سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گسترش رحمت و ریزش پیاپی نعمت‌ها و رازپوشی خداوند

خداوند متعال فیاض مطلق و دارای رحمت بی‌نهایت است و همه موجودات به فراخور ظرفیتشان از رحمت و بخشش‌های او بهره‌مندند. انسان نیز برخوردار از مواهب و نعمت‌های الاهی است و کرم و لطف الاهی او را دربرگرفته است. قبل از اینکه بنده از خداوند درخواستی داشته باشد، خداوند باران فضل و کرم خویش را بر او می‌باراند و بسیاری از نعمت‌های خویش را در اختیارش می‌گذارد. حضرت از خداوند درخواست می‌کنند که نعمت‌هایی که بدون سؤال و درخواست در اختیار ایشان نهاده به کمال و انجام برساند، و با مشاهده کوتاهی در بندگی و به‌عنوان مجازات و تنبیهْ آنها را نستاند، و کماکان پرده از اسرار و اعمالی که فاش شدنشان انسان را در پیشگاه خلایق رسوا و خوار می‌سازد برندارد. تقدیر و تدبیر الاهی ایجاب می‌کند که انسان در راستای پیمودن مسیر تکامل و انجام وظایف بندگی از اعتبار و شخصیت مطلوبی در نزد دیگران برخوردار باشد. اگر حریم شخصیت او شکسته شود و عیوبش آشکار گردد، مورد بی‌اعتنایی دیگران قرار می‌گیرد و بی‌آبرو می‌شود و این رسوایی و بی‌آبرویی باعث می‌گردد که از دیگران فاصله بگیرد و در انتظار به‌ سر رسیدن زندگیِ آکنده از ننگ و عار خود به سر برد. در این صورت،‌ او نه حال و انگیزه بندگی و عمل به وظایف خویش را دارد و نه دیگران فرصت ایفای نقش سازنده و انجام وظایف را در اختیارش می‌گذارند.
همه انسان‌ها، اعم از کافر و مؤمن در پی آن هستند که مورد احترام مردم باشند و با آبرومندی در جامعه زندگی کنند و داشتن آبرو و برخورداری از احترام در بین مردم را نعمتی بزرگ به‌حساب می‌آورند. تفاوت در این است که کافر چون دنیا و نعمت‌های آن را اصیل می‌داند و هدف او رسیدن به دنیا می‌باشد، در پی آن است که از آن آبرو و احترام اجتماعی، در جهت رسیدن به خواسته‌های دنیایی خویش استفاده کند. اما آنچه برای مؤمن اصالت دارد آخرت و دستیابی به قرب الاهی است، و از زندگی دنیا و
﴿ صفحه 340 ﴾
نعمت‌های آن برای تکامل معنوی و اخروی سود می‌برد و برخورداری از اعتبار اجتماعی و داشتن آبرو، رسیدن به این هدف را تسهیل می‌کند. او ازآن‌جهت نمی‌خواهد در نزد مردم رسوا و بی‌اعتبار گردد که در این صورت کسی به او اعتنا نمی‌کند و از همکاری با او سر باز می‌زنند و به او بی‌اعتماد می‌گردند و به سخنش گوش نمی‌دهند و از او فاصله می‌گیرند، در نتیجه نمی‌تواند از نعمت‌های مادی و معنوی اجتماعی در جهت رسیدن به اهداف متعالی خود استفاده کند.
