سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

امید در زمینه‌ فراهم ساختن شرایط و اسباب

اگر کسی مرتکب گناهانی شده باشد و بداند که خداوند امکان جبران گناهان را،
﴿ صفحه 254 ﴾
هرچند سنگین و پرشمار باشند،‌ فراهم می‌آورد و اگر تا زنده است و قدرت انتخاب و اختیار دارد توبه کند و واقعاً از کردار زشت خود پشیمان گردد و تصمیم بگیرد که دیگر مرتکب گناه نگردد، رجا و امید او به بخشش خدا صادق است. چون وقتی انسان به‌درستی توبه کرد، اسباب آمرزش خویش را فراهم آورده است و خداوند همه گناهانش را جبران می‌کند و او را مشمول آمرزش و مغفرت قرار می‌دهد. اما اگر کسی اسباب و شرایط بهره‌مندی از رحمت خدا را نشناسد،‌ و با اینکه امکان توبه برای او فراهم است، توبه نمی‌کند و درعین‌حال امید به رحمت الاهی دارد،‌ چنان‌که گفتیم امید او کاذب است. او در صورتی می‌تواند امیدوار به رحمت خدا باشد که بداند با چه اسباب و تحت چه شرایطی خداوند انسان را مشمول رحمت خود می‌کند و با این وصف اگر از کردار زشت خود پشیمان گشت و توبه کرد، باید به جبران حقوق الاهی و حقوق مردم که به تضییع آنها پرداخته همت گمارد، مثلاً به قضای نمازها و روزه‌هایی که از او قضا شده بپردازد و حقوق مالی خود را ادا کند.
البته اگر انسان قدرت و توان تأمین اسباب و شرایط بهره‌مندی از رحمت خدا را ندارد، یا چنان مغلوب هوای نفس گردیده که توان باز ایستادن از گناه و جبران کارهای زشت خود را ندارد و یا چنان پیر و فرتوت گردیده که نمی‌تواند وظایف و واجباتی را که از او فوت شده قضا کند، یا مالی در بساط ندارد که حقوق مالی خود را ادا کند،‌ باز هم نباید از رحمت خدا ناامید شود، چنین کسی اگر نگران عاقبت و فرجام خویش است و واقعاً پشیمان گردیده، می‌تواند با دعا و توسل از خداوند بخواهد که توان لازم برای غلبه بر هوای نفس را به او عنایت کند و او را مشمول رحمت خویش سازد، و درصورتی‌که سایر شرایط و اسباب فراهم نیست، دعا و تضرع به خدا وسیله و سببی برای رسیدن به رحمت خداست و با انجام آن انسان می‌تواند به رحمت خدا امیدوار باشد. وقتی کسی بیمار می‌گردد، باید به پزشک مراجعه کند و دارویی را که او تجویز
﴿ صفحه 255 ﴾
می‌کند مصرف کند و تمام مراحل درمان خویش را پشت سر بگذارد، آن‌‌گاه امید به بهبودی داشته باشد. اما اگر در این امر کوتاهی داشت و به پزشک مراجعه نکرد و به درمان خود نپرداخت،‌ نمی‌تواند امیدی به بهبودی خود داشته باشد. او باید به معالجه خود بپردازد و از اسباب ظاهری درمان خویش استفاده کند و درعین‌حال امید داشته باشد که دکتر درد را به‌درستی تشخیص بدهد و در معالجه بیمار خود خطا نکند. بله اگر بیماری پولی برای معالجه خود نداشته باشد، یا مشکلات دیگری فراروی معالجه و درمان او وجود دارد که برطرف کردن آنها از عهده او خارج است، باز هم نباید ناامید گردد. بلکه او باید به دعا و توسل تمسک جوید و از خداوند شفای خود را بخواهد.
در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز برای رسیدن به هدف باید از اسباب و شرایط بهره‌ گرفت و امیدواری صرف راه به جایی نمی‌برد. اما اگر برخی از شرایط و اسباب لازم در اختیار نبود نباید ناامید گشت، بلکه باید به خداوند امید داشت و با ایمان و اتکای بر خداوند در مسیر راهیابی به اهداف حرکت کرد. بی‌تردید علی‌رغم فراهم نبودن اسباب ظاهری کافی،‌ خداوند بندگان مؤمن خود را از حمایت خویش محروم نمی‌گرداند و آنان را جهت رسیدن به اهداف و مقاصدشان یاری می‌کند. چنان‌که در دوران دفاع مقدس با اینکه همه قدرت‌های استکباری و کشورهای منطقه از رژیم بعث عراق حمایت می‌کردند و در مقابل، رزمندگان مخلص و سلحشور ما از تجهیزات و امکانات لازم و کافی برخوردار نبودند، اما چون آنها جان‌‌برکف برای دفاع از اسلام و انقلابشان به صحنه آمده بودند و قلبشان سرشار از ایمان به خدا بود و امیدوار به حمایت‌ها و امدادهای الاهی بودند، خداوند پیروزشان کرد.
