سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

عبادت بستر بهره‌مندی از رحمت الاهی و دستیابی به کمال

با توجه به نمونه‌هایی که بیان کردیم، عبادت ما اعتباراً خدمت به پیشگاه خداوند محسوب می‌گردد و گذشته از بذل مال و جان در راه خدا و رفتار محسوسی که به‌عنوان عبادت خدا انجام می‌گیرند، توجه و ذکر قلبی نیز خدمت به پیشگاه خداوند و مطلوب وی محسوب می‌گردد. مطلوبیت عبادت و اعمال خیر برای خداوند نه ازآن‌روست که خداوند نیازمند آنهاست و به‌وسیله آنها نقص خود را برطرف می‌کند، بلکه ازآن‌روست که در پرتو آنها ما به کمال لایق خویش و مقام قرب الاهی نایل می‌گردیم. ما در پرتو عبادت و تضرع به درگاه او لایق دریافت رحمت بی‌کران او می‌گردیم و خداوند چون دوست می‌دارد که رحمتش را بر بندگان خویش بگستراند، آن بخش از رفتار بندگان که زمینه نزول رحمت و برکات الاهی را فراهم می‌آورد، مطلوب و محبوب اوست. تمام تعابیر مجازی که در روایات و آیات درباره معامله با خدا و جزا و پاداش وارد شده برای این است که ما به ارتباط با خداوند واقف گردیم و سعی کنیم کارهایی که محبوب و مطلوب خداست انجام دهیم تا به کمال حقیقی نایل گردیم و کارهایی که در راستای تعالی، کمال و نیل به رضوان الاهی انجام می‌گیرد، مجازاً خدمت به خداوند محسوب می‌گردد و ازاین‌روی، امیر مؤمنان(علیه السلام) در دعای کمیل می‌فرمایند:
یا رَبِّ، اَسْئَلُک بِحَقِّک وَقُدْسِک، وَاَعْظَمِ صِفاتِک وَاَسْمآئِک، اَنْ تَجْعَلَ اَوْقاتى مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ بِذِکرِک مَعْمُورَه، وَبِخِدْمَتِک مَوْصُولَه، وَاَعْمالى عِنْدَک مَقْبُولَه، حَتّـى تَکـونَ اَعْمالـى وَاَوْرادى کلُّها وِرْداً واحِـداً، وَحـالى
﴿ صفحه 390 ﴾
فـى خِدْمَتِک سَرْمَداً؛(352) «خدایا، از تو درخواست می‌کنم به حق و ذات مقدّست و صفات و اسماء بس بزرگ و مبارکت که اوقات مرا در شب و روز به یاد خود آباد گردانی و پیوسته به خدمت بندگی‌ات بگذرانی و اعمالم را مقبول درگاهت گردانی تا کردار و گفتارم یک‌پارچه و خالص برای تو باشد و حالم تا ابد به خدمت تو مصروف گردد».
در مقابل خدمت ما به پیشگاه خداوند و انجام عباداتی که مطلوب و مقبول پیشگاه پروردگار است، ذات پروردگار از ما تشکر و قدردانی می‌کند و قدردانی و تشکر او در افزایش نعمت و بار دادن به رضوان خود تمثل پیدا می‌کند. خداوند فرمود: وَإِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکمْ لَئِن شَکرْتُمْ لأَزِیدَنَّکمْ... ؛(353) «و هنگامی که پروردگارتان به شما آگاهی داد که اگر سپاس گزارید، [نعمت] شما را افزون خواهم کرد».
شکر نعمت‌های خداوند عبادت و مطلوب خداوند است و خداوند در قبال آن و به‌عنوان تشکر و قدردانی از بنده خویش هم نعمت‌های موجود را باقی می‌دارد و هم بر آنها می‌افزاید و نیز بر کمالات و مراتب قرب بندگان شاکر به درگاه خویش می‌افزاید.

