سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش شناخت گستره، عظمت و اهمیت نعمت‌ها در شکرگزاری از آنها

بنابراین، ما در درجه اول باید نعمت‌های خدا را بشناسیم و چه بهتر که در این راستا به مطالعه کتاب‌های علمی و آموزش علومی که به بررسی پدیده‌های جهان پرداخته‌اند بپردازیم که اگر فراگیری آن علوم با هدف شناسایی بیشتر نعمت‌های الاهی و در نتیجه شکرگزاری از خداوند انجام پذیرد، عبادت محسوب می‌گردد. اگر کسی درصدد فراگیری علوم فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی و به‌خصوص فیزیولوژی و آنوتومی بدن برآید و شگفتی‌های آفریده‌های خداوند را دریابد و فعالیت‌های حیرت‌انگیز و اعجاب‌برانگیز پدیده‌ها و از جمله برخی از اجزای بدن را بشناسد و هدف او از کسب آن تخصص‌ها صرفاً به دست آوردن پست و مقام و تأمین زندگی نباشد، بلکه هدف اصلی او شناسایی نعمت‌های الاهی و سپاس به درگاه خداوند باشد، عبادت کرده است. فراگیری علوم طبیعی راه استفاده بیشتر و بهتر را از نعمت‌های الاهی فراهم می‌آورد. از آن طریق انسان به منابع نهفته در دل کوه‌ها و زیر زمین و بستر دریاها پی می‌برد و با ترکیب و تغییراتی که در مواد پدید می‌آورد به دستاوردهای جدید علمی و محصولات جدیدی دست پیدا می‌کند. در تمام این مراحل اگر هدف او کشف نعمت‌های خدا و استفاده صحیح از آنها و در نتیجه شکرگزاری از خداوند باشد، پیوسته به عبادت خدا مشغول است. انسان نیاز شدید به برخی از نعمت‌ها دارد و باید با زحمت و تلاش خود به آن نعمت‌ها دست یابد. باید کار کند تا درآمدی به دست آورد. یا با ارائه خدمت به
﴿ صفحه 379 ﴾
دیگران از خدمات آنان بهره‌مند گردد. حال اگر انگیزه او الاهی باشد، وقتی به نعمتی دست پیدا می‌کند و نیازی از او برطرف می‌گردد، درصدد تشکر از خداوند برمی‌آید و او را به پاس نعمت‌هایی که در اختیارش نهاده و آسایش و راحتی و شادکامی او را فراهم آورده سپاس می‌گزارد.
تا انسان نعمت‌های خدا را نشناسد و به‌خصوص اگر سخت نیازمند نعمت‌های الاهی نگردد، قدر آنها را نمی‌داند. تصور کنید کسی را که در تابستانی گرم راهی طولانی طی کرده و تشنگی و خستگی و گرمای هوا سخت او را آزرده است و ناگهان در منزلی فرود می‌‌آید و شربتی خنک و گوارا و یا آبی خنک در اختیارش می‌نهند که با نوشیدن آن، عطش کشنده و آزار دهنده‌اش فرو می‌نشیند، چنین شخصی در آن حال به­خوبی قدر آب و این نعمت حیاتی را می‌داند و به شکرگزاری خداوند می‌پردازد. خداوندی که نعمت‌ها و روزی‌های حلال را در اختیار انسان نهاد تا از آنها استفاده کند و توان و قدرت کافی برای رشد و تعالی و بندگی خداوند را بیابد.
خداوند بر ما منت نهاد و نعمت‌ها و روزی‌های حلالش را در اختیار ما قرار داد و استفاده از این نعمت‌ها انگیزه شکرگزاری را در ما فراهم می‌آورد. چنان که گفتیم اگر شناخت و کسب نعمت‌های الاهی با هدف قدردانی از خداوند و شکر او انجام پذیرد، عبادت است و بر این اساس خداوند به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمود: یَا أَحْمَدُ، إِنَّ الْعِبَادَه عَشَرَه أَجْزَاءٍ تِسْعَه مِنْهَا طَلَبُ الْحَلَالِ، فَإِذَا طَیَّبْتَ مَطْعَمَک وَ مَشْرَبَک فَأَنْتَ فِی حِفْظِی وَ کنَفِی ؛(338) «ای احمد، عبادت ده جزء دارد که نُه جزء آن طلب مال حلال است. پس اگر خوردنی و آشامیدنی خود را پاک و پاکیزه سازی، همواره تحت حفاظت و در کنف عنایت من خواهی بود».
