سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

ضرورت تقارن استمداد از خدا با تلاش در دوری از گناه

در فراز‌های پیشین مناجات، حضرت از نفس اماره، شیطان، قلب سخت و قساوت‌زده و نیز چشم خشک شده که از خوف خدا نمی‌گرید شکایت می‌کنند و از خداوند درخواست می‌کنند که ایشان را از آنها حفظ کند. چنین درخواستی وقتی صادقانه و واقعی است که با تلاش و کوشش انسان نیز همراه باشد و انسان در دوری از شیطان و حفظ دل‌ خویش از هوای نفس بکوشد و آن‌گاه از خداوند استمداد جوید که در این راه او را یاری کند و او را از گناه و نافرمانی خود حفظ کند. در غیر این صورت، درخواست او از خداوند غیرواقعی، غیرجدی بوده به شوخی با خداوند می‌ماند. مثل کسی که دست خویش را روی آتش می‌گیرد و از خداوند می‌خواهد که دستش را حفظ کند که آن رفتار و آن درخواست باعث خنده دیگران خواهد شد و آنها خواهند گفت که اگر می‌خواهی دستت نسوزد، آن را از آتش دور کن. خاصیت آتش سوزاندن است و تو اگر می‌خواهی که دستت نسوزد، آن را درون آتش مبر. اگر واقعاً انسان از اینکه چشم و دلش معیوب است و هوای نفس بر او غالب گردیده و شیطان بر او مسلط گشته ناراحت است، باید در حد توان خود بکوشد و در انجام آنچه از او برمی‌آید کوتاهی نکند و آن‌گاه از خداوند درخواست کمک کند، نه اینکه بر گناه اصرار ورزد و در رهایی خویش از شر هوای نفس و شیطان نکوشد و صرفاً با زبان از خداوند درخواست کند که او را از گناه و شیطان حفظ کند. چنین درخواستی غیرواقعی است و سودی در رفتار انسان ندارد، بر اساس برخی روایات به مثابه به سخریه گرفتن و
﴿ صفحه 189 ﴾
استهزای خداوند است. لااقل انسان باید بکوشد که در حال دعا خود را از هوای نفس حفظ کند و شیطان را از حریم دل خویش دور سازد.
پس دعای انسان نباید صرف لقلقه زبان باشد و در کنار آن انسان باید در راستای عملی شدن درخواست خود از خداوند بکوشد. البته در مواردی انسان کاملاً خود را ناتوان و عاجز می‌بیند و به جهت اینکه دشمن و شیطان خیلی قوی است، یا حیله‌های او مؤثر و قوی است و یا غرایز و شهوات نفسانی به حد طغیان رسیده‌اند و یا شرایط اجتماعی به‌گونه‌ای است که مقاومت در برابر آنها خیلی سخت می‌باشد، انسانْ احساس عجز می‌کند و راهی جز درخواست از خدا ندارد و کاری نیز از او ساخته نیست. درهرصورت، انسان باید بر این باور باشد که کاری بدون اراده و مشیت خداوند انجام نمی‌پذیرد، ازاین‌روی حضرت فرمودند: اِلهى لا حَوْلَ لى وَلا قُوَّه اِلاَّ بِقُدْرَتِک، وَلا نَجاه لى مِنْ مَکارِهِ الدُّنْیا اِلاَّ بِعِصْمَتِک؛ «خدایا، مرا نیرو و قدرتی جز به توانایی تو نیست و راه نجاتی از ناگواری‌های دنیا جز به حفظ و نگه‌داری تو ندارم».
خدایا، خطرهای سهمگین و ویرانگر نفس امّاره، شیطان و قساوت قلب در برابرم قرار گرفته‌اند و جز با عنایت و یاری تو نمی‌توانم بر آنها فایق آیم. پس ای خدای بزرگ، به من اراده و همت بلند عنایت کن و بر توان و نیرویم بیفزای و یاری‌ام کن که در مصاف با شیطان و نفس امّاره پیروز و سرافراز گردم و هرآنچه را که باعث دوری من از تو می‌گردد و خشم و غضب تو را برمی‌انگیزاند به ‌دور افکنم و راه قرب به تو را بجویم و بپویم.
از امام باقر(علیه السلام) درباره معنای لا حول ولا قوه الا بالله سؤال شد، حضرت فرمود: مَعْنَاهُ لا حَوْلَ لَنَا عَنْ مَعْصِیَه اللَّهِ إِلا بِعَوْنِ اللَّهِ، وَلا قُوَّه لَنَا عَلَى طَاعَه اللَّهِ إِلا بِتَوْفِیقِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ؛(172) «یعنی هیچ توانی برای ما از اینکه معصیت خدا را نکنیم جز کمک و امداد الاهی نیست و هیچ نیرویی برای انجام طاعت خدا جز به توفیق او نداریم».

