سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

هدایت و رستگاری مؤمن در پرتو نور یقین

دل مرکز احساسات،‌ عواطف و ادراک است و بیم و امید به دل مربوط می‌گردند. از منظر
﴿ صفحه 302 ﴾
فرهنگ قرآنی، علاوه بر چشم ظاهری، دل انسان نیز چشم دارد که از آن به «چشم بصیرت» تعبیر می‌شود و گاهی روی چشم دل حجاب‌‌ها و پرده‌هایی می‌افتد و در نتیجه کور می‌گردد و آن در صورتی است که انسان به غفلت و فراموشی حق مبتلا گردیده است. حضرت با توجه به این فرهنگ قرآنی، از خداوند درخواست می‌‌کنند که به ایشان یقینی عطا کند که پرده‌‌های جهل و ظلمت را از برابر چشم دل بردارد. خداوند ضمن توصیه و سفارش به گردش در زمین و تفکر در مخلوقات الاهی و تأثیر آن در گسترش بصیرت انسان و وقوف بر حقایق و زیبایی‌های هستی، به کور گشتن چشم دل و چشم بصیرت انسان اشاره می‌کند و می‌فرماید:
أَفَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ یَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَکن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُور؛(273) «آیا در زمین به گردش و تماشا نرفتند تا دل‌هایی داشته باشند که با آن [به هشیاری پند را] دریابند یا گوش‌هایی که با آن [اندرز را] بشنوند؟ زیرا چشم‌ها[ی سر] نابینا نمی‌شود، بلکه [چشمِ] دل‌هایی که در سینه‌هاست کور و نابینا می‌شود».
در جای دیگر درباره کورگشتن چشم بصیرت کافران و غافلان از خدا می‌فرماید:
إِنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَیْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ یُؤْمِنُونَ * خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَه وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ؛(274) «همانا کسانی که کافر شدند برایشان یکسان است که بیمشان دهی و یا بیمشان ندهی، ایمان نمی‌آورند. خداوند بر دل‌هایشان و بر گوش‌هایشان مهر نهاده و بر دیدگانشان پرده‌ای است و آنان را عذابی است بزرگ».
در برخی از آیات قرآن برتافتن و اعراض از ذکر و یاد خدا عامل کوری چشم دل و
﴿ صفحه 303 ﴾
قرین گشتن با شیطان معرفی شده است؛ در آیه‌ای خداوند می‌فرماید:وَمَن یَعْشُ عَن ذِکرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ؛(275) «و هرکه از یاد خدای رحمان روی برتابد [یا چشم بپوشد و بگردد] شیطانی برای او برگماریم که او را دمساز و هم‌نشین باشد».
در جای دیگر می‌فرماید:
وَمَنْ أَعْرَضَ عَن ذِکرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَه ضَنکا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَه أَعْمَى * قَالَ رَبِّ لِمَ حَشَرْتَنِی أَعْمَى وَقَدْ کنتُ بَصِیرًا * قَالَ کذَلِک أَتَتْک آیَاتُنَا فَنَسِیتَهَا وَکذَلِک الْیَوْمَ تُنسَى؛(276) «و هرکس از یاد من روی بگرداند، پس زندگی تنگ و سخت خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می‌کنیم. می‌گوید:‌ پروردگارا، چرا مرا نابینا محشور کردی با آنکه بینا بودم؟ می‌فرماید: همان‌طور که نشانه‌های ما بر تو آمد و آن را به فراموشی سپردی، امروز همان گونه فراموش می‌شوی».
وقتی انسان از یاد خدا و دستورات الاهی غافل گشت و به مرورْ غفلت در دل او ریشه دواند و دیرپای گشت، به مرحله‌ای می‌رسد که منافذ هدایت و نور به روی دلش بسته می‌شود و نه فقط اعتنایی به یاد خدا و قیامت ندارد، بلکه کاملاً از آنها اعراض می‌کند و روی برمی‌گرداند، به‌گونه‌ای که اگر پیش او از خدا، قیامت و مرگ سخن گفته شود ناراحت می‌گردد. وقتی از دنیا سخن به میان می‌آید و می‌شنود که فلان کالا ارزان شده و یا زمین و کالایش گران شده و در صورت فروش آن و خرید و انباشت چیزی که ارزان گشته بر ثروتش افزوده می‌شود، خوش‌حال می‌گردد و همواره در تکاپوی استفاده بیشتر از امکانات دنیوی و کام‌جویی از لذت‌های دنیوی است و پیوسته از دنیا سخن می‌گوید و بدین‌وسیله سرور و نشاط می‌یابد. اما وقتی از شب اول قبر، نکیر و
﴿ صفحه 304 ﴾
منکر، عذاب الهی، قیامت و حتی از خداوند سخنی می‌شنود، ناراحت می‌گردد و چهره درهم می‌کشد: وَإِذَا ذُکرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِینَ لَا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَه وَإِذَا ذُکرَ الَّذِینَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ؛(277) «و چون خداوند به یگانگی یاد شود دل‌های کسانی که به آن جهان ایمان ندارند برَمد، و چون آنان که جز او هستند [معبودهایشان] یاد شوند ناگاه شادمان گردند».
گرچه سرسپردگان به دنیا و روی‌برتافتگان از خدا و معنویت چنان می‌نمایانند که در رفاه و آسایش به سر می‌برند و دیگران نیز خیال می‌کنند که آنان شادمان و سرخوش از لذت‌ها و کام‌جویی از دنیا هستند، اما حقیقت آن است که اعراض از یاد خدا و گسستن از مبدأ فیض و هستی، زندگیِ سخت و غیرقابل تحملی را برای آنان رقم زده و آنان در تنگنای بی‌هویتی و بی‌کسی و به خودوانهادگی به سر می‌برند و وسیله‌ای برای آرامش حقیقی خود نمی‌یابند. در آخرت نیز کر و کور محشور می‌شوند و به تعبیر قرآن همچنان‌که آنان در دنیا خدا را فراموش کردند، در آن سرا نیز خداوند آنان را فراموش می‌کند و بهره‌ای از نعمت‌ها و عطایای بی‌شمار و بی‌نهایت بهشتی خویش به آنان نمی‌رساند و پیوسته با لهیب آتش قهر خویش جسم و جانشان را می‌آزارد.
﴿ صفحه 305 ﴾

