سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

شرح: مناجات الراغبین

﴿ صفحه 306 ﴾
﴿ صفحه 307 ﴾

گفتار بیستم: (در جست‌وجوی تعالی و کمالات اخروی)

از جمله مناجات خمس‌عشر، «مناجات راغبین» است. «راغبین» از ماده «رغبت» است که به معنای دوست ‌داشتن، مایل بودن، به ‌کار می‌رود. اغلب تعابیری که امام سجاد(علیه السلام) در این مناجات به ‌کار برده‌اند برای ایجاد توازن بین خوف‌ورجا در انسان می‌باشد:
در طلیعه آن مناجات حضرت می‌فرمایند:
اِلهى اِنْ کانَ قَلَّ زادى فِى الْمَسیرِ اِلَیْک، فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنّى بِالتَّوَکلِ عَلَیْک، وَاِنْ کانَ جُرْمى قَدْ اَخافَنى مِنْ عُقُوبَتِک، فَاِنَّ رَجآئى قَدْ اَشْعَرَنى بِالْأَمْنِ مِنْ نَقِمَتِک، وَاِنْ کانَ ذَنْبى قَدْ عَرَضَنى لِعِقابِک فَقَدْ آذَنَنى حُسْنُ ثِقَتى بِثَوابِک، وَاِنْ اَنا مَتْنِى الْغَفْلَه عَنِ الْأِسْتِعْدادِ لِلِقآئِک، فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَه بِکرَمِک، وَآلائِک، وَاِنْ اَوْحَشَ ما بَیْنى وَبَیْنَک فَرْطُ الْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ، فَقَدْ آنَسَنى بُشْرَى الْغُفْرانِ وَالرِّضْوانِ؛ «خدایا، اگر زاد و توشه‌ام در سفر به‌سوی تو اندک است همانا حسن ظن به اعتماد و توکل بر تو دارم؛ و اگر جرم و گناهم مرا از عقوبت و کیفرت به هراس افکنده، همانا امیدم به لطف و کرمت نوید ایمنی از انتقامت را به من بخشیده است؛ و اگر گناهم مرا در معرض کیفرت درآورده است، وثوق و اطمینانم به پاداشت نوید می‌دهد؛
﴿ صفحه 308 ﴾
و اگر غفلت مرا از مهیّای لقای تو گشتن به خواب افکنده، معرفتم به کرم و نعمت‌هایت آگاه و هوشیارم ساخته است؛ و اگر زیاده‌روی در عصیان و سرکشی مرا به وحشت افکنده، بشارت به غفران و خوشنودی‌ات باعث آرامش خاطرم گشته است».