توسعه زندگی بشر و رشد صنعت و تکنولوژی و دست یافتن به آن دسته از
﴿ صفحه 380 ﴾
نعمت‌های الاهی که پیش‌تر برای ما ناشناخته بودند و نعمت‌هایی که در آینده برای ما کشف خواهند شد، رهین تلاش و تحقیقات مستمر دانشمندان و عالمان است که اگر آن تلاش‌ها نبود، ما پی به وجود نیروی برق و وسایلی که از طبیعت استخراج شده‌اند و رفاه و راحتی بیشتری را برای ما فراهم آورده‌اند نمی‌بردیم. امروزه دانشمندان و محققانی که با هدف استفاده از نعمت‌های خدا و یا عزت بخشیدن به مسلمانان و کسب استقلال و رها شدن از وابستگی به بیگانگان در مراکز تحقیقاتی انرژی اتمی فعالیت می‌کنند، به عبادت خدا و کاری بزرگ و بس ارزشمند مشغول می‌باشند. کسی که قصد تشرف به حج را دارد، گرچه عبادت حج اصطلاحاً بر اعمال و مناسک خاصی که در مکه انجام می­شود اطلاق می‌گردد، اما مقدمات حج نظیر نام‌نویسی و اقدام برای مسافرت به مکه نیز عبادت محسوب می‌شود، چون در نگرش کلان هر کاری که به قصد بندگی خدا انجام می‌پذیرد عبادت می‌باشد.
با توجه به اینکه نعمت چیزی است که موجب تکامل انسان می‌گردد، آنچه که از راه مشروع و حلال به دست می‌آید و استفاده از آن جایز می‌باشد نعمت می‌باشد و به پاس آنْ انسان باید شکر خداوند را به جای آورد. اما درآمد و ثروتی که از راه نامشروع و با رشوه‌خواری، رانت‌خواری، اختلاس و سوء‌استفاده از بیت‌المال به دست می‌آید،‌ نقمت و باعث هلاکت و گرفتار شدن انسان به آتش جهنم می‌گردد و قابل شکرگزاری نیست؛ خداوند درباره چنین ثروت نامشروعی می‌فرماید: إِنَّ الَّذِینَ یَأْکلُونَ أَمْوَالَ الْیَتَامَى ظُلْمًا إِنَّمَا یَأْکلُونَ فِی بُطُونِهِمْ نَارًا وَسَیَصْلَوْنَ سَعِیرًا؛(339) «همانا کسانی که مال‌های یتیمان را به ستم می‌خورند جز این نیست که در شکم‌های خود آتشی می‌خورند و به­زودی به آتش افروخته دوزخ درآیند».
پس انسان باید حلال را از حرام باز‌شناسد و بی‌تردید کسب علمی که حلال و
﴿ صفحه 381 ﴾
حرام را به انسان یاد می‌دهد و با اندوختن آن علمْ انسان درمی‌یابد که چه کارهایی مرضیِّ خداست و چه کارهایی مرضیِّ خدا نیست، خود عبادت است. ازاین‌روی، رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند:
مَنْ سَلَک طَرِیقاً یَطْلُبُ فِیهِ عِلْماً سَلَک اللَّهُ بِهِ طَرِیقاً إِلَى الْجَنَّه، وَإِنَّ الْمَلَائِکه لَتَضَعُ أَجْنِحَتَهَا لِطَالِبِ الْعِلْمِ رِضًا بِهِ وَإِنَّهُ یَسْتَغْفِرُ لِطَالِبِ الْعِلْمِ مَنْ فِی السَّمَاءِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ حَتَّى الْحُوتِ فِی الْبَحْرِ. وَفَضْلُ الْعَالِمِ عَلَى الْعَابِدِ کفَضْلِ الْقَمَرِ عَلَى سَائِرِ النُّجُومِ لَیْلَه الْبَدْرِ. وَإِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَه الْأَنْبِیَاءِ، إِنَّ الْأَنْبِیَاءَ لَمْ یُوَرِّثُوا دِینَاراً وَلَا دِرْهَماً، وَلَکنْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَ مِنْهُ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ؛(340) «هرکه راهی رود که در آن علمی جوید خدا او را راهی برد تا به بهشت درآید. همانا فرشتگان پرهای خود را برای طالب علم به جهت رضایت از او بگسترانند و همانا هرچه در آسمان و زمین است، حتی ماهیان دریا برای طالب علم آمرزش جویند و برتری عالم بر عابد چون برتری ماه در شب چهارده بر سایر اختران است. همانا علما وارثان پیامبران­اند، زیرا پیامبران دینار و درهم به ارث نگذارند ولکن علم را به‌عنوان ارث از خود باقی گذارند و هرکه از آن علم برگرفته بهره فراوانی برده است».
نقل شده که مرحوم شهید ثانی، رضوان‌الله علیه، در سنین جوانی که به کسب و تحصیل علوم دینی اشتغال داشت با پای برهنه از منزل رهسپار کلاس درس می‌شد. او به کسانی که دراین‌باره از او سؤال می‌کردند پاسخ داد: من طالب علم هستم و سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) درباره طالب علم حق و درست است و برای اینکه کفش خود را روی بال فرشتگان ننهم با پای برهنه حرکت می‌کنم.