تفاوت مراتب شکرگزاری بندگان از خداوند

در جلسه پیشین گفتیم در صورتی انسان به شکرگزاری از خداوند می‌پردازد که بداند آنچه در اختیارش قرار گرفته برای او سودمند و نافع است و نیز بداند که خداوند آن را در اختیارش نهاده است. کسانی که به حقایق عالم و آنچه در آن می‌گذرد و نعمت‌ها و امکانات ارزنده‌ای که در اختیارشان هست توجهی ندارند، از معرفت خالق و مدبّر هستی بی‌نصیب هستند و در نتیجه به شکرگزاری خداوند نمی‌پردازند. گذشته از این گروه، برخی
﴿ صفحه 391 ﴾
به خداوند اعتقاد دارند، اما چون نظرشان معطوف به لذت‌ها و نعمت‌های مادی نظیر خانه، همسر، غذا و لباس است، از خداوند به پاس ارزانی کردن آن نعمت‌ها شکرگزاری می‌کنند و از آن فراتر نمی‌روند. اما کسانی که به نعمت‌های معنوی واقف­اند و ارزش و اهمیت عقل، ایمان، ولایت، معرفت و محبت خداوند را درک می‌کنند، بیش از هرچیز در قبال آن نعمت‌های بزرگْ خداوند را سپاس می‌گزارند. بزرگ‌ترین و عظیم‌ترین نعمت‌های الاهی فرجام نیک و حسن عاقبت و برخورداری از رحمت و رضوان الاهی در سرای آخرت است و ما باید خود را در معرض این نعمت‌های بزرگ قرار دهیم و زمینه برخورداری از آنها را در خود فراهم کنیم و به‌پاس آن نعمت‌های بزرگ از خداوند تشکر کنیم.
فهم انسان‌ها از نعمت‌های الاهی متفاوت است و تازه آنان که به فهم و معرفت فزون‌تری از نعمت‌های الاهی دست یافته‌اند، شناختشان از گستره نعمت‌ها و عظمت آنها ناچیز است. بسیاری از افراد نمی‌دانند که خداوند چه نعمت‌هایی در بدن آنها قرار داده و در پرتو آشنایی به دانش‌های آناتومی و فیزیولوژی شناخت انسان به نعمت‌ها و اجزا و عناصر تشکیل دهنده بدن و کارکرد و پیچیدگی‌های آنها افزایش می­یابد. در طب و علم تشریح قدیم مطرح می‌شد که بدن انسان دارای سیصدوشصت رگ است. اما با پیشرفت‌های جدید در علم پزشکی، ثابت شده که تنها در چشم انسان که اندام کوچکی از بدن به شمار می‌آید میلیاردها سلول از طیف‌های گوناگون وجود دارد که با فعالیت آنها و ارتباطی که بین آنها برقرار است، چشم می‌تواند ببیند. حال آیا انسان قادر است که تنها شکر نعمت چشم را به جا آورد؟ به‌راستی آیا به سلسله عواملی که دست‌به‌دست هم دادند تا ما به ‌وجود آییم و از بدن و اندام سالمی برخوردار گردیم، اندیشیده‌ایم؟ گاهی بر اثر ناکارآمد گشتن برخی از وسایط، نظیر عقیم بودن پدر و یا مادر امکان انعقاد نطفه و در نتیجه تولد انسان فراهم نمی‌گردد و یا انسان با اندام و یا عضوی ناقص و یا فاقد عقل به دنیا می‌آید. پس هر قدر شناخت انسان به گستره نعمت‌های خدا افزایش یابد، مرتبه شکرگزاری‌اش از خدا فراتر می‌رود.
