سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گفتار یازدهم: (نبرد دشوار و پیوسته انسان با شیطان)

بازکاوی ماهیت شیطان و ابلیس

محور فراز دوم از مناجات شکایت‌کنندگان، شکایت از شیطان است و ما قبل از بررسی سخنان امام سجاد(علیه السلام) در این فراز، مروری خواهیم داشت بر ماهیت و رفتار شیطان. «شیطان» مفهوم وصفی دارد و بر هر عامل شری اطلاق می‌گردد و به‌صورت عام، هر موجودی که مبدأ شرارت است، شیطان به‌حساب می‌آید. بر این اساس، لفظ شیطان هم بر شیطان مشخص (ابلیس) اطلاق می‌گردد و هم بر غیر او. در قرآن شواهد فراوانی بر اطلاق لفظ شیطان بر غیر ابلیس وجود دارد؛ از جمله در برخی از آیات، شیطان بر انسان‌هایی اطلاق می‌گردد که به دشمنی با پیامبران الاهی می‌پردازند:
وَکذَلِک جَعَلْنَا لِکلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّک مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ؛(135) «و همچنین هر پیامبری را [مانند تو] دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی‌شان به برخی دیگر
1. ﴿ صفحه 158 ﴾
با گفتار آراسته و فریبنده پیام نهانی می‌فرستند تا فریب دهند و اگر پروردگار تو می‌خواست چنین نمی‌کردند. پس آنان را با آنچه برمی‌بافند واگذار».
پس با توجه به مفهوم وصفی شیطان و آنچه از آیه شریفه استفاده می‌شود، انسان‌هایی که دیگران را به گناه وامی‌دارند و باعث انحراف آنان از مسیر انبیا می‌گردند و به تخریب و تشکیک در اعتقادات و باورهای دینی آنها می‌پردازد و نیز آن دسته از جنیان که به شر و فساد در زمین می‌پردازند، در زمره شیاطین به شمار می‌آیند.
«ابلیس» عَلَم و اسم شخص شیطانی است که از جنس جنیان است و از آتش آفریده شده است و هزاران سال قبل از خلقت آدم در صف ملائکه به عبادت خدا مشغول بوده تا آنجا که ملائکه او را از جنس خودشان می‌پنداشتند. اما در نهایت عَلَم طغیان و سرپیچی از فرمان خداوند برافراشت و به فساد در بین بندگان و انحراف و فریب آنان پرداخت. او با وسوسه‌های خود بندگان خدا را از سعادت و هدایت بازمی‌دارد و به تیره‌روزی و هلاکت می‌کشاند. خداوند درباره ماهیت شیطان و دلیل رانده شدنش از درگاه خود می‌فرماید:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکه اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَکمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا؛(136) «و [یاد کن] آن‌گاه که به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید، پس سجده کردند مگر ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد. پس آیا او و فرزندانش را به‌جای من دوستان و سرپرستان [خود] می‌گیرید و حال آنکه شما را دشمن‌اند؟ [و ابلیس] ستمکاران را جای‌گزین بدی [به‌جای خداوند] است».
﴿ صفحه 159 ﴾

