سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار هجدهم: (آرزومندی و خیرخواهی و سعادت‌طلبی مؤمن)

در طلیعه مناجات راجین و امیدواران، امام سجاد(علیه السلام) می‌فرمایند:
یا مَنْ اِذا سَئَلَهُ عَبْدٌ اَعْطاهُ، وَاِذا اَمَّلَ ما عِنْدَهُ بَلَّغَهُ، مُناهُ، وَاِذا اَقْبَلَ عَلَیْهِ قَرَّبَهُ وَاَدْناهُ، وَاِذا جاهَرَهُ بِالْعِصْیانِ سَتَرَ عَلى ذَنْبِهِ وَغَطَّاهُ، وَاِذا تَوَکلَ عَلَیْهِ اَحْسَبَهُ وَکفاهُ، اِلهى مَنِ الَّذى نَزَلَ بِک مُلْتَمِساً قِراک فَما قَرَیْتَهُ، وَمَنِ الَّذى اَناخَ بِبابِک مُرْتَجِیاً نَداک فَما اَوْلَیْتَهُ، اَیَحْسُنُ اَنْ اَرْجِعَ عَنْ بابِک بِالْخَیْبَه مَصْرُوفاً، وَلَسْتُ اَعْرِفُ سِواک مَوْلىً بِالْأِحْسانِ مَوْصُوفاً؛ «ای خدایی که هرگاه بنده‌ای از او چیزی درخواست کند به او عطا می‌کند، و هرگاه امید و چشمداشتی به آنچه نزد اوست داشته باشد، به امیدش رهنمون می‌سازد، و هرگاه بنده‌ای آهنگ او کند و بر او روی آورد او را به جوار و قرب خویش بار می‌دهد، و هرگاه بی‌پرده به معصیت و نافرمانی او پردازد بر گناهش پرده افکند و پوشاند،‌ و آن‌گاه که بنده بر او توکل کند امورش را کفایت کند. خدایا، کیست که بر تو وارد گردد و درخواست ضیافت تو را داشته باشد و تو او را به ضیافت خویش بار ندهی؟ و کیست که با امید به فضل و احسان تو بر درگاهت فرود آمد و محرومش ساختی؟ آیا
﴿ صفحه 272 ﴾
سزد که من ناامید و دست‌ خالی از درگاهت بازگردم، درصورتی‌که من مولایی که به احسان و لطف معروف باشد جز تو نمی‌شناسم؟»
«امل» که در فارسی «آرزو» ترجمه می‌شود به معنای امید به امری دور از دسترس است که هنوز مقدمات و اسباب آن فراهم نیامده و تحصیل مقدماتش نیازمند تلاش فراوان و همت زیاد و صرف وقت بسیار و انتظار طولانی است. در مقابل رجا در موردی به کار می‌رود که مقدمات و اسباب لازم برای تحقق مطلوب فراهم است و ازاین‌نظر امید به مطلوب معقول و منطقی است. البته گاهی در فارسی «امل» چون «رجا» به «امید» نیز ترجمه می‌شود و در فراز مزبور از مناجات نیز به معنای امید به کار رفته است. در قرآن نیز مشتقات «امل» و مرادفات آن مانند «اُمنیه» به کار رفته و از جمله خداوند درباره آرزوهای باطل و بیهوده برخی از نصاری و یهود که تنها خود را لایق بهشت می‌دانستند می‌فرماید: وَقَالُواْ لَن یَدْخُلَ الْجَنَّه إِلاَّ مَن کانَ هُوداً أَوْ نَصَارَى تِلْک أَمَانِیُّهُمْ قُلْ هَاتُواْ بُرْهَانَکمْ إِن کنتُمْ صَادِقِینَ؛(246) «و گفتند: هرگز به بهشت نرود، مگر کسی که یهودی یا ترسا باشد. اینها آرزوی آنهاست، بگو: اگر راست می‌گویید، برهان و دلیل خویش را بیاورید».
«اناخ» که از «نوخ» اشتقاق یافته، در جمله «اناخ ببابک» به معنای سکنی و اقامت گزیدن در پیشگاه الهی است. این تعبیر از «انخت الجمل» گرفته شده که به معنای خواباندن شتر در موضعی است که برای مهار کردن و خواباندن شتر فراهم آمده است. «ندی» به فتح نون در اینجا به معنای عطا و بخشش است، و همچنین «الخیبه» در فراز مزبور به معنای از دست دادن مطلوب و حرمان و خسران است.

