سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

طمع مؤمن به احسان و نعمت‌های الهی

خدایا، اکنون که جز تو پناهگاهی ندارم و جز درگاه تو جایی را ندارم که بدان روی آورم و کسی جز تو نمی‌تواند خواسته‌ها و نیازهایم را برطرف سازد، با چشمداشت و طمع فراوان به احسانت به نزدت آمده‌ام: اَتَیْتُکَ طامعاً فی احسانِک راغباً فِی امْتِنانِک؛ «آمدم به درگاهت درحالی‌که به احسان تو طمع و به نعمت‌هایت رغبت دارم».
برخی از واژگان مشترک بین زبان عربی و فارسی، در زبان فارسی در معنایی متفاوت از معنایی که در زبان عربی به کار می‌رود استعمال می‌گردد. مثلاً واژه «غرور» دارای معانی متعددی نظیر «فریب»، «گول‌خوردگی»، «اغفال» و «خودبینی» است و در زبان عربی بیشتر به معنای «فریب» به کار می‌رود؛ به‌عنوان نمونه خداوند وقتی
﴿ صفحه 357 ﴾
می‌خواهد زندگی دنیا را وسیله فریب و اغفال انسان و وسیله سرگرمی و غفلت از سعادت واقعی معرفی کند می‌فرماید:
کلُّ نَفْسٍ ذَآئِقَه الْمَوْتِ وَإِنَّمَا تُوَفَّوْنَ أُجُورَکمْ یَوْمَ الْقِیَامَه فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّه فَقَدْ فَازَ وَما الْحَیَاه الدُّنْیَا إِلاَّ مَتَاعُ الْغُرُورِ؛(318) «هرکسی چشنده مرگ است، و جز این نیست که مزدهایتان را روز رستاخیز تمام بدهند. پس هرکه از آتش دوزخ دور داشته و به بهشت درآورده شود به‌راستی رستگار شده است، و زندگی دنیا چیزی جز کالای فریب نیست».
اما در زبان فارسی «غرور» به معنای نوعی «خودخواهی» به کار می‌رود. همچنین «امتنان» از «منت» به معنای «نعمت» اشتقاق یافته و این دو واژه و سایر واژگان هم‌خانواده آنها در زبان عربی بیشتر به معنای نعمت و بخشش به ‌کار می‌روند و کمتر به معنای «منت نهادن» به کار می‌روند. به‌عنوان نمونه خداوند می‌فرماید:
لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکتَابَ وَالْحِکمَه وَإِن کانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ؛(319) «به‌راستی خداوند بر مؤمنان نعمت و بخشش [بزرگ] خود را ارزانی داشت که در میانشان پیامبری از خودشان برانگیخت که آیات او را بر آنان می‌خواند و پاکشان می‌سازد و کتاب و حکمتشان می‌آموزد، درحالی‌که پیش از آن [آمدن پیامبر] هرآینه در گمراهی آشکاری بودند».
برخلاف تصور برخی که «منّ الله» در آیه شریفه را به معنای «منت نهادن خدا» تلقی کرده‌اند، آن جمله به معنای نعمت و انعام خداوند در حق مؤمنان است و خداوند
﴿ صفحه 358 ﴾
بدین‌وسیله از بزرگ‌ترین نعمت خود که همان بعثت نبی خاتم(صلی الله علیه و آله) است خبر می‌دهد. البته در مواردی «منّ» به معنای «منت نهادن» نیز به ‌کار رفته است؛ نظیر آیه:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تُبْطِلُواْ صَدَقَاتِکم بِالْمَنِّ وَالأذَى کالَّذِی یُنفِقُ مَالَهُ رِئَاء النَّاسِ وَلاَ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ فَمَثَلُهُ کمَثَلِ صَفْوَانٍ عَلَیْهِ تُرَابٌ فَأَصَابَهُ وَابِلٌ فَتَرَکهُ صَلْدًا لاَّ یَقْدِرُونَ عَلَى شَیْءٍ مِّمَّا کسَبُواْ وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِینَ؛(320) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدقه‌های خود را به منت نهادن و رنجانیدن تباه مکنید، مانند آن‌کس که مال خویش را برای نمایاندن به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد [و نتیجه‌ای از انفاق خود نمی‌یابد]؛ داستان او چون داستان سنگ سخت صافی است که بر آن خاکی [غباری] باشد و بارانی تند به آن برسد [و آن خاک را ببرد] و سنگ را همچنان سخت و صاف [بدون خاک] بگذارد، [ریاکاران نیز] بر هیچ‌چیز از آنچه کرده‌اند دست نمی‌یابند؛ و خداوند گروه کافران را راه نمی‌نماید».
امّا در زبان فارسی «امتنان» و «منت» و سایر واژگان هم‌خانواده آنها به معنای «منت نهادن» و «منّت‌پذیری» به ‌کار می‌روند.
مُسْتَسْقِیاً وابِلَ طَوْلِک، مُسْتَمْطِراً غَمامَ فَضْلِک؛ «تشنه باران احسانت هستم و از ابر فضل و کرم تو باران عنایت می‌جویم».
تعبیر فوق به نوعی تکرار تعبیر پیشین است و معنای آن را به دست می‌دهد و این تکرار و ارائه الفاظ مترادف و هم‌معنا و متناسب با اصول بلاغت، حاکی از حال انبساط روحی حضرت در مناجات با خداوند است که سرشار از انس با معبودْ خواسته خود را با تعابیر و
﴿ صفحه 359 ﴾
الفاظ گوناگون مطرح می‌سازد تا گفت‌وگوی با معبود به طول‌ انجامد و بیشتر از لذت‌ انس با معبود بهره‌مند گردد. حضرت در آن جملاتْ خود را سخت نیازمند احسان و الطاف الاهی می‌داند و چونان زمین تشنه‌ای که با باران درشت و انبوه بهاری حیات دوباره می‌یابد، خود را محتاج و تشنه نعمت‌های بی‌کران خداوند می‌داند و از خداوند درخواست می‌کند که پیوسته با باران نعمت‌ها و الطاف خویش جسم و جان ایشان را حیات و طراوت بخشد.
«وابل» به معنای باران درشت می‌باشد و در مقابل آن، «طل» بر نم‌نم باران اطلاق می‌شود. این دو واژه در قرآن و از جمله در آیه 265 سوره بقره با هم به‌ کار رفته‌اند؛ آنجا که خداوند در تبیین آثار صدقه و انفاق در راه خدا می‌فرماید:
وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَتَثْبِیتًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ کمَثَلِ جَنَّه بِرَبْوَه أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِن لَّمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ؛ «و داستان کسانی که مال‌‌های خود را برای جستن خشنودی خدا و استوار کردنِ [باور و اخلاصِ] نفس‌های خویش انفاق می‌کنند، چون داستان بوستانی است بر جایی بلند که تندبارانی بدان رسد پس بار و برِ خود را دوچندان دهد و اگر باران درشت و تندی بدان نرسد باران نرمی رسد؛ و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست».
طالِباً مَرْضاتَک، قاصِداً جَنابَک، وارِداً شَریعَه رِفْدِک؛ «به جست‌وجوی خشنودی تو برخاسته‌ام و آهنگ توجه به درگاهت را دارم و به جویبار عطایت وارد گشته‌ام».

