سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

بنده گنهکار در جست‌وجوی رأفت و پناه معبود

در حقیقت، گناه آتش نهانی است که در دنیا و آخرت گنهکار را در خویش فرو‌می‌گیرد و می‌سوزاند و با شعله‌های خود در دنیا، ایمان و روح او را تباه می‌سازد و در قیامت و آخرت همه هستی و سرمایه‌اش را با لهیب سوزان خود می‌سوزاند و تنها ابر رحمت و بارش باران لطف و رأفت الاهی شعله‌های کشنده و تباه سازنده آن را خاموش می‌کند.
یکی از رابطه‌های بین خدا و انسان، رابطه عبد و مولاست و همه انسان‌ها بنده‌اند و خداوند مولای مطلق آنهاست. حضرت در فراز فوق به این رابطه اشاره دارند و در مناجات امیر ‌مؤمنان(علیه السلام)، در مسجد کوفه، این رابطه چنین ترسیم شده است: مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْمَوْلى وَاَنَا الْعَبْدُ، وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلَّا الْمَوْلى ؛(106) «آقا و مولای من، تویی مولا و منم بنده، و آیا به بنده‌ای کسی جز مولا رحم می‌کند؟»
﴿ صفحه 124 ﴾
بنده گنهکار چون غلام و برده‌ای است که خطا کرده و از ترس مجازات اربابش فرار می‌کند، اما او پناهگاهی جز آستان مولایش ندارد و ناگزیر به‌سوی او برمی‌گردد. کسی که گناه می‌کند در حقیقت از تحت ولایت خدا فرار می‌کند، اما پس از مدتی درمی‌یابد که هرکجا که باشد تحت ربوبیت خداست و فرار از اطاعت خدا به او آزادی نمی‌بخشد، بلکه در این صورت او از آزادی حقیقی محروم گشته و زنجیرهای اسارت هوای نفس و شیطان را بر خود می‌افکند. آن‌گاه وقتی همه درها را به روی خود بسته دید، پی می‌برد که پناهگاهی جز آستان ربوبی و چاره‌ای جز بازگشت به‌سوی مولای حقیقی و بندگی او ندارد، و این بازگشت به حریم بندگی با توبه انجام می‌پذیرد. اما وقتی بنده خطاکار و پشیمان به‌سوی مولای خویش بازگشت، کسی جز ارباب نمی‌تواند او را از تازیانه‌های تنبیه نجات دهد، ازاین‌جهت دست به دامان اربابش می‌شود و از خشم و غضب ارباب به خود او پناه می‌برد. همچنین انسان گنهکار وقتی به‌سوی خداوند بازگشت، می‌داند که هیچ‌کس نمی‌تواند او را از خشم و غضب خدا پناه دهد، ازاین‌روی با ناله و تضرع و با عذرخواهی زمینه رضایت خداوند را فراهم می‌کند تا از غضب و خشم او در امان بماند. اگر بنده‌ای چندین مرتبه مرتکب خطا گشت و از دست مولایش گریخت و مجدداً به‌سوی او بازگشت، طبیعی است که با تکرار این رفتار ارباب و مولایش او را نمی‌بخشد و او را مجازات می‌کند. اما ما مولای کریم و مهربانی داریم که با وجود لغزش‌های فراوان و مکرر و بازگشت‌های پی‌در‌پی و توبه‌های سست، باز منتظر بازگشت حقیقی ماست و بارگاه امن و امانش همواره به روی ما گشوده است.
اِلهى اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَه فَاِنّى وَعِزَّتِک مِنَ النَّادِمینَ، وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَه حِطَّه فَاِنّى لَک مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ، لَک الْعُتْبى حَتّى
﴿ صفحه 125 ﴾
تَرْضى؛ «خدایا، اگر پشیمانی از گناه توبه است، به عزتت سوگند که من از پشیمانانم، و اگر طلب آمرزش از خطا مایه محو گناه است، من به درگاهت از آمرزش‌خواهانم. تو حق عتاب و بازخواست داری تا آن‌گاه که راضی و خشنود شوی».

