سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

جایگاه رحمت الاهی و شفاعت در قوانین حکیمانه الاهی

بدیهی است که رحمت و مغفرت الاهی و رسیدن به رضوان الاهی مطلوب ماست، اما آنها بدون سبب تحقق نمی‌یابند و چنان نیست که خداوند بی‌جهت کسی را مشمول رحمت خود سازد و یا بی‌جهت کسی را از رحمت خویش محروم گرداند. خداوند حکیم است و رفتار او حکیمانه است و ممکن نیست بی‌حساب کسی را مشمول رحمت سازد و بدون حساب کسی را بیامرزد و حتّی شفاعت اولیای خود در حق گنهکاران را بی‌حساب نمی‌پذیرد و به‌هرروی در نظام تکوین و تشریع الاهی همه امور دارای حساب دقیق و حکیمانه است. چیزی که هست گاهی ما از حساب و تقدیر الاهی بی‌اطلاعیم. ما در پرتو معرفت به خدا و صفات او و وعده‌‌ای که داده است، شرایط و عوامل تحقق بعضی امور را می‌شناسیم، مثلاً می‌دانیم کسی که در همه عمرش گناهی مرتکب نگشته و همواره در مسیر اطاعت خداوند گام برداشته است به بهشت می‌رود. بالعکس، می‌دانیم کسی که در همه عمرش عبادت و کار نیکی انجام نداده و به خداوند ایمان ندارد و همواره به دشمنی با اولیای خدا پرداخته، به جهنم می‌رود. پس هم بهشتی شدن انسان‌ها شرایط و اسبابی دارد و هم جهنمی شدن آنها و کارهای خداوند گزاف و بی‌حساب نیست و به اندازه سر سوزنی نیز در آنها خطا و اشتباه رخ نمی‌دهد.
برخی خیال می‌کنند که شفاعت بدون حساب و کتاب است و رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) و سایر پیشوایان معصوم ما بدون حساب مردم را شفاعت می‌کنند و آنان را از جهنم نجات می‌‌دهند و روانه بهشت می‌گردانند. درصورتی‌که شفاعت شامل حال کسی می‌شود که در زمره دوستان رسول خدا(صلی الله علیه و آله) و سایر معصومین و اولیای خدا باشد و با ایمان بمیرد. ممکن است کسی ایمان داشته باشد و در زمره مؤمنان به‌حساب آید، اما در نهایت با سوء‌عاقبت و بدون ایمان از دنیا برود. ممکن است کسی خود بپندارد که ایمان دارد، اما از ایمان حقیقی و واقعی بی‌بهره باشد. تازه
﴿ صفحه 249 ﴾
اگر ایمان واقعی و حقیقی نیز داشته باشد، معلوم نیست تا دم مرگ ایمانش باقی بماند و آن را سالم به منزل مقصود برساند. حتی کسی که با ایمان از دنیا می‌رود و مستحق شفاعت می‌گردد، ممکن است به جهت گناهانی که مرتکب گشته در عالم برزخ کیفر ‌شود؛ و در قیامت نیز ممکن است پس از گذراندن مواقفی از جهنم و تحمل عذاب‌های الاهی طی سالیانی دراز، مشمول شفاعت گردد و از سایر عذاب‌هایی که استحقاق آنها را دارد رهایی یابد.
حاصل آنکه: گنهکاری که مؤمن باشد و تا دم مرگ ایمانش پایدار بماند، زمینه بهره‌مندی از شفاعت در او فراهم است و ممکن است مورد شفاعت قرار گیرد. اما درصورتی‌که فاقد ایمان باشد و عقاید، اخلاق و اغلب کردار او مورد رضایت خداوند نباشد، زمینه بهره‌مند گشتن از شفاعت در او فراهم نیست و حتی شفاعت پیامبران خدا و فرشتگان مقرب و معصوم نیز سودی به حالش نخواهد داشت. خداوند می‌فرماید: وَکم مِّن مَّلَک فِی السَّمَاوَاتِ لَا تُغْنِی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا إِلَّا مِن بَعْدِ أَن یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن یَشَاء وَیَرْضَى؛(221) «و بسا فرشتگانی در آسمان‌ها که شفاعتشان هیچ سود نکند، مگر پس از آنکه خدای برای هر [شفیع یا برای هر انسانی] که بخواهد و پسندد، اجازه دهد».

