سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

رجحان آرزوهای اخروی بر آرزوهای دنیوی

در طلیعه این جلسه این پرسش را مطرح کردیم که آیا امید برای انسان لازم است و انسان باید امیدوار باشد یا نه؟ مجدداً در پاسخ به این سؤال عرض می‌کنیم که امید لازمه زندگی است و بدون امیدْ زندگی انسان تداوم نمی‌یابد. امید یکی از نعمت‌های الاهی است. منتها چون آخرت دار تزاحم نیست، انجام برخی از امور اخروی مانع
﴿ صفحه 279 ﴾
پرداختن به دیگر امور اخروی نمی‌گردد و انسان می‌تواند به همه فعالیت‌ها و اندیشه‌های خود جهت و سمت و سوی اخروی ببخشد. در ارتباط با آخرت همت‌ بلند و آرزوی طولانی نکوهیده نیست، و از این نظر، هرچند امید انسان به آخرت و دستیابی به مقامات آن بلند‌تر و بزرگ‌تر باشد، پسندیده‌تر خواهد بود. اما چون دنیا دار تزاحم است و زیاده‌روی در پرداختن به برخی امور دنیوی انسان را از امور لازم دیگر باز می‌دارد،‌ نباید در استفاده از نعمت‌های دنیوی دچار افراط‌وتفریط شد و باید حد و اندازه بهره‌برداری از آن نعمت‌ها را رعایت کرد تا انسان از امور لازم دیگر دنیوی و نیز امور اخروی باز نماند. انسان در کنار امید، باید بیم و ترس نیز داشته باشد و نباید امید انسان از حد بگذرد و مانع بیم و ترس گردد.
انسان باید حد و مرز و شرایط استفاده از نعمت‌‌های الاهی را رعایت کند و از این نظر، امید به نعمت‌های دنیوی در صورت رعایت شرایط و حد و مرز استفاده از آنها صحیح است. مال و امکانات دنیوی نعمت‌اند، اما انسان نباید از راه حرام و تصرف در اموال دیگران بدان‌ها دست یابد که در این صورت آنها نقمت به ‌شمار می‌آیند نه نعمت، و از جمله روا نیست که انسان امید تصرف در مال مردم و دست‌اندازی به حقوقشان را داشته باشد. امید بستن به نعمت‌های دنیوی در صورتی روا و پسندیده است که برای آخرت و برای تأمین نیازهای ضروری زندگی آن‌هم با رعایت حدود شرعی باشد. به‌خصوص اگر امید انسان در تأمین نعمت‌های دنیوی تنها معطوف به خداوند گردد و انسان امید به غیرخدا نبندد؛ چنان‌‌که خداوند در حدیث قدسی به حضرت موسی(علیه السلام)فرمود:یا موسی، سلْنی کلَّ ما تحتاجُ اِلیهِ حتّی عَلَفَ شاتِکَ و مِلْحَ عَجینِک؛(253) «ای موسی، هرچه را بدان نیازمندی حتی علف گوسفند و نمک غذایت را از من بخواه».
﴿ صفحه 280 ﴾
بـرای مؤمن نیازهـای دنیوی مطلوبیت ذاتی ندارد ‌ـ چـه اینکه امور دنیوی به‌خودی‌خود ارزش اخلاقی نیز به‌حساب نمی‌آیند ـ. او نعمت‌ها و امکانات دنیوی را برای تأمین سلامتی خود و کسب توانایی برای رسیدن به مقامات الاهی و انسانی و نیل به ثواب‌های ابدی آخرت می‌خواهد. نعمت‌های دنیوی، به‌خودی‌خود،‌ مباح‌اند، اما ارزش به‌حساب نمی‌آیند و در صورتی ارزش به‌حساب می‌آیند که برای رضای خدا درخواست شوند. اما نعمت‌های اخروی دارای مطلوبیت ذاتی و ارزش هستند و از این نظر درخواست آنها و امید بستن به آنها مطلوب و پسندیده است. البته باید امید انسان به آنها صادق باشد، بدین معنا که انسان در رسیدن به نعمت‌ها و مقامات اخروی و معنوی کوتاهی نکند و از اسباب و امکاناتی که جهت رسیدن به آنها در اختیارش نهاده شده است کمال استفاده را ببرد، نه اینکه خواهان نیل به مقام اولیای خدا باشد، اما در انجام وظایف خود کوتاهی کند و تکالیف واجب خود را انجام ندهد و از انجام مستحبات خودداری ورزد و در طی ماه رمضان که ماه عبادت و بهار قرآن است، دست‌‌کم یک بار قرآن را ختم نکند.
در ادامه مناجات امیدواران حضرت می‌فرمایند:
کیْفَ اَرْجُو غَیْرَک وَالْخَیْرُ کلُّهُ بِیَدِک، وَکیْفَ اُؤَمِّلُ سِواک وَالْخَلْقُ وَالْأَمْرُ لَک. أَاَقْطَعُ رَجآئى مِنْک وَقَدْ اَوْلَیْتَنى ما لَمْ اَسْئَلْهُ مِنْ فَضْلِک؛ «چگونه به غیر تو امید داشته باشم، درصورتی‌که همه خیر از توست؟ و چگونه به غیر تو آرزومند گردم، درحالی‌که فرمانروایی، حاکمیت و مالکیت آفرینش مخصوص توست؟ آیا من امیدم را از تو قطع گردانم درصورتی‌که تو از فضل و کرمت آنچه را من درخواست نکردم به من بخشیدی؟»

