سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

تمهیدات و شرایط شکرگزاری

اکنون با توجه به اهمیتی که به مسئله شکرگزاری در منابع دینی و به‌خصوص در قرآن و نیز از سوی عقلا و همه جوامع بشری داده شده جا دارد که به آن توجه جدّی داشته باشیم و در این ارتباط ماهیت شکرگزاری و شرایطی را که در تحقق آن دخیل هستند بازشناسیم: وقتی انسان از کسی تشکر می‌کند که بین او و آن شخص رابطه‌ای شکل گرفته باشد و در پرتو این رابطه خیری و خدمتی به او رسیده باشد. از این نظر ما از نقاش و هنرمندی که برای خودش نقاشی زیبایی ترسیم کرده است و نیز از خطاطی که خط زیبایی نگاشته است تشکر نمی‌کنیم، چون آن‌دو آن کارهای هنری را برای ما انجام نداده‌اند و وقتی تشکر ما لازم و به‌جاست که کاری برای ما انجام گرفته باشد. ثانیاً، آن خیر و خدمت باارزش و قابل توجه باشد و چنان بی‌ارزش نباشد که مورد اعتنا و توجه
﴿ صفحه 371 ﴾
قرار نگیرد و دریافت کننده آن نه فقط آن را خدمتی در حق خود به‌حساب نیاورد، بلکه پندارد که تحقیر و مورد تمسخر قرار گرفته است. ثالثاً، عامل خدمت و خیر، قصد رساندن خیر، و خدمت به دیگری را داشته باشد، نه اینکه او بدون چنان قصدی کاری را انجام دهد و اتفاقاً از قِبَل آن خیری به دیگری برسد. رابعاً، انسان عامل خیر را بشناسد و بداند که چه کسی خدمتی به او رسانده و یا نعمتی در اختیار او نهاده است. در صورت تحقق شرایط مزبور لازم و به‌جاست که انسان با زبان یا قلم و یا به شیوه دیگری از کسی که خیری به او رسانده تشکر کند.
با توجه به آنچه گفته شد، ما وقتی درصدد شکرگزاری از خدا برمی‌آییم که باور داشته باشیم که خداوند با اراده و قصد خود نعمتی را در اختیار ما نهاده است. پس اگر در موقعیتی باشیم که چیزی را برای خود نعمت و خیر ندانیم و یا ارتباط آن نعمت را با خدا درک نکنیم و آن را منسوب به غیرخدا بدانیم، درصدد تشکر از خدا برنمی‌آییم. در مواردی به‌خصوص شرایط غیرعادی و غیرطبیعی، وقتی نعمتی به ما می‌رسد، به­راحتی باور می‌کنیم که آن نعمت از سوی خداوند به ما ارزانی شده و شکر آن را به جا می‌آوریم. به‌عنوان نمونه، وقتی کسی سخت بیمار گشته و در کمال ناامیدی شفا می‌یابد و یا در شرایط خشک‌سالی و پس از دعا و توسل مردم و برگزاری نماز باران، وقتی باران می‌بارد همگان باور دارند که آن سلامتی و باران نعمت خدا و با اراده الاهی ارزانی شده است. اما در اغلب موارد ما نعمت‌ها و خیری که به ما می‌رسد به وسایط نسبت می‌دهیم و فراموش می‌کنیم که بدون خواست و اراده خدا خیر و نعمتی در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و ازاین‌روی توجه‌مان به واسطه‌ها، عوامل طبیعی و غیرخدا جلب می‌گردد و درصدد تشکر از خداوند برنمی‌آییم. این در حالی است که گزاره‌های دینی به ما می‌آموزند که همه نعمت‌ها از آن خدا هستند، چه بدون واسطه از سوی خدا در اختیار ما قرار گیرند و چه با واسطه: مَّا أَصَابَک مِنْ حَسَنَه فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَک مِن
﴿ صفحه 372 ﴾
سَیِّئَه فَمِن نَّفْسِک... ؛(329)«هر نیکی‌ای که به تو رسد از خداست و هر بدی که به تو رسد از خود توست».
در آیه دیگر خداوند می‌فرماید:
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْک مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِک الْخَیْرُ إِنَّک عَلَىَ کلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛(330) «بگو: بار خدایا، تویی که فرمانروایی، به هرکه خواهی مُلک می‌دهی و از هرکه خواهی ملک باز می‌ستانی، هرکه را خواهی بزرگی و ارجمندی می‌دهی و هرکه را خواهی خوار می‌کنی؛ نیکی‌ها همه به دست توست که تو بر همه‌چیز توانایی».