یکی از الطاف بزرگ خداوند در حق ما که چندان بدان توجه نداریم حفظ آبرو و پوشیده ماندن عیوب ما از منظر دیگران است. چنان‌که در دعا می‌خوانیم:
وَاَنْتَ الْمُعْتَمَدُ لِلذُّنُوبِ فى عَفْوِک، وَالنَّاشِرُ عَلَى الْخاطِئینَ جَناحَ سِتْرِک، وَاَنْتَ الْکاشِفُ لِلضُّرِّ بِیَدِک، فَکمْ مِنْ سَیِّئَه اَخْفاها حِلْمُک حَتّى دَخِلَتْ، وَحَسَنَه ضاعَفَها فَضْلُک حَتّى عَظُمَتْ عَلَیْها مُجازاتُک... سَیِّدى لَوْ عَلِمَتِ الْأَرْضُ بِذُنُوبى لَساخَتْ بى ، اَوْ الْجِبالُ لَهَدَّتْنى ، اَوِ السَّمواتُ لَاخْتَطَفَتْنى ، اَوِ الْبِحارُ لَأَغْرَقَتْنى؛(306) «تویی که معصیت‌کاران با اعتماد و امید به عفوت گناه می‌کنند و تویی که بال پرده‌پوشی بر سر خطاکاران گسترانده‌ای و رنج و دردهای خلق را به دست باکفایت خویش برطرف می‌سازی. چه ‌بسیار گناهانی که حلم تو پوشیده داشت و محو و نابود گردانید و چه نیکی‌‌هایی که فضل و کرم ‌تو دوچندان ساخت تا آنکه پاداش تو بر آنها عظیم گشت... آقا و سرور من، اگر زمین از گناهان من آگاه می‌بود مرا در خویش فرو می‌برد، و اگر کوه‌ها آگاه بود بر من واژگون می‌گشت، و اگر آسمان‌ها آگاه بود مرا می‌ربود و به درون خویش می‌کشید، و اگر دریاها آگاه بود مرا غرق می‌ساخت».
﴿ صفحه 341 ﴾
آری، حلم الاهی بر عیوب ما پرده انداخته و مانع رسوا شدن ما در بین خلایق گردیده است و اگر رازپوشی خداوند نبود با اولین گناه ما رسوای خلایق می‌گشتیم و ننگ و عار و رسوایی باعث می‌شد که سر به زیر افکنیم و خود را از دیگران پنهان سازیم. حضرت پس از اشاره به لطف و فضل الاهی در پوشیده داشتن گناهان، از خداوند درخواست می‌کنند که زشتی‌های رفتار را از پرونده اعمال و زنگار آنها را از پرده دل بزداید تا دل نورانیت یابد و انوار قدسی بدان بتابد و مهیای پرواز به قله‌های کمال و تعالی گردد.

استغفار اولیای خدا از کوتاهی به درگاه خداوند

از این مناجات و سایر دعاهایی که از حضرات معصومین(علیهم السلام) وارد شده، به ‌دست می‌آید که هرکس برحسب معرفت و مرتبه کمالی خود در پیشگاه الاهی قصور و تقصیر دارد و به‌مرتبه‌ای از گناه اعتراف دارد که باید از آن استغفار کند و ازاین‌جهت قرآن خطاب به رسول خدا(صلی الله علیه و آله) در سوره نصر می‌فرماید:
بسم الله الرحمن الرحیم* إِذَا جَاء نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ* وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا* فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّک وَاسْتَغْفِرْهُ إِنَّهُ کانَ تَوَّابًا؛ «به نام خداوند بخشاینده مهربان، آن‌گاه که یاری خدا و پیروزی [فتح مکه] فرا رسد، و مردمان را بینی که گروه ‌گروه در دین خدا درآیند [بدان که رفتن تو به جهان پاینده نزدیک است]؛ پس خدای را همراه با سپاس و ستایش او به پاکی یاد کن [حمد و تسبیح‌ گوی] و از او آمرزش خواه که او همواره توبه‌پذیر ‌است».