تفکیک امید صادق از امید کاذب

اگر کسی دارای ایمان واقعی باشد و درصدد باشد که ایمانش را تا دم مرگ پاس دارد و درعین‌حال امید به شفاعت داشته باشد، امید او صادق و عقل‌پسند است؛ چون او با فرض تحقق اسباب و شرایط بهره‌مندی از شفاعت بدان امید دارد. اما اگر از ته دل به خداوند و دستورات او ایمان ندارد و اسباب و شرایط بهره‌مندی از شفاعت را در خود فراهم نیاورده است و درعین‌حال امید به شفاعت دارد، آن امید کاذب است. حتی اگر
﴿ صفحه 250 ﴾
واقعاً امیدوار به شفاعت باشد و احتمال قوی بدهد که از آن بهره‌مند شود، احتمال او روان‌شناختی و غیرمنطقی است. فرض کنید کشاورزی در پی آن است که در فصل درو محصول خوبی برداشت کند. او اگر به‌موقع زمینش را شخم زده باشد و بذر نیز در آن افشانده باشد و به‌موقع بدان آب داده باشد، می‌تواند امیدوار باشد که از آن زمین محصول مطلوب را برداشت کند. چون با تلاش و اقدامات او و شرایطی که خداوند در زمین و بذر و آب و هوا فراهم آورده است، احتمال برداشت محصول بسیار قوی است و در مقابل، احتمال عدم برداشت آن، به جهت احتمال وقوع حوادث پیش‌بینی نشده مثل جاری گشتن سیل و یا مواجه شدن گیاهان با آفتی که پیش‌بینی آن میسور نبود، ضعیف است و کسی بدان توجهی نمی‌کند. اما اگر به‌موقع زمین را شخم نزد و در آن بذر نپاشید و به آبیاری آن نپرداخت، نمی‌تواند امید برداشت محصول داشته باشد و اگر چنین امیدی در او پدید آمد، آن امید غیرعقلایی، غیرمنطقی و در واقع، خیال‌بافی است. در امور معنوی نیز انسان باید شرایط و زمینه‌های کافی را فراهم آورد، آن‌گاه امید آن داشته باشد که به مراتب عالی‌ معنوی دست یابد. نعمت‌ها و لذت‌های بهشتی برای همه ما جاذبه دارد و بزرگ‌ترین آرزوی ما وارد شدن در بهشت و برخورداری از لذت‌ها و نعمت‌هایی است که خداوند در وصف آنها می‌فرماید:
مَثَلُ الْجَنَّه الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّه لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى وَلَهُمْ فِیهَا مِن کلِّ الثَّمَرَاتِ وَمَغْفِرَه مِّن رَّبِّهِمْ ...؛(222) «وصف آن بهشتی که پرهیزکاران را وعده داده‌اند این است که در آن جوی‌هایی است از آبی دگرگون نشدنی [نگندد و بوی و مزه آن برنگردد] و جوی‌هایی از شیری که مزه‌اش برنگردد و جوی‌هایی از باده‌ای که لذت‌بخشِ آشامندگان است و
﴿ صفحه 251 ﴾
جوی‌هایی از عسل ناب؛ و ایشان را در آن [بهشت] از هرگونه میوه‌ای باشد و نیز آمرزش پروردگارشان».
بهشت منزلگاهی بس رفیع برای بهشتیان است و آنان به مرتبه‌ای از رفعت و عزت می‌رسند که در آستانه بهشت، فرشتگان الاهی به استقبال آنان می‌آیند و آنان را با احترام و تجلیل به بهشت بار می‌دهند:
وَسِیقَ الَّذِینَ اتَّقَوْا رَبَّهُمْ إِلَى الْجَنَّه زُمَرًا حَتَّى إِذَا جَاؤُوهَا وَفُتِحَتْ أَبْوَابُهَا وَقَالَ لَهُمْ خَزَنَتُهَا سَلَامٌ عَلَیْکمْ طِبْتُمْ فَادْخُلُوهَا خَالِدِینَ؛(223) «و آنان که از پروردگار خویش پروا کرده‌اند گروه‌گروه به بهشت برده شوند، تا آن‌گاه که بدانجا [بهشت] رسند، و درهایش گشوده باشد، و نگهبانان آن ایشان را گویند: سلام بر شما، خوش باشید [یا پاک شوید] پس به بهشت درآیید [و در آن] جاودانه باشید».
تازه بهشت و نعمت‌های جاودانه آنکه برای مؤمنان و طالبان سعادت بس لذت‌بخش و شعف‌برانگیز است و جاذبه فوق‌العاده دارد، در برابر رضوان الاهی که در انتظار دوستان خدا و تقواپیشگان است و آنان با پیروی از دستورات الاهی به چنان مرتبت عظیمی دست خواهند یافت، چیزی به‌حساب نمی‌آید؛ ازاین‌روی خداوند می‌فرماید:
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکنَ طَیِّبَه فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکبَرُ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛(224) «خداوند به مردان و زنان مؤمن بوستان‌هایی وعده داده است که از زیر [درختانِ] آنها جوی‌ها روان است. در آنها جاویدان‌اند و نیز جای‌های خوش و پاکیزه در بهشت‌های پاینده،‌ و خشنودی خدا از همه برتر و بزرگ‌تر است. این است رستگاری و کامیابی بزرگ».
﴿ صفحه 252 ﴾

