سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

تقدم رحمت الاهی بر غضب الهی

یکی از اسماء خداوند «اشد المعاقبین» است و این صفت الاهی اقتضا می‌کند که معصیت‌کاران به کیفر الاهی مبتلا گردند و در آتش جهنم بسوزند. چون آنان در برابر خداوند متعال که حاکم و مالک مطلق هستی است عصیان کرده‌اند و با چشم، گوش، زبان و اندامی که خداوند به آنان داده مرتکب گناه شده‌اند. و کیفر این عصیان و نافرمانی، آتش جهنم و عقوبت الاهی است. اما خداوند «ارحم الراحمین» نیز هست و
﴿ صفحه 350 ﴾
رحمت او بر غضبش پیشی گرفته است و اگر کسی از گناهان خود نادم گردد و در جبران کوتاهی‌های خود بکوشد، مشمول رحمت خداوند قرار می‌گیرد؛ چنان‌که در دعای جوشن کبیر می‌‌خوانیم: یا مَنْ وَسِعَتْ کلَّ شَىْ ءٍ رَحْمَتُهُ، یا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ؛ «ای کسی که رحمت او همه چیز را فرا گرفته است و ای کسی که رحمتش بر غضب و خشمش پیشی گرفته است».
البته سبقت داشتن رحمت الاهی بر غضب وی بدین معنا نیست که در همه موارد رحمت الاهی جلوی خشم و غضب الاهی را می‌‌گیرد که در این صورت خداوند در حق فاسدترین و پست‌ترین مردمان نظیر شمر نیز غضب نمی‌کرد و اصلاً جهنم را نمی‌آفرید؛ درحالی‌که خداوند علاوه بر بهشت، جهنم نیز دارد و کافران و گنهکاران مشمول عقوبت و غضب الاهی قرار می‌گیرند و خداوند خود قسم خورده که آنان را به جهنم داخل گرداند: أقْسَمْتَ أن تَملأَها مِنَ الکافرینَ مِنَ الجنّه والنّاسِ اجمعین وأن تُخَلِّدَ فیهاَ الْمعاندین؛(315) «خداوندا، تو قسم خورده‌ای که دوزخ را از کافران از پریان و آدمیان انباشته سازی و دشمنانت را برای همیشه در آن جای دهی».
سبقت داشتن رحمت الاهی بر غضب الاهی ازآن‌روست که هدف از آفرینش گسترش رحمت است و این رحمت در عرصه تکوین با رشد و تکاملی که خداوند برای موجودات در نظر گرفته حاصل می‌شود، و در عرصه تشریع و حوزه اختیار، این رحمت با گزینش اختیاری راه صواب و سعادت به‌وسیله انسان تحقق می‌یابد. در ارتباط با رفتار اختیاری انسان و پریان، قصد اوّلی خدا گسترش رحمت است که از طریق اطاعت و پیروی از دستورات او به دست می‌آید. اما چون انسان موجودی است مختار که در او کشش‌های مثبت و منفی وجود دارد و به‌دلیل این کشش‌ها و وجود جاذبه گناه و جاذبه عمل صالح، خود را همواره بر سر دوراهی سعادت و شقاوت و
﴿ صفحه 351 ﴾
بهشت و جهنم می‌یابد، اگر جاذبه گناه و عصیان خداوند را نادیده گرفت و علی‌رغم کشش‌های منفی و گرایش به هوای نفس، به اختیار خود راه صواب را برگزید و به انجام اعمال صالح مبادرت ورزید، خود را لایق بهره‌مندی از رحمت و فیض الاهی می‌گرداند و به کمال و سعادت نایل می‌گردد. اما اگر به دستورات خدا پشت‌ پا زد و برخلاف فطرت و عقل، از دستیابی به کمال و سعادت بازایستاد و به نقص و عار تن ‌داد، مشمول عذاب و غضب الاهی می‌گردد که به‌قصد ثانوی، خداوند آن را برای بندگان خود در نظر گرفته است. پس قصد اوّلی خداوند دستیابی انسان به کمال و در نتیجه برخوردار گشتن از رحمت واسعه الاهی است، اما چون این کمال با اختیار و گزینش انسان تحصیل می‌گردد، انسان بر سر دوراهی کمال و نقص و سعادت و شقاوت قرار گرفته و درواقع، کمال انسانی بدون خلق جهنم و شیطان حاصل نمی‌گردد و تا انسان بر سر دوراهی بهشت و جهنم قرار نگیرد، توفیق درک رحمت الاهی و رسیدن به کمالی را که فرشتگان الاهی از درک آن عاجز بودند نخواهد داشت.
﴿ صفحه 353 ﴾