گستره امید مؤمن به خدا

از فراز مزبور استفاده می‌شود که درخواست انسان از خدا و امید به فضل الاهی نباید
﴿ صفحه 281 ﴾
محدود باشد. بلکه انسان باید همه نعمت‌های دنیوی و اخروی را از خدا بخواهد و امید آن داشته باشد که خداوند همه نیازهای مادی و معنوی او را برآورده کند. فراموش نکند که خداوند مالک مطلق و حقیقی هستی است و کسی جز او نمی‌تواند آرزوها و امیدهای انسان را برآورده سازد. گذشته از نعمت‌های دنیوی نظیر ثروت، همسر خوب و آبرومندی در اجتماع که باید از خدا درخواست شود، در ارتباط با امور اخروی نیز نباید امید انسان به خدا معطوف به نجات از جهنم و نیل به نعمت‌های ظاهری بهشت، نظیر حور و غلمان و خوردنی‌های بهشت گردد. بلکه فراتر از آنها، انسان باید آرزوی نیل به مقامات عالی بهشت و هم‌نشینی با انبیا و اولیای خدا را داشته باشد و از خداوند بخواهد که او را به مقام قرب خویش بار دهد. نباید نگریستن در وضع و حال خود و توجه به کوتاهی‌های خویش در کسب رضای خداوند و کاستی‌هایی که در جنبه‌های معنوی دارد، او را از درخواست‌های بزرگ باز دارد و تصور کند که اگر از خداوند مقامی چون مقام سلمان(علیه السلام) را درخواست کند، بدو خواهند گفت که تو را با این پلیدی‌ها و زشتی‌های رفتارت و کوتاهی‌ات در نیل به تعالی و کمال، چه رسد به درخواست نیل به مقام بندگان خاص و برگزیده خدا و کسانی که سراسر عمرشان در مسیر کسب رضای الاهی طی شد و لحظه‌‌ای از انجام تکالیف و وظایف الاهی کوتاهی نکردند.
توجه به یک نکته اساسی به انسان جرئت می‌بخشد که درخواست‌های بسیار بزرگ از خداوند داشته باشد و امید نیل به عالی‌ترین مقامات را در ذهن خود بپروراند، و آن اینکه خداوند دارای قدرت و مالکیت نامتناهی است و هرچه به هرکس عطا کند، از دارایی و ملک او کاسته نمی‌شود. خداوند می‌تواند همه نعمت‌‌های دنیا را به یک نفر عطا کند و همسان با آنها نعمت‌های دیگری خلق کند و در اختیار بنده‌ای دیگر قرار دهد. هرچه او به بندگانش ببخشد از دارایی و
﴿ صفحه 282 ﴾
ملک او کاسته نمی‌شود؛ چون آنچه را او بخواهد بی‌درنگ با یک اراده و فرمان خلق می‌شود:
أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُم بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ*إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کنْ فَیَکونُ؛(254) «آیا آنکه آسمان‌ها و زمین را آفرید بر آفریدنِ همانند آنها توانا نیست؟ چرا، [تواناست]، و اوست آفریدگار دانا. جز این نیست که کار و فرمان او، چون چیزی را بخواهد، این است که گویدش، باش، پس می‌باشد».
توجه به این معنا در مقام دعا و مناجات به انسان جرئت می‌دهد که از خداوند درخواست‌های بزرگ داشته باشد و نیز باعث می‌شود که توجه به بی‌لیاقتی‌ها و آلودگی‌‌هایش او را از درخواست از خداوند باز ندارد. با توجه به این حقیقت، حضرت خطاب به خداوند می‌فرمایند که خدایا، ‌تو به من تفضل کردی و آنچه را من نخواسته بودم به من عنایت کردی، پس آیا سزد که مرا از خویش ناامید سازی و آنچه را از تو تمنا و درخواست می‌کنم به من نبخشی؟ مشابه این تعبیر در دعای ماه رجب و دعای ابوحمزه ثمالی و سایر دعاها نیز وجود دارد و ائمه اطهار(علیهم السلام) بدین‌وسیله به ما تعلیم داده‌اند که در مقام دعا همت بلند و هدف‌های متعالی و درخواست‌های بزرگ داشته باشیم و به چیزهای پست و کوچک قناعت نکنیم.
