سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار بیست و پنجم: (خاستگاه و بایسته‌های شکرگزاری از معبود)

سپاسگزاری خداوند از بندگان خویش

در جلسه قبل گفتیم که وقتی موجود شعورمندی کمک و خدمتی به موجود شعورمند دیگر می‌رساند، در دریافت کننده خدمتْ احساس رضامندی و قدردانی پدید می‌آید و در پی این احساس، با رفتار خود مراتب قدردانی و تشکر خود را به جا می‌آورد. از جمله، در برابر نعمت‌هایی که خداوند به ما ارزانی داشته است، فطرتاً حالت قدردانی و تشکر از خدا در ما پدید می‌آید و متناسب با آن حالت، با زبان و یا رفتار خود به شکرگزاری خدا می‌پردازیم. شکرگزاری از دیگران نه فقط خصلت فطری انسانی ماست بلکه خصلت فطری حیوانات پیشرفته نیز هست.
باید افزود که در قرآن خداوند نیز خود را شاکر و شکرگزار معرفی کرده است و چنان‌که ما شکر خداوند را به جا می‌آوریم، در برخی از آیات قرآن آمده است که خداوند نیز از بندگانش شکرگزاری می‌کند. در چهار آیه قرآن خداوند «شکور» معرفی شده است(341) و در دو آیه قرآن نیز خداوند «شاکر» معرفی شده است.(342) همچنین در دو آیه
﴿ صفحه 384 ﴾
قرآن نیز آمده است که سعی و تلاش بندگان مورد ستایش و سپاس خداوند قرار می‌گیرد. در آیه اول خداوند می‌فرماید: وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَه وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِک کانَ سَعْیُهُم مَّشْکورًا؛(343) «و هرکس خواهان آخرت است و برای آن کوششی درخور آن کند و مؤمن باشد، پس کوشش آنان سپاس داشته خواهد شد».
در آیه دوم خداوند می‌فرماید: إِنَّ هَذَا کانَ لَکمْ جَزَاء وَکانَ سَعْیُکم مَّشْکورًا؛(344) «این برای شما پاداشی است و کوشش شما [پذیرفته و] سپاس داشته شده است».
روشن شد که خداوند نیز از بندگان خود شکر و سپاس می‌کند، اما مسلماً کیفیت شکرگزاری خداوند با شکرگزاری انسان متفاوت است و خداوند برخی حقایق را در قالب الفاظ و اصطلاحات رایج بین ما انسان‌ها بیان می‌کند تا برای ما قابل فهم گردد و در این نوع استعمال و انتقال مرادات و معانی، به نوعی مجاز راه یافته است. صرف‌نظر از آنکه الفاظ و مفاهیمی که دلالت بر ذات، صفات و افعال خداوند کنند، ازآنجا‌که آن حقایق را به ما نمی‌نمایانند خالی از مجاز نیستند،‌ در مواردی کاربرد مجاز در ارائه حقایق خیلی واضح و روشن است و از عمد برخی از حقایق و معانی تنزل داده می‌شوند تا انگیزه کافی برای عمل به مقتضای آنها در انسان‌ها پدید آید. به‌عنوان نمونه، در مواردی انفاق مال واجب است، نظیر پرداخت زکات و خمس، و در مواردی نیز انفاق مال مستحب است. همچنین قرض دادن مال به کسی که برای تأمین نیازمندی‌های زندگی خویش درخواست قرض کرده است مستحب می‌باشد و حتی در برخی از روایات، ارزش و فضیلت قرض دادن فراتر از بخشش و صدقه معرفی شده است: عن الصادق(علیه السلام): لَأَنْ أُقْرِضَ قَرْضاً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهِ؛(345) «امام صادق(علیه السلام) فرمود: اینکه مالی را قرض دهم، در نزد من بهتر است از آنکه آن را ببخشم».
﴿ صفحه 385 ﴾
در مورد قرض یک طرف بخشی از مالش را قرض می‌دهد و دیگری آن قرض را دریافت می‌کند تا بدان نیازش را تأمین کند. پس چه در مورد قرض و چه زکات و خمس، دریافت کننده انسان نیازمند است. اما خداوند برای ترغیب و تشویق مردم به قرض دادن به همدیگر مجازاً خودش را دریافت کننده قرض معرفی می‌کند و می‌فرماید: مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کثِیرَه وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛(346) «کیست که به خدا وام نیکویی دهد تا خدا آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ و خدا [روزی را] تنگ و فراخ می‌کند، و بازگشت شما به‌سوی اوست».