درخواست‌های امام سجاد(علیه السلام) از خداوند

در پایان مناجات، حضرت می‌فرمایند:
فَاَسْئَلُک بِبَلاغَه حِکمَتِک، وَنَفاذِ مَشِیَّتِک، اَنْ لا تَجْعَلَنى لِغَیْرِ جُوْدِک مُتَعَرِّضاً، وَلا تُصَیِّرَنى لِلْفِتَنِ غَرَضاً وَکنْ لى عَلَى الْأَعْدآءِ ناصِراً، وَعَلَى الْمَخازى وَالْعُیُوبِ ساتِراً، وَمِنَ الْبَلاءِ واقِیاً، وَعَنِ الْمَعاصى عاصِماً بِرَأْفَتِک وَرَحْمَتِک، یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ «پس از تو مسئلت دارم که به حکمت بالغه و نفوذ مشیتت چنان کنی که جز به بخشش تو به هیچ‌چیز روی نیاورم. و از تو تمنا دارم که مرا هدف فتنه‌ها قرار ندهی و بر دشمنان پیروزم‌ گردانی و بر رسوایی‌ها و عیب‌هایم پرده افکنی و از بلا نگه‌داری و از گناهان حفظ کنی؛ به مهر و رحمتت ای مهربان‌ترین مهربانان».
حضرت در این فراز به واسطه حکمت بالغه و مشیت نافذ خداوند، درخواست‌های خود را از خداوند مطرح می‌کنند. قبل از بررسی درخواست‌های آن حضرت، بایسته گفتن است که همه کارهای خداوند مبتنی بر حکمت کامل است و خداوند خواست خود را با حکمت کامل و نافذ به اجرا می‌گذارد. همچنین مشیت الاهی در سراسر هستی جاری و نافذ است و کاری جز از طریق مشیت الاهی انجام نمی‌پذیرد. حتی انسان که فاعل مختار است به‌جز از طریق اسبابی که خداوند در اختیار او نهاده کاری از پیش نمی‌برد و همه اسبابی که در اختیار انسان هستند، نظیر فهم، اراده، سلامتی، آب و هوا همگی مجاری مشیت الاهی هستند تا انسان کار شایسته و نیک را اراده کند و انجام دهد و اگر آن اسباب فراهم نبودند، انسان قادر بر انجام کاری از جمله کار نیک نمی‌بود. نکته دیگر آنکه وقتی ما می‌‌خواهیم کاری را انجام دهیم، به‌صرف خواستن ما کار انجام نمی‌گیرد و برای عملی شدن خواست ما شرایط فراوانی باید فراهم گردند که بسیاری از آنها از حیطه اراده و خواست ما خارج هستند. اما خواست و مشیت خداوند
﴿ صفحه 191 ﴾
کامل و نافذ است و متوقف بر شرایط بیرونی نیست و به‌مجرد‌آنکه خداوند اراده کند، مراد خداوند تحقق می‌یابد و تحقق مراد و خواست خداوند بر شرایطی که خارج از اراده و مشیت خداوند باشد متوقف نیست. این معنا را خداوند در آیه شریفه این‌گونه بیان می‌کند:إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کنْ فَیَکونُ؛(173) «جز این نیست که کار و فرمان او، چون چیزی را بخواهد، این است که گویدش: باش، پس می‌باشد».
اما درخواست‌های حضرت از خداوند:
1. ما را جز در معرض جود و احسانت در نیاوری: یعنی خدایا به من توفیق بده که فقط چشم به جود و احسان تو داشته باشم و سراغ غیر تو نروم. شکی نیست که انسان هرچند لایق فضل و رحمت الاهی نباشد، اما پیوسته به بخشش و رحمت الاهی نیازمند است و درهر‌حال از رحمت الاهی بهره‌مند است. در مناجات شعبانیه امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌خوانیم: اِلهى اِنْ کنْتُ غَیْرَ مُسْتَاْهِلٍ لِرَحْمَتِک، فَاَنْتَ اَهْلٌ اَنْ تَجُودَ عَلىَّ بِفَضْلِ سَعَتِک؛(174) «خدایا، اگر من شایسته رحمت و بخشش تو نیستم، تو سزاوار و شایسته آن هستی که با فضل بی‌کران و گسترده‌ات بر من ببخشایی».