آموزه‌های الهی و استناد همه امور به خداوند

دین به ما آموخته است که همه حوادث و رخدادها و از جمله نعمت‌هایی که به ما می‌رسد، چه از طریق اسباب طبیعی و اسباب انسانی و چه به‌وسیله فرشتگان انجام پذیرند، همه با اراده و مشیت الاهی انجام گرفته‌اند و ما باید همه‌چیز را متعلق به خدا بدانیم و ازاین‌روی،‌ یکی از آموزه‌های فرهنگی ما که در زمان سابق بیشتر بدان توجه می‌شد این است که اگر تکه نان خشکی روی زمین افتاده، بدان جهت که نعمت و برکت خداست آن را از روی زمین برداریم که زیر دست و پا قرار نگیرد و آن را تمیز کنیم و مورد استفاده قرار دهیم.
وقتی دو توده ابر که حامل بخار هستند با یکدیگر اصطکاک و برخورد پیدا می‌کنند و بر اثر تلاقی بار مثبت و منفیِ ابرها، رعد و برق پدید می‌آید،‌ بخشی از آن بخارها به
﴿ صفحه 373 ﴾
آب تبدیل گشته و به‌صورت باران بر زمین می‌ریزد. یا در یک فرایند طبیعی، وقتی دانه‌ای در زمین افشانده می‌شود و رطوبت زمین به آن می‌رسد، جوانه می‌زند و رشد می‌کند. اما در قرآن که کلام خداوند است نظیر این فعل و انفعالات به خداوند نسبت داده شده است، چون خداوند مسبب‌الاسباب است و همه عوامل طبیعی و غیرطبیعی تحت اراده و فرمان او هستند و هیچ کاری خارج از اراده خداوند انجام نمی‌پذیرد. خداوند در قرآن می‌فرماید:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکامًا فَتَرَى الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاء وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَاء یَکادُ سَنَا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ؛(331) «آیا ندیده‌ای که خداوند ابرها را [به‌وسیله بادها] می‌راند سپس میان [پاره‌های] آن پیوند می‌دهد، آن‌گاه آن را توده و انبوه می‌کند،‌ سپس باران را بینی که از میان آن بیرون می‌آید و از آسمان از کوه‌هایی که در آن است [انبوه ابرهای منجمد شده] تگرگ می‌فرستد و [زیان] آن را به هرکه خواهد می‌رساند و از هرکه خواهد باز می‌دارد؛ درخشندگیِ برقش نزدیک است که [روشنی] دیدگان را ببرد».
در آیه فوق به سه پدیده شگفت‌انگیز آسمان و ابرها اشاره شده است. پدیده شگفت‌انگیز اول که حاکی از علم، حکمت و عظمت نهفته در آفرینش و از دلایل توحید ذات پروردگار می‌باشد این است که خداوند به آرامی ابرها را که هر قطعه‌ای از آن از گوشه‌ای از دریاها برمی‌خیزد، به‌سوی هم می‌راند و پیوند می‌دهد و متراکم می‌سازد و آن‌گاه از آن ابرها دانه‌های باران به‌سوی زمین سرازیر می‌گردد و بدین‌وسیله، زمین مرده را زنده و لباس حیات بر قامت درختان و گیاهان می‌پوشاند و موجودات
﴿ صفحه 374 ﴾
زنده را سیراب می‌سازد. پدیده دوم، تشکیل دانه‌های درشت تگرگ در ابرها که با بارش آنها ممکن است درختان، زراعت‌ها، حیوانات و انسان‌ها آسیب ببینند. پدیده سوم، برقی است که با برخورد ابرها که حامل ذرات آب هستند و تلاقی بار مثبت و منفی آن ابرها می‌جهد و چشم‌ها را خیره می‌کند و صدای رعدی که از این پدیده طبیعی ایجاد می‌گردد گوش‌ها را می‌آزارد.
درباره جبال و کوه‌هایی که خداوند از آنها سخن گفته که بر فراز آسمان هستند و از آنها تگرگ‌ها فرو می‌ریزند، مفسران نظرات گوناگونی ارائه داده‌اند و در برخی از تفاسیر به پاره‌ای از آنها اشاره شده است:
1. برخی برآنند که «جبال» در آیه جنبه کنایی دارد و همان‌گونه که می‌گوییم کوهی از غذا و یا کوهی از علم، از یخ‌های متراکم در آسمان نیز تعبیر به کوه‌ها شده است و مفاد آیه این است که کوهی و توده عظیمی از تگرگ به‌وسیله ابرها در دل آسمان به وجود می‌آید و بخشی از آنها بر پاره‌ای از شهرها و بیابان‌ها فرو می‌ریزد.
2. برخی گفته‌اند: منظور از کوه‌ها توده‌های عظیم ابر است که در عظمت و بزرگی بسان کوه می‌باشد.
3. بیان سید قطب که مناسب‌تر به نظر می‌رسد این است که توده‌های ابر در وسط آسمان به­راستی شبیه کوه‌ها هستند، گرچه وقتی از پایین به آنها می‌نگریم صافند؛ اما کسانی که با هواپیما بر فراز ابرها حرکت کرده‌اند غالباً با چشم خود دیده‌اند که ابرها به کوه‌ها، دره‌ها و پستی و بلندی‌هایی که روی زمین هستند می‌مانند و به‌تعبیردیگر، سطح بالای ابرها هرگز صاف نیست و همانند سطح زمین دارای ناهمواری‌های فراوان است و از این نظر اطلاق نام جبال بر آنها مناسب است.(332)
باید افزود که تکوّن تگرگ در آسمان بدین‌صورت است که دانه‌های باران از ابر
﴿ صفحه 375 ﴾
جدا می‌شود و در قسمت فوقانی هوا به جبهه سردی برخورد می‌کند و یخ می‌زند. سپس توفان‌های کوبنده این دانه‌ها را مجدداً به بالا پرتاب می‌کند و بار دیگر این دانه‌ها به داخل ابرها فرو می‌رود و لایه دیگری از آب به روی آن می‌نشیند که به هنگام جدا شدن از ابر مجدداً یخ می‌بندد. گاهی این مسئله چندین بار تکرار می‌شود و هر زمان لایه تازه‌ای روی آن می‌نشیند تا تگرگ به اندازه‌ای درشت شود که دیگر توفان نتواند آن را به بالا پرتاب کند. اینجاست که راه زمین را به پیش می‌گیرد و فرود می‌آید، یا اینکه توفان فرو می‌نشیند و بدون مانع به طرف زمین حرکت می‌کند.(333)
در آیات دیگر خداوند درباره رویش گیاهان، درختان و دانه‌ها به‌وسیله باران می‌فرماید:
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَکا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِیدِ*وَالنَّخْلَ بَاسِقَاتٍ لَّهَا طَلْعٌ نَّضِیدٌ*رِزْقًا لِّلْعِبَادِ وَأَحْیَیْنَا بِهِ بَلْدَه مَّیْتًا کذَلِک الْخُرُوجُ؛(334) «و از آسمان آبی بابرکت فرو آوردیم سپس بدان بوستان‌ها و دانه‌های درو کردنی [مانند گندم و جو و ارزن] رویانیدیم، و نیز درختان خرمای بلند را که میوه‌های بر هم نشانده دارند، تا روزیِ بندگان باشد و بدان [آب] سرزمین مرده را زنده کردیم. همچنین است بیرون آمدن [از گور]».
و نیز خداوند در آیات دیگر می‌فرماید:
فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ*أَنَّا صَبَبْنَا الْمَاء صَبًّا*ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا*فَأَنبَتْنَا فِیهَا حَبًّا*وَعِنَبًا وَقَضْبًا*وَزَیْتُونًا وَنَخْلًا*وَحَدَائِقَ غُلْبًا*وَفَاکهَه وَأَبًّا*مَّتَاعًا لَّکمْ وَلِأَنْعَامِکمْ؛(335) «پس آدمی باید به خوراک خود بنگرد [تا عبرت گیرد]، ما آبِ [باران] را فرو باریدیم باریدنی ویژه. سپس زمین را
﴿ صفحه 376 ﴾
[با سر برآوردن گیاهان] بشکافتیم شکافتنی ویژه، سپس در آن دانه‌ها رویانیدیم، و انگور و سبزی، و درخت زیتون و خرما، و بوستان‌های پر درخت، و میوه و علف، تا وسیله‌ای برای استفاده شما و چارپایانتان باشد».