مؤمن و اندیشه آخرت و توشه آن

در هریک از بندهای فراز مزبور حضرت با بیان آنچه موجب خوف از کیفر و آنچه باعث امید انسان به خداوند می‌گردد، به نوعی بین حالت خوف‌ورجا تعادل و توازن برقرار می‌‌کنند. در بند اول به راه طولانی سفر آخرت و نداشتن زاد و توشه کافی اشاره دارند که باعث نگرانی انسان می‌گردد. اما از سوی دیگر، می‌فرمایند که توکل و اعتماد به رحمت بی‌نهایت خدا به انسان امید می‌بخشد و باعث التیام خاطر او می‌گردد. یکی از توصیه‌های رایج در فرهنگ دینی ما که دارای کاربرد فراوانی است فراهم ساختن زاد و توشه برای آخرت می‌باشد. اما این توصیه و تعبیر رایج چون بسیاری از تعابیر و مفاهیم رایج در فرهنگ دینی ما واقعیت و ارزش واقعی خود را از دست داده است و به مثابه شعاری درآمده که کمتر به عمق و محتوای آن توجه می‌شود. ما در مکالمات روزمره تعابیر دینی فراوانی به ‌کار می‌بریم که توجه‌ای به معنای آنها نداریم. به‌عنوان نمونه، فراوان در سخنان خود به عنوان تبرّکْ جمله «ان‌شاء‌الله» را به کار می‌بریم، اما توجه نداریم که آن جمله به معنای تعلیق و متوقف دانستن امور بر مشیت الاهی است و بدین معناست که ما باید کارها را به مشیت و اراده الاهی واگذار کنیم و در مقابل مشیت الهی، مشیت و اراده خودمان را ناچیز بدانیم. در قرآن کریم خداوند به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید:
وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَلِک غَدًا * إِلَّا أَن یَشَاء اللَّهُ وَاذْکر رَّبَّک إِذَا
﴿ صفحه 309 ﴾
نَسِیتَ وَقُلْ عَسَى أَن یَهْدِیَنِ رَبِّی لِأَقْرَبَ مِنْ هَذَا رَشَدًا؛(278) «و درباره هیچ‌چیز مگوی که من فردا آن [کار] را خواهم کرد، مگر آنکه [گویی اگر] خدای خواهد؛ و چون فراموش کنی [که بگویی: اگر خدای خواهد] پروردگارت را یاد کن [یعنی وقتی به یاد آوری، کلمه ان‌شاء‌الله را بر زبان آر] و بگو: امید است که پروردگارم مرا به راه صوابی که نزدیک‌تر از این باشد راه نماید».
همچنین ما وقتی از یکدیگر جدا می‌‌شویم، به‌عنوان رسم و ادب، کلمه «خداحافظ» را بر زبان جاری می‌کنیم و توجهی به مفهوم و محتوای آن نداریم. حتی برخی از مارکسیست‌ها که اعتقادی به خدا نداشتند، هنگام جدا شدن از دیگری، «خداحافظ» می‌گفتند. ما همان‌طور که به مفاهیم بسیاری از تعابیر رایج دینی توجهی داریم، به مخلوقات و امور تکوینی که نظام و حکمت‌های الاهی در آنها نهفته‌اند و پیوسته ما آنها را از نظر می‌گذرانیم توجه نداریم و از آثار عظمت و حکمت‌ الاهی نهفته در آنها غافلیم. ازاین‌روی، خداوند از مردم گله می‌کند که به هنگام مواجهه با آیات الاهی از آنها غافل‌اند: وَإِنَّ کثِیرًا مِّنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ؛(279) «و هرآینه بسیاری از مردم از نشانه‌های ما غافل‌اند».
برخلاف تصور عمومی که بر اساس آن سفر آخرت از هنگام مرگ آغاز می‌شود و مبتنی‌بر آن زاد و توشه اخروی برای پس از مرگ تهیه می‌گردد، واقعیت این است که سفر آخرت در دنیا و از هنگام بلوغ که تکالیف و وظایف الاهی بر عهده انسان قرار می‌گیرند آغاز می‌شود و ما تا در دنیا به سر می‌بریم باید به تهیه زاد و توشه‌ای بپردازیم که هم در دنیا به کار ما بیاید و هم برای سرای آخرت که امکان فراهم ‌ساختن زاد و توشه فراهم
﴿ صفحه 310 ﴾
