سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

خاستگاه الاهی ترس و امید

افراد متدین و خداشناس ترس و امید خود را به خداوند ارتباط می‌دهند و سعی می‌کنند ترس و امید آنان با انگیزه الاهی و دینی همراه گردد. به‌عنوان نمونه، آنان از
﴿ صفحه 198 ﴾
آنچه باعث بیماری و زیان انسان می‌شود، با این انگیزه که خداوند راضی نیست انسان به خودش زیانی وارد کند پرهیز می‌کنند. آنها بر این باورند که خداوند مسبب‌الاسباب و منشأ همه امور است و همه عوامل موجود در عالم ابزار و وسیله‌اند و بدون اذن و اراده خداوند تأثیری ندارند و خداوند است که از طریق اسباب به انسان نفع می‌رساند و یا از طریق عوامل و اسبابی دیگر به وی زیان می‌رساند. آتش بر اساس نظامی که خداوند وضع کرده می‌سوزاند و میکروب بر اساس نظمی که خداوند قرار داده تولید بیماری می‌کند و آن دو عامل، همچون سایر عوامل هستی تحت اراده و مشیت خداوند هستند و بدون اذن او کاری از پیش نمی‌برند. به‌هرروی، موحد خداوند را مؤثر حقیقی می‌داند و هرچند معرفتش فزونی گیرد، در این اعتقاد و باور راسخ‌تر می‌شود و غیر خدا را هیچ‌کاره می‌شناسد:
قُلِ اللَّهُمَّ مَالِک الْمُلْک تُؤْتِی الْمُلْک مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ الْمُلْک مِمَّن تَشَاء وَتُعِزُّ مَن تَشَاء وَتُذِلُّ مَن تَشَاء بِیَدِک الْخَیْرُ إِنَّک عَلَىَ کلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛(175) «بگو: بارخدایا، تویی که فرمانروایی، هر آن‌کس را که خواهی فرمانروایی بخشی و از هرکه خواهی فرمانروایی را بازستانی، و هرکه را خواهی عزت بخشی و هرکه را خواهی خوار گردانی؛ همه خوبی‌ها به دست توست و تو بر هرچیز توانایی».
در آیه دیگر خداوند پس از آنکه فراگیری سحر و جادو و اِعمال آن را مورد نکوهش قرار می‌دهد، می‌فرماید که بدون اذن و خواست خداوند سحر به کسی زیان نمی‌رساند:
وَاتَّبَعُواْ مَا تَتْلُواْ الشَّیَاطِینُ عَلَى مُلْک سُلَیْمَانَ وَمَا کفَرَ سُلَیْمَانُ وَلَـکنَّ الشَّیْاطِینَ کفَرُواْ یُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَمَا أُنزِلَ عَلَى الْمَلَکیْنِ بِبَابِلَ هَارُوتَ وَمَارُوتَ
﴿ صفحه 199 ﴾
وَمَا یُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى یَقُولاَ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَه فَلاَ تَکفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَمَا هُم بِضَآرِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللّهِ ...؛(176) «و [یهود] از آنچه شیاطین [جن] در عصر سلیمان بر مردم می‌خواندند پیروی کردند. سلیمان هرگز [دست به سحر نیالود و] کافر نشد، ولی شیاطین کفر ورزیدند و به مردم سحر آموختند؛ و [نیز یهود] از آنچه بر آن دو فرشته، هاروت و ماروت، در بابل فرود آمده [پیروی کردند] و این‌ دو هیچ‌کس را نمی‌آموختند مگر اینکه می‌گفتند:‌ ما آزمونیم، پس کافر مشو و آنها از آن دو چیزی می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی افکنند و اینها با آن بی‌اذن خدا به هیچ‌کس نمی‌توانستند گزندی برسانند».
افراد از نظر اعتقاد و پایبندی به توحید و باورداشت تأثیر اراده الاهی در کارها متفاوت‌اند و برخی هیچ نقشی برای خدا در کارها قایل نیستند و برخی سهم خداوند را ده‌ درصد و برخی بیشتر می‌دانند. اما موحد کامل همه کارها را ناشی از اراده خدا می‌داند و ازاین‌جهتْ خوف و امید او به خوف از خدا و امید به او منتهی می‌شود. او چون می‌داند که سررشته کارها در دست خداست به او امید دارد و نیز چون می‌داند همه اسباب و عوامل زیان و بلاآفرین تحت اراده الاهی هستند تنها از خداوند می‌ترسد.

ضرورت رعایت اعتدال در ترس و امید

روشن شد که خوف و رجا نقشی اساسی در زندگی انسان دارند، منتها آن دو حالت در حدّی خاص و موارد خاصی مطلوب و لازم هستند و چنان نیست که هر خوف و امیدی و در هر جایی مطلوب باشد. ازاین‌روی حکما و نیز علمای اخلاق، در کتاب‌های
﴿ صفحه 200 ﴾
خود، تأکید دارند که باید انسان در خوف و رجا حدّ اعتدال را رعایت کند، چون افراط و زیاده‌روی در ترس، آرامش را از انسان می‌ستاند و دایماً او را در حال نگرانی و اضطراب نگه می‌دارد و در نتیجه انسان زیان می‌بیند. در مقابل، اگر اصلاً ترسی در دل انسان نباشد، از هیچ ضرر و خسارتی خودداری نمی‌کند و در نتیجه زیان می‌بیند. همچنین اگر انسان در امید به خدا افراط ورزد و زیاده‌روی کند، از هیچ گناهی پرهیز نمی‌کند، چون امید آن دارد که خداوند او را ببخشد و در مقابل اگر از رحمت خدا ناامید باشد، امیدی به رهایی و نجات خود ندارد و در نتیجه از هر کوشش برای نجات از گناهان و گرفتاری‌ها دریغ می‌ورزد. پس بنابر آنچه حکمای یونان به تبعیت از ارسطو گفته‌اند و سایر حکما و علمای اخلاق نیز بدان گرایش دارند، در همه حالات و امور و از جمله در حالت ترس و امید باید حدّ وسط و اعتدال را رعایت کرد. البته با مراجعه به آیات قرآن، روایات، دعاها،‌ مناجات‌ها و سیره پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می‌توان به تفصیل به مصادیق خوف و رجای مطلوب پی‌برد و دریافت که در چه مواردی و از چه کسی باید ترسید و در چه مواردی و به چه کسی باید امید داشت.

متعلّق ترس

متعلق خوف امر مضر است و انسان در اصل از چیزی که امروز یا فردا، در این دنیا و یا در آخرت، کم و یا زیاد، زیانی را متوجه انسان می‌کند می‌ترسد،‌ اما گاهی مجازاً و به جهت علاقه خاصی، نظیر علاقه سببیت و مقارنت، کسی که بالذات منشأ ترس نیست متعلق ترس قرار می‌گیرد. نظیر آنکه انسان از کسی که به‌واسطه او ضرری متوجه انسان می‌شود می‌‌ترسد، درحالی‌که منشأ ترس همان ضرر است و چون آن شخص موجد و مسبب ضرر است متعلق ترس قرار می‌گیرد و علاقه سببیت باعث گردیده که انسان از او نیز بترسد.
﴿ صفحه 201 ﴾