاری از او برآییم. پس بایسته است که با تمرین و آموزش‌های دینی و معنوی درصدد رفع این نقیصه برآییم. برای رفع این نقیصه و توجه یافتن انسان به منعمی که پیوسته نعمت‌هایش را در اختیار ما می‌نهد ‌آدابی در شرع مقدس وارد شده که رعایت آنها به هنگام استفاده از نعمت‌های الاهی، انگیزه شکرگزاری و توجه به خداوند را در انسان پدید می‌آورد. یکی از آن آداب این است که انسان قبل از خوردن غذا بسم‌الله الرحمن الرحیم بگوید و یا در اثنای خوردن غذا و پس از دست کشیدن از آن الحمدلله بگوید. یا اینکه در دعای وضو به هنگام مشاهده آب می‌خوانیم: اَلْحَمْدُ للَّهِ ِ الَّذى جَعَلَ الْمآءَ طَهُوراً، وَلَمْ یَجْعَلْهُ نَجِساً. توجه به این آداب و مستحبات و تکرار آنها باعث توجه بیشتر به نعمت‌های خدا و استفاده صحیح از آنها و شکرگزاری از خداوند می‌گردد.
2. بی‌شماری نعمت‌های خدا
عامل دومی که باعث غفلت از شکرگزاری از نعمت‌های خدا می‌گردد و در مناجات حضرت از آن یاد شده است، بیرون از شمار بودن نعمت‌های خدا و جوشش مدام آنهاست. بی‌حد بودن نعمت‌های الاهی انسان را از شمارش آنها عاجز ساخته است و در نتیجه، عدم توجه به آن نعمت‌های نامحدود باعث غفلت انسان از آنها و عدم امکان شکرگزاری همه آنها می‌گردد. واژه «فیض» که در آموزه‌های دینی فراوان به کار رفته و
﴿ صفحه 415 ﴾
ما به تعابیری چون «فیض الاهی» و یا «فیاضیت خداوند» زیاد برخورد می‌‌کنیم، به معنای سرازیر شدن و سررفتن است و «فاض الماء» به معنای سرریز شدن آب از ظرف است. کاربرد این واژه در دایره مادیات و محسوسات به معنای جوشش از درون، سرریز شدن و سررفتن است و ازاین‌روی، وقتی اشک فراوان از چشم سرازیر می‌شود، گفته می‌شود: «فاضت العین» و یا در قرآن در ارتباط با مسیحیان مؤمن که با شنیدن دعوت رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به ایشان ایمان آوردند، می‌خوانیم:
وَإِذَا سَمِعُواْ مَا أُنزِلَ إِلَى الرَّسُولِ تَرَى أَعْیُنَهُمْ تَفِیضُ مِنَ الدَّمْعِ مِمَّا عَرَفُواْ مِنَ الْحَقِّ یَقُولُونَ رَبَّنَا آمَنَّا فَاکتُبْنَا مَعَ الشَّاهِدِینَ؛(361) «و چون آنچه را بر پیامبر فرو آمده بشنوند می‌بینی که دیدگانشان از آنچه از حق شناخته‌اند اشک می‌بارد، گویند: پروردگارا، ایمان آوردیم پس [نام] ما را با گواهی­دهندگان [به حق، یعنی با نام دیگر مؤمنان] بنویس».
