سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مفهوم ترس از خدا

سؤال اساسی که همیشه پیش روی ماست این است که انسان از موجودات خطرناک و وحشت‌آفرین می‌ترسد و با توجه به اینکه خداوند مظهر مهر و محبت و رحمت بی‌نهایت است، ترس از او به چه معناست؟ پاسخ آن است که متعلق و منشأ ترس یا
﴿ صفحه 206 ﴾
خطری است که متوجه انسان می‌شود، یا منفعتی است که از وی سلب می‌گردد و یا محرومیت وی از چیزی است که دوست می‌دارد و در درجه اول، ترس به این امور نسبت داده می‌شود. اما به دلیل علاقه سببیت و مسببیت،‌ گاهی کسی یا چیزی که سبب پیدایش خطر یا سلب منفعت یا محرومیت است نیز متعلق ترس قرار می‌گیرد. برای مثال، کسی که از گرگ می‌ترسد، ترس او درواقع از دریده شدن و آسیب دیدن بدنش است و چون چنین زیانی به‌وسیله گرگ متوجه او می‌گردد، از آن می‌ترسد. یا کسی که از تاریکی می‌ترسد، ترس او درواقع از خطری است که ممکن است در تاریکی متوجه او گردد.
با توجه به اینکه گاهی ترس به سبب و عامل خطر و ضرر و سلب منفعت نسبت داده می‌شود، در کلمات انبیا و در آموزه‌های وحیانی و قرآنی انسان به علت‌العلل و مسبب‌الاسباب توجه داده شده است. بر اساس آن آموزه‌ها، گرچه انسان از گرگ که خطری متوجه او می‌سازد می‌ترسد، اما چون گرگ آفریده خداست و اختیار و تدبیر آن را خداوند به عهده دارد، انسان باید از خداوند که آفریننده گرگ و مسبب‌الاسباب است بترسد. در حوزه رفتار اختیاری و اعمالی که ارزش‌گذاری اخلاقی می‌شوند، در واقع ترس ما از رفتار زشت و ناپسند خودمان است که بر اساس قوانین تشریعی الاهی عذاب و کیفر خداوند بر آنها مترتب می‌گردد و ترس‌ ما از خداوند عرضی است و به‌واسطه آن است که خداوند بر اساس نظام حکیمانه خود جهنم را آفریده که در آن معصیت‌کاران مجازات و کیفر شوند. ترس از خداوند ازآن‌روست که سلطنت و حکومت مطلق عالم در اختیار اوست و بر اساس نظامی که در این عالم فراهم شده متخلفان از حدود الاهی مجازات و کیفر ‌شوند. همچنین تعلق ترس به آخرت عرضی است و ترس ما در حقیقت از عذاب‌ها و کیفرهایی است که در آن روز متوجه انسان می‌شود و ترس از آخرت ازآن‌روست که آن روز ظرف آن
﴿ صفحه 207 ﴾
مجازات‌ها و کیفرهاست. خداوند متعال دراین‌باره که ترس ما از خدا، به معنای ترس از اعمال خود ماست که به سلب نعمت الاهی و یا گرفتار شدن به عذاب الاهی می‌انجامد می‌فرماید: ظَهَرَ الْفَسَادُ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا کسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذِیقَهُم بَعْضَ الَّذِی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ؛(184) «به سبب آنچه دست‌های مردم فراهم آورده، فساد در خشکی و دریا نمودار شده است، تا [خداوند جزای] برخی از آنچه را کرده‌اند به آنها بچشاند، باشد که بازگردند».
خداوند در آیه دیگر نیز می‌فرماید: وَمَا أَصَابَکم مِّن مُّصِیبَه فَبِمَا کسَبَتْ أَیْدِیکمْ وَیَعْفُو عَن کثِیرٍ؛(185) «و هر[گونه] مصیبتی به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست، و [خدا] از بسیاری درمی‌گذرد».