بهای نیل به رضوان و بهشت

این بهشت و رضوان الاهی به بهای گام سپردن در مسیر تعالی و دست شستن از پیروی هوای نفس و تبعیت از دستورات الاهی و عبودیت خدا نصیب بهشتیان می‌گردد و چنان نیست که کسی بدون حساب و گزاف بدان دست یابد. حال اگر کسی احتمال دهد و یا امید داشته باشد که بدون حساب و کتاب و بدون عمل به دستورات الاهی و مبارزه با شیطان بیرون و درون به بهشت الاهی دست می‌یابد، احتمال و امید او فاقد ارزش است و همانند کشاورزی است که زمینش را شخم نزده و دانه‌ای در آن نیفشانده و به آبیاری آن نپرداخته و بااین‌حال امید آن دارد که از آن، محصول برداشت کند! و بی‌تردید آن امید خیالی بیهوده و جاهلانه است.
گاهی انسان چون به کرم و لطف بی‌نهایت خدا واقف نیست و نمی‌داند که اسباب و شرایط امیدواری به رحمت الاهی را فراهم آورده، امیدی به رحمت خدا ندارد. او به این حقیقت پی نبرده که حساب آخرت با حساب دنیا متفاوت است و بازار آخرت چون بازار دنیا نیست که انسان تنها به اندازه تلاش و کوشش خود مزد و پاداش دریافت کند، بلکه پاداش اخروی عمل بسیار فراتر از خود عمل و قابل مقایسه با آن عمل نمی‌باشد. خداوند در آیه‌ای از قرآن درباره پاداش اخروی عمل صالح و کیفر عمل ناشایست می‌فرماید: مَن جَاء بِالْحَسَنَه فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّیِّئَه فَلاَ یُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ یُظْلَمُونَ؛(225) «هرکه کار نیکی آورد ده‌چندانِ آن پاداش دارد، و هرکه کار بدی آورَد جز همانند آن کیفر نبیند و بر آنان ستم نرود [نیکی به نیکی و بدی به بدی پاداش داده شود نه جز آن]».
در آیه دیگر، پاداش انفاق در راه خدا را هفت‌صد برابر، بلکه افزون بر آن معرفی می‌‌کند و می‌فرماید:
مَّثَلُ الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللّهِ کمَثَلِ حَبَّه أَنبَتَتْ سَبْعَ سَنَابِلَ فِی کلِّ
﴿ صفحه 253 ﴾
سُنبُلَه مِّئَه حَبَّه وَاللّهُ یُضَاعِفُ لِمَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ؛(226) «مَثَل آنان که مال‌های خویش را در راه خدا انفاق می‌کنند همانند دانه‌ای است که هفت خوشه برویاند و در هر خوشه صد دانه باشد و خدا برای هرکه بخواهد [آن را] چند برابر می‌‌کند و خداوند گشایشگر داناست».
کسانی که خیال می‌کنند پاداش‌های اخروی نظیر پاداش‌های دنیوی است و همچنان‌که در دنیا انسان به اندازه زحمتی که می‌کشد مزد دریافت می‌‌کند، پاداش اخروی او نیز مساوی با عملی است که انجام می‌دهد، خداوند و کرم و رحمت بی‌انتهای او را نشناخته‌اند. اگر آنان بدانند که خداوند چقدر نسبت به بنده خود لطف و کرم دارد و در برابر عمل کوچک او چه پاداش بزرگی عنایت می‌کند که درکش از عهده ما خارج است،‌ امیدشان به خداوند افزایش می‌یابد. در مقابل، اگر کسانی بپندارند که خدا به گزاف و بی‌حساب پاداش می‌دهد و همه گنهکاران را می‌بخشد و هرکس که غرق گناه است و در طول عمرش خداوند را اطاعت نکرده می‌تواند امید راهیابی به بهشت و رضوان الاهی را داشته باشد، باز به خداوند و قهر او جاهل‌اند و ربوبیت تشریعی و حکمت و عدالت او را نشناخته‌اند. اگر بنا بود همه و حتی کافرانی که در طول عمر به عصیان و نافرمانی خدا مشغول بوده‌اند روانه بهشت گردند، خداوند نباید جهنم را می‌آفرید و نباید با تأکید می‌فرمود: لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّه وَالنَّاسِ أَجْمَعِینَ؛(227) «هرآینه دوزخ را از همه جنیان و آدمیان [کافر] پر می‌کنم».