وقتی دشمنان به کشور اسلامی هجوم می‌آورند و دین و سرزمین مسلمانان را تهدید می‌کنند، کسانی که توان جنگیدن با دشمن را دارند، موظف‌اند که به دفاع از سرزمین و دین خود بپردازند و امکانات و تجهیزات کافی را برای مبارزه با دشمن فراهم آورند. اگر
﴿ صفحه 256 ﴾
آنان در خانه بنشینند و از خداوند بخواهند که دشمنان را نابود گرداند،‌ مسلماً شکست می‌خورند و دشمن بر آنان چیره می‌گردد؛ چون خداوند خود به مسلمانان دستور داده که به جهاد با دشمنان بپردازند. در برخی از آیات قرآن خداوند خطاب به مسلمانان می‌فرماید: انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکمْ وَأَنفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذَلِکمْ خَیْرٌ لَّکمْ إِن کنتُمْ تَعْلَمُونَ؛(228) «سبک‌بار و گران‌بار [برای جهاد] بیرون روید و با مال‌ها و جان‌های خویش در راه خدا جهاد کنید، که این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید».
در آیه دیگر، خداوند مؤمنان را به کارزار و سرسختی با کافران فرامی‌خواند و می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکم مِّنَ الْکفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکمْ غِلْظَه وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛(229) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، با کافرانی که به شما نزدیک‌اند کارزار کنید و باید که در شما درشتی و سختی بیابند، و بدانید که خدای با پرهیزکاران است».
بله اگر رزمنده‌ای با همه توان با دشمن جنگید و از نفس افتاد و یا در گیرودار جنگ مهماتش تمام گردید،‌ نباید ناامید گردد و باید به خداوند امید یاری داشته باشد و با دعا و توسل از او بخواهد که یاری‌اش کند. در این صورت، اگر خداوند مصلحت بداند، علی‌رغم نبود اسباب و شرایط ظاهری، او را پیروز می‌گرداند. در طول تاریخ اسلام و از جمله در دوران دفاع مقدس، معجزات فراوانی رخ داده و با اینکه مؤمنان و مسلمانان نیرو و امکانات لازم برای مقابله با دشمن نداشتند، خداوند آنان را بر دشمنانشان پیروز گردانید.
خلاصه سخن آنکه در صورتی انسان می‌تواند به امر مطلوبی صادقانه امید داشته باشد که اسباب و شرایط آن را بشناسد. مثلاً وقتی به رحمت خدا امید دارد،‌ شرایط و اسباب بهره‌مندی از رحمت الاهی را بشناسد و بداند که چه بخشی از آن شرایط و
﴿ صفحه 257 ﴾
اسباب در اختیار اوست و چه بخشی از آنها از عهده او خارج است. از جمله متوجه باشد که دعا خود یکی از اسباب رسیدن به سعادت و رحمت الاهی است. دراین‌بین، کسی امیدش صادق است که از این اسباب و شرایط سود جوید؛ اما اگر کسی از اسباب و شرایط استفاده نکرد و درعین‌حال امید به رحمت خدا داشت، امیدش کاذب است و خود را فریب داده است و هرگز به مقصود خود نخواهد رسید.