علت انحطاط ابلیس

امیر مؤمنان(علیه السلام) درباره مدت عبادت شیطان و علت انحطاط و رانده‌شدنش از درگاه خداوند می‌فرماید:‌
فَاعْتَبِرُوا بِمَا کانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ، وَکانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّه آلَافِ سَنَه لَا یُدْرَى أَ مِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الْآخِرَه عَنْ کبْرِ سَاعَه وَاحِدَه؛(137) «پس پند گیرید از آنچه خداوند با ابلیس کرد و کردارهای فراوان و تلاش‌های پیگیر او را بی‌ثمر ساخت، درحالی‌که او شش هزار سال خدای را پرستیده بود، آن هم دانسته نیست که از سال‌های دنیاست یا از سال‌های آخرت، تنها به‌خاطر یک لحظه خودبزرگ‌بینی و تکبر».
شیطان شش هزار سال به عبادت پرداخت که بنابر فرموده حضرت در فراز فوق برای مردم مشخص نیست [والّا خود حضرت به حقیقت امر واقف بودند] که آن سال‌ها از سال‌های دنیاست یا سال‌های آخرت که بر اساس برخی از آیات قرآن هر روزش به اندازه هزار سال دنیاست.(138) اما خداوند به‌وسیله خوی تکبر و خودبزرگ‌بینی که در درون شیطان وجود داشت او را آزمود و همین عامل باعث انحطاط و سقوط شیطان و به هدر رفتن هزاران سال عبادت او گشت. وجود کبر و خودبزرگ‌بینی در درون شیطان، هم زمینه امتحان شیطان را فراهم آورد تا مشخص شود که چنین عاملی شیطان را به کفر و انحطاط می‌کشاند و هم زمینه امتحان فرزندان آدم را فراهم آورد تا مشخص شود کمال و تعالی آنها در خشکاندن کبر و خودبزرگ‌بینی است و این ویژگی منفی زمینه سقوط و انحطاط آنها را فراهم می‌آورد.
﴿ صفحه 160 ﴾
از آیات و روایات استفاده می‌شود که شیطان عامل فساد و شر است و با وسوسه‌هایی که در دل انسان‌ها ایجاد می‌کند زمینه انحراف آنها را فراهم می‌آورد. این موجود شریر چون از جن است و از آتش آفریده شده، برای ما قابل مشاهده نیست و نمی‌توان آن را حس و لمس کرد. اما شیطان همه انسان‌ها را می‌بیند و زیر نظر دارد و مترصد فرصت است تا زمینه انحراف آنها را فراهم آورد. ازاین‌روی خداوند در مقام هشدار به بندگان خود و پرهیز دادن آنها از فریب شیطان می‌فرماید:
یَا بَنِی آدَمَ لاَ یَفْتِنَنَّکمُ الشَّیْطَانُ کمَا أَخْرَجَ أَبَوَیْکم مِّنَ الْجَنَّه یَنزِعُ عَنْهُمَا لِبَاسَهُمَا لِیُرِیَهُمَا سَوْءَاتِهِمَا إِنَّهُ یَرَاکمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیْثُ لاَ تَرَوْنَهُمْ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیَاطِینَ أَوْلِیَاء لِلَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ؛(139) «ای فرزندان آدم، مبادا شیطان فریبتان دهد [و شما را از راه راست بیرون برد] چنان‌که پدر و مادرتان را از بهشت بیرون کرد درحالی‌که جامه‌شان را از آنها برمی‌کند تا شرمگاهشان را بدیشان بنماید. او و گروه او از جایی که آنها را نمی‌بینید شما را می‌بینند. ما شیطان‌ها را دوستان و سرپرستان کسانی ساخته‌ایم که ایمان نمی‌آورند».
در گذشته پذیرش و اثبات موجودی که قابل رؤیت نیست و افکاری را به انسان القا می‌کند و انسان را مورد وسوسه‌های خود قرار می‌دهد دشوار بود، اما با پیشرفتی که در علوم و به‌خصوص صنعت ارتباطات و رسانه جهت انتقال تصاویر، پیام‌ها به وجود آمده که به‌وسیله آنها تصاویر و پیام‌ها و سخنانی که با امواج نامرئی ارسال می‌شوند دریافت می‌‌گردند، پذیرش و اثبات چنان موجودی آسان گردیده است. ده‌ها سال قبل کسی باور نمی‌کرد که بشود صدا و تصویر کسی که در آن سوی کره زمین به سر می‌برد را دریافت کرد، اما امروزه به‌وسیله رادیو، تلویزیون و تلفن به‌راحتی صدا و تصویر کسانی که در مناطق دیگر به سر می‌برند امکان‌پذیر گشته است. بااین‌حال گرچه امکان اثبات و پذیرش
﴿ صفحه 161 ﴾
وجود شیطان فراهم آمده، اما نه با تجربه حسی و از طریق مشاهده و لمس و قوه شنوایی وجود شیطان برای ما قابل درک گردیده است و نه می‌توان برای وجود شیطان برهان عقلی ارائه کرد. چه اینکه برهان عقلی و فلسفی بر وجود موجودات خاص و اشخاص و از جمله شیطان به‌عنوان موجودی که مبدأ شر است اقامه نمی‌گردد و تنها راه اثبات وجود شیطان نقل است. ما از طریق کتاب‌های آسمانی و از جمله قرآن و کلمات اهل‌بیت(علیهم السلام) به وجود شیطان پی‌ می‌بریم و در این منابع دینی آمده است که شیطان هزاران سال قبل از خلقت حضرت آدم خلق شده بود و به عبادت خدا می‌پرداخت و وقتی نوبت به خلقت حضرت آدم رسید، خداوند به ملائکه امر کرد که به حضرت آدم سجده کنند، به جز شیطان همه ملائکه فرمان خداوند را اجابت کردند و در برابر حضرت آدم به سجده افتادند، اما شیطان از اطاعت فرمان خداوند سرپیچی کرد و در این آزمون بزرگ الاهی ناموفق گشت و خود وسیله‌ای گشت برای آزمایش میزان ایمان و تسلیم بندگان در برابر دستورات الهی. کبر و حسادت شیطان در حق انسان باعث گشت که به حضرت آدم سجده نکند، خداوند دراین‌باره می‌فرماید: قَالَ مَا مَنَعَک أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُک قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ؛(140)‌ «[خدای] گفت: چه باز داشت تو را که سجده نکنی آن‌گاه که به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفریدی و او را از گل».
با تخطی شیطان از فرمان خداوند مشخص گردید که ایمان او ناقص بوده است درحالی‌که تنها ایمان مطلق و تسلیم محض و بدون قید و شرط در برابر خداوند است که باعث کمال و تقرب به خداوند می‌گردد، شیطان گرچه شش هزار سال در جرگه ملائکه به عبادت خداوند پرداخت، اما به دلیل خودخواهی و کبر و عدم اطاعت محض از خداوند، عبادات ناخالص و آمیخته با خود‌پرستی و خودخواهی او تباه گشت و فایده‌ای در پی نداشت.
﴿ صفحه 162 ﴾