﴿ صفحه 392 ﴾
از سوی دیگر، معرفت افراد درباره استناد امور به خداوند متفاوت است. برخی خداوند را عله‌العلل و سرسلسله عوامل می‌دانند و تأثیر خداوند را در پیدایش و تحوّل پدیده‌ها در همین حد می‌شناسند و دسته دوم کسانی هستند که فراتر از دسته اول، در کنار عوامل و اسباب، برای خداوند نیز نقش قائل هستند و به‌تعبیردیگر، خداوند را به نوعی شریک با آن عوامل و دخیل در پیدایش امور و پدیده‌ها می‌دانند. مثلاً وقتی غذا می‌خورند و سیر می‌گردند، سیر شدن خود را به غذا نسبت می­دهند و می­گویند غذا ما را سیر کرد و یا بهبودی از بیماری را ناشی از دارو می‌دانند و نقش خداوند را در تأثیر بخشیدن به غذا و دارو در سیر گشتن و سلامتی انسان و جلوگیری از موانع تأثیر آنها می‌دانند. دسته سوم به حدی از معرفت دست یافته‌اند که تأثیر اصلی و استقلالی را برای خداوند قائل هستند و عوامل و اسباب را صرفاً به‌عنوان ابزاری می‌شناسند که خداوند به‌وسیله آنها اراده و خواست خود را تحقق می‌بخشد. نظیر خطاطی که عامل اصلی در پیدایش خط است و قلم و کاغذ ابزار کار او به‌حساب می‌آیند و هیچ‌گاه خط به آن قلم و کاغذ نسبت داده نمی‌شود. فراتر از همه معرفت‌ها، معرفت اولیای خداست که به‌مرتبه‌ای از توحید افعالی دست یافته‌اند که خداوند را تنها مؤثر حقیقی در وجود می‌دانند و توجهشان تنها معطوف به خداوند است و هیچ توجهی به اسباب و ابزار ندارند و نقشی مستقل برای آنها قائل نمی‌باشند. با توجه به این معرفت ناب توحیدی، حضرت ابراهیم(علیه السلام)، فرمود: وَالَّذِی هُوَ یُطْعِمُنِی وَیَسْقِینِ*وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفِینِ؛(354) «و آن‌کس که طعام می‌دهد و سیرابم می‌سازد، و چون بیمار شوم بهبودم بخشد».
طبیعی است به تناسب معرفت افراد به خداوند و نقشی که آنان برای خداوند در پیدایش امور و پدیده‌ها قائل هستند، مرتبه شکرگزاری آنان نیز متفاوت می‌گردد. کسی که بر آن است که با تلاش و پیگیری و زحمت خود پولی به دست آورده و البته معتقد
﴿ صفحه 393 ﴾
است که خداوند نیز به او کمک کرده، مرتبه شکرگزاری‌اش فروتر از شکرگزاری کسی است که نقش و تأثیر اصلی را از آن خدا می­داند و برای خود نقشی مستقل قائل نیست. برخی نیز که در حضیض انحطاط قرار گرفته‌اند و منکر تأثیر و نقش­آفرینی خداوند هستند و آنچه را به دست آورده‌اند صرفاً ناشی از تلاش، هوش و تدبیر خود می‌دانند؛ چنان‌که خداوند درباره قارون نقل می‌کند که گفت:
قَالَ إِنَّمَا أُوتِیتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِی أَوَلَمْ یَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَک مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّه وَأَکثَرُ جَمْعًا وَلَا یُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ؛(355) «گفت: همانا آنچه به من داده شده بنابر دانشی است که نزد من است. آیا ندانست که خدا پیش از او نسل‌هایی را نابود کرد که نیرویشان از او فزون‌تر و فراهم آوردنشان [از مال دنیا] از او بیشتر بود؟ و مجرمان را از گناهانشان نپرسند [یعنی آنان را بی‌حساب به دوزخ برند]».
گذشته از کسانی که خداوند را مؤثر در امور نمی‌دانند، چنان که گفتیم کسانی که خداوند را مؤثر می‌دانند، از نظر اندازه و حدی که برای تأثیر اراده و مشیت الاهی قائل‌اند متفاوت می‌باشند و این اختلاف ناشی از مراتب معرفت بندگان به خداوند و توحید است که حتی یک درجه تفاوت در مراتب معرفت، دو فرد را از حیث رفتار و باورهای قلبی کاملاً متمایز می‌سازد. تا آنجا که امام سجاد(علیه السلام) درباره سلمان و ابوذر، رضوان‌الله علیهما، که هر دو از بهترین اصحاب رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و امیرمؤمنان(علیه السلام) بودند، فرمودند: وَاللهِ لَوْ عَلِمَ ابوذرٍّ ما فی قلبِ سلمانَ لَقَتَلَه و لَقَدْ آخا رسولُ‌‌الله(صلی الله علیه و آله) بینَهما؛(356) «به خدا سوگند، اگر ابوذر به آنچه در دل سلمان بود اطلاع داشت او را می‌کشت، با اینکه رسول خدا(صلی الله علیه و آله) بین آن‌دو پیمان برادری برقرار کرد».