اما در کاربرد واژه «فیض» درباره خدا و به‌عنوان نمونه، در این جمله که «عالم فیض خداست» به‌هیچ‌وجه معنای مادی آن اراده نشده و آن تعبیر به این معنا نیست که از درون خدا چیزی سرریز می‌شود و اساساً ما وقتی می‌خواهیم مفاهیم و صفاتی را که از مادیات انتزاع شده‌اند به خداوند نسبت دهیم، حیثیت‌های مادی را از آنها تجرید می‌کنیم و برداشتی صرفاً معنوی و مجرد از آنها داریم. مثلاً واژه «علیّ» که از «علو» به معنای بلندی گرفته شده وقتی درباره خداوند به کار می‌رود، معنای والایی و علو مادی از آن تجرید می‌شود و معنای علو معنوی خداوند را افاده می‌کند. یا اینکه واژه «عظیم» از «عظم، به معنای استخوان» گرفته شده و در این کاربرد، به حیوانی که بزرگ و دارای استخوان‌های بزرگ باشد، عظیم گفته می‌شود. اما وقتی این واژه درباره خداوند به کار می‌رود، به‌هیچ‌وجه معنای مادی آن لحاظ نمی‌شود چون خداوند مجرد است و دارای
﴿ صفحه 416 ﴾
جسم نمی‌باشد، و از آن عظمت و شکوه معنوی اراده می‌گردد. همچنین «صانع» به صنعتگری گفته می‌شود که با ترکیب مواد و ایجاد تغییرات در آنها وسیله‌ای می‌سازد و مسلماً این معنا در کاربرد آن درباره خداوند منظور نیست و کاربرد آن درباره خداوند بدین معناست که خداوند اشیا را از کتم عدم خارج ساخت و لباس وجود و هستی به آنها پوشاند. ازاین‌روست که وقتی متکلمان این صفات و مفاهیم مشترک را درباره خداوند به کار می‌برند، می‌کوشند که آمیزه‌ها و شائبه‌های جسمانی را از آنها خارج و تجرید کنند، مثلاً می‌گویند اللهُ عالمٌ لا کَعِلْمُنا یا هُو قادرٌ لا کَقُدْرَتِنا.
روشن شد که یکی از عوامل غفلت از نعمت‌های الاهی و عدم شکر آنها، بی‌شمار بودن آنهاست و ریزش مدام و انبوه نعمت‌های الاهی باعث گردیده که انسان از شناخت آنها عاجز بماند و نتواند آنها را احصا کند؛ ازاین‌روی خداوند فرمود: وَآتَاکم مِّن کلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ الإِنسَانَ لَظَلُومٌ کفَّارٌ؛(362) «و از هرچه خواستید به شما داد، و اگر [بخواهید] نعمت خدا را بشمرید آن را شمار نتوانید کرد؛ به­راستی آدمی ستمگر و ناسپاس است».
در آیه دیگر می‌فرماید:
أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَه وَبَاطِنَه وَمِنَ النَّاسِ مَن یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کتَابٍ مُّنِیرٍ؛(363) «آیا ندیده‌اید که خدا آنچه را در آسمان‌ها و آنچه را در زمین است مسخر شما ساخته و نعمت‌های آشکار و نهان خویش را بر شما گسترده و فراوان کرده است؟ و برخی از مردم درباره خدا بی‌[آنکه] دانش و رهنمود و کتابی روشن [داشته باشند] به مجادله برمی‌خیزد».
﴿ صفحه 417 ﴾
ما هر قدر درصدد شناسایی نعمت‌های خداوند برآییم، بخش اندکی از آنها را مورد شناسایی قرار می‌دهیم، تازه شناخت ما به آن بخش از نعمت‌ها نیز ناقص خواهد بود و به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم همه نعمت‌هایی که خداوند در پیرامون ما قرار داده و همچنین امکانات و نعمت‌هایی را که در بدن و وجود ما قرار داده بشناسیم و در نتیجه شکر آن نعمت‌های بی‌کران از ما ساخته نیست و ما در مقام شکر می‌توانیم از بخشی از نعمت‌های خدا که مورد شناسایی ما قرار گرفته، آن هم به نحو ناقص، شکرگزاری کنیم و از به جا آوردن حق شکرگزاری از یک نعمت نیز عاجزیم. بایسته است که در راستای شکرگزاری از نعمت‌هایی که امکان شناسایی آنها برای ما فراهم است، از علوم مربوطه استفاده کنیم و حتی­الامکان شناخت فعالیت‌های فیزیولوژیک بدن و فعالیت‌های اندام و تعاملات آنها با یکدیگر و فعالیت‌های روحی و روانی انسان و نیز شناخت ویژگی‌ها و خواص پاره‌ای از نعمت‌هایی را که مورد استفاده ما قرار می‌گیرد برای خود فراهم سازیم. در نظر داشته باشیم که دفع بلاها و حوادث ناگوار و فرشتگانی که خداوند آنان را مأمور کرده که از ما محافظت کنند نیز از نعمت‌های الاهی به شمار می‌روند و ما کمتر به آنها توجه داریم و بابت آنها از خداوند تشکر نمی‌کنیم و حضرات ائمه معصوم(علیهم السلام) در بسیاری از دعاها از جمله، در دعای جوشن صغیر، دعای افتتاح و دعای ابوحمزه ثمالی ما را به بلاهایی که خداوند از ما دفع کرده است توجه داده‌اند.