گفتار بیست و سوم: (نسـیم رحمت الهـی)

قبض و بسط دل

چنان‌که در مباحث پیشین گذشت، لحن سخن امام سجاد(علیه السلام) در آغاز مناجات ‌الراغبین متناسب با حال کسی است که به عواملی که خشم و غضب الاهی را برمی‌انگیزاند و عذاب الاهی توجه یافته است و ناگاه به صفات رحمت الاهی توسل می‌جوید تا حالات روانی خود را متعادل سازد و توازنی بین خوف از عذاب الاهی و امید به رحمت الاهی و آمرزش گناهان برقرار سازد. پس از آن مرحله و در نتیجه توجه به رحمت بی‌کران خداوند، افق روشنی را فراروی خود می‌یابد و انوار عظیم و خیره‌کننده تجلیات الاهی که سراسر هستی را فرا گرفته‌اند مشاهده می‌کند و از خود‌بی‌خود می‌گردد و عالی‌ترین احساس و آرزوی خود را که قرب الاهی و نوشیدن شراب وصل با معبود است بر زبان جاری می‌سازد. اما ناگاه درمی‌یابد که تا رسیدن به آن آرزو راه درازی در پیش دارد و اکنون باید متناسب با حالش خواسته‌هایش را مطرح کند و به‌تدریج خواسته‌ها و آرزوهای بزرگ‌تر و بزرگ‌تر را مطرح سازد. بدین‌‌سان دست‌های خویش را در پیشگاه خداوند بلند می‌کند و می‌گوید: خدایا، من خود را در معرض نسیم رحمت تو قرار داده‌ام و منتظرم نسیم رحمت تو در جانم بنشیند و دلم را از
﴿ صفحه 354 ﴾
آلودگی‌ها و گناهان پاک سازد تا لایق دریافت رحمت فزون‌تر تو گردم. خدایا، من از گناهان و آنچه خشم و غضب تو را برمی‌انگیزاند و عذاب تو را در پی دارد به تو پناه آورده‌ام؛ چون پناهگاهی جز تو ندارم و هرجا که بروم و به هرجا پناه آورم، آرامش و آسایش نمی‌یابم و بالأخره، چاره‌ای جز پناه آوردن به رحمت بی‌کران تو ندارم.
بنده گناهکار که خود را مستحق عقاب خدا می‌یابد، گرچه می‌داند که پناهگاهی جز جوار رحمت الاهی ندارد و می‌داند هرکجا که برود سروکارش با خداست، اما خجالت و حیا مانع می‌شود که به نزد خداوند برگردد و تا در پناه خدا قرار نگرفته حالت انقباض و گرفتگی بر دل او چیره می‌گردد. اما پس از آنکه به‌سوی خداوند برگشت و در آغوش رحمت و عنایت الاهی آسود، آن حالت به حالت انبساط مبدل می‌گردد. برای تقریب به ذهن و در حد تشبیهی ناقص و نازل، نظیر کودکی که در خانه شیطنت و خطایی انجام می‌دهد و برای رهایی از تنبیه و مجازات مادر از خانه می‌گریزد. او که پناهگاهی جز آغوش مادر ندارد و هرکجا که برود ناچار است به خانه و به نزد مادر برگردد، وقتی گرسنه شد و بالاتر از آن، نیاز به نوازش و مهربانی در او برانگیخته شد، پیش خود می‌اندیشد که به جز مادر چه کسی به من غذا می‌دهد و نوازش و آغوش مهرش را نصیبم می‌گرداند و با سرافکندگی و احساس شرم و حیا به نزد مادر برمی‌گردد و زبان به عذرخواهی و اظهار پشیمانی از کردار زشت خود می‌گشاید و خود را در آغوش مادر می‌افکند. وقتی مادر دست بر سر و روی او کشید و مهر و محبتش را نثارش ساخت، آن حالت گرفتگی و انقباض کودک به حالت انبساط و گشادگی دل مبدل می‌گردد و در پی این حالت زبانش باز می‌شود و در آغوش مادر به شیرین‌زبانی می‌پردازد.
پرواضح است که محبت مادر که کودک خطا‌کار را در سایه امنیت و آرامش خاطر قرار می‌دهد، قابل مقایسه با محبت نامحدود خدا نیست و اگر همه محبت‌های مادران
