سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش باور راستین به خدا در شکرگزاری از او

مسلماً اختلاف مراتب معرفت افراد به خداوند و توحید، مراتب شکرگزاری آنان را متفاوت می‌گرداند و مرتبه شکرگزاری کسی که ده درصد تأثیر برای خداوند قائل است بسیار فروتر از مرتبه شکرگزاری کسی است که صددرصد تأثیر برای خداوند قائل است و همه امور را به خداوند نسبت می‌دهد. تازه وقتی انسان به انتساب امور به اراده الاهی باور داشت و بر آن بود که باران را خداوند نازل می‌کند و گیاهان را خداوند می‌رویاند و همچنین سایر پدیده‌ها و امور با اراده الاهی تحقق می‌یابند، برای اینکه انگیزه قوی برای شکرگزاری پیدا کند باید باور کند که خداوند اراده کرده که او از خیرها و نعمت‌هایی که فرو می‌فرستد برخوردار گردد. خداوند باران را برای او نازل کرد و نسیم و باد را فرستاد تا او از خنکای آن بهره‌مند گردد. به دیگر سخن، برای شکرگزاری از خداوند دو باور در انسان باید پدید آید، باور اول اینکه همه امور و از جمله نعمت‌ها، نزول باران و باد با اراده و مشیت الاهی تحقق می‌یابند و حتی حرکت برگ درختان با اراده خداوند انجام می‌پذیرد. و خداوند به همه امور و حقایق عالم غیب و عالم شهود آگاه است. خداوند دراین‌باره می‌فرماید:
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَه إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّه فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُّبِینٍ؛(357) «و کلیدهای غیب نزد اوست، جز او کسی آنها را نمی‌داند، و آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند، و هیچ برگی [از درخت] نیفتد مگر آنکه آن را می‌داند، و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های [درون] زمین و هیچ تر و خشکی نیست، مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است».
﴿ صفحه 395 ﴾
در آیه دیگر می‌فرماید:
وَمَا تَکونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کنَّا عَلَیْکمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّک مِن مِّثْقَالِ ذَرَّه فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِک وَلا أَکبَرَ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُّبِینٍ؛(358) «و در هیچ حالی و کاری نباشی و از قرآن هیچ [آیه‌ای] نخوانی و [شما مردم] هیچ کاری نمی‌کنید مگر اینکه آن‌گاه که به آن می‌پردازید ما بر شما گواهیم، و از پروردگارت هم‌سنگ ذره‌ای در زمین و در آسمان پوشیده نیست و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر، مگر آنکه در کتابی روشن [لوح محفوظ ثبت] است».
پس از باور به اینکه تدبیر عالم به دست خداست و اوست که نعمت‌ها را نازل می‌کند، باید باور داشت که خداوند می‌داند که چه موجوداتی از خیرات و نعمت‌های او بهره‌مند می‌گردند و نیز هرکس باید باور داشته باشد که خداوند می‌داند که او نیز از آن نعمت‌ها بهره‌مند می‌گردد. در غیر این ‌صورت علم خداوند ناقص و محدود خواهد بود و محدودیت و نقص و جهل به ساحت خداوند راه ندارد. وقتی خداوند خیر و نعمتی را فرو می‌فرستد، ممکن نیست نخواهد که ما از آن خیر و نعمت برخوردار شویم و بی‌تردید خداوند آنچه به خیر و صلاح ماست در اختیارمان نهاده و می‌نهد. وقتی ما چیزی را نمی‌خواهیم، یا ازآن‌روست که به ارزش آن و نفعی که برای ما دارد واقف نیستیم و چون درک کافی نداریم و جاهلیم، آن را درخواست نمی‌کنیم. یا ازآن‌روست که احتیاجی به آن نداریم و اگر احساس نیاز به چیزی در ما پدید آید انگیزه حرکت و تلاش برای به دست آوردن آن در ما نیز پدید می‌آید. ساحت خداوند از جهل منزّه است و دارای علم نامحدود می‌باشد و هیچ‌چیز از علم خداوند پنهان نمی‌ماند. همچنین خداوند کمال مطلق است و ممکن نیست که نیاز و احتیاجی به چیزی داشته باشد، چون نیاز و احتیاج ناشی
﴿ صفحه 396 ﴾
از نقص و محدودیت وجودی است و خداوند غنی مطلق و عاری از نقص و محدودیت است. پس اگر خداوند خیر و نعمتی را در اختیار موجودات قرار می‌دهد، نه ازآن‌روست که نفعی و سودی برای خود در نظر گرفته و در پی آن است که در عوض استفاده‌ای از آن موجودات عاید خود سازد، بلکه ازآن‌روست که او دارای رحمت بی‌نهایت است و در پی آن است که با افاضه رحمت خود، موجودات به کمال برسند و از برکات و رحمت الاهی بهره‌مند گردند. او چون می‌داند که موجودات از باران و نور آفتاب بهره‌مند می‌گردند و این دو نعمت بزرگ از شمار نعمت‌های بی‌نهایت الاهی، به نفع موجودات و از جمله انسان‌هاست و او هرچه را خیر و صلاح بر مخلوقات است از آنان دریغ نمی‌کند، آن دو نعمت را به وفور در اختیارشان می‌نهد.
وقتی انسان باور کرد که همه عالم خیر است و همه آنچه در گذشته بوده و اکنون هست و در آینده به وجود خواهد آمد در وجود ما مؤثر است و به نفع ما می‌باشد. به‌تعبیر‌دیگر وقتی باور کرد که خداوند همه‌چیز را برای او آفریده، لحظه‌ای از شکرگزاری نعمت‌های بی‌کران الاهی غافل نمی‌گردد. البته چنان باوری در هرکس منافات با آن ندارد که خداوند عالم را برای دیگران نیز خلق کرده باشد، چون تدبیر و اراده الاهی چنان است که هم‌زمان هریک از مخلوقات از زنجیره امکانات و نعمت‌های عالم برخوردار می‌گردند و استفاده انبوه مخلوقات، خلل و رخنه‌ای در قابلیت‌ها و ظرفیت‌های نامحدود نعمت‌های الاهی وارد نمی‌سازد. با توجه به تأثیر متقابل مخلوقاتْ در یکدیگر و ارتباط سیستمی عناصر عالم با یکدیگر، برخی از بزرگان گفته‌اند که انسان اگر نیک بیندیشد به این واقعیت و حقیقت پی می‌برد که خداوند همه عالم را برای شخص او آفریده است و درعین‌حال آن عالم و آن شخص را برای شخص دیگر آفریده است!
﴿ صفحه 397 ﴾

گفتار بیست و ششم: (شکرگزاری واکنش فطری به نعمت‌ها)

بهره‌مندی از نعمت‌ها و واکنش‌های روانی و رفتاری انسان

پس از آنکه انسان دریافت که خداوند نعمتی را در اختیارش نهاده و نیازش را برآورده ساخته است، به‌طور طبیعی واکنش‌ها و حالات خاص روانی در وی پدید می‌آید. اگر چیزی در اختیار انسان قرار گیرد که فایده فوری داشته باشد، مثلاً آب خنکی در اختیار فرد تشنه‌ای قرار گیرد و او توجه داشته باشد که خداوند آن نعمت را به او عطا کرده است، از نوشیدن آن آب و بهره بردن از آن نعمت لذت می‌برد و به دنبال احساس لذت، احساس سرور و شادمانی و حالت انبساط خاصی در انسان پدید می‌آید که بی‌تردید این احساس غیر از لذتی است که ابتدائاً از آشامیدن آب خنک یا استفاده از هر نعمتی پدید می‌آید. در پی این حالت انبساط و سرور، انسان گشاده‌رو می‌گردد و با روی باز با دیگران برخورد می‌کند و با آنان سخن می‌گوید: در مقابل، کسی که نعمتی را از کف داده، حالت انقباض و گرفتگی در او پدید می‌آید و مغموم و ناراحت می‌گردد و حال و حوصله سخن گفتن با دیگران را نیز ندارد.