توبه و استغفار یا بازگشت بنده گنهکار به‌سوی معبود

خدایا، من در برابر تو ذلیل و خوارم و تو قادر مطلق هستی و دارای رحمت بی‌کران می‌باشی، آیا برای بهره‌مند شدن از رحمت و عفو تو راهی جز توبه دارم، و آیا توبه جز پشیمانی از کردار زشت و ناپسند است؟ اکنون ای خداوند رئوف و مهربان من پشیمانم.
از این فراز از مناجات و روایات دیگر استفاده می‌شود که حقیقت توبه همان پشیمانی از گناه است و این پشیمانی به جهت زشتی گناه نزد خداوند و مخالفت با امر و رضایت الاهی است. همچنین استغفار که به معنای طلب آمرزش گناهان از خداوند است یکی از ارکان اصلی توبه می‌باشد. هم توبه و هم استغفار از لوازم حیای عبودی به شمار می‌آیند. به این معنا که شرم و حیای در برابر معبود ایجاب می‌کند که انسان پس از ارتکاب گناه به خود آید و درصدد توبه و استغفار برآید. نکته دیگر اینکه در آموزه‌های دینی تأکید شده که انسان بعد از ارتکاب گناه بلافاصله توبه و استغفار کند. چون به مقتضای تقدم رحمت بی‌منتهای الاهی بر غضبش، گناهی که از انسان سر می‌زند تا مدتی در پرونده اعمال او ثبت نمی‌گردد و بعد از آن مدت اگر آن گناه را با توبه و استغفار جبران نکرد، ثبت می‌گردد که در این صورت جبران و تدارک گناهی که در پرونده اعمال انسان ثبت شده دشوار خواهد بود. در برخی از روایات آن مدت محدود هفت ساعت ذکر شده است، چنان‌که امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُذْنِبُ ذَنْباً إِلا أَجَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ، فَإِنْ
﴿ صفحه 126 ﴾
هُوَ تَابَ لَمْ یُکتَبْ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَإِنْ هُوَ لَمْ یَفْعَلْ کتَبَ [اللَّهُ] عَلَیْهِ سَیِّئَه. فَأَتَاهُ عَبَّادٌ الْبَصْرِیُّ فَقَالَ لَهُ: بَلَغَنَا أَنَّک قُلْتَ: مَا مِنْ عَبْدٍ یُذْنِبُ ذَنْباً إِلا أَجَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ؟ فَقَالَ لَیْسَ هَکذَا قُلْتُ وَلَکنِّی قُلْتُ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَکذَلِک کانَ قَوْلِی؛(107) «هیچ مؤمنی گناهی انجام نمی‌دهد، مگر آنکه خداوند عزّ وجل هفت ساعت از روز به او مهلت می‌دهد پس اگر [در این مدت] توبه کرد، چیزی بر او نوشته نمی‌شود و اگر توبه نکرد، خداوند یک گناه برای او می‌نویسد. سپس عباد بصری نزد آن حضرت آمد و گفت: به ما رسیده که شما فرموده‌اید: هیچ بنده‌ای نیست که گناه می‌کند جز آنکه خداوند هفت ساعت از روز مهلتش دهد. حضرت فرمودند: من چنین نگفتم، بلکه گفتم: هیچ مؤمنی نیست و گفته من چنین بوده است».
در برخی از روایات آن مدت از صبح تا شب ذکر شده است. دراین‌باره امام صادق(علیه السلام)می‌فرمایند: إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَه إِلَى اللَّیْلِ، فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یُکتَبْ عَلَیْه؛(108) «بنده چون گناهی کند از بامداد تا شب مهلت داده می‌شود، پس اگر آمرزش خواست [آن گناه] بر او نوشته نشود».
اگر رابطه دوستانه و عاطفی تیره گردید، کسی که با رفتار ناشایست خود باعث گسستن آن رابطه شده وقتی سر عقل آمد و درصدد تجدید آن رابطه دوستانه برآمد، برای عذرخواهی نزد دوست خود می‌رود و به کوتاهی خود اعتراف می‌کند و خود را مستحق سرزنش می‌داند و به دوستش می‌گوید که تو حق داری مرا ملامت و سرزنش کنی، هرچه می‌خواهی مرا سرزنش کن تا راضی شوی. حضرت نیز خطاب به خداوند
﴿ صفحه 127 ﴾
می‌فرمایند: لک العتبی حتّی ترضی و با این جمله گنهکار را مستحق ملامت و سرزنش خدا معرفی می‌کنند.
اِلهى بِقُدْرَتِک عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ، وَبِحِلْمِک عَنّى اُعْفُ عَنّى ، وَبِعِلْمِک بى اِرْفَقْ بى ، اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِک باباً اِلى عَفْوِک، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَه فَقُلْتَ "تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَه نَّصُوحًا"؛(109) فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ؛ «خدایا، سوگند به قدرت و سلطه‌ات بر من، توبه مرا بپذیر، و سوگند به حلم و شکیبایی‌ات بر عصیانم مرا ببخشای، و سوگند به آگاهی‌ات به احوالم با من مدارا کن. خدایا، تویی که به روی بندگانت دری به‌سوی بخشایش گشودی و آن را توبه نامیدی. پس [در قرآن] گفتی: "به‌سوی خداوند بازگردید و توبه کنید، توبه‌ای از سر صدق و اخلاص"؛ پس بهانه کسی که پس از گشوده شدن آن در، از وارد شدن در آن غفلت ورزد چیست؟»
پس از آنکه حضرت از خداوند درخواست می‌کند که توبه‌اش را بپذیرد و او را مشمول عفو سازد و با وی مدارا کند، عرض می‌کند: خدایا، تو خود مسیر عفو و گذشت و توبه را به‌سوی بندگانت گشودی که اگر این راهنمایی و هدایت نبود آنان امیدی به رهایی از کیفر خطاهای خویش نداشتند. اکنون اگر کسی از این فرصت ارزشمند استفاده نکرد و توبه نکرد، خود مقصر است و در حق خویش جفا کرده است.
اِلهى اِنْ کانَ قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِک، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِک، اِلهى ما اَنَا
﴿ صفحه 128 ﴾
بِاَوَّلِ مَنْ عَصاک فَتُبْتَ عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِک فَجُدْتَ عَلَیْهِ؛ «خدایا، اگر گناه از بنده‌ات زشت است، اما بخشایش تو نیکوست. خدایا، من نخستین کسی نیستم که تو را نافرمانی کرده و تو توبه‌اش را پذیرفتی، و نخستین کسی نیستم که به دامن احسان تو چنگ آویخته و تو به او بخشش کردی».