﴿ صفحه 394 ﴾

نقش باور راستین به خدا در شکرگزاری از او

مسلماً اختلاف مراتب معرفت افراد به خداوند و توحید، مراتب شکرگزاری آنان را متفاوت می‌گرداند و مرتبه شکرگزاری کسی که ده درصد تأثیر برای خداوند قائل است بسیار فروتر از مرتبه شکرگزاری کسی است که صددرصد تأثیر برای خداوند قائل است و همه امور را به خداوند نسبت می‌دهد. تازه وقتی انسان به انتساب امور به اراده الاهی باور داشت و بر آن بود که باران را خداوند نازل می‌کند و گیاهان را خداوند می‌رویاند و همچنین سایر پدیده‌ها و امور با اراده الاهی تحقق می‌یابند، برای اینکه انگیزه قوی برای شکرگزاری پیدا کند باید باور کند که خداوند اراده کرده که او از خیرها و نعمت‌هایی که فرو می‌فرستد برخوردار گردد. خداوند باران را برای او نازل کرد و نسیم و باد را فرستاد تا او از خنکای آن بهره‌مند گردد. به دیگر سخن، برای شکرگزاری از خداوند دو باور در انسان باید پدید آید، باور اول اینکه همه امور و از جمله نعمت‌ها، نزول باران و باد با اراده و مشیت الاهی تحقق می‌یابند و حتی حرکت برگ درختان با اراده خداوند انجام می‌پذیرد. و خداوند به همه امور و حقایق عالم غیب و عالم شهود آگاه است. خداوند دراین‌باره می‌فرماید:
وَعِندَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لاَ یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ وَیَعْلَمُ مَا فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَمَا تَسْقُطُ مِن وَرَقَه إِلاَّ یَعْلَمُهَا وَلاَ حَبَّه فِی ظُلُمَاتِ الأَرْضِ وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُّبِینٍ؛(357) «و کلیدهای غیب نزد اوست، جز او کسی آنها را نمی‌داند، و آنچه را در خشکی و دریاست می‌داند، و هیچ برگی [از درخت] نیفتد مگر آنکه آن را می‌داند، و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های [درون] زمین و هیچ تر و خشکی نیست، مگر آنکه در کتابی روشن [ثبت] است».
﴿ صفحه 395 ﴾
در آیه دیگر می‌فرماید:
وَمَا تَکونُ فِی شَأْنٍ وَمَا تَتْلُو مِنْهُ مِن قُرْآنٍ وَلاَ تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ کنَّا عَلَیْکمْ شُهُودًا إِذْ تُفِیضُونَ فِیهِ وَمَا یَعْزُبُ عَن رَّبِّک مِن مِّثْقَالِ ذَرَّه فِی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء وَلاَ أَصْغَرَ مِن ذَلِک وَلا أَکبَرَ إِلاَّ فِی کتَابٍ مُّبِینٍ؛(358) «و در هیچ حالی و کاری نباشی و از قرآن هیچ [آیه‌ای] نخوانی و [شما مردم] هیچ کاری نمی‌کنید مگر اینکه آن‌گاه که به آن می‌پردازید ما بر شما گواهیم، و از پروردگارت هم‌سنگ ذره‌ای در زمین و در آسمان پوشیده نیست و نه کوچک‌تر از آن و نه بزرگ‌تر، مگر آنکه در کتابی روشن [لوح محفوظ ثبت] است».