﴿ صفحه 383 ﴾

گفتار بیست و پنجم: (خاستگاه و بایسته‌های شکرگزاری از معبود)

سپاسگزاری خداوند از بندگان خویش

در جلسه قبل گفتیم که وقتی موجود شعورمندی کمک و خدمتی به موجود شعورمند دیگر می‌رساند، در دریافت کننده خدمتْ احساس رضامندی و قدردانی پدید می‌آید و در پی این احساس، با رفتار خود مراتب قدردانی و تشکر خود را به جا می‌آورد. از جمله، در برابر نعمت‌هایی که خداوند به ما ارزانی داشته است، فطرتاً حالت قدردانی و تشکر از خدا در ما پدید می‌آید و متناسب با آن حالت، با زبان و یا رفتار خود به شکرگزاری خدا می‌پردازیم. شکرگزاری از دیگران نه فقط خصلت فطری انسانی ماست بلکه خصلت فطری حیوانات پیشرفته نیز هست.
باید افزود که در قرآن خداوند نیز خود را شاکر و شکرگزار معرفی کرده است و چنان‌که ما شکر خداوند را به جا می‌آوریم، در برخی از آیات قرآن آمده است که خداوند نیز از بندگانش شکرگزاری می‌کند. در چهار آیه قرآن خداوند «شکور» معرفی شده است(341) و در دو آیه قرآن نیز خداوند «شاکر» معرفی شده است.(342) همچنین در دو آیه
﴿ صفحه 384 ﴾
قرآن نیز آمده است که سعی و تلاش بندگان مورد ستایش و سپاس خداوند قرار می‌گیرد. در آیه اول خداوند می‌فرماید: وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَه وَسَعَى لَهَا سَعْیَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِک کانَ سَعْیُهُم مَّشْکورًا؛(343) «و هرکس خواهان آخرت است و برای آن کوششی درخور آن کند و مؤمن باشد، پس کوشش آنان سپاس داشته خواهد شد».
در آیه دوم خداوند می‌فرماید: إِنَّ هَذَا کانَ لَکمْ جَزَاء وَکانَ سَعْیُکم مَّشْکورًا؛(344) «این برای شما پاداشی است و کوشش شما [پذیرفته و] سپاس داشته شده است».
روشن شد که خداوند نیز از بندگان خود شکر و سپاس می‌کند، اما مسلماً کیفیت شکرگزاری خداوند با شکرگزاری انسان متفاوت است و خداوند برخی حقایق را در قالب الفاظ و اصطلاحات رایج بین ما انسان‌ها بیان می‌کند تا برای ما قابل فهم گردد و در این نوع استعمال و انتقال مرادات و معانی، به نوعی مجاز راه یافته است. صرف‌نظر از آنکه الفاظ و مفاهیمی که دلالت بر ذات، صفات و افعال خداوند کنند، ازآنجا‌که آن حقایق را به ما نمی‌نمایانند خالی از مجاز نیستند،‌ در مواردی کاربرد مجاز در ارائه حقایق خیلی واضح و روشن است و از عمد برخی از حقایق و معانی تنزل داده می‌شوند تا انگیزه کافی برای عمل به مقتضای آنها در انسان‌ها پدید آید. به‌عنوان نمونه، در مواردی انفاق مال واجب است، نظیر پرداخت زکات و خمس، و در مواردی نیز انفاق مال مستحب است. همچنین قرض دادن مال به کسی که برای تأمین نیازمندی‌های زندگی خویش درخواست قرض کرده است مستحب می‌باشد و حتی در برخی از روایات، ارزش و فضیلت قرض دادن فراتر از بخشش و صدقه معرفی شده است: عن الصادق(علیه السلام): لَأَنْ أُقْرِضَ قَرْضاً أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَتَصَدَّقَ بِمِثْلِهِ؛(345) «امام صادق(علیه السلام) فرمود: اینکه مالی را قرض دهم، در نزد من بهتر است از آنکه آن را ببخشم».
﴿ صفحه 385 ﴾
در مورد قرض یک طرف بخشی از مالش را قرض می‌دهد و دیگری آن قرض را دریافت می‌کند تا بدان نیازش را تأمین کند. پس چه در مورد قرض و چه زکات و خمس، دریافت کننده انسان نیازمند است. اما خداوند برای ترغیب و تشویق مردم به قرض دادن به همدیگر مجازاً خودش را دریافت کننده قرض معرفی می‌کند و می‌فرماید: مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا کثِیرَه وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛(346) «کیست که به خدا وام نیکویی دهد تا خدا آن را برای او چند برابر بیفزاید؟ و خدا [روزی را] تنگ و فراخ می‌کند، و بازگشت شما به‌سوی اوست».
مالک حقیقی همه هستی خداوند است و ما و آنچه در اختیار ماست از خداوند است و مالکیت ما بر سرمایه و دارایی‌مان اعتباری است. حال وقتی ما مالمان را انفاق می‌کنیم و یا آن را قرض می‌دهیم، دریافت کننده آن شخصی است که نیازمند انفاق و یا قرض است. اما خداوند به جهت لطفی که به ما دارد، مجازاً خود را در حدّ انسانی نیازمند تنزل می‌دهد و می‌فرماید که در برابر قرضی که می‌دهید، چندین برابر در آخرت به شما می‌بخشم، تا بدین‌وسیله اهمیت کمک به دیگران و قرض دادن را برای ما روشن سازد و انگیزه انجام چنین کار خیری را در ما برانگیزاند.