این آیات به ما می‌فهماند که سرسلسله همه اسباب و عوامل و به‌تعبیردیگر مسبب‌الاسباب خداوند است و ما باید در ورای اسباب و عواملی که در عالم و نظام آفرینش در کارند، نظرمان به خالق هستی و عله‌العلل و کسی که هیچ حرکتی و رخدادی بدون اذن و مشیت او انجام نمی‌پذیرد معطوف گردد و نگاه استقلالی به وسایط نداشته باشیم و باور کنیم که وسایط و عوامل مؤثر در عالم با اراده الاهی تأثیر می‌گذارند و مؤثر اصلی خداوند است. چنان‌که وقتی واسطه‌ای از سوی بزرگی پولی برای ما می‌آورد ما آن هدیه را به آن بزرگ نسبت می‌دهیم و آن واسطه را وسیله‌ای برای رساندن آن هدیه به خویش می‌شناسیم.

نقش اعتقاد به مالکیت مطابق خداوند در شکرگزاری از او

اگر ما به حقایق عالم معرفت یابیم و خداوند دلمان را نورانیت ببخشد، در می‌یابیم که نه تنها خداوند سرسلسله جنبان عوامل و اسباب است، بلکه در پس همه اتفاقات ریز و درشتی که رخ می‌دهد دست خداوند قرار دارد و همه حوادث و اتفاقاتی که پیوسته برای ما رخ می‌دهد و حتی برگی که از درخت به زمین می‌افتد، بدون اجازه و اراده خداوند انجام نمی‌پذیرند. وقتی ما به این باور رسیدیم که همه کارها به اذن و اراده خداوند انجام می‌پذیرد، برای هر نعمتی که در اختیارمان قرار می‌گیرد، باید خداوند را سپاس گزاریم. وقتی نانی بر سر سفره‌مان قرار می‌گیرد و آن را می‌خوریم، باید به ستایش خدا و تشکر از او بپردازیم. وقتی نفس می‌کشیم، به این حقیقت توجه داشته باشیم که خداوند هوا و اکسیژن را آفریده تا تنفس از آنْ حیات و زندگی ما تداوم یابد.
﴿ صفحه 377 ﴾
یا وقتی چشممان را باز و بسته می‌کنیم، توجه داشته باشیم که خداوند این نعمت بزرگ را در اختیار ما نهاده و همچنین با توجه به نعمت‌های بی‌شماری که پیرامون ما قرار دارند، به خداوند توجه یابیم و به شکرگزاری از او پردازیم. چون کسانی نباشیم که فقط به شکم و شهوت خود توجه دارند و از منعم و خالق هستی غافل‌اند. کسانی که خداوند درباره آنها می‌فرماید: أُولَـئِک الَّذِینَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَـئِک هُمُ الْغَافِلُونَ؛(336) «آنان کسانی‌اند که خدا بر دل‌ها، گوش‌ها و چشم‌هایشان مهر نهاده است و آنان خود غافلان­اند».
در جای دیگر به رسول خدا درباره آن اسیرگشتگان در دام شکم و شهوت می‌فرماید: ذَرْهُمْ یَأکلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلْهِهِمُ الأَمَلُ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ؛(337) «واگذارشان تا بخورند و برخوردار شوند و آرزو سرگرمشان کند، زود است که بدانند».
کسی که نیروی عقل در او زنده و هشیار است و در غفلت به سر نمی‌برد، وقتی به پدیده‌های پیرامون خود می‌نگرد، به نوری که از خورشید می‌تابد و به آسمان آبی باشکوه و باعظمت می‌نگرد و به جلوه‌ها، زیبایی‌ها و شکوهی که در سراسر پدیده‌ها وجود دارد می‌نگرد، سر تعظیم در برابر خالق حکیم و علیم که همه پدیده‌های عالم جلوه‌ای از شکوه و عظمت اوست فرود می‌آورد. همچنین او وقتی به اعضا و جوارح خود می‌نگرد و تا حدی به ارزش و اهمیت آنها واقف می‌گردد، به شکرگزاری خداوند می‌پردازد که او را از آن نعمت‌های بزرگ و بی‌بدیل برخوردار ساخت. نعمت‌هایی که با فقدان هریک از آنها زندگی برای انسان تیره‌وتار و تباه می‌گردد. چند سال قبل مقام معظم رهبری در ماه رمضان و در دیدار با مسئولین و کارگزاران نظام با هدف توجه دادن آنها به نعمت‌های الاهی و شکرگزاری از آنها فرمودند: پس از آنکه من مورد
﴿ صفحه 378 )
سوء‌قصد قرار گرفتم و از جمله دستم مجروح گشت و اعصابش از کار افتاد، یکی از پزشکان معالج و متخصص اعصاب به من گفت که برای حرکت دادن یک انگشت دست چندین رشته عصب با کارایی‌های گوناگون فعالیت می‌کنند تا انسان بتواند انگشتش را حرکت دهد.