پس از باور به اینکه تدبیر عالم به دست خداست و اوست که نعمت‌ها را نازل می‌کند، باید باور داشت که خداوند می‌داند که چه موجوداتی از خیرات و نعمت‌های او بهره‌مند می‌گردند و نیز هرکس باید باور داشته باشد که خداوند می‌داند که او نیز از آن نعمت‌ها بهره‌مند می‌گردد. در غیر این ‌صورت علم خداوند ناقص و محدود خواهد بود و محدودیت و نقص و جهل به ساحت خداوند راه ندارد. وقتی خداوند خیر و نعمتی را فرو می‌فرستد، ممکن نیست نخواهد که ما از آن خیر و نعمت برخوردار شویم و بی‌تردید خداوند آنچه به خیر و صلاح ماست در اختیارمان نهاده و می‌نهد. وقتی ما چیزی را نمی‌خواهیم، یا ازآن‌روست که به ارزش آن و نفعی که برای ما دارد واقف نیستیم و چون درک کافی نداریم و جاهلیم، آن را درخواست نمی‌کنیم. یا ازآن‌روست که احتیاجی به آن نداریم و اگر احساس نیاز به چیزی در ما پدید آید انگیزه حرکت و تلاش برای به دست آوردن آن در ما نیز پدید می‌آید. ساحت خداوند از جهل منزّه است و دارای علم نامحدود می‌باشد و هیچ‌چیز از علم خداوند پنهان نمی‌ماند. همچنین خداوند کمال مطلق است و ممکن نیست که نیاز و احتیاجی به چیزی داشته باشد، چون نیاز و احتیاج ناشی
﴿ صفحه 396 ﴾
از نقص و محدودیت وجودی است و خداوند غنی مطلق و عاری از نقص و محدودیت است. پس اگر خداوند خیر و نعمتی را در اختیار موجودات قرار می‌دهد، نه ازآن‌روست که نفعی و سودی برای خود در نظر گرفته و در پی آن است که در عوض استفاده‌ای از آن موجودات عاید خود سازد، بلکه ازآن‌روست که او دارای رحمت بی‌نهایت است و در پی آن است که با افاضه رحمت خود، موجودات به کمال برسند و از برکات و رحمت الاهی بهره‌مند گردند. او چون می‌داند که موجودات از باران و نور آفتاب بهره‌مند می‌گردند و این دو نعمت بزرگ از شمار نعمت‌های بی‌نهایت الاهی، به نفع موجودات و از جمله انسان‌هاست و او هرچه را خیر و صلاح بر مخلوقات است از آنان دریغ نمی‌کند، آن دو نعمت را به وفور در اختیارشان می‌نهد.
وقتی انسان باور کرد که همه عالم خیر است و همه آنچه در گذشته بوده و اکنون هست و در آینده به وجود خواهد آمد در وجود ما مؤثر است و به نفع ما می‌باشد. به‌تعبیر‌دیگر وقتی باور کرد که خداوند همه‌چیز را برای او آفریده، لحظه‌ای از شکرگزاری نعمت‌های بی‌کران الاهی غافل نمی‌گردد. البته چنان باوری در هرکس منافات با آن ندارد که خداوند عالم را برای دیگران نیز خلق کرده باشد، چون تدبیر و اراده الاهی چنان است که هم‌زمان هریک از مخلوقات از زنجیره امکانات و نعمت‌های عالم برخوردار می‌گردند و استفاده انبوه مخلوقات، خلل و رخنه‌ای در قابلیت‌ها و ظرفیت‌های نامحدود نعمت‌های الاهی وارد نمی‌سازد. با توجه به تأثیر متقابل مخلوقاتْ در یکدیگر و ارتباط سیستمی عناصر عالم با یکدیگر، برخی از بزرگان گفته‌اند که انسان اگر نیک بیندیشد به این واقعیت و حقیقت پی می‌برد که خداوند همه عالم را برای شخص او آفریده است و درعین‌حال آن عالم و آن شخص را برای شخص دیگر آفریده است!
﴿ صفحه 397 ﴾