البته انسان باید ایمان و باور خود به خداوند را تقویت کند، چون اگر انسان از ایمانی قوی و مستحکم برخوردار نباشد، در گیرودار سختی‌ها و بلاها و در مواجهه با امتحانات دشوار، از امیدش به خداوند کاسته می‌گردد. فراوان‌اند کسانی که وقتی با مرگ عزیزی و یا بیماری‌های سخت و طولانی مواجه می‌گردند، مستأصل و درمانده می‌شوند و تحمل از کف می‌دهند. مرحوم آقای شیخ‌ عباس تهرانی(رضوان الله علیه) که صبح جمعه‌ها در مدرسه حجتیه درس اخلاق می‌گفتند در یکی از آن جلسات درباره دشواری تحمل مشکلات و سختی‌ها گفتند که من تصور می‌کردم تحمل سختی‌‌ها و بلاها را دارم تا اینکه شبی بر اثر زخم معده با درد شدید شکم مواجه گردیدم، تصمیم گرفتم که درد را تحمل کنم؛ اما چیزی نگذشت که درد شدت گرفت و تحملش برایم دشوار گردید و به خداوند توسل جستم. اما درد تسکین نیافت و هرچه می‌گذشت شدیدتر می‌گردید تا نیمه شب به انواع دعا و توسل پرداختم و هر دعایی که به نظرم می‌رسید خواندم، اما درد برطرف نگردید. تا آنکه عرصه بر من تنگ شد و گفتم:‌ «مگر کسی نیست که به فریاد من برسد؟» وقتی این ضعف را در خودم یافتم که نمی‌توانم در برابر درد شکم ایمانم را حفظ کنم، به یک‌باره دردم برطرف شد و تسکین یافت و خداوند به‌وسیله آن درد شکم، مرا متوجه این‌ نکته کرد که انسان آن‌قدر ضعیف است که نمی‌تواند در برابر چنین دردی ایمانش را حفظ کند.
﴿ صفحه 259 ﴾

گفتار هفدهم: (گستره و نظام سازنده خوف‌ورجا در مؤمن)

سنت استدراج پیامد استکبار و سرپیچی از خدا

عامل خوف‌ورجا در همه کارهای اختیاری دنیوی و اخروی نقش‌آفرین و تأثیرگذار است و انسان هر کار اختیاری عقلایی و حساب‌شده را به امید رسیدن به خیر و نفع و یا از ترس ضرر و خطر انجام می‌دهد. چیزی که هست مؤمنان به خدا در اندازه معرفتشان به توحید و به‌خصوص توحید افعالی می‌کوشند که امید و ترسشان جهت الاهی پیدا کند. آنان به امید آنکه خداوند به آنان ثواب و پاداش خیر عنایت کند و گناهانشان را بیامرزد و از توفیقات خویش بهره‌مندشان سازد، به کارهای مختلف می‌پردازند. همچنین از ترس آنکه دچار غضب و خشم الاهی گردند و خداوند در دنیا نعمت‌هایی را از آنها بازستاند و در آخرت به عذاب گرفتارشان گرداند، کارهایی را انجام می‌دهند. البته برخی که به مراتب عالی‌ ایمان و تقرب به خدا ره‌یافته‌اند، بیش از هرچیز از اینکه از لقا و جوار الاهی محروم گردند ترسناک و بیمناک هستند.
یکی از اموری که انسان سخت باید از آن بیمناک باشد، گرفتار شدن به سنت استدراج الاهی است که بر اساس آن خداوند به کافران و گنهکارانی که از طغیان و گناه دست برنمی‌دارند و هدایت و موعظه در آنان اثری نمی‌بخشد، مهلت می‌دهد تا
﴿ صفحه 260 ﴾
بر گناه خود بیفزایند و سرانجام به عذاب ابدی گرفتار شوند. بر اساس این سنت الهی‌، گاهی نعمت‌های ظاهری و مال فراوانی در اختیار گنهکاران قرار می‌گیرد و پیوسته بر آنها افزوده می‌شود و چه‌بسا این پندار در آنها پدید می‌آید که آن امکانات، وسایل رفاه، آسایش و لذت‌جویی به پاس شایستگی آنان فزونی یافته است؛‌ درحالی‌که خداوند بدین‌وسیله می‌خواهد آنان غرق گناه و غفلت گردند و بار گناه خود را سنگین گردانند تا در نهایت با عذابی سخت و خوارکننده مواجه شوند. توضیح آنکه وقتی بندگان خدا قدر نعمت‌های الاهی را نمی‌دانند و ناسپاسی می‌کنند، برای اینکه متنبه و بیدار شوند در همین دنیا آنان را گوشمالی می‌دهد و با بلا و گرفتاری مواجه می‌گرداند. ازاین‌روی، خداوند در دو آیه قرآن می‌فرماید که ما وقتی بر قومی پیامبری می‌فرستیم آنها را به سختی‌ها و بلاها گرفتار می‌سازیم تا راه توبه و تضرع به درگاه الاهی را پیش گیرند. در آیه اول خداوند می‌فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلنَآ إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِک فَأخَذْنَاهُمْ بِالْبَأسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ؛(230) «و به‌راستی [پیامبرانی] به‌سوی امت‌های پیش از تو فرستادیم و آنان را به تنگی و سختی و رنج و گزند بگرفتیم تا شاید زاری کنند».