توضیح فزون‌تر مفهوم ترس از خدا این است که در زمینه ترس، چند عنصر و عامل تحقق می‌یابد: یکی خود ترس، دوم شخص ترسنده، سوم عامل ترس و چهارم منشأ و متعلق ترس. مثلاً در مورد دانش‌آموزی که از مردود شدن می‌ترسد، شخص ترسنده خود دانش‌آموز است که در او ترس از مردود شدن به وجود آمده. عامل ترس درس نخواندن و کوتاهی در فراگیری دروس است که زمینه ترس او را فراهم می‌آورد. متعلق و منشأ ترس او «مردود شدن» است. پس در این مثال متعلق مستقیم و بی‌واسطه ترس مردود شدن است. اما در مثال مزبور عامل دیگری نیز وجود دارد و آن معلم است که دانش‌آموز را مردود می‌سازد و ازاین‌روی معلم نیز متعلق ترس قرار می‌گیرد ولکن تعلق ترس دانش‌آموز به معلم با‌واسطه و ازآن‌جهت است که معلم او را مردود می‌کند و الاّ کسی از معلم از‌آن‌جهت که معلم است و درس می‌دهد ترسی ندارد. درواقع ترس دانش‌آموز از مردود شدن است و ترس او از معلم به آن جهت است که او را مردود می‌کند.
﴿ صفحه 208 ﴾
در مورد ترس از خدا نیز، عامل ترس گناه انسان است و متعلق ترس عذاب و کیفری است که بر آن گناه مترتب می‌شود و چون خداوند بر اساس نظام حکیمانه خود پدید آورنده کیفر و عذاب است، متعلق ترس قرار می‌گیرد. پس آنچه اولاً و بالذات انسان از آن می‌ترسد عذاب و کیفر گناهان است و ترس از خدا مع‌الواسطه و به آن جهت است که وی نظام ترتب عذاب بر گناه را مقرر فرموده است. پس متعلق اصلی ترس و آنچه باید از آن ترسید عذاب و کیفری است که به‌واسطه گناه متوجه انسان می‌گردد. چنان‌که مجرم حقیقتاً از زندان، تازیانه و مجازات می‌ترسد و منشأ ترس او جرمی است که مرتکب گشته است و ترس او از حاکم شرع ازآن‌روست که او مجری قانون است و الاّ او در درجه اول از کیفر و مجازات می‌ترسد.
بنابراین، منشأ ترس ما گناهانی است که مرتکب می‌شویم و متعلق ترس ما حقیقتاً عذاب و کیفری است که متوجه آن گناهان می‌شود و تعلق آن ترس به خداوند ازآن‌روست که وی کسانی را که از دستورات و مقرراتش سرپیچی کنند کیفر می‌کند و در نظامی که وی مقرر کرده، فرجام گناه جهنم و عذاب است و یا بنابر قانون تجسم اعمال وضعیتی که برای گنهکار در قیامت رقم می‌خورد، جلوه حقیقی گناهانی است که در دنیا مرتکب می‌گردد. چه اینکه براساس نظام الاهی اگر کسی چاقو به چشمش فرو برد کور می‌شود و چون این نظام به خداوند مستند است و اساساً همه کارها به خداوند مستند می‌گردند، می‌شود گفت که خداوند او را کور کرده، اما دراین‌بین کسی که به چشمش چاقو فرو برده مقصر و خطاکار است و مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد و برای همیشه باید خسارت حرمان از چشم را تحمل کند. پس خداوند موجودی ترسناک نیست و دارای جود، کرم، رأفت و رحمت بی‌نهایت است، اما بر اساس نظام حکیمانه او هرکس بخواهد به تکلیف خود عمل نکند و با دستورات او مخالفت ورزد، کیفر و مجازات می‌شود و ترس ما از عِقاب و کیفر الاهی است و
﴿ صفحه 209 ﴾
منشأ آن گناهی است که مرتکب می‌گردیم و ترس ما از خدا از‌آن‌روست که خطاکاران را کیفر و عقوبت می‌‌کند.