فراموش نمی‌کنم که در عهد کودکی که به دبستان می‌رفتم، برای اولین بار از یزد به قم مسافرت کردم و در مسیر، راننده برای اینکه خوابش نرود با ما صحبت می‌کرد و گاهی پشت فرمان سوره یوسف را از حفظ می‌خواند. او به من گفت: اکنون که می‌خواهی به قم بروی و به زیارت حضرت معصومه(سلام الله علیها) مشرف شوی، از
﴿ صفحه 283 ﴾
آن حضرت چه می‌‌خواهی؟ گفتم نمی‌دانم که چه بخواهم. او از من پرسید که ثروتمندترین افراد در شهر شما کیست؟ من کسی را که در آن زمان معروف بود در یزد از همه ثروتمندتر است نام بردم. گفت اگر گدایی با زحمت و با راضی کردن دربان خانه آن شخصْ خودش را به او رساند و درخواست یک ریال کرد، مردم به او نمی‌خندند که چه انسان احمقی است که از چنین ثروتمندی پول حقیر و بی‌ارزشی را درخواست می‌‌کند؟ او به من گفت که وقتی به حرم مشرف شدی چیز کم نخواه و درخواست مال دنیا که ناچیز و حقیر است از حضرت معصومه(سلام الله علیها) نداشته باش. آن راننده که امیدوارم خداوند با پیشوایان معصومش محشورش گرداند، به من درس اخلاق داد و به من یادآور شد که نهایت دون‌همتی است که انسان در مکان‌های مقدس و روزها و شب‌های خاصی چون ماه مبارک رمضان و شب‌های قدر درخواست‌های حقیر دنیوی از خداوند داشته باشد. بلکه در این فرصت‌های طلایی و ارزشمند باید از خداوند تعالی توفیق بندگی و نیل به رضوان و مقام قرب الاهی را درخواست کرد.
حضرت در ادامه مناجات چنین می‌فرمایند:
اَمْ تُفْقِرُنى اِلى مِثْلى وَاَنَا اَعْتَصِمُ بِحَبْلِک. یا مَنْ سَعَدَ بِرَحْمَتِهِ الْقاصِدُونَ وَلَمْ یَشْقَ بِنَقْمَتِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ؛ «یا تو مرا به گدایی از چون خودم محتاج می‌سازی درحالی‌که به رشته لطف و کرمت چنگ آویخته‌ام؟ ای خدایی که ارادتمندان و جویندگان خویش را با رحمت خویش سعادتمند می‌سازی، و آمرزش خواهان از خویش را با نقمت و عذاب خود به شقاوت و رنج نمی‌افکنی».
آیا هیچ ثروتمند کریمی گدایی را که به در خانه‌اش آمده و عرض حاجت دارد،‌ به گدای دیگری حواله می‌دهد؟ چگونه ممکن است خداوندی که مالک علی‌الاطلاق
﴿ صفحه 284 ﴾
است و هرچه بنده‌اش بخواهد می‌تواند به او عنایت کند و هرچه ببخشد از ملک و دارایی او کاسته نمی‌گردد،‌ بنده فقیر و نیازمند را از درگاه خویش براند و ناامید سازد تا او به نزد بنده فقیری چون خود برود که سرتاپا نیاز و از رفع نیاز خود عاجز است،‌ چه رسد که نیاز غیرخود را برطرف سازد؟ انسان به‌واسطه رحمت الاهی به سعادت می‌رسد و استغفار عامل بهره‌مندی از رحمت الاهی و رهایی از نقمت و عذابی است که باعث شقاوت می‌گردد. در حقیقت، نایل گشتن به سعادت واقعی و رهایی از شقاوت در گرو یاد خدا و استغفار از اوست.
﴿ صفحه 285 ﴾

گفتار نوزدهم: (خواسته‌های متعالی اولیای خدا)