حالت سومی که به هنگام برخورداری از نعمت به انسان دست می‌دهد، حالت رضایت و خشنودی از خداوند و یا کس دیگری است که چیزی را در اختیار انسان
﴿ صفحه 398 ﴾
نهاده است. وقتی کسی به دیگری خدمتی می‌کند و نیازی از او برطرف می‌سازد، علاوه بر التذاذ و انبساط خاطر در کسی که نیازش برطرف شده، وی نسبت به کسی که به او خدمت کرده و نیازش را برطرف ساخته احساس خوشایندی پیدا می‌کند که به آن احساس رضایت گفته می‌شود. برخلاف آن دو حالت و احساس قبلی که متعلق نداشتند، این احساس و حالت نسبی است و متعلق دارد و متعلق آن کسی است که چیزی را در اختیار انسان قرار داده و نیازی را از او برطرف ساخته است. این احساسِ رضایتْ فطری و طبیعی است و در انسان‌هایی که بر مدار انسانیت هستند پدید می‌آید و در پی این حالت، انسان نسبت به کسی که خدمتی به او کرده و متناسب با ارزش آن خدمتْ احترام و حرمت خاصی را منظور می‌دارد.
پس از آنکه احساس احترام نسبت به کسی که خدمتی به انسان کرده پدید آمد، انسان می‌کوشد که آن احساس احترام درونی را به‌وسیله جوارح و اندام خود بروز دهد و متناسب با آداب و رسوم عرف و جامعه خود و به انحای گوناگون، افراد آن حالت را بروز می‌دهند. اولین واکنش رفتاری در مقام سپاسگزاری و قدردانی از دیگران، سپاس و تشکر به‌وسیله زبان است که این اولین واکنش رفتاری در برابر خدمتی است که به انسان شده است. پس از آن، متناسب با آداب و رسوم جوامع گوناگون حرکت‌ها و رفتار خاصی به‌عنوان قدردانی و سپاسگزاری انجام می‌پذیرد. برخی در این مقام، دست بر سینه می‌نهند، برخی از مردم و جوامع سرشان را خم می‌کنند و برخی از مردم کف دو دست را در مقابل سینه روی هم می‌گذارند، و برخی تا زانو خم می‌شوند. در شرع مقدس نیز نهایت ادب و حالت قدردانی و سپاس از خداوند به افتادن بر خاک و نهادن صورت بر آن محقق می‌گردد. امام صادق(علیه السلام) دراین‌باره فرمودند:
إِذَا ذَکرَ أَحَدُکمْ نِعْمَه اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ شُکراً لِلَّهِ. فَإِنْ کانَ رَاکباً فَلْیَنْزِلْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرَابِ، وَإِنْ لَمْ یَکنْ یَقْدِرُ عَلَى النُّزُولِ
﴿ صفحه 399 ﴾
لِلشُّهْرَه فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى قَرَبُوسِهِ، وَإِنْ لَمْ یَقْدِرْ فَلْیَضَعْ خَدَّهُ عَلَى کفِّهِ ثُمَّ لْیَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى مَا أَنْعَمَ عَلَیْهِ؛(359) «هرگاه یکی از شما نعمت خداوند را به یاد آورد، باید برای شکرگزاری از خدا چهره روی خاک نهد و اگر سوار است باید پیاده شود و چهره روی خاک گذارد و اگر از بیم شهرت نتواند پیاده شود چهره روی کوهه زین گذارد، و اگر نتواند چهره بر کف دست گذارد. سپس خدا را بر نعمتی که به او داده حمد کند».
بر اساس این روایت، علاوه بر شکر زبانی در قبال نعمت‌های خدا، ادب شرعی و ادب عبودیت ایجاب می‌کند که وقتی انسان به یاد نعمت خدا می‌افتد، به خاک افتد و صورت خود را بر خاک بگذارد.