دادرسی و بخشش سنت بنده‌نوازی خداوند

انسان‌ها، کمابیش به گناه آلوده می‌گردند، اما برخی متوجه خطای خود می‌شوند و با توبه به‌سوی خداوند بازگشت می‌کنند و مشمول عفو او می‌گردند، اما برخی با غفلت و عصیانْ روزگار سپری می‌کنند و خود را از مغفرت و عفو خداوند محروم می‌سازند. اولین کسی که به درگاه خداوند توبه کرد و خداوند توبه‌اش را پذیرفت حضرت آدم(علیه السلام) بود. درباره درخواست‌های حضرت آدم از خداوند در هنگامه توبه و آنچه خداوند به وی عطا کرد، امام باقر یا امام صادق(علیه السلام) فرمودند:
همانا آدم عرض کرد: پروردگارا، شیطان را بر من مسلّط کردی و چون خون (که در رگ‌های من جریان دارد) او را بر من چیره کردی، پس برای من نیز چیزی مقدّر فرما، خداوند فرمود: ای آدم، برای تو مقدّر کردم که هر‌یک از فرزندانت آهنگ گناهی کند بر او نوشته نشود و اگر انجام داد یک گناه بر او نوشته شود، و هرکس آهنگ کار نیکی کرد، اگر آن را انجام نداد یک حسنه برای او نوشته شود و اگر انجام داد، ده حسنه برایش نوشته شود. عرض کرد: پروردگارا، برایم بیفزا، فرمود: برایت مقدّر کردم که هر یک از فرزندانت گناهی کند سپس برای آن آمرزش خواهد او را بیامرزم. عرض کرد: پروردگارا، برایم بیفزا، فرمود: برای آنها
﴿ صفحه 129 ﴾
توبه قرار دادم، یا فرمود: توبه را برایشان گستردم، تا آنکه نفس به اینجا [یعنی گلوگاه] رسد. عرض کرد: پروردگارا، مرا بس است.(110)
در آخر مناجات حضرت با ذکر صفاتی که مناسب مقام رحمت و مغفرت الاهی است و با اصرار و التماس به درگاه خداوند می‌گویند: یا مُجیبَ الْمُضْطَرِّ، یا کاشِفَ الضُّرِّ، یا عَظیمَ الْبِرِّ، یا عَلیماً بِما فِى السِّرِّ، یا جَمیلَ السِّتْرِ، اِسْتَشْفَعْتُ بِجُودِک وَکرَمِک اِلَیْک، وَتَوَسَّلْتُ بِجَنابِک [جَنانِک ] وَتَرَحُّمِک لَدَیْک، فَاسْتَجِبْ دُعآئى ، وَلا تُخَیِّبْ فیک رَجآئى ،وَتَقَبَّلْ تَوْبَتى ