سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

خاستگاه ارزشی شکرگزاری

ششمین مناجات امام سجاد(علیه السلام) که در شمار پانزده مناجات خود ایراد فرموده‌اند، مناجات شاکرین است و ما مبتنی بر روش معهود خود که در آغاز بحث واژه و عنوان کلیدی مناجات‌ها را مورد بحث و بررسی قرار می‌دادیم، در آغاز بحث از این مناجات نیز درباره مفهوم «شکر» سخن می‌گوییم. واژه «شکر» و مشتقات آن در همه زبان‌ها فراوان به کار می‌رود و جایگاه شاخصی را به خود اختصاص داده است. امروزه در ادبیات و مراودات عرفی تشکر و سپاسگزاری از دیگران نشانه ادب تلقی می‌گردد و گذشته از بار ادبی و مثبتی که این واژگان در روابط و قراردادهای اجتماعی جوامع دارند، دارای ارزش اخلاقی عامی که همه جوامع انسانی به آن پایبند هستند نیز می‌باشند. نظیر راست‌گویی، وفای به عهد و پیمان و امانت‌داری که همه جوامع بشری حتی جوامع بی‌دین و لامذهب به آنها معتقد هستند و آنها را ارزش تلقی می‌کنند. بحث دراین‌باره که منشأ اعتبار این ارزش‌ها و سایر ارزش‌های اخلاقی چیست، به فلسفه اخلاق مربوط می‌گردد و از جمله در فلسفه اخلاق مطرح شده که برخی از مکاتب اخلاقی بر آن هستند که منشأ احکام اخلاقی و معیار صدق و کذب و موجّه‌سازی گزاره‌ها و احکام
﴿ صفحه 366 ﴾
اخلاقی، قرارداد و توافق همگان است و در نتیجه، یک باور و حکم اخلاقی تنها در صورتی موجّه و معقول است که مردمان خاص در شرایط و اوضاع و احوال خاص بر آن یا بر قاعده یا نظامی که مشتمل بر آن است توافق داشته باشند.(321) از این نظر ارزش‌های اخلاقی اعتباری و نسبی به‌حساب می‌آیند.
اما در نظریه اخلاقی اسلام، موضوع قضیه اخلاقی عبارت است از آن دسته از عناوین انتزاعی که بر افعال اختیاری انسان صدق می‌کند و مثل عدالت یک ماهیت خارجی،‌ عینی و ماهوی نیست؛ بلکه عنوانی است که مثلاً از موضع‌گیری صحیح، به‌جا انجام دادن کار و رعایت حقوق دیگران انتزاع می‌شود... . احکام اخلاقی حقیقتاً از سنخ جملات خبری است و خبر از یک واقعیت نفس‌الامری می‌دهند.(322) ارزش اخلاقی فعل اختیاری انسان تابع تأثیری است که این فعل در رسیدن انسان به کمال حقیقی وی دارد. هر کاری به‌اندازه‌ای که در آن کمال مؤثر باشد ارزنده خواهد بود و اگر تأثیر منفی دارد، ارزش منفی خواهد داشت و اگر تأثیر مثبت داشته باشد، ارزش مثبت خواهد داشت و اگر نفیاً و اثباتاً تأثیری در آن نداشته باشد، ارزش صفر یا ارزش خنثی خواهد داشت.(323)
در منطق، ارزش‌های اخلاقی؛ نظیر عدالت‌ورزی، راست‌گویی و وفای به عهد و پیمان در شمار مشهورات و یا مسلّمات و به‌تعبیر‌دیگر آرای محموده جای می‌گیرند که توافق و تسالم همگان بر اعتبار آنهاست و از جمله امور غیربدیهی به‌حساب می‌آیند که در جدل مورد استفاده قرار می‌گیرند. البته با توجه به اینکه همه جوامع بشری در زمان‌های گوناگون به این قبیل ارزش‌های اخلاقی گرایش و دل‌بستگی داشته و دارند، به یک معنا می‌توان آنها را در شمار امور و ادراکات فطری جای داد که از فطرت و
﴿ صفحه 367 ﴾
سرشت انسانی ناشی می‌گردند و عبارتند از ادراکات و گرایش‌هایی که همزاد انسان و ویژه نوع انسان و غیراکتسابی می‌باشند. در مقابل فطریاتی که در منطق مطرح است که به نوعی کسبی می‌باشند و عبارتند از قضایای روشنی که ثبوت محمول برای موضوع در آنها نیازمند به دلیل است و لیکن دلیل آنها در کنار قضیه و همراه با آن در ذهن موجود است. این قضایای بدیهی و فطری ازآن‌روی که فهم مواد و تصور اجزای آن نیازمند کسب می‌باشند، کسبی به‌حساب می‌آیند.