درخواست‌های ره‌یافته به بارگاه ربوبی

«جناب» عنوان احترام و تکریم و نیز به معنای درگاه، پیشگاه و آستان است و این واژه
﴿ صفحه 360 ﴾
پس از انتقال به زبان فارسی به معنای احترام و تکریم به ‌کار می‌رود، اما در زبان عربی بیشتر به معنای درگاه و پیشگاه به ‌کار می‌‌رود. معمولاً کسانی که بر شخصیت‌های بزرگ وارد می‌شوند برای تجلیل و احترام می‌گویند که به پیشگاه و درگاه فلان شخصیت وارد شدیم و نمی‌گویند به نزد او رفتیم. در این مناجات نیز حضرت برای رعایت ادب و احترام نمی‌گویند که خدای من نزدت آمدم بلکه می‌گویند آهنگ بارگاه تو را کرده‌ام.
«شریعه» بر نهری که از رود بزرگ منشعب می‌گردد و به‌وسیله آن باغستان‌ها و دشت‌ها سیراب می‌شوند اطلاق می‌گردد. گویا حضرت عطایای خداوند را به رود بی‌کرانی تشبیه کرده‌اند که به فراخور بندگان جویبارهایی از آن انشعاب یافته است و نهر و جویباری نیز به آن حضرت اختصاص یافته که از طریق آن از عطایا و بخشش‌های الاهی بهره‌مند می‌گردند.
مُلْتَمِساً سَنِىَّ الْخَیْراتِ مِنْ عِنْدِک، وافِداً اِلى حَضْرَه جَمالِک، مُریداً وَجْهَک، طارِقاً بابَک، مُسْتَکیناً لِعَظَمَتِک وَجَلالِک؛ «درخواست عالی‌ترین خیراتت را دارم و در پیشگاه جمال تو بار یافته‌ام و خواهان مشاهده تو هستم، حلقه در رحمتت را می‌کوبم و نیازمند عظمت و جلالت هستم».
چنان‌که گفتیم حضرت پس از توجه به عوامل عذاب و بیم از قهر و غضب الهی، به رحمت و کرم پروردگار توجه یافته‌اند و این توجه به ایشان حالت انبساط بخشیده و در پی آن به معاشقه با خداوند و بیان کلمات متناسب با لحظات انس با معبود پرداخته‌اند و از جمله می‌فرمایند: خدایا، من از تو عالی‌ترین خیرات و بخشش‌هایت را می‌جویم. خدایا، من به پیشگاه جمال تو بار یافته‌ام و هردَم از فیض حضور و نور جمالت سرشار می‌گردم و جانم را غنا و کمال و تعالی می‌بخشم.
﴿ صفحه 361 ﴾
اضافه «وجه» به خداوند در تعبیرات قرآنی و فرهنگ اسلامی رایج است و وقتی کسی کاری را خالص برای خداوند انجام‌ دهد و چشمداشتی به پاداش نداشته باشد، گفته می‌شود «یرید وجه الله». حضرت نیز با جمله «مریداً وجهک» اعلام می‌دارند که خدایا، همه کارها و عبادات من برای توست و خواسته اصلی من نیل و وصل به ذات بی‌همتای توست. آن‌گاه حضرت، متناسب با ادب عبودیت به وضعیت خود توجهی دوباره‌ می‌افکنند و در کنار آن آرزوهای بلند و درخواست‌های متعالی، می‌فرمایند: خدایا من گدای درگاه تو هستم و هرگز ذلت و حقارت خویش و عظمت ذات کبریایی تو را فراموش نکرده‌ام و سخت نیازمند عظمت و جلال تو هستم. این فراز از مناجات حالت کسی را مجسّم می‌کند که در پرتو عنایات و نوازش خداوند دلش بسط یافته و به چرب‌زمانی و شیرین‌زبانی با خداوند پرداخته و سخنان خود را به اوج رسانده و عالی‌ترین درخواست‌ها و آرزوهایش را مطرح ساخته است، اما ناگاه به خود می‌نگرد که از خود هیچ ندارد و هرچه دارد از آنِ مالک هستی است و می‌گوید خدایا، من در پیشگاه تو ذلیل و خوارم و لایق عقوبت، توبیخ و سرزنش‌ام، و تو شایسته مغفرت،‌ رحمت و مهربانی هستی. خدایا،‌ با من‌ با رحمت و بخشایشی که خود شایسته آن هستی رفتار کن نه با عذاب و کیفری که من شایسته آن می‌باشم.
﴿ صفحه 363 ﴾

شرح: مناجات الشاکرین

﴿ صفحه 364 ﴾
﴿ صفحه 365 ﴾