سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

راهکار کنترل غرایز نفسانی و برتری لذت‌های اخروی

انسان دارای حیثیت‌ها و شئون گوناگون طولی و عرضی است که خواسته‌های متفاوتی دارند که بین آنها تزاحم رخ می‌دهد. و در نهایتْ انسان دارای قدرت تصمیم‌گیری است
﴿ صفحه 154 ﴾
و وقتی بین دو خواسته، ناگزیر به انتخاب شد، قؤه اراده و تصمیم‌گیری کار گزینش و انتخاب یکی از خواسته‌ها را انجام می‌دهد. منتها در شرایط عادی که برخی از خواسته‌ها از برتری و جذابیت خاصی برخوردار نیستند و در انسان نیز هیجان خاصّی وجود ندارد، تصمیم‌گیری راحت است و انسان به‌راحتی دست به گزینش و انتخاب می‌زند. اما وقتی خواسته‌ها طغیان می‌کنند و در انسان هیجان به وجود می‌آورند، تصمیم‌گیری دشوار می‌گردد. بنابراین، تا خواسته‌های حیوانی طغیان نکرده‌اند و هیجانی به وجود نیاورده‌اند، انسان باید فرصت را غنیمت بشمرد و با تفکر در عواقب طغیان خواسته‌های پست حیوانی زمینه‌ای را فراهم آورد که خواسته‌های پست حیوانی طغیان نکنند، تا در مقام تصمیم‌گیری بتواند خواسته‌های الاهی را بر خواسته‌های نفسانی مقدم بدارد. وقتی قوه غضب در انسان به هیجان درمی‌آید، عقل از کار می‌افتد و فرصت اندیشیدن و فکر کردن از انسان گرفته می‌شود و گاهی ناخواسته انسان به رفتار جنون‌آمیز، ناسزاگویی و فحاشی می‌پردازد. اما وقتی قوه غضب انسان خاموش است و هیجان ندارد، انسان باید خودش را آماده کند که اگر کسی به او دشنام داد، خود را کنترل کند تا حرف زشتی نزند و رفتار نامناسبی از خود بروز ندهد. همچنین در ارتباط با شهوات و غرایز حیوانی، تا آن غرایز آرام و خاموش هستند انسان زمینه جلوگیری از هیجان و طغیان آن غرایز را در خود فراهم آورد و مقدمات و تمهیدات اتخاذ تصمیم صحیح را فراهم آورد. با توجه به این حقیقت و نقش تفکر در اصلاح رفتار انسان، قرآن کراراً بر اهمیت تفکر و تعقل تأکید می‌ورزد: در جایی آیات و نشانه‌های الاهی را بستر تفکر انسان معرفی می‌کند و می‌فرماید:
وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الأَرْضَ وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ وَأَنْهَارًا وَمِن کلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ إِنَّ فِی ذَلِک لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکرُونَ؛(132)
﴿ صفحه 155 ﴾
«و اوست آن‌که زمین را بگسترد و در آن کوه‌ها و رودها قرار داد و در آن از همه میوه‌ها دو جفت آفرید. شب را بر روز می‌پوشاند [و روز را بر شب، یعنی یکی را می‌آورد و دیگری را می‌برد]. همانا در این [امور] برای گروهی که بیندیشند نشانه‌هاست».
در جایی دیگر قرآن به برتری آخرت بر لذت‌های پوچ دنیا در نزد عقل و گروه تقواپیشگان اشاره دارد و پرداختن به لذت‌های پوچ دنیوی و ترجیح آنها بر لذت‌های جاودانه اخروی را ناشی از عدم تعقل معرفی می‌کند و می‌فرماید:
وَالدَّارُ الآخِرَه خَیْرٌ لِّلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ؛(133) «و سرای آخرت برای کسانی که پرهیزکاری کنند بهتر است. آیا به خرد درنمی‌‌یابید؟»
اگر انسان به مقایسه لذت‌های دنیا با لذت‌های آخرت و به تفکر در آنها بپردازد، بی‌شک لذت‌های پایدار و جاودانه آخرت را بر لذت‌های دنیوی ترجیح می‌دهد، چنان‌که عقل انسان لذت‌های شدیدتر و پایدارتر دنیوی را بر لذت‌های ضعیف‌تر و کم‌دوام‌تر دنیوی ترجیح می‌دهد. پس ترجیح لذت‌های پوچ دنیوی بر لذت‌های اخروی ناشی از آن است که عقل انسان معطل مانده و انسان اسیر هواهای نفسانی گشته و از نیروی عقل خود بهره نبرده است؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید: بَلِ ادَّارَک عِلْمُهُمْ فِی الْآخِرَه بَلْ هُمْ فِی شَک مِّنْهَا بَلْ هُم مِّنْهَا عَمِونَ؛(134) «[نه،] بلکه علم آنان درباره آخرت نارساست؛ [نه،] بلکه ایشان درباره آن تردید دارند؛ [نه،] بلکه آنان در مورد آن کوردل‌اند».
بنابراین، پیش از آنکه هیجانات بر انسان غالب گردد، راحت‌ترین و عاقلانه‌ترین راه برای جلوگیری از انحراف و انحطاط و افتادن به ورطه هلاکت، این است که انسان با تفکر و تعقل، زمینه را برای تصمیم‌گیری صحیح فراهم آورد. البته کسانی که به معرفت
﴿ صفحه 156 ﴾
ناب توحیدی دست یافته‌اند و خداوند را عامل همه کارهای خیر می‌دانند، قبل از تعقل و تفکر و ایجاد زمینه کافی برای تصمیم‌گیری‌های صحیح و جلوگیری از تأثیرات نفس امّاره و هیجانات نفس و مبارزه با خواسته‌های پست، به خداوند متعال که دارای قدرت بی‌نهایت است پناه می‌برند و با این باور که قدرت تفکر و تعقل و توفیق پیمودن مسیر صحیح را خداوند به انسان داده، از خداوند می‌خواهند که آنان را از شر نفس امّاره و کشش‌های کاذب نفسانی نجات دهد و توفیق استفاده صحیح از نیروی عقل جهت گزینش مسیر صحیح زندگی را به آنان عنایت کند. اتکال به خداوند و پناه بردن به ساحت قدس او و اتصال به قدرت لایزال او که هیچ قدرتی در برابرش تاب مقاومت ندارد، بهترین راه برای نجات از خطرها و آسیب‌های نفس امّاره و عواقب سوء هیجانات حیوانی و شیطانی است. بر این اساس، بسته به درجه معرفت انسان و استفاده از این معرفت و میزان ارتباط با خداوند، دعا، مناجات و توسل به خداوند چنان نیرویی به انسان می‌دهد که بتواند در برابر نیروهای شیطانی مقاومت کند. بنابراین، بایسته است که انسان خود را حقیر و سرتاپا نیاز به خداوند بداند و باور کند که همه قدرت‌ها از آنِ خداست و خداست که به انسان مجال اندیشیدن و تصمیم‌گیری می‌دهد، طبیعی است که با چنین باوری و با خضوع و توسل خالصانه در برابر معبود، خداوند نور هدایت را به قلب انسان می‌تاباند و او را در رسیدن به سعادت و کمال یاری می‌کند.
﴿ صفحه 157 ﴾