با توجه به آنچه گفتیم شبهه کسانی که می‌گویند خداوند مظهر رأفت و مهربانی است و ترس از او بی‌معناست مرتفع می‌گردد. چه اینکه این شبهه ناشی از مغالطه و خلط بین بالذات و بالعرض است.

﴿ صفحه 211 ﴾

گفتار چهاردهم: (نقش سازنده ترس از خدا)

نقش تربیتی ترس از خدا

آیات قرآن و سیره و سخنان انبیا و ائمه اطهار(علیهم السلام) و بزرگان دین حاکی از آن است که خوف و خشیت از خداوند حقیقتی است انکارناپذیر و گریه‌های طولانی اولیای خدا حاکی از آن است که آنان حقیقتاً از خداوند ترس داشتند. همان‌طور که انسان از خود به‌عنوان عامل گناه و نیز از کیفر و عذابی که بر گناه مترتب می‌گردد می‌ترسد، از خداوند نیز که آتش جهنم را آفریده و کیفر و عذاب را مترتب بر گناه می‌کند می‌ترسد و نمی‌شود گفت ترس از خدا، به معنای ترس از خویش و گناه است. بلکه هم ترس از خویش و ترس از گناه و عذاب و نیز ترس از خدا، هریک در جای خود صحیح و قابل توجیه منطقی و عقلی است.
گرچه دعوت پیامبران الاهی هم شامل بشارت به رضوان و بهشت الاهی بود و هم بیم دادن از کیفر گناهان و عصیان خداوند، اما عمومی‌ترین، مؤثرترین و کارسازترین شیوه تربیتی پیامبران الاهی بیم دادن از عذاب الاهی بوده است و ترس از عذاب الاهی بهترین و مؤثرترین محرک برای اطاعت از احکام الاهی و رهایی از غفلت و وسوسه‌های شیطانی و غلبه بر هواهای نفسانی است. با تحقیقات و روش‌های علمی
﴿ صفحه 212 ﴾
روان‌شناختی و نیز با تجربه‌های عادی ما ثابت شده است که عامل محرک انسان در بیشتر کارها ترس است و می‌توان گفت در نود درصد موارد، ترس باعث تحریک و تلاش انسان می‌شود و ده‌ درصد رفتار ما از وعده پاداش یا جلب منفعت ناشی می‌گردد. آنچه باعث تلاش بیشتر دانش‌آموزان در تحصیلاتشان می‌شود، ترس از شکست و مردود شدن است و آنان اگر از مردود شدن و تنبیه و سرزنش پدر و مادر و دیگران نمی‌ترسیدند، درس نمی‌‌خواندند. بسیار اندک‌اند دانش‌آموزانی که تلاش آنان ناشی از ترس نیست و عشق به علم باعث تلاش و کوشش آنان برای فراگیری دانش می‌گردد. بر این اساس، پدر و مادر برای اینکه فرزندشان را به درس‌خواندن وادار کنند، او را از عواقب مردود گشتن و شکست در تحصیل علم می‌ترسانند.
در امور معنوی نیز گرچه ما معتقدیم که خداوند افزون بر جهنم، بهشت نیز دارد و رحمت خداوند بس گسترده و مقدم بر غضب اوست، یا من سبقت رحمته غضبه(186) و نیز گرچه اندکی از بندگان ره‌یافته به عالی‌ترین مراتب معرفت و کمال در سودای نیل به قرب و رضوان الاهی هستند و ازاین‌روی بشارت به رضوان الاهی و جوار او محرک اصلی آنان بر گزینش طریق درستی و سعادت است؛ اما در بیشتر مردم ترس از عقوبت الاهی باعث انجام وظایف و عبادات می‌گردد و اگر ترس از عقوبت نبود، اندکی از مردم به امید ثواب و پاداش الاهی که به مؤمنان راستین وعده داده شده است، به عبادات و تکالیف خود می‌پرداختند، وعده‌ای که خداوند درباره آن فرمود:
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکنَ طَیِّبَه فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکبَرُ ذَلِک هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛(187) «خداوند به مردان و زنان مؤمن بوستان‌هایی وعده داده است که
﴿ صفحه 213 ﴾
از زیر [درختان] آنها جوی‌ها روان‌ است، در آنها جاویدانند و نیز جوی‌ها خوش و پاکیزه در بهشت‌های پاینده، و خشنودی خدا از همه برتر و بزرگ‌تر است. این است رستگاری و کامیابی بزرگ».