مالک حقیقی همه هستی خداوند است و ما و آنچه در اختیار ماست از خداوند است و مالکیت ما بر سرمایه و دارایی‌مان اعتباری است. حال وقتی ما مالمان را انفاق می‌کنیم و یا آن را قرض می‌دهیم، دریافت کننده آن شخصی است که نیازمند انفاق و یا قرض است. اما خداوند به جهت لطفی که به ما دارد، مجازاً خود را در حدّ انسانی نیازمند تنزل می‌دهد و می‌فرماید که در برابر قرضی که می‌دهید، چندین برابر در آخرت به شما می‌بخشم، تا بدین‌وسیله اهمیت کمک به دیگران و قرض دادن را برای ما روشن سازد و انگیزه انجام چنین کار خیری را در ما برانگیزاند.

رابطه تکوینی عمل با جزا

اکثر بیانات قرآنی و روایی درباره جزا، پاداش و کیفر رفتار به‌گونه‌ای است که رابطه جعلی و قراردادی بین عمل صالح و پاداش نیکو و عمل بد و کیفر را به ذهن می‌آورد. نظیر قراردادی که بین موجر و مستأجر بسته می‌شود و مستأجر در قبال منفعتی که از مال موجر می‌برد به او اجاره پرداخت می‌کند، خداوند نیز در قبال کارهای نیک بندگان به آنان پاداش عنایت می‌کند. با این تفاوت که پاداش و اجر اخروی بسیار فراتر از
﴿ صفحه 386 ﴾
پاداش دنیوی رفتار است. این تعابیر که برای سهولت تفاهم و رعایت حال اکثریت مردمی است که ذهنشان با این‌گونه مفاهیم آشناتر می‌باشد اعتباری است و در آنها فرض شده که بندگان برای خداوند کاری انجام می‌دهند و خداوند دریافت کننده منافع رفتار آنان است و در قبال آن به آنان مزد و پاداش می‌دهد و یا در قبال اعمال نیک آنان بخشی از گناهانشان را می‌بخشد. ولی چنان‌که از برخی از آیات و روایات استفاده می‌شود، رابطه بین اعمال انسان و ثواب و عقاب اخروی فراتر از یک رابطه قراردادی و جعلی است، بلکه بین اعمال انسان و ثواب و عقاب رابطه تکوینی و تولیدی برقرار است. بر اساس این رابطه تکوینی، اعمال اختیاری انسان دارای صورت‌های ملکوتی گوناگونی است که به‌عنوان نتیجه و بازتاب اعمال در عالم برزخ و قیامت ظاهر می‌شوند.
اینک نمونه‌ای از آیات را که دلالت بر وجود رابطه حقیقی بین اعمال انسان و نتایج اخروی آنها و به‌عبارت‌دیگر دلالت بر تجسم اعمال دارند ملاحظه می‌کنیم:
وَأَقِیمُواْ الصَّلوه وَآتُواْ الزَّکوه وَمَا تُقَدِّمُواْ لأَنفُسِکم مِّنْ خَیْرٍ تَجِدُوهُ عِندَ اللّهِ إِنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛(347) «و نماز را برپا دارید و زکات بدهید و هر نیکی که برای خود پیش فرستید، آن را نزد خدا باز یابید که خدا بدان چه می‌کنید بیناست».
یَوْمَ تَجِدُ کلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَرًا وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَدًا بَعِیدًا وَیُحَذِّرُکمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ؛(348) «روزی که هرکسی هر کار نیکی که کرده حاضر یابد و نیز هر کار بدی که کرده، دوست دارد که کاش میان او و کارهای بدش فاصله‌ای دور
﴿ صفحه 387 ﴾
بود. خدا شما را از [نافرمانی] خویش بیم می‌دهد و خدا با بندگان مهربان است».
إِنَّ الَّذِینَ یَأْکلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأکلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا؛(349) «همانا کسانی که مال‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم‌های خود آتشی می‌خورند و به­زودی به آتش افروخته دوزخ درآیند».
