سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

تفکیک امید صادق از امید کاذب

اگر کسی دارای ایمان واقعی باشد و درصدد باشد که ایمانش را تا دم مرگ پاس دارد و درعین‌حال امید به شفاعت داشته باشد، امید او صادق و عقل‌پسند است؛ چون او با فرض تحقق اسباب و شرایط بهره‌مندی از شفاعت بدان امید دارد. اما اگر از ته دل به خداوند و دستورات او ایمان ندارد و اسباب و شرایط بهره‌مندی از شفاعت را در خود فراهم نیاورده است و درعین‌حال امید به شفاعت دارد، آن امید کاذب است. حتی اگر
﴿ صفحه 250 ﴾
واقعاً امیدوار به شفاعت باشد و احتمال قوی بدهد که از آن بهره‌مند شود، احتمال او روان‌شناختی و غیرمنطقی است. فرض کنید کشاورزی در پی آن است که در فصل درو محصول خوبی برداشت کند. او اگر به‌موقع زمینش را شخم زده باشد و بذر نیز در آن افشانده باشد و به‌موقع بدان آب داده باشد، می‌تواند امیدوار باشد که از آن زمین محصول مطلوب را برداشت کند. چون با تلاش و اقدامات او و شرایطی که خداوند در زمین و بذر و آب و هوا فراهم آورده است، احتمال برداشت محصول بسیار قوی است و در مقابل، احتمال عدم برداشت آن، به جهت احتمال وقوع حوادث پیش‌بینی نشده مثل جاری گشتن سیل و یا مواجه شدن گیاهان با آفتی که پیش‌بینی آن میسور نبود، ضعیف است و کسی بدان توجهی نمی‌کند. اما اگر به‌موقع زمین را شخم نزد و در آن بذر نپاشید و به آبیاری آن نپرداخت، نمی‌تواند امید برداشت محصول داشته باشد و اگر چنین امیدی در او پدید آمد، آن امید غیرعقلایی، غیرمنطقی و در واقع، خیال‌بافی است. در امور معنوی نیز انسان باید شرایط و زمینه‌های کافی را فراهم آورد، آن‌گاه امید آن داشته باشد که به مراتب عالی‌ معنوی دست یابد. نعمت‌ها و لذت‌های بهشتی برای همه ما جاذبه دارد و بزرگ‌ترین آرزوی ما وارد شدن در بهشت و برخورداری از لذت‌ها و نعمت‌هایی است که خداوند در وصف آنها می‌فرماید:
مَثَلُ الْجَنَّه الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّه لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِیهَا مِن کلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَه مِّن رَّبِّهِمْ ...؛(222) «وصف آن بهشتی که پرهیزکاران را وعده داده‌اند این است که در آن جوی‌هایی است از آبی دگرگون نشدنی [نگندد و بوی و مزه آن برنگردد] و جوی‌هایی از شیری که مزه‌اش برنگردد و جوی‌هایی از باده‌ای که لذت‌بخشِ آشامندگان است و
﴿ صفحه 251 ﴾
جوی‌هایی از عسل ناب؛ و ایشان را در آن [بهشت] از هرگونه میوه‌ای باشد و نیز آمرزش پروردگارشان».
بهشت منزلگاهی بس رفیع برای بهشتیان است و آنان به مرتبه‌ای از رفعت و عزت می‌رسند که در آستانه بهشت، فرشتگان الاهی به استقبال آنان می‌آیند و آنان را با احترام و تجلیل به بهشت بار می‌دهند:
وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّه زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْکمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ؛(223) «و آنان که از پروردگار خویش پروا کرده‌اند گروه‌گروه به بهشت برده شوند، تا آن‌گاه که بدانجا [بهشت] رسند، و درهایش گشوده باشد، و نگهبانان آن ایشان را گویند: سلام بر شما، خوش باشید [یا پاک شوید] پس به بهشت درآیید [و در آن] جاودانه باشید».