ما به تجربه دریافته‌ایم که وقتی کسی به ما خدمت و کمک می‌کند، ما خود را مدیون و بدهکار او می‌دانیم و اگر نتوانیم خدمت او را جبران کنیم، حداقل به‌عنوان وظیفه از او تشکر می‌کنیم و عدم تشکر از خدمت دیگران را بی‌ادبی و ناسپاسی به‌حساب می‌آوریم. در سفری که حدود ده سال قبل بنده به آمریکای لاتین داشتم، در یکی از دانشگاه‌های آن سامان و در جمع دختران و پسران و اساتید دانشگاهی به سخنرانی پرداختم و پس از پایان سخنرانی جمعیت انبوهی اطراف من جمع شدند و به طرح سؤالات خود پرداختند. درآن‌بین، خانمی با زحمت و اصرار فراوان جمعیت را می‌شکافت تا به ما نزدیک شود، به‌گونه‌ای که دوستان ما نگران شدند که نکند قصد سویی داشته باشد. اما آن خانم پس از آنکه با زحمت فراوان خودش را به نزدیک ما رساند، گفت: خیلی متشکرم و بلافاصله از آنجا دور شد. او به‌عنوان ادای دین خود را موظف می‌دانست که نزد ما بیاید و از ما تشکر کند و تا تشکر نمی‌کرد وجدانش راضی نمی‌گشت.
سپاسگزاری و شکرگزاری فراتر از ارزش‌های انسانی به شمار می‌آید و حتی حیواناتی که نسبت به سایر حیوانات از هوش بیشتری برخوردارند، در برابر خدمت و غذایی که در اختیارشان قرار می‌گیرد با حرکات و رفتار خود اظهار تشکر می‌کنند. در گربه‌ها، اسب‌ها و به‌خصوص در سگ‌ها کاملاً‌ مشهود است که در برابر اظهار محبت و رسیدگی دیگران اظهار تشکر می‌کنند و سگ به‌عنوان تشکر دم می‌جنباند و پوزه خود را به خاک می‌ساید.
﴿ صفحه 368 ﴾

ضرورت و لزوم شکرگزاری

مسئله ضرورت شکرگزاری و تشکر در قبال نعمت‌هایی که به انسان می‌رسد از چنان اهمیتی برخوردار است که علمای ما وقتی، در علم کلام، درباره لزوم تحقیق درباره خدا و ضرورت اثبات صانع و خداوند سخن به میان می‌آید، برای آن دو دلیل عقلی ارائه می‌دهند که عبارت‌اند از: ترس از ضرر محتمل و دیگری، وجوب شکر منعم. آنان می‌گویند که عقل، شکر منعم را واجب می‌داند و ما باید به شکرگزاری کسی که نعمت وجود، سلامتی، زندگی و انبوه نعمت‌های مادی و معنوی را به ما ارزانی داشته بپردازیم و طبیعی است قبل از تشکر و شکرگزاری باید منعم و کسی که آن نعمت‌ها را به ما ارزانی داشته بشناسیم. پس از راه وجوب شکر منعم، ضرورت خداشناسی و وجوب اثبات آفریدگار را تبیین می‌کنند. البته ما اکنون درصدد تأیید و یا رد آن استدلال نیستیم و غرض ما از ذکر این نمونه این است که مسئله وجوب شکر و حسن آن از چنان اهمیتی برخوردار است که از آن برای اثبات ضرورت خداشناسی استفاده شده است. چه اینکه در فرهنگ دینی ما و از جمله در قرآن فراوان به مسئله شکرگزاری از خداوند اهمیت داده شده است. خداوند در آیه‌ای از قرآن درباره عکس‌العمل کسانی که مخاطب دعوت انبیاء از جمله پیامبر خاتم(صلی الله علیه و آله) قرار گرفته‌اند و پیام هدایت الاهی را دریافت کردند می‌فرماید: إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکرًا وَإِمَّا کفُورًا؛(324) «ما راه را به او نمودیم، یا سپاسگزار خواهد بود و یا ناسپاسگزار».