شرح: مناجات الراغبین

﴿ صفحه 306 ﴾
﴿ صفحه 307 ﴾

گفتار بیستم: (در جست‌وجوی تعالی و کمالات اخروی)

از جمله مناجات خمس‌عشر، «مناجات راغبین» است. «راغبین» از ماده «رغبت» است که به معنای دوست ‌داشتن، مایل بودن، به ‌کار می‌رود. اغلب تعابیری که امام سجاد(علیه السلام) در این مناجات به ‌کار برده‌اند برای ایجاد توازن بین خوف‌ورجا در انسان می‌باشد:
در طلیعه آن مناجات حضرت می‌فرمایند:
اِلهى اِنْ کانَ قَلَّ زادى فِى الْمَسیرِ اِلَیْک، فَلَقَدْ حَسُنَ ظَنّى بِالتَّوَکلِ عَلَیْک، وَاِنْ کانَ جُرْمى قَدْ اَخافَنى مِنْ عُقُوبَتِک، فَاِنَّ رَجآئى قَدْ اَشْعَرَنى بِالْأَمْنِ مِنْ نَقِمَتِک، وَاِنْ کانَ ذَنْبى قَدْ عَرَضَنى لِعِقابِک فَقَدْ آذَنَنى حُسْنُ ثِقَتى بِثَوابِک، وَاِنْ اَنا مَتْنِى الْغَفْلَه عَنِ الْأِسْتِعْدادِ لِلِقآئِک، فَقَدْ نَبَّهَتْنِى الْمَعْرِفَه بِکرَمِک، وَآلائِک، وَاِنْ اَوْحَشَ ما بَیْنى وَبَیْنَک فَرْطُ الْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ، فَقَدْ آنَسَنى بُشْرَى الْغُفْرانِ وَالرِّضْوانِ؛ «خدایا، اگر زاد و توشه‌ام در سفر به‌سوی تو اندک است همانا حسن ظن به اعتماد و توکل بر تو دارم؛ و اگر جرم و گناهم مرا از عقوبت و کیفرت به هراس افکنده، همانا امیدم به لطف و کرمت نوید ایمنی از انتقامت را به من بخشیده است؛ و اگر گناهم مرا در معرض کیفرت درآورده است، وثوق و اطمینانم به پاداشت نوید می‌دهد؛
﴿ صفحه 308 ﴾
و اگر غفلت مرا از مهیّای لقای تو گشتن به خواب افکنده، معرفتم به کرم و نعمت‌هایت آگاه و هوشیارم ساخته است؛ و اگر زیاده‌روی در عصیان و سرکشی مرا به وحشت افکنده، بشارت به غفران و خوشنودی‌ات باعث آرامش خاطرم گشته است».