تازه بهشت و نعمت‌های جاودانه آنکه برای مؤمنان و طالبان سعادت بس لذت‌بخش و شعف‌برانگیز است و جاذبه فوق‌العاده دارد، در برابر رضوان الاهی که در انتظار دوستان خدا و تقواپیشگان است و آنان با پیروی از دستورات الاهی به چنان مرتبت عظیمی دست خواهند یافت، چیزی به‌حساب نمی‌آید؛ ازاین‌روی خداوند می‌فرماید:
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکنَ طَیِّبَه فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکبَرُ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛(224) «خداوند به مردان و زنان مؤمن بوستان‌هایی وعده داده است که از زیر [درختانِ] آنها جوی‌ها روان است. در آنها جاویدان‌اند و نیز جای‌های خوش و پاکیزه در بهشت‌های پاینده،‌ و خشنودی خدا از همه برتر و بزرگ‌تر است. این است رستگاری و کامیابی بزرگ».
﴿ صفحه 252 ﴾

بهای نیل به رضوان و بهشت

این بهشت و رضوان الاهی به بهای گام سپردن در مسیر تعالی و دست شستن از پیروی هوای نفس و تبعیت از دستورات الاهی و عبودیت خدا نصیب بهشتیان می‌گردد و چنان نیست که کسی بدون حساب و گزاف بدان دست یابد. حال اگر کسی احتمال دهد و یا امید داشته باشد که بدون حساب و کتاب و بدون عمل به دستورات الاهی و مبارزه با شیطان بیرون و درون به بهشت الاهی دست می‌یابد، احتمال و امید او فاقد ارزش است و همانند کشاورزی است که زمینش را شخم نزده و دانه‌ای در آن نیفشانده و به آبیاری آن نپرداخته و بااین‌حال امید آن دارد که از آن، محصول برداشت کند! و بی‌تردید آن امید خیالی بیهوده و جاهلانه است.
گاهی انسان چون به کرم و لطف بی‌نهایت خدا واقف نیست و نمی‌داند که اسباب و شرایط امیدواری به رحمت الاهی را فراهم آورده، امیدی به رحمت خدا ندارد. او به این حقیقت پی نبرده که حساب آخرت با حساب دنیا متفاوت است و بازار آخرت چون بازار دنیا نیست که انسان تنها به اندازه تلاش و کوشش خود مزد و پاداش دریافت کند، بلکه پاداش اخروی عمل بسیار فراتر از خود عمل و قابل مقایسه با آن عمل نمی‌باشد. خداوند در آیه‌ای از قرآن درباره پاداش اخروی عمل صالح و کیفر عمل ناشایست می‌فرماید: مَن جَاء بِالْحَسَنَه فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَه فَلاَ یُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ؛(225) «هرکه کار نیکی آورد ده‌چندانِ آن پاداش دارد، و هرکه کار بدی آورَد جز همانند آن کیفر نبیند و بر آنان ستم نرود [نیکی به نیکی و بدی به بدی پاداش داده شود نه جز آن]».
در آیه دیگر، پاداش انفاق در راه خدا را هفت‌صد برابر، بلکه افزون بر آن معرفی می‌‌کند و می‌فرماید:
مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کمَثَلِ حَبَّه أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کلِّ
﴿ صفحه 253 ﴾
سُنبُلَه مِّئَه حَبَّه وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛(226) «مَثَل آنان که مال‌های خویش را در راه خدا انفاق می‌کنند همانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هرکه بخواهد [آن را] چند برابر می‌‌کند و خداوند گشایشگر داناست».