در این آیه مردم به دو دسته تقسیم شده‌اند. دسته اول کسانی که از دعوت و هدایت‌های الاهی استفاده می‌کنند و در مسیر سعادت و رستگاری گام برمی‌دارند و هدایت‌پذیری آنان به مثابه شکرگزاری از خداوند تلقی می‌گردد و دسته دیگر، کافران و کسانی که بی‌اعتنا به هدایت‌های الاهی در گمراهی و ضلالت باقی می‌مانند و گمراهی
﴿ صفحه 369 ﴾
آنان ناسپاسی از درگاه خداوند به‌حساب می‌آید. در آیه دیگر، توانایی شنیداری، دیداری و اندیشیدن مقدمه و پیش‌درآمد شکرگزاری از خداوند معرفی گردیده است: وَاللّهُ أَخْرَجَکم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَیْئًا وَجَعَلَ لَکمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَه لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ؛(325) «و شما را از شکم مادرانتان بیرون آورد درحالی‌که هیچ چیز نمی‌دانستید، و برای شما گوش‌ها و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد تا شاید سپاس‌ گزارید».
همچنین خداوند، برخورداری از امنیت، آسایش، نصرت خویش و روزی حلال را مقدمه شکرگزاری خود معرفی می‌کند و می‌فرماید:
وَاذْکرُواْ إِذْ أَنتُمْ قَلِیلٌ مُّسْتَضْعَفُونَ فِی الأَرْضِ تَخَافُونَ أَن یَتَخَطَّفَکمُ النَّاسُ فَآوَاکمْ وَأَیَّدَکم بِنَصْرِهِ وَرَزَقَکم مِّنَ الطَّیِّبَاتِ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ؛(326) «و به یاد آرید هنگامی را که در زمین گروهی اندک و ناتوان شمرده شده بودید، بیم آن داشتید که مردمان [مشرکان مکه و قبیله‌های عرب] شما را بربایند، پس شما را [در مدینه] جای داد و به یاری خود نیرومند گردانید و از چیزهای پاکیزه روزیتان داد تا شاید سپاس‌ گزارید».
و نیز خداوند ارائه امور تشریعی و عبادات و از جمله روزه به بندگان خویش و تقوا را مقدمه و پیش­درآمد سپاسگزاری از خویش معرفی می‌کند و می‌فرماید:
1. شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِیَ أُنزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَیِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنکمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَمَن کانَ مَرِیضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّه مِّنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُرِیدُ اللّهُ بِکمُ الْیُسْرَ وَلاَ یُرِیدُ بِکمُ الْعُسْرَ وَلِتُکمِلُواْ الْعِدَّه وَلِتُکبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاکمْ وَلَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ؛(327) «ماه رمضان که در آن قرآن
﴿ صفحه 370 ﴾
فرو فرستاده شده که راهنمایی برای مردم و نشانه‌های روشنی از رهنمونی [به راه راست] و جدا کننده حق از باطل است؛ پس هرکس از شما این ماه را دریابد باید آن را روزه بدارد و هرکه بیمار یا در سفر باشد به شمار آن از روزهای دیگر [روزه گیرد]. خدا برای شما آسانی می‌خواهد و برای شما دشواری نمی‌خواهد، و تا شمار آن را تمام کنید و خدای را به پاس آنکه شما را راه نمود به بزرگی بستایید و باشد که سپاس گزارید».
2. وَلَقَدْ نَصَرَکمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّه فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکمْ تَشْکرُونَ؛(328) «و هرآینه خداوند شما را در [جنگ] بدر درحالی‌که ناتوان بودید [به علت کمی سپاه و سازوبرگ جنگ] یاری داد، پس از خدا پروا کنید، باشد که سپاس ‌گزارید».