پیشوایان ما به استغفار و طلب بخشش از خداوند مداومت داشته‌اند و درباره رسول خدا(صلی الله علیه و آله) آمده است:
عن الحارث بن مغیره عن ابی عبدالله(علیه السلام) قال: کان رسول‌ُاللهِ(صلی الله علیه و آله) یَسْتَغْفِرُ اللهَ عزّ
﴿ صفحه 342 ﴾
وجلّ فی کلِّ یومٍ سبعینَ مرّه، ویتوبُ إلی اللهِ عزّ وجلّ سبعینَ مرّه. قال: قلت: کان یقول: أستغفر الله واتوب إلیه؟ قال: کان یقول: أستغفر الله، استغفر الله سبعین مره ویقول: وأتوب إلی الله، وأتوب إلی الله سبعین مره؛(307)«حارث‌بن‌مغیره از امام صادق(علیه السلام) روایت می‌کند که حضرت فرمود: رسول خدا(صلی الله علیه و آله) همواره در هر روز هفتاد بار به درگاه خداوند استغفار می‌کرد و توبه می‌کرد. راوی گوید: گفتم: می‌فرمود: «استغفر الله وأتوب إلیه»؟ فرمود: هفتاد بار می‌فرمود: أستغفر الله، استغفر الله، و هفتاد بار دیگر می‌فرمود: أتوب إلی الله، أتوب إلی الله».
اعتقاد ما بر اساس دلایل قطعی و روشن بر آن است که پیشوایان معصوم ما مرتکب هیچ گناهی نمی‌شدند و ساحت آنان از عصیان و تقصیر در بندگی خدا پاک است. حتی بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که آنان ترک اولی نیز نداشته‌اند. آنچه بر آن اجماع صورت گرفته این است که آنان مرتکب آنچه ما اصطلاحاً گناه می‌نامیم، یعنی انجام آنچه در شریعت حرام گردیده نمی‌شدند؛ اما این اعتقاد منافات ندارد با آنکه آنان متناسب با معرفت و مرتبه کمالی خود کوتاهی‌هایی داشته‌اند که آنها را برای خودشان گناه می‌شمرده‌اند. در مباحث پیشین دراین‌باره سخن گفتیم و از جمله به این مطلب اشاره کردیم که زندگی در عالم طبیعت لوازمی دارد که هیچ‌کس از آنها گریز ندارد. لازمه زندگی حیوانی، خوردن و آشامیدن و سایر بر‌خورداری‌های مادی است که انسان دست‌‌کم در حد ضرورت باید از آنها برخوردار گردد و برای اولیای خدا پرداختن به زندگی دنیوی و لوازم آن و توجه به غیرخدا که گریزی از آن نیست، گناه و کوتاهی به‌حساب می‌آید و ازاین‌روی در پیشگاه خداوند احساس خجالت و شرمساری دارند و به پوزش‌خواهی و استغفار به پیشگاه معبود خویش مبادرت می‌ورزند.
﴿ صفحه 343 ﴾

سخنان امام سجاد(علیه السلام) در مقام توجه به رحمت بی‌کران الهی

متناسب با معرفت و مرتبه کمال هرکسی، احساس گناه و کوتاهی به درگاه معبود؛ حیا، خجلت، حیرت و حالت انقباض را در انسان برمی‌انگیزاند و بر اثر این حالت، شخص با ترس و اضطراب و با لکنت زبان از معبود خویش آمرزش می‌طلبد و از او می‌خواهد که از کوتاهی‌های او درگذرد. اما وقتی که فراتر از گناهان و عقوبتی که خداوند برای آنها در نظر گرفته، رحمت و فضل‌ الاهی را مشاهده کرد که همواره دامن گسترده و خیل گنهکاران را به خویش فرا می‌خواند و به آنان امنیت و آرامش می‌بخشد، انبساط خاطر می‌یابد و سرور و شادمانی ناشی از امید به رحمت بی‌کران الاهی و باریابی به وصل معشوق، قفل بیم و ترس را از زبانش برمی‌دارد و او را به اطناب در سخن در حضور معشوق وامی‌دارد. در آموزه‌های دینی ما و از جمله در قرآن فراوان از حالت انبساط و گفت‌وگوهای عاشقانه بین اولیای خدا و معبود خویش سخن به میان آمده. نمونه آن گفت‌وگویی است که بین خداوند و حضرت موسی(علیه السلام) رخ داده که خداوند خطاب به آن حضرت می‌فرماید: وَمَا تِلْک بِیَمِینِک یَا مُوسَى * قَالَ هِیَ عَصَایَ أَتَوَکأُ عَلَیْهَا وَأَهُشُّ بِهَا عَلَى غَنَمِی وَلِیَ فِیهَا مَآرِبُ أُخْرَى؛(308) «و ای موسی، در دست راست تو چیست؟ گفت‌:‌ این عصای من است که بر آن تکیه می‌دهم و با آن برای گوسفندانم برگ [از درختان] می‌تکانم و کارهای دیگری هم از آن برای من برمی‌آید».