البته در برخی از رفتارها، تنها امید به پاداشْ محرک است، چون عقوبتی برای ترک آنها در نظر گرفته نشده است. در این رفتار، امید به پاداش که مطلوب انسان است تأثیر مستقیمی در انجام آنها دارد و دراین‌میان، ترس از محرومیت از آن پاداش نیز به‌صورت غیرمستقیم محرک انسان می‌گردد. برای خداباوران و معتقدان به جهان آخرت، ترس از سختی‌های شب اول قبر و عذاب جهنم محرک اصلی انجام تکالیف و وظایف است و لکن کسانی که به عالی‌ترین مدارج معرفت دست یافته‌اند، بزرگ‌ترین و جان‌فزاترین نگرانی‌‌شان حرمان از توجه و عنایت خداوند است و این حرمان عذاب بزرگی است که اغلب انسان‌ها از آن غافل‌اند و تنها آن راه‌یافتگان به معرفت ناب توحیدی که قدر و ارزش جوار معبود را می‌شناسند، به آن واقف‌اند و باور دارند که حرمان از گفت‌وگوی معبود، چنان سنگین و گران است که عذاب گرفتار شدن به آتش جهنم در برابر آن ناچیز می‌نماید.
درباره تأثیر مشاهده نظام حکیمانه حاکم بر عالم و ارتباط آن با نظام تشریع و نقش آن در برانگیختن ترس از عقوبت مخالفت با تکالیف الاهی و مخالفت با مقررات تشریعی خداوند می‌فرماید:
إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاخْتِلاَفِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لآیَاتٍ لِّأُوْلِی الألْبَابِ * الَّذِینَ یَذْکرُونَ اللّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىَ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَذا بَاطِلاً سُبْحَانَک فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛(188) «همانا در آفرینش آسمان‌ها و زمین و در پی یکدیگر آمدن شب و روز
﴿ صفحه 214 ﴾
خردمندان را نشانه‌هاست، همان کسان که ایستاده و نشسته و بر پهلوها خفته خدای را یاد می‌کنند و در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند [و گویند:] پروردگارا، این را به گزاف و بیهوده نیافریدی، تو پاکی [از اینکه کاری به گزاف و بیهوده کنی] پس ما را از عذاب آتش دوزخ نگاه‌دار».
وقتی انسان به آفریده‌های خداوند می‌نگرد، و به‌خصوص در شب که آرامش و سکون همه ‌جا گسترده شده به آسمان و ستارگانی که به زیبایی به جلوه‌گری می‌پردازند می‌نگرد، مسحور و مبهوت جلال و شکوه خداوندی می‌گردد و پیش خود می‌اندیشد که این نظام شکوهمند و حکیمانه نمی‌تواند بی‌هدف و به گزاف آفریده شده باشد. بی‌تردید این نظام دارای حساب، کتاب، قانون و هدف است. آن‌گاه در پی تأمل در عظمت آفرینش پدیده‌های پیرامون خویش، به خود می‌نگرد و به این حقیقت اعتراف می‌کند که نظام حاکم بر وجود و رفتار او به‌عنوان جزئی از نظام آفرینش، حکیمانه و از روی حساب و کتاب و دارای هدف است. بنابراین، او در حوزه رفتار تشریعی خود و در قبال نظام تشریع الاهی مسئول است و باید پاسخ‌گوی رفتار خود باشد که اگر با نظام و مقررات تشریعی خداوند مخالفت کند و در چارچوب مسیری که خداوند برای زندگی او ترسیم کرده گام برندارد و به اخلال در قوانین الاهی بپردازد، کیفر و مجازات می‌شود.