تمهیدات و شرایط شکرگزاری

اکنون با توجه به اهمیتی که به مسئله شکرگزاری در منابع دینی و به‌خصوص در قرآن و نیز از سوی عقلا و همه جوامع بشری داده شده جا دارد که به آن توجه جدّی داشته باشیم و در این ارتباط ماهیت شکرگزاری و شرایطی را که در تحقق آن دخیل هستند بازشناسیم: وقتی انسان از کسی تشکر می‌کند که بین او و آن شخص رابطه‌ای شکل گرفته باشد و در پرتو این رابطه خیری و خدمتی به او رسیده باشد. از این نظر ما از نقاش و هنرمندی که برای خودش نقاشی زیبایی ترسیم کرده است و نیز از خطاطی که خط زیبایی نگاشته است تشکر نمی‌کنیم، چون آن‌دو آن کارهای هنری را برای ما انجام نداده‌اند و وقتی تشکر ما لازم و به‌جاست که کاری برای ما انجام گرفته باشد. ثانیاً، آن خیر و خدمت باارزش و قابل توجه باشد و چنان بی‌ارزش نباشد که مورد اعتنا و توجه
﴿ صفحه 371 ﴾
قرار نگیرد و دریافت کننده آن نه فقط آن را خدمتی در حق خود به‌حساب نیاورد، بلکه پندارد که تحقیر و مورد تمسخر قرار گرفته است. ثالثاً، عامل خدمت و خیر، قصد رساندن خیر، و خدمت به دیگری را داشته باشد، نه اینکه او بدون چنان قصدی کاری را انجام دهد و اتفاقاً از قِبَل آن خیری به دیگری برسد. رابعاً، انسان عامل خیر را بشناسد و بداند که چه کسی خدمتی به او رسانده و یا نعمتی در اختیار او نهاده است. در صورت تحقق شرایط مزبور لازم و به‌جاست که انسان با زبان یا قلم و یا به شیوه دیگری از کسی که خیری به او رسانده تشکر کند.
با توجه به آنچه گفته شد، ما وقتی درصدد شکرگزاری از خدا برمی‌آییم که باور داشته باشیم که خداوند با اراده و قصد خود نعمتی را در اختیار ما نهاده است. پس اگر در موقعیتی باشیم که چیزی را برای خود نعمت و خیر ندانیم و یا ارتباط آن نعمت را با خدا درک نکنیم و آن را منسوب به غیرخدا بدانیم، درصدد تشکر از خدا برنمی‌آییم. در مواردی به‌خصوص شرایط غیرعادی و غیرطبیعی، وقتی نعمتی به ما می‌رسد، به­راحتی باور می‌کنیم که آن نعمت از سوی خداوند به ما ارزانی شده و شکر آن را به جا می‌آوریم. به‌عنوان نمونه، وقتی کسی سخت بیمار گشته و در کمال ناامیدی شفا می‌یابد و یا در شرایط خشک‌سالی و پس از دعا و توسل مردم و برگزاری نماز باران، وقتی باران می‌بارد همگان باور دارند که آن سلامتی و باران نعمت خدا و با اراده الاهی ارزانی شده است. اما در اغلب موارد ما نعمت‌ها و خیری که به ما می‌رسد به وسایط نسبت می‌دهیم و فراموش می‌کنیم که بدون خواست و اراده خدا خیر و نعمتی در اختیار ما قرار نمی‌گیرد و ازاین‌روی توجه‌مان به واسطه‌ها، عوامل طبیعی و غیرخدا جلب می‌گردد و درصدد تشکر از خداوند برنمی‌آییم. این در حالی است که گزاره‌های دینی به ما می‌آموزند که همه نعمت‌ها از آن خدا هستند، چه بدون واسطه از سوی خدا در اختیار ما قرار گیرند و چه با واسطه: مَّا أَصَابَک مِنْ حَسَنَه فَمِنَ اللّهِ وَمَا أَصَابَک مِن
﴿ صفحه 372 ﴾
سَیِّئَه فَمِن نَّفْسِک... ؛(329)«هر نیکی‌ای که به تو رسد از خداست و هر بدی که به تو رسد از خود توست».
در آیه دیگر خداوند می‌فرماید:
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْک مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِک الْخَیْرُ إِنَّک عَلَىَ کلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛(330) «بگو: بار خدایا، تویی که فرمانروایی، به هرکه خواهی مُلک می‌دهی و از هرکه خواهی ملک باز می‌ستانی، هرکه را خواهی بزرگی و ارجمندی می‌دهی و هرکه را خواهی خوار می‌کنی؛ نیکی‌ها همه به دست توست که تو بر همه‌چیز توانایی».