پرواضح است که خداوند می‌دانست که چه چیزی در دست حضرت موسی(علیه السلام) است و توضیحات حضرت موسی(علیه السلام) درباره فواید آن عصا برای خداوند آشکار بود و آن گفت‌وگوی‌ها در مقام وحی و وجد و انس ناشی از خلوت عاشق و معشوق صورت پذیرفته است. در آن حالت انبساط، عاشق فارغ از ترس و بیم، خود را در پناه معشوق و مورد نوازش او می‌یابد و از سر شادمانی و سرور لب به سخن می‌گشاید. همچنین
﴿ صفحه 344 ﴾
خداوند می‌خواست فایده دیگری از آن عصا را که حضرت موسی(علیه السلام) از آن بی‌خبر بود بشناساند و آن اینکه با آن عصا معجزه بزرگ الاهی، یعنی خنثی گشتن سحر ساحران انجام می‌پذیرد و این معجزه خود طلیعه دعوت به توحید و رسالت الاهی و نابودی فرعونیان و شرک و استقرار آیین یکتاپرستی می‌‌گردد.
در این مناجات نیز حضرت سجاد(علیه السلام) پس از توجه یافتن به کوتاهی در امر بندگی خدا و ترس از عقاب الاهی، به رحمت بی‌کران الاهی نظر می‌افکند و آن‌گاه با حالت انبساط ناشی از درک لطف، محبت و نوازش الاهی مناجات خویش با معبود را پی می‌گیرد و می‌فرماید
اِلهى، اِسْتَشْفَعْتُ بِک اِلَیْک، وَاسْتَجَرْتُ بِک مِنْک، اَتَیْتُک طامِعاً فى اِحْسانِک، راغِباً فِى امْتِنانِک، مُسْتَسْقِیاً وابِلَ طَوْلِک، مُسْتَمْطِراً غَمامَ فَضْلِک، طالِباً مَرْضاتَک، قاصِداً جَنابَک، وارِداً شَریعَه رِفْدِک، مُلْتَمِساً سَنِىَّ الْخَیْراتِ مِنْ عِنْدِک، وافِداً اِلى حَضْرَه جَمالِک، مُریداً وَجْهَک، طارِقاً بابَک، مُسْتَکیناً لِعَظَمَتِک وَجَلالِک، فَافْعَلْ بى ما اَنْتَ اَهْلُهُ مِنَ الْمَغْفِرَه وَالرَّحْمَه، وَلا تَفْعَلْ بى ما اَنَا اَهْلُهُ مِنْ الْعَذابِ وَالنِّقْمَه، بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ «خدایا، من تو را نزد خودت شفیع قرار داده‌ام و از قهر تو به تو پناه می‌آورم. آمدم به درگاهت در‌حالی‌که به احسان تو طمع و به نعمت‌هایت رغبت دارم. تشنه باران احسانت هستم و از ابر فضل و کرم تو باران عنایت می‌جویم. به جست‌وجوی خشنودی تو برخاسته‌ام و آهنگ توجه به درگاهت را دارم و به جویبار عطایت وارد گشته‌ام. درخواست عالی‌ترین خیراتت را دارم و در پیشگاه جمال تو بار یافته‌ام و خواهان وجه تو هستم. حلقه در رحمتت را می‌کوبم و در برابر عظمت و جلالت خاضع هستم. پس با من با بخشایش و مهربانی که شایسته آنی رفتار کن و عذاب و انتقام که شایسته من است در حقم روا مدار، به حق رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان».
﴿ صفحه 345 ﴾