در آیه دوم خداوند می‌فرماید: وَمَا أَرْسَلْنَا فِی قَرْیَه مِّن نَّبِیٍّ إِلاَّ أَخَذْنَا أَهْلَهَا بِالْبَأْسَاء وَالضَّرَّاء لَعَلَّهُمْ یَضَّرَّعُونَ؛(231) «و ما هیچ پیامبری را در هیچ آبادی و شهری نفرستادیم مگر آنکه مردم آن را به‌سختی و تنگی و رنج گرفتار کردیم تا شاید زاری کنند».
اما برخی از مردم حکمت سختی‌‌ها و گرفتاری‌ها را درنیافتند و به جهت قساوت قلب راه انحراف و گمراهی پیش گرفتند و متنبه و بیدار نگشتند و به تضرع و زاری به درگاه خدا و پیروی از فرستادگان او نپرداختند. وقتی گوشمالی الاهی در آنها اثر
﴿ صفحه 261 ﴾
نبخشید و آنان کماکان در غفلت و سرپیچی از حق باقی ماندند، خداوند سنت مهلت و استدراج را برای آنان رقم زد و در اثر این سنت الاهی رفته‌رفته بر نعمت‌ها و اموال آنان افزوده شد و چنان غرق نعمت‌های ظاهری دنیا و وسایل رفاه و خوش‌گذرانی گشتند که پنداشتند از عذاب الاهی مصون هستند و پیش خود گفتند اگر وعده انبیا راست بود ما باید عذاب می‌شدیم، نه‌اینکه این‌همه نعمت در اختیارمان قرار گیرد. خداوند درباره قساوت و سرپیچی از حق و پیامد آن سنت استدراج می‌فرماید:
فَلَوْلا إِذْ جَاءهُمْ بَأْسُنَا تَضَرَّعُواْ وَلَـکن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا کانُواْ یَعْمَلُونَ* فَلَمَّا نَسُواْ مَا ذُکرُواْ بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کلِّ شَیْءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُواْ بِمَا أُوتُواْ أَخَذْنَاهُم بَغْتَه فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ؛(232) «پس چرا هنگامی که عذاب ما به آنها رسید زاری نکردند؟ ولی دل‌هایشان سخت شد و شیطان کارهایشان را در نظرشان بیاراست. پس چون آنچه را بدان پند داده شدند فراموش کردند؛ درهای همه‌چیز را بر آنان بگشودیم تا چون بدانچه داده شدند شادمان گشتند ناگهان بگرفتیمشان پس همان دم [از نجات و رحمت] نومید شدند».
در آیه دیگر خداوند دراین‌باره که مهلت و فرصتی که در اختیار کافران قرار گرفته به سود آنان نیست، بلکه برای آن است که به گناه خود بیفزایند تا سرانجام با عذابی سخت مواجه گردند می‌فرماید: وَلاَ یَحْسَبَنَّ الَّذِینَ کفَرُواْ أَنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ خَیْرٌ لِّأَنفُسِهِمْ إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُواْ إِثْمًا وَلَهْمُ عَذَابٌ مُّهِینٌ؛(233) «و کسانی که کافر شدند مپندارند مهلتی که به آنان می‌دهیم خیر آنهاست، همانا مهلتشان می‌دهیم تا بر گناهِ [خود] بیفزایند و آنان را عذابی است خوارکننده».
﴿ صفحه 262 ﴾
همچنین در آیات دیگر خداوند می‌فرماید:
لاَ یَغُرَّنَّک تَقَلُّبُ الَّذِینَ کفَرُواْ فِی الْبِلاَدِ*مَتَاعٌ قَلِیلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ*لَکنِ الَّذِینَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَیْرٌ لِّلأَبْرَارِ؛(234) «رفت‌وآمدِ [سودجویی و کامیابی] کافران در شهرها تو را نفریبد، [این] برخورداریِ اندک است، پس جایگاهشان دوزخ است و بد آرامگاهی است. اما کسانی که از پروردگارشان پروا می‌کنند ایشان را بهشت‌هایی است که از زیر [درختانِ] آنها جوی‌ها روان است. در آنجا جاودانه باشند، پذیرایی‌ای است از نزد خدا و آنچه نزد خداست برای نیکوکاران بهتر است».