﴿ صفحه 355 ﴾
از آغاز تا قیامت را یک‌جا انباشته سازیم، باز در مقابل محبت الاهی چیزی به ‌شمار نمی‌آید؛ چون محبت خداوند نامحدود و محبت دیگران هرچقدر عظیم باشد محدود می‌باشد. پس گرچه گناه ما عظیم است، اما در مقابل محبت و عطوفت الاهی نامحدود و غیرقابل توصیف است و رحمت و محبت مادر که خالص‌ترین و سرشارترین محبت‌های انسانی است، خود جلوه‌ای از تجلیات محبت و رحمت بی‌انتهای خداوند می‌باشد. رحمتی که شامل همه بندگان خدا حتی گناهکاران می‌شود و آنان با توبه و پشیمانی از کردار زشت خود از آن بهره‌مند می‌گردند. امام باقر(علیهم السلام) فرمودند:
أَلَا إِنَّ اللَّهَ أَفْرَحُ بِتَوْبَه عَبْدِهِ حِینَ یَتُوبُ مِنْ رَجُلٍ ضَلَّتْ رَاحِلَتُهُ فِی أَرْضٍ قَفْرٍ وَعَلَیْهَا طَعَامُهُ وَشَرَابُهُ، فَبَیْنَمَا هُوَ کذَلِک لَا یَدْرِی مَا یَصْنَعُ وَلَا أَیْنَ یَتَوَجَّهُ حَتَّى وَضَعَ رَأْسَهُ لِیَنَامَ فَأَتَاهُ آتٍ فَقَالَ لَهُ: هَلْ لَک فِی رَاحِلَتِک؟ قَالَ نَعَمْ قَالَ: هُوَ ذِهْ فَاقْبِضْهَا، فَقَامَ إِلَیْهَا فَقَبَضَهَا فَقَالَ أَبُو جَعْفَر(علیه السلام): وَاللَّهُ أَفْرَحُ بِتَوْبَه عَبْدِهِ حِینَ یَتُوبُ مِنْ ذَلِک الرَّجُلِ حِینَ وَجَدَ رَاحِلَتَهُ؛(316) «همانا شادمانی خداوند از توبه بنده‌اش افزون‌تر از شادمانی مردی است که شترش را که آب و غذایش بر آن قرار دارد در بیابانی خالی از آبادانی گم کرده و درآن گیرودار که او نمی‌داند چه‌ کند و به کجا روی آورد و سرش را بر زمین می‌نهد تا بخوابد (و تسلیم مرگ می‌گردد)، ناگاه کسی نزد او می‌آید و به او می‌گوید: در جست‌وجوی شترت هستی؟ او می‌گوید: بله. آن شخص می‌گوید، شترت اینجاست، آن را بگیر؟ آن مرد برمی‌خیزد و شترش را می‌گیرد. امام باقر(علیه السلام) فرمودند: همانا شادمانی خداوند از توبه بنده‌اش افزون‌تر است از شادمانی آن مرد به هنگام یافتن شترش».
﴿ صفحه 356 ﴾
هرکس که از عذاب الاهی فرار می‌کند ناچار است که به خدا پناه آورد، ازاین‌‌روی حضرت فرمودند: خدایا، من تو را شفیع خود قرار دادم تا عذاب و غضبت را از من برداری، و از عذاب و قهرت به خودت پناه آوردم چون پناهی جز تو وجود ندارد. لطف و کرم بی‌نهایت خدا اقتضا می‌کند که هرکس به او پناه آورد، ناامیدش نسازد و رحمت و عنایت خویش را از او باز نگیرد. حتی خداوند به پیامبرش فرمان می‌دهد که اگر مشرکان به او پناه آوردند به آنان پناه دهد و آنان را مورد محبت و لطف خود قرار دهد، حال آیا سزد که خود به بندگان مؤمن خطاکار که از کردار زشت خود پشیمان گشته‌اند پناه ندهد و لطف و رحمتش را از آنان دریغ گرداند: وَإِنْ أَحَدٌ مِّنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجَارَک فَأَجِرْهُ حَتَّى یَسْمَعَ کلاَمَ اللّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذَلِک بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ یَعْلَمُونَ؛(317) «و اگر یکی از مشرکان از تو پناه خواست پناهش ده تا کلام خدا را بشنود، سپس او را به مکان امنش برسان؛ چراکه آنان قومی نادان‌اند».