از آیه اخیر استفاده می‌شود که صورت باطنی خوردن مال یتیم، خوردن آتش است و هنگامی که در جهان دیگر حقایق ظاهر می‌شود، خورنده مال یتیم خواهد دید که باطن آن غذا آتش بوده و سوزش درونش را خواهد یافت و به او گفته خواهد شد: آیا این آتش جز همان مال حرامی است که خورده‌ای؟
بنابراین، چنان‌که بسیاری از آیات و روایات دلالت دارند و از دلایل عقلی نیز استفاده می‌شود، بین اعمال ما و ثواب و عقاب رابطه تکوینی برقرار است و آنچه ما در این جهان انجام می‌دهیم در جهان دیگر به صورتی متناسب با آن جهان نمودار گردیده و تجسم می‌یابد. به‌عبارت‌دیگر، پاداش‌ها و کیفرها بازنمود و حقیقت اعمال دنیوی انسان‌هاست که در حیات اخروی خود را نشان می‌دهند. هر کرداری که انسان انجام می‌دهد، یک صورت دنیوی دارد که ما آن را مشاهده می‌کنیم و یک صورت اخروی دارد که هم‌اکنون در دل و نهادِ عملْ نهفته است و عمل در روز رستاخیز و پس از تحولاتی که در آن رخ می‌دهد، شکل کنونی و دنیوی خود را از دست داده و با واقعیت اخروی خود جلوه می‌کند و باعث لذت و فرح و یا آزار و اندوه انسان می‌گردد. بر این اساس، پاداش‌ها و حتی بخشش گناهان نتیجه تکوینی اعمال و بلکه تجسم آنها در عالم آخرت است و برخی از کارهای نیک از چنان نورانیتی برخوردارند که ظلمت و
﴿ صفحه 388 ﴾
تاریکی برخی از گناهان را از بین می‌برند. البته چون نوع مردم از درک این حقایق عاجزند و ذهن آنها با مفاهیم و تعابیر اعتباری خو گرفته است، در آیات و روایات از تعابیری نیز استفاده شده که ظهور در رابطه قراردادی بین اعمال انسان و ثواب و عقاب دارند و این تعابیر مجازی و اعتباری برای سهولت فهم نوع مردم به کار رفته است. در راستای این تعابیر مجازی، در برخی آیات، از جهاد با مال و جان در راه خدا به تجارت و معامله با خدا تعبیر شده و خداوند خریدار جان و مال معرفی گردیده که در قبال آن بهشت را به فروشنده آن ارزانی می‌کند: إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّه...؛(350) «خداوند از مؤمنان جان‌ها و مال‌هایشان را بخرید به بهای آنکه بهشت برای آنان باشد».
در آیه دیگر ایمان به خدا و پیامبر(صلی الله علیه و آله) و جهاد در راه خدا، تجارت و دادوستد با خداوند اطلاق گردیده است:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّکمْ عَلَى تِجَارَه تُنجِیکم مِّنْ عَذَابٍ أَلِیمٍ*تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَتُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِکمْ وَأَنفُسِکمْ ذَلِکمْ خَیْرٌ لَّکمْ إِن کنتُمْ تَعْلَمُونَ؛(351) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، آیا شما را بر تجارتی راه نمایم که شما را از عذابی دردناک برهاند؟ به خدا و پیامبر او ایمان آورید [بر ایمان به خدا و پیامبر او استوار باشید] و در راه خدا با مال‌ها و جان‌های خویش جهاد کنید، این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید».
تعبیر تجارت و دادوستد جان و مال با خدا تنزلی در بیان حقیقت به‌منظور تشویق‌ ما به انجام کار خیر و دریافت ثواب و پاداش است و چنان نیست که ما مالک جان و مالمان باشیم و در قبال فروش آنها به خداوند، چیزی دریافت ‌کنیم و یا چیزی را که
2. ﴿ صفحه 389 ﴾
خداوند فاقد آن هست در اختیار او بگذاریم و در عوض از او پاداش دریافت ‌کنیم. بلکه مالک حقیقی جان و مال ما خداست و خداوند آنها را به امانت در اختیار ما قرار داده و هروقت اراده کند از ما باز می‌ستاند.