گذشته از آنچه گفته شد و فراتر از آن، یکی از نمودها و مظاهر برجسته شکرگزاری از خداوند این است که انسان از نعمت خدا استفاده شایسته ببرد و آن نعمت را در مسیری که مطلوب و مورد رضایت خداوند است به کار گیرد. وقتی انسان می‌نگرد که خداوند نعمتی را در اختیار او نهاده که استفاده به‌جا و شایسته از آن، نتایج همیشگی و دایمی در پی دارد، عقل سلیم حکم می‌کند که از آن نعمتْ استفاده صحیح و مطلوبْ صورت پذیرد و مورد سوءاستفاده قرار نگیرد، تا در نتیجه ضرر و خسارتی متوجه انسان نگردد. وقتی دوستی چیزی را در اختیار ما می‌نهد، در درجه اول انتظار دارد که از آن سوء‌استفاده نکنیم و در درجه دوم انتظار دارد که به‌گونه‌ای از آن استفاده کند که نفعی نیز عاید او شود. مثلاً وقتی کسی لباس زیبایی به ما هدیه می‌دهد انتظار دارد که ما آن را بپوشیم تا او ببیند و لذت ببرد، یا وقتی انگشتری به ما هدیه می‌دهد، توقع دارد که از آن استفاده کنیم. طبیعی است که خداوند در قبال نعمتی که به ما داده، به دنبال نفع و لذتی نیست، چون او غنی و بی‌نیاز است. پس او از ما می‌خواهد که از نعمتش
﴿ صفحه 400 ﴾
سوء‌استفاده نکنیم و از نعمت­های او به­خصوص نعمت­های معنوی، چون عقل، در مسیر رسیدن به تکامل و سعادت ابدی‌مان بهره‌برداری کنیم. به‌تعبیردیگر، خداوند از ما می‌خواهد‌ که نعمتش را در راه حرام و معصیت به کار نبندیم و آن را در جهت عبادت و اطاعت خدا و تکامل خودمان به کار گیریم.
اگر کسی نعمت خدا را در راه حلال به کار گیرد و استفاده مباح از آن ببرد و آن را در راه حرام و معصیت به کار نگیرد تا گرفتار عذاب و کیفر الاهی گردد و به‌تعبیردیگر نعمت خدا را به نقمت تبدیل نکند و کفران نعمت نداشته باشد، مرتبه‌ای از شکر نعمت خدا را به جا آورده است. اما اگر علاوه بر استفاده حلال و مباح از نعمت الاهی آن را در راه عبادت خدا به کار گیرد، مرتبه بالاتری از شکر خدا را به جا آورده است.
آن‌گاه با توجه به مراتب عبادات بندگان که پایین‌ترین مرتبه آن عبادت از ترس آتش جهنم است و مرتبه بعدی عبادت به جهت نیل به ثواب و پاداش است و مرتبه عالی و نهایی آن عبادت برای تحصیل رضوان الاهی و نیل به قرب معبود می‌باشد، هرچه انگیزه انسان در عبادت خدا فراتر رود مرتبه شکرگزاری انسان از نعمت الاهی نیز افزایش می‌یابد. با توجه به آنچه گفته شد، در قبال نعمتی که خداوند در اختیار انسان می‌نهد، اولین مرتبه شکر نعمت خدا که فطرت انسانی اقتضای آن را دارد، این است که انسان با زبان شکر خداوند را بگوید و سپاس او را به جا آورد. دومین مرتبه آنکه سجده شکر به جا آورد و صورت بر خاک نهد، سومین مرتبه آنکه نعمت خدا را در راه گناه و معصیت مصرف نکند، چهارمین مرتبه شکر نعمت این است که آن را در راه عبادت خدا به کار گیرد و در این مرتبه هرچند قصد و نیت او در عبادت خالصانه‌تر و کامل‌تر باشد، به مرتبه عالی‌تری از کمال و شکرگزاری خدا نایل می‌گردد.
﴿ صفحه 401 ﴾