سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار پانزدهم: (در جست‌و‌جوی رحمت بی‌انتهای خداوند)

توجه به رحمت و مغفرت الاهی؛ تسکین‌بخش دل مؤمن

توجه به گناهان، خوف و ترس از عذاب الاهی را در انسان برمی‌انگیزاند، اما ازآن‌روی که امکان جبران رفتار ناپسند و زشت فراهم است و انسان می‌تواند با توکل بر خداوند و توفیق او و با امید به رحمت بی‌کران الاهی، به تدارک رفتار ناپسند و ناشایست خود بپردازد و از حرکت و گام نهادن در مسیر شیطان باز ایستد و دام‌های وسوسه‌های شیطانی را بگسلد و در مسیر تعالی و کمال قرار گیرد و راه هدایت الاهی را بپیماید‌، در دعاها و مناجات پیشوایان معصوم ما در کنار اظهار خوف و پشیمانی، امید به رحمت و بخشش بی‌نهایت الاهی به‌صورت برجسته مطرح گردیده است. در این راستا، امام سجاد(علیه السلام) در طلیعه مناجات خائفین به‌گونه‌ای سخن می‌گویند که حس ترحم مخاطب و شنونده برانگیخته می‌شود، اما ازآن‌روی که در خداوند تغییر حالات متصور نیست، این‌گونه سخن گفتن درواقع، باعث دریافت فزون‌تر رحمت الاهی می‌گردد.
حضرت در فراز اول مناجات خائفین می‌فرمایند:
اِلهى اَتَراک بَعْدَ الْأیمانِ بِک تُعَذِّبُنى ،اَمْ بَعْدَ حُبّى اِیَّاک تُبَعِّدُنى ، اَمْ مَعَ رَجآئى لِرَحْمَتِک وَصَفْحِک تَحْرِمُنى ، اَمْ مَعَ اسْتِجارَتى بِعَفْوِک تُسْلِّمُنى ، حاشا لِوَجْهِک
﴿ صفحه 232 ﴾
الْکریمِ اَنْ تُخَیِّبَنى؛ «خدایا، آیا باور کردنی است که مرا پس از آنکه به تو ایمان آورده‌ام عذاب می‌کنی؟ یا مرا پس از آنکه تو را دوست داشته‌ام، از خویش دور می‌سازی؟ یا با آنکه به رحمت و بخشایشت امید دارم، محرومم می‌سازی؟ یا با آنکه به عفو تو پناه آورده‌ام، مرا تسلیم عذاب و عقاب می‌کنی؟ حاشا از ذات بزرگوار و کریم تو که ناامیدم گردانی».
این فراز حاکی از آن است که ترس از عذاب الاهی شدیداً گوینده را متأثر و نگران ساخته و وی درصدد متعادل ساختن ترس خود از عذاب الاهی است. چه اینکه اگر ترس کاملاً بر دل انسان غالب شود و به افراط گراید، باعث یأس از رحمت خدا می‌شود، پس بایسته است که چون حالات دیگر، انسان حالت ترس را در خود متعادل و کنترل سازد و در کنار ترس از خدا و عذاب او، به رحمت و مغفرت الاهی نیز نظر داشته باشد که در این صورت ترس از خدا همراه با امید به رحمت او، باعث تحرک، پویایی، تصحیح رفتار و گام نهادن در مسیر تعالی و خودسازی می‌گردد. این شیوه مناجات با خدا و اظهار ترس از عذاب الاهی در کنار چشمداشت به رحمت و مغفرت الاهی در سایر دعاها و مناجات‌ها نیز مشاهده می‌شود؛ به‌عنوان نمونه امام سجاد(علیه السلام)در دعای ابوحمزه ثمالی، بهره‌مندی از مهر و رحمت الاهی در مقام مناجات با او را مایه تسکین دل از خوف خدا می‌داند و می‌فرماید: یا مَوْلاىَ بِذِکرِک عاشَ قَلْبى ، وَبِمُناجاتِک بَرَّدْتُ اَ لَمَ الْخَوْفِ عَنّى ؛(207) «مولای من، با یاد تو دلم حیات و طراوت یافته و با مناجات تو درد ترس [از عذاب و فراق تو] را تسکین و کاهش دادم».