نیست به کار ما آید و باعث آرامش و آسایش ابدی ما گردد. انسان در مواجهه با این سفر ابدی، به‌مانند کسی است که در دنیا قصد سفر دارد و سفر او از هنگام خارج شدن از منزل آغاز می‌گردد و او تا وقتی در شهر و حومه شهر است می‌تواند لوازم و توشه کافی برای سفر بردارد و پس از آنکه وارد بیابان خشک بی‌کران و خالی از کشت و زرع شد، نمی‌تواند برای خود توشه‌ای فراهم کند و درصورتی‌که از قبل برای خود توشه و آب و غذا فراهم آورده باشد، می‌تواند در آن بیابان از آن استفاده کند و زنده بماند.
اشتباه دیگری که نوع مردم مرتکب می‌شوند این است که خیال می‌کنند توشه آخرت تنها نماز و روزه است و توجه ندارند که همه کارهایی که انسان برای خدا و به‌قصد انجام وظیفه انجام می‌دهد توشه آخرت به‌حساب می‌آیند. روشن گردید که سفر آخرت ما از دنیا آغاز می‌گردد و انسان در طول زندگی در حال حرکت و سفر است و چه بخواهد و چه نخواهد با گذشت هر لحظه از عمرش گامی در سفر برمی‌دارد و بخشی از مسیر را طی می‌کند و پیوسته فاصله او با مقصد کمتر می‌گردد و در این مسیرْ محل توقف و منزلگاهی برای او وجود ندارد. پس او نباید دنیا را وطن و قرارگاه خود بداند، بلکه باید باور کند که دنیا محل گذر و بخشی از مسافت و سفر ابدی او و فرصت فراهم ساختن توشه برای زندگی ابدی است. امیر مؤمنان در بسیاری از کلمات نورانی خود این حقیقت را به ما گوشزد می‌کنند و ما را متوجه سفر و منزلگاه ابدی آخرت می‌کنند که ما از اکنون باید در اندیشه آن باشیم و توشه کافی را برای آن فراهم آوریم. آن حضرت دراین‌باره می‌فرمایند:
1.أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا الدُّنْیَا دَارُ مَجَازٍ وَالْآخِرَه دَارُ قَرَارٍ، فَخُذُوا مِنْ مَمَرِّکمْ لِمَقَرِّکمْ؛(280) «ای مردم، همانا دنیا خانه گذشتن و رفتن و آخرت سرای زیستن و ماندن است، پس از این گذرگاه برای زیستگاه خویش توشه برگیرید».
﴿ صفحه 311 ﴾
2.وَ أُحَذِّرُکمُ الدُّنْیَا فَإِنَّهَا مَنْزِلُ قُلْعَه وَلَیْسَتْ بِدَارِ نُجْعَه. قَدْ تَزَیَّنَتْ بِغُرُورِهَا وَغَرَّتْ بِزِینَتِهَا؛(281) «شما را از دنیا پرهیز می‌‌دهم که منزلگاهی است ناپایدار، نه خانه ماندن و نه جایگاه قرار. خود را آراسته و به آرایش خویش شیفته و دیگران را به زینت خود فریفته است».
در برخی از روایات، دنیا بسان پُلی برای آخرت معرفی شده که باید از آن گذشت و نباید بدان دل‌ بست و بدان قرار گرفت:
عن ابی‌حمزه الثُّمَالِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ(علیه السلام) أَنَّهُ قَالَ یَوْماً لِأَصْحَابِهِ: إِخْوَانِی، أُوصِیکمْ بِدَارِ الْآخِرَه، وَلَا أُوصِیکمْ بِدَارِ الدُّنْیَا فَإِنَّکمْ عَلَیْهَا حَرِیصُونَ وَبِهَا مُتَمَسِّکونَ. أَ مَا بَلَغَکمْ مَا قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ(علیه السلام) لِلْحَوَارِیِّینَ؟ قَالَ لَهُمْ الدُّنْیَا قَنْطَرَه فَاعْبُرُوهَا وَلَا تَعْمُرُوهَا. وَقَالَ أَیُّکمْ یَبْنِی عَلَى مَوْجِ الْبَحْرِ دَاراً؟ تِلْکمُ الدَّارُ الدُّنْیَا فَلَا تَتَّخِذُوهَا قَرَاراً؛(282) «ابوحمزه ثمالی روایت کرده: روزی امام زین‌العابدین(علیه السلام) به یاران خود فرمود: برادران من، شما را به خانه آخرت سفارش می‌کنم، نه به خانه دنیا، چراکه خود بر دنیا حریص هستید و بدان چنگ آویخته‌اید. مگر فرمایش عیسی(علیه السلام) به حواریون به گوش شما نرسیده که به آنان فرمود:‌ دنیا به‌منزله پل است، پس از آن عبور کنید و به آبادانی آن سرگرم مشوید، و نیز فرمود: کدام‌یک از شما بر روی موج دریا خانه می‌سازد؟ خانه دنیا نیز چنین است، آن را قرارگاه خود قرار ندهید».