کسانی که خیال می‌کنند پاداش‌های اخروی نظیر پاداش‌های دنیوی است و همچنان‌که در دنیا انسان به اندازه زحمتی که می‌کشد مزد دریافت می‌‌کند، پاداش اخروی او نیز مساوی با عملی است که انجام می‌دهد، خداوند و کرم و رحمت بی‌انتهای او را نشناخته‌اند. اگر آنان بدانند که خداوند چقدر نسبت به بنده خود لطف و کرم دارد و در برابر عمل کوچک او چه پاداش بزرگی عنایت می‌کند که درکش از عهده ما خارج است،‌ امیدشان به خداوند افزایش می‌یابد. در مقابل، اگر کسانی بپندارند که خدا به گزاف و بی‌حساب پاداش می‌دهد و همه گنهکاران را می‌بخشد و هرکس که غرق گناه است و در طول عمرش خداوند را اطاعت نکرده می‌تواند امید راهیابی به بهشت و رضوان الاهی را داشته باشد، باز به خداوند و قهر او جاهل‌اند و ربوبیت تشریعی و حکمت و عدالت او را نشناخته‌اند. اگر بنا بود همه و حتی کافرانی که در طول عمر به عصیان و نافرمانی خدا مشغول بوده‌اند روانه بهشت گردند، خداوند نباید جهنم را می‌آفرید و نباید با تأکید می‌فرمود: لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّه وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ؛(227) «هرآینه دوزخ را از همه جنیان و آدمیان [کافر] پر می‌کنم».

امید در زمینه‌ فراهم ساختن شرایط و اسباب

اگر کسی مرتکب گناهانی شده باشد و بداند که خداوند امکان جبران گناهان را،
﴿ صفحه 254 ﴾
هرچند سنگین و پرشمار باشند،‌ فراهم می‌آورد و اگر تا زنده است و قدرت انتخاب و اختیار دارد توبه کند و واقعاً از کردار زشت خود پشیمان گردد و تصمیم بگیرد که دیگر مرتکب گناه نگردد، رجا و امید او به بخشش خدا صادق است. چون وقتی انسان به‌درستی توبه کرد، اسباب آمرزش خویش را فراهم آورده است و خداوند همه گناهانش را جبران می‌کند و او را مشمول آمرزش و مغفرت قرار می‌دهد. اما اگر کسی اسباب و شرایط بهره‌مندی از رحمت خدا را نشناسد،‌ و با اینکه امکان توبه برای او فراهم است، توبه نمی‌کند و درعین‌حال امید به رحمت الاهی دارد،‌ چنان‌که گفتیم امید او کاذب است. او در صورتی می‌تواند امیدوار به رحمت خدا باشد که بداند با چه اسباب و تحت چه شرایطی خداوند انسان را مشمول رحمت خود می‌کند و با این وصف اگر از کردار زشت خود پشیمان گشت و توبه کرد، باید به جبران حقوق الاهی و حقوق مردم که به تضییع آنها پرداخته همت گمارد، مثلاً به قضای نمازها و روزه‌هایی که از او قضا شده بپردازد و حقوق مالی خود را ادا کند.