وقتی ترس در وجود انسان شعله‌ور می‌گردد،‌ انسان فطرتاً می‌‌کوشد که آن را تسکین بخشد و در نتیجه، سراغ کسی می‌رود که آن ترس را در درون او ایجاد کرده و می‌کوشد که با سخنان خود او را بر سر مهر آورد. فرض کنید فرزندی نسبت به پدر
﴿ صفحه 233 ﴾
خود و یا دوستی نسبت به دوست خود خیانت و یا کوتاهی کرده باشد، وی در مقام عذرخواهی ضمن اعتراف به کوتاهی و تقصیر خود می‌کوشد با ذکر خوبی‌هایی که در حق پدر و یا دوستش روا داشته، دل او را به دست آورد و از کدورت و ناراحتی او نسبت به خویش بکاهد. همچنین بنده گنهکار که عذاب و کیفر الاهی را فرا روی خود می‌بیند، با زبان استرحام و با ذکر کارهای ارزشمند و خداپسندانه خود می‌کوشد توجه خداوند را به خویش جلب کند و زمینه بهره‌مندی خود از رحمت و مهر الاهی را فراهم آورد. بی‌تردید باارزش‌ترین و گران‌قدرترین ویژگی و رفتار انسان ایمان به خداست که در آیات و روایات فراوان از آن ستایش شده و مؤمن برخوردار از آن را از چنان عظمت و منزلتی برخوردار می‌سازد که امام صادق(علیه السلام)، می‌فرمایند: المُؤمِنُ أعظَمَ حُرمَه مِنَ الکَعبَه؛(208) «حرمت و ارزش مؤمن فراتر از کعبه است».
آن‌گاه امام(علیه السلام) با توجه به ارزشی که سرمایه ایمان در پیشگاه خداوند دارد، در مقام مناجات با معبود خود متذکر ایمان خویش که شریف‌ترین و عزیز‌ترین خصلت و رفتار مؤمن در پیشگاه خداوند به شمار می‌آید می‌گردد و می‌فرماید چگونه کسی را که به تو ایمان آورده عذاب می‌کنی؟
یکی از ثمرات ایمان و معرفت به خداوند محبت است و کسی که به ساحت ربوبی معرفت داشت و سراسر وجود خود را تحت مالکیت او یافت و بر این باور بود که همه نعمت‌های مادی و معنوی مواهب الاهی است، سعی می‌کند با همه وجود به معبود و مالک هستی عشق ورزد و در نتیجه به خواست محبوب و معشوق خود عمل کند، تا ازاین‌طریق محبت و توجه معبود را به خود جلب کند. چه اینکه دوری و بُعد از ساحت قرب معبود، بلای عظیمی است که عارفان و محبان حق را به وحشت افکنده است، بلایی که برای کسی که لذت قرب به حق و محبت او را چشیده از عذاب الاهی
﴿ صفحه 234 ﴾
و حتی حرمان از بهشت شدیدتر است. ازاین‌روی حضرت با توجه به آنکه از تلخی و شکنجه بُعد از محبوب خبر دارد می‌فرماید که خدایا، چگونه کسی را که به تو محبت دارد از خود دور می‌کنی. خدایا، چگونه مرا که به رحمت و گذشت تو امید بسته‌ام، محرومم می‌کنی. از مکارم اخلاق این است که وقتی کسی به دیگری امیدوار گشته، هرچند او لیاقت و استحقاق یاری و مساعدت نداشته باشد، ناامیدش نگرداند. حال چگونه ممکن است خداوند که منبع کرم و بزرگواری است کسانی را که به رحمت و مغفرت او چشم دوخته‌اند و امید آن دارند که از آنها درگذرد، ناامید سازد، هرچند آنان لیاقت بهره‌مندی از رحمت الاهی را نداشته باشند.