گفتار یازدهم: (نبرد دشوار و پیوسته انسان با شیطان)

بازکاوی ماهیت شیطان و ابلیس

محور فراز دوم از مناجات شکایت‌کنندگان، شکایت از شیطان است و ما قبل از بررسی سخنان امام سجاد(علیه السلام) در این فراز، مروری خواهیم داشت بر ماهیت و رفتار شیطان. «شیطان» مفهوم وصفی دارد و بر هر عامل شری اطلاق می‌گردد و به‌صورت عام، هر موجودی که مبدأ شرارت است، شیطان به‌حساب می‌آید. بر این اساس، لفظ شیطان هم بر شیطان مشخص (ابلیس) اطلاق می‌گردد و هم بر غیر او. در قرآن شواهد فراوانی بر اطلاق لفظ شیطان بر غیر ابلیس وجود دارد؛ از جمله در برخی از آیات، شیطان بر انسان‌هایی اطلاق می‌گردد که به دشمنی با پیامبران الاهی می‌پردازند:
وَکذَلِک جَعَلْنَا لِکلِّ نِبِیٍّ عَدُوًّا شَیَاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یُوحِی بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا وَلَوْ شَاء رَبُّک مَا فَعَلُوهُ فَذَرْهُمْ وَمَا یَفْتَرُونَ؛(135) «و همچنین هر پیامبری را [مانند تو] دشمنی از شیطان‌های آدمی و پری قرار دادیم که برخی‌شان به برخی دیگر
1. ﴿ صفحه 158 ﴾
با گفتار آراسته و فریبنده پیام نهانی می‌فرستند تا فریب دهند و اگر پروردگار تو می‌خواست چنین نمی‌کردند. پس آنان را با آنچه برمی‌بافند واگذار».
پس با توجه به مفهوم وصفی شیطان و آنچه از آیه شریفه استفاده می‌شود، انسان‌هایی که دیگران را به گناه وامی‌دارند و باعث انحراف آنان از مسیر انبیا می‌گردند و به تخریب و تشکیک در اعتقادات و باورهای دینی آنها می‌پردازد و نیز آن دسته از جنیان که به شر و فساد در زمین می‌پردازند، در زمره شیاطین به شمار می‌آیند.
«ابلیس» عَلَم و اسم شخص شیطانی است که از جنس جنیان است و از آتش آفریده شده است و هزاران سال قبل از خلقت آدم در صف ملائکه به عبادت خدا مشغول بوده تا آنجا که ملائکه او را از جنس خودشان می‌پنداشتند. اما در نهایت عَلَم طغیان و سرپیچی از فرمان خداوند برافراشت و به فساد در بین بندگان و انحراف و فریب آنان پرداخت. او با وسوسه‌های خود بندگان خدا را از سعادت و هدایت بازمی‌دارد و به تیره‌روزی و هلاکت می‌کشاند. خداوند درباره ماهیت شیطان و دلیل رانده شدنش از درگاه خود می‌فرماید:
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکه اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّیَّتَهُ أَوْلِیَاء مِن دُونِی وَهُمْ لَکمْ عَدُوٌّ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا؛(136) «و [یاد کن] آن‌گاه که به فرشتگان گفتیم: آدم را سجده کنید، پس سجده کردند مگر ابلیس که از پریان بود و از فرمان پروردگارش بیرون شد. پس آیا او و فرزندانش را به‌جای من دوستان و سرپرستان [خود] می‌گیرید و حال آنکه شما را دشمن‌اند؟ [و ابلیس] ستمکاران را جای‌گزین بدی [به‌جای خداوند] است».
﴿ صفحه 159 ﴾