بازشناسی آرزوی مطلوب و آرزوی نکوهیده

با توجه به آنکه در این مناجات از امل و آرزو سخن به میان آمده این سؤال مطرح
﴿ صفحه 273 ﴾
می‌شود که آیا آرزو و از جمله داشتن آرزوی طولانی و دراز پسندیده و یا مذموم می‌باشد؟ در پاسخ می‌توان گفت که آرزو کردن به‌خودی‌خود مذموم نیست و از کاربرد «امل» و «منا» در این مناجات به ‌دست می‌آید که اگر متعلق آرزو و حتی آرزوی طولانی امور معنوی و اخروی باشد، امری پسندیده و مطلوب است و اگر در برخی از روایات از داشتن آرزوی طولانی نکوهش شده، متعلق آن آرزوی دنیا و لذت‌های پست آن است که انسان را از رسیدن به تعالی و پیشرفت در مسیر کمال باز می‌دارد. امیر مؤمنان(علیه السلام) در نکوهش از چنین آرزویی می‌فرمایند: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَطُولُ الْأَمَلِ. فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَأَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَه؛(247) «ای مردم، از دو چیز بیش از هرچیز بر شما ترسانم: پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز. اما پیروی از هوای نفس و اطاعت از شهوات، آدمی را از حق جدا کند و از برکات آن محروم سازد، و اما آرزوی دراز، رستاخیز را از یاد برد».

خاستگاه فطری آرزو و تفکیک خیر واقعی از خیر پنداری

صرف‌نظر از آنچه در آیات و روایات مطرح شده و از مباحث اخلاقی استفاده می‌شود، آیا امیدواری و پیگیری هدف‌های بلند و درازمدت شایسته است انسان باید به دنبال کارهایی باشد که خیلی زود نتیجه می‌دهد و آرزوی کارهایی را که بسیار دیر نتیجه می‌دهد و مقدمات فراوان و طولانی دور از دسترس دارد از سر بیرون کند؟ پاسخ این است که انسان طالب خیر است، هرچند آن خیر خیلی دور از دسترس انسان باشد و طلب خیر چون امری فطری است پسندیده می‌باشد. چیزی که هست گاهی انسان در شناخت مصادیق خیر اشتباه می‌کند و آنچه را که شرّ است خیر می‌پندارد و بالعکس آنچه را که خیر است شرّ می‌پندارد:
﴿ صفحه 274 ﴾
کتِبَ عَلَیْکمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کرْهٌ لَّکمْ وَعَسَى أَن تَکرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّکمْ وَاللّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ؛(248) «بر شما کارزار واجب شده است،‌ درحالی‌که برای شما ناگوار است و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما خوب باشد و بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بد باشد و خدا [صلاح شما را] می‌داند و شما نمی‌دانید».
بنابراین،‌ امید بستن و آرزو کردن خیر واقعی صحیح است، نه آرزو کردن خیرهای ظنی و پنداری مربوط به امور دنیا که انسان به گمان باطل خود آنها را خیر می‌داند و شدیداً به آنها دل می‌بندد در‌حالی‌که در واقع خیر نیستند. قرآن درباره این گرایش و دل‌بستگی باطل انسان می‌فرماید: وَإِنَّهُ لِحُبِّ الْخَیْرِ لَشَدِیدٌ؛(249)«و به‌راستی وی سخت مال‌دوست است».
برخی از مفسران گفته‌‌اند که خیر در آیه شریفه به معنای مال است و معنای آیه این است که انسان بسیار مال‌دوست و بخیل و تنگ‌نظر است و برخی نیز گفته‌اند که دوستی شدید مال انسان را وادار می‌کند که از دادن حق خدا امتناع ورزد و مال خود را در راه خدا انفاق نکند.(250)
اگر مال از راه صحیح به دست آید و در راه صحیح و خیر صرف گردد خیر و نیکوست. اما برخی خیال می‌کنند که مال مطلقاً خیر است و تفاوت نمی‌کند که از چه راهی به دست آید و در چه راهی مصرف گردد.
برخی در مقام تعارض و تزاحم بین دو چیز مطلوب به خطا می‌روند و مرجوح را
﴿ صفحه 275 ﴾
بر راجح و خیر محدود و زودگذر را به خیر دیرپای و دارای آثار ماندگار ترجیح می‌دهند و ازاین‌جهت، خیر ناچیز و محدود دنیا را بر خیر ابدی آخرت ترجیح می‌دهند و منطقشان این است که نباید نقد را فدای نسیه کرد و چون دنیا نقد است و آخرت نسیه، باید نقد را غنیمت شمرد و دنیا را برگزید و از آخرت چشم پوشید. درصورتی‌که منطق عقل حکم می‌کند که گاهی باید انسان نسیه را بر نقد ترجیح دهد و بر اساس همین منطق است که انسان در امور دنیایی و زندگی روزمره خود نیز گاهی نقد را فدای نسیه می‌کند. کارگری که تن به کار می‌دهد و دانش‌آموزی که درس می‌خواند و پژوهشگری که به امر پژوهش می‌پردازد، برای کسب ثروت و موقعیت علمی و اجتماعی، از راحتی‌ها و بسیاری از لذت‌ها می‌گذرند و محدودیت‌ها و محرومیت‌هایی را بر خود هموار می‌کنند.