هرکس با خطر مواجه می‌گردد و حیوان درنده و یا دشمنی او را تهدید می‌کند، به دنبال پناهگاهی می‌گردد که او را از خطر برهاند و در پناه‌ آن آرامش و آسایش یابد. شکی نیست که بدترین دشمن انسان که آخرت و عاقبت انسان را خراب می‌سازد گناهان و شیطان می‌باشد و برای رهایی از شر این دشمن خطرناک انسان باید به خداوند و دریای عفو او پناه آورد. خداوندی که کریم و بزرگوار است و حتی اگر دشمنش به او پناه آورد و با احساس پشیمانی از او بخواهد که از او درگذرد و از شر شیطان و گناهان و جهنم نجاتش دهد، به او پناه می‌دهد و مشمول عفو خود می‌سازد، چگونه ممکن است به دوست خود پناه ندهد و او را از شر خطاها، گناهان و شیطانی که با وسوسه‌های خود او را از حق باز می‌دارد حفظ نکند؟

نگرانی اولیای خدا از فرجام و عاقبت خویش

در ادامه مناجات، حضرت حالت و احساس کسی را می‌نمایانند که در کمال درماندگی و شرمندگی در درگاه خداوند قرار گرفته و نمی‌داند که عاقبت او به خیر و سعادت می‌انجامد و یا به شقاوت، بدبختی و حرمان از رحمت الاهی مبتلا می‌گردد، نظیر
﴿ صفحه 235 ﴾
مجرمی که برای محاکمه فرا خوانده شده و نمی‌داند که آیا حکم اعدام او را صادر خواهند کرد و یا حکم آزادی‌اش را، حضرت می‌فرمایند:
لَیْتَ شِعْرى، اَلِلشَّقآءِ وَلَدَتْنى اُمّى اَمْ لِلْعَنآءِ رَبَّتْنى ، فَلَیْتَها لَمْ تَلِدْنى وَلَمْ تُرَبِّنى ، وَلَیْتَنى عَلِمْتُ اَمِنْ اَهْلِ السَّعادَه جَعَلْتَنـى ، وَبِقُـرْبِک وَجـِوارِک خَصَصْتَنى ، فَتَقَِرَّ بِذلِک عَیْنى ، وَتَطْمَئِنَّ لَهُ نَفْسى ؛ «ای کاش می‌دانستم که مادرم مرا برای بدبختی زایید یا برای ذلت و رنج تربیتم کرد؟ پس [در این صورت] ای کاش او مرا نمی‌زایید و پرورشم نمی‌داد. و ای کاش می‌دانستم که مرا از اهل سعادت مقرر داشته‌ای و برای مقام قرب و جوار رحمتت مخصوص گردانیده‌ای تا چشمم روشن و قلبم آرام و مطمئن گردد».
«شقاء» به معنای بدبختی و حرمان از چیزی است که سبب کمال و لذت است و «عناء» به معنای پستی و زبونی می‌باشد. جمله «لیت شعری» در مقام حیرت و سرگردانی از پیشامدی نامعلوم به کار می‌رود و حاکی از آن است که بنده خود را در خوف‌ورجا می‌بیند و درعین‌حال نگران عاقبت و فرجامی است که اطلاعی از آن ندارد. حضرت در بیان خود، بیش از هرچیز از عاقبت و فرجام خویش اظهار نگرانی می‌کند. این ازآن‌روست که بر دل متقین و عاشقان خدا، بیش از هرچیز ترس از بدعاقبتی و شقاوت سایه افکنده و این ترسْ دل آنان را پریشان و مضطرب می‌گرداند و همیشه در این اندیشه‌اند که آیا در علم ازلی حق در زمره سعادت‌پیشگان‌اند یا در زمره شقاوتمندان. گرچه در ظاهر همه انسان‌ها طالب سعادت‌اند و سعادت‌طلبی امری بدیهی است، اما از یک‌سو مکاتب فکری برداشت‌های مختلفی درباره سعادت و ضد آن، یعنی شقاوت دارند و بر این اساس، هرکس به تناسب بینش و جهان‌بینی خاص خود به دنبال سعادت و گریزان از شقاوت است. از سوی دیگر، بر فرض تشخیص درست سعادت و شقاوت، چون انسان موجودی مختار است، گاهی بر اثر حسن انتخاب راه هدایت را می‌پوید و به سعادت می‌رسد و گاهی بر اثر سوء‌انتخاب،
﴿ صفحه 236 ﴾
راه ضلالت و گمراهی را پیش می‌گیرد. ازاین‌روی، کسانی که اهل بصیرت‌اند همواره از شقاوت و بدبختی خایف و ترسان‌اند و با دعا و تضرع از خداوند می‌خواهند که آنان را از شقاوت دور دارد و برای دستیابی به سعادت ابدی راهنمایی و دلالت فرماید. مؤمن طالب سعادت پیوسته خود را بین خوف و رجا می‌بیند و به نوعی این دو صفت زمینه و بستر نیل به سعادت را برای او هموار می‌سازند. عارف بزرگ مرحوم ملکی تبریزی درباره ارتباط خوف و رجا با سعادت می‌نویسد:
«و کدامین سعادت نزد مؤمن مثل لقای پروردگار و انس با اوست و این جز با تحصیل محبت او حاصل نشود و تحصیل محبت او جز پس از معرفت نصیب انسان نگردد و معرفت جز به دوام فکر به دست نیاید و دوام فکر غالباً جز با ذکر و یاد خدا حاصل نمی‌شود. ذکر و فکر جز به دور ساختن خویش از مشاغل دنیایی و قطع الفت و دوستی شهوات و خواسته‌های نفسانی فراهم نشود و این جز به کندن محبت دنیا و خواسته‌های دنیایی از دل به دست نمی‌آید و برکندن ریشه‌های محبت دنیا و شهوات آن جز به صبر در مقابل آنها حاصل نمی‌شود و صبر هم جز با خوف و رجا تحقق نمی‌پذیرد».(209)