البته اگر انسان قدرت و توان تأمین اسباب و شرایط بهره‌مندی از رحمت خدا را ندارد، یا چنان مغلوب هوای نفس گردیده که توان باز ایستادن از گناه و جبران کارهای زشت خود را ندارد و یا چنان پیر و فرتوت گردیده که نمی‌تواند وظایف و واجباتی را که از او فوت شده قضا کند، یا مالی در بساط ندارد که حقوق مالی خود را ادا کند،‌ باز هم نباید از رحمت خدا ناامید شود، چنین کسی اگر نگران عاقبت و فرجام خویش است و واقعاً پشیمان گردیده، می‌تواند با دعا و توسل از خداوند بخواهد که توان لازم برای غلبه بر هوای نفس را به او عنایت کند و او را مشمول رحمت خویش سازد، و درصورتی‌که سایر شرایط و اسباب فراهم نیست، دعا و تضرع به خدا وسیله و سببی برای رسیدن به رحمت خداست و با انجام آن انسان می‌تواند به رحمت خدا امیدوار باشد. وقتی کسی بیمار می‌گردد، باید به پزشک مراجعه کند و دارویی را که او تجویز
﴿ صفحه 255 ﴾
می‌کند مصرف کند و تمام مراحل درمان خویش را پشت سر بگذارد، آن‌‌گاه امید به بهبودی داشته باشد. اما اگر در این امر کوتاهی داشت و به پزشک مراجعه نکرد و به درمان خود نپرداخت،‌ نمی‌تواند امیدی به بهبودی خود داشته باشد. او باید به معالجه خود بپردازد و از اسباب ظاهری درمان خویش استفاده کند و درعین‌حال امید داشته باشد که دکتر درد را به‌درستی تشخیص بدهد و در معالجه بیمار خود خطا نکند. بله اگر بیماری پولی برای معالجه خود نداشته باشد، یا مشکلات دیگری فراروی معالجه و درمان او وجود دارد که برطرف کردن آنها از عهده او خارج است، باز هم نباید ناامید گردد. بلکه او باید به دعا و توسل تمسک جوید و از خداوند شفای خود را بخواهد.
در مسائل اجتماعی و سیاسی نیز برای رسیدن به هدف باید از اسباب و شرایط بهره‌ گرفت و امیدواری صرف راه به جایی نمی‌برد. اما اگر برخی از شرایط و اسباب لازم در اختیار نبود نباید ناامید گشت، بلکه باید به خداوند امید داشت و با ایمان و اتکای بر خداوند در مسیر راهیابی به اهداف حرکت کرد. بی‌تردید علی‌رغم فراهم نبودن اسباب ظاهری کافی،‌ خداوند بندگان مؤمن خود را از حمایت خویش محروم نمی‌گرداند و آنان را جهت رسیدن به اهداف و مقاصدشان یاری می‌کند. چنان‌که در دوران دفاع مقدس با اینکه همه قدرت‌های استکباری و کشورهای منطقه از رژیم بعث عراق حمایت می‌کردند و در مقابل، رزمندگان مخلص و سلحشور ما از تجهیزات و امکانات لازم و کافی برخوردار نبودند، اما چون آنها جان‌‌برکف برای دفاع از اسلام و انقلابشان به صحنه آمده بودند و قلبشان سرشار از ایمان به خدا بود و امیدوار به حمایت‌ها و امدادهای الاهی بودند، خداوند پیروزشان کرد.
وقتی دشمنان به کشور اسلامی هجوم می‌آورند و دین و سرزمین مسلمانان را تهدید می‌کنند، کسانی که توان جنگیدن با دشمن را دارند، موظف‌اند که به دفاع از سرزمین و دین خود بپردازند و امکانات و تجهیزات کافی را برای مبارزه با دشمن فراهم آورند. اگر
﴿ صفحه 256 ﴾
آنان در خانه بنشینند و از خداوند بخواهند که دشمنان را نابود گرداند،‌ مسلماً شکست می‌خورند و دشمن بر آنان چیره می‌گردد؛ چون خداوند خود به مسلمانان دستور داده که به جهاد با دشمنان بپردازند. در برخی از آیات قرآن خداوند خطاب به مسلمانان می‌فرماید: انْفِرُواْ خِفَافًا وَثِقَالاً وَجَاهِدُواْ بِأَمْوَالِکمْ وَأَنفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ ذَلِکمْ خَیْرٌ لَّکمْ إِن کنتُمْ تَعْلَمُونَ؛(228) «سبک‌بار و گران‌بار [برای جهاد] بیرون روید و با مال‌ها و جان‌های خویش در راه خدا جهاد کنید، که این برای شما بهتر است اگر می‌دانستید».