2. مرا آماج تیر فتنه‌ها نگردانی: منظور از فتنه‌ها گمراهی‌ها و انحرافات و نیز امتحان و آزمایش و همچنین بلا و عذاب است که از هر سو انسان را فرا می‌گیرند و اگر انسان دچار غفلت شود و هشیارانه با آنها برخورد نکند هلاک می‌گردد.
3. بر دشمنان پیروزم گردان: انسان در زندگی با دشمنان فراوانی روبه‌رو می‌گردد. دشمنان بیرونی و درونی که هریک به سهم خود گرفتار‌ی‌ها و خطراتی را برای انسان فراهم می‌آورند. سخت‌ترین این دشمنان، شیطان است و در نتیجه سخت‌ترین مبارزه انسان در مصاف با این دشمن غدّار انجام می‌گیرد. بنابراین، برای غلبه بر این دشمن خطرناک، انسان باید به خداوند
﴿ صفحه 192 ﴾
پناه برد و از او بخواهد که او را تحت حمایت خود قرار دهد و دلش را با ایمان به خویش استوار و محکم سازد و در مصاف با شیطان از لطف و عنایت خویش بهره‌مندش گرداند، تا بتواند در این مصافِ سرنوشت‌ساز فرجامی سعادتمندانه داشته باشد.
4. بر عیب‌ها و رسوایی‌هایم پرده بپوشان: یکی از صفات و اسمای خداوند ستّار است. خداوند عیب‌ها و رسوایی‌های انسان را از چشم دیگران پنهان می‌دارد و وی را نزد دیگران رسوا نمی‌سازد. بر اساس برخی از روایات، خداوند متعال تا وقتی انسان به آخرین مراحل انحطاط و سقوط نرسیده، عیب‌ها و رسوایی‌هایش را می‌پوشاند که اگر چنین نمی‌کرد، انسان در نزد نزدیکان خویش نیز خوار می‌گشت و همه از او فاصله می‌گرفتند. خداوند چنان بر عیب بنده خطاکارش پرده‌پوشی می‌کند که گویی او به‌جای بنده خود شرم و حیا می‌کند.
5. مرا از بلا نگه‌دار: بلاها و حوادث انسان را فرا گرفته‌اند و او را گریزی از بلاها و حوادثی که باعث بیماری، مرگ و اختلال زندگی او می‌شوند نیست. خداوند بر اساس سنت خود مخلوقات و بندگان خود را با بلاها و گرفتاری‌هایی مواجه می‌سازد و خودش نیز آنها را از آن بلاها حفظ می‌کند و اگر پناه امن الاهی نمی‌بود، آن بلاها خیلی زود انسان را از پای درمی‌آوردند.
6. مرا از گناهان حفظ کن: شکی نیست عامل درونی هوای نفس و عوامل بیرونی یعنی ابلیس و شیاطین زمینه طغیان و سرپیچی از دستورات الاهی را در انسان فراهم می‌آورند و مقاومت در برابر شیطان در سایه اعتقاد راسخ به خداوند و ایمان به دستورات او و به‌خصوص در پرتو لطف و عنایت خداوند میسر می‌گردد و اگر خداوند در کارزار سخت و دشوار با شیطان و هواهای نفسانی انسان را یاری نکند و او را از تیرهای فتنه و وسوسه‌های شیطانی حفظ نکند، وی نمی‌تواند فرشته هدایت و سعادت را در آغوش کشد و در نتیجه در گرداب هلاکت و نابودی فرو می‌رود و برای همیشه آتش قهر الاهی و رسوایی او را درهم می‌شکند.
﴿ صفحه 195 ﴾

گفتار سیزدهم: (نقش سازنده ترس از خدا (1))