در آیه دیگر، خداوند مؤمنان را به کارزار و سرسختی با کافران فرامی‌خواند و می‌فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِینَ یَلُونَکم مِّنَ الْکفَّارِ وَلِیَجِدُواْ فِیکمْ غِلْظَه وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ؛(229) «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، با کافرانی که به شما نزدیک‌اند کارزار کنید و باید که در شما درشتی و سختی بیابند، و بدانید که خدای با پرهیزکاران است».
بله اگر رزمنده‌ای با همه توان با دشمن جنگید و از نفس افتاد و یا در گیرودار جنگ مهماتش تمام گردید،‌ نباید ناامید گردد و باید به خداوند امید یاری داشته باشد و با دعا و توسل از او بخواهد که یاری‌اش کند. در این صورت، اگر خداوند مصلحت بداند، علی‌رغم نبود اسباب و شرایط ظاهری، او را پیروز می‌گرداند. در طول تاریخ اسلام و از جمله در دوران دفاع مقدس، معجزات فراوانی رخ داده و با اینکه مؤمنان و مسلمانان نیرو و امکانات لازم برای مقابله با دشمن نداشتند، خداوند آنان را بر دشمنانشان پیروز گردانید.
خلاصه سخن آنکه در صورتی انسان می‌تواند به امر مطلوبی صادقانه امید داشته باشد که اسباب و شرایط آن را بشناسد. مثلاً وقتی به رحمت خدا امید دارد،‌ شرایط و اسباب بهره‌مندی از رحمت الاهی را بشناسد و بداند که چه بخشی از آن شرایط و
﴿ صفحه 257 ﴾
اسباب در اختیار اوست و چه بخشی از آنها از عهده او خارج است. از جمله متوجه باشد که دعا خود یکی از اسباب رسیدن به سعادت و رحمت الاهی است. دراین‌بین، کسی امیدش صادق است که از این اسباب و شرایط سود جوید؛ اما اگر کسی از اسباب و شرایط استفاده نکرد و درعین‌حال امید به رحمت خدا داشت، امیدش کاذب است و خود را فریب داده است و هرگز به مقصود خود نخواهد رسید.
البته انسان باید ایمان و باور خود به خداوند را تقویت کند، چون اگر انسان از ایمانی قوی و مستحکم برخوردار نباشد، در گیرودار سختی‌ها و بلاها و در مواجهه با امتحانات دشوار، از امیدش به خداوند کاسته می‌گردد. فراوان‌اند کسانی که وقتی با مرگ عزیزی و یا بیماری‌های سخت و طولانی مواجه می‌گردند، مستأصل و درمانده می‌شوند و تحمل از کف می‌دهند. مرحوم آقای شیخ‌ عباس تهرانی(رضوان الله علیه) که صبح جمعه‌ها در مدرسه حجتیه درس اخلاق می‌گفتند در یکی از آن جلسات درباره دشواری تحمل مشکلات و سختی‌ها گفتند که من تصور می‌کردم تحمل سختی‌‌ها و بلاها را دارم تا اینکه شبی بر اثر زخم معده با درد شدید شکم مواجه گردیدم، تصمیم گرفتم که درد را تحمل کنم؛ اما چیزی نگذشت که درد شدت گرفت و تحملش برایم دشوار گردید و به خداوند توسل جستم. اما درد تسکین نیافت و هرچه می‌گذشت شدیدتر می‌گردید تا نیمه شب به انواع دعا و توسل پرداختم و هر دعایی که به نظرم می‌رسید خواندم، اما درد برطرف نگردید. تا آنکه عرصه بر من تنگ شد و گفتم:‌ «مگر کسی نیست که به فریاد من برسد؟» وقتی این ضعف را در خودم یافتم که نمی‌توانم در برابر درد شکم ایمانم را حفظ کنم، به یک‌باره دردم برطرف شد و تسکین یافت و خداوند به‌وسیله آن درد شکم، مرا متوجه این‌ نکته کرد که انسان آن‌قدر ضعیف است که نمی‌تواند در برابر چنین دردی ایمانش را حفظ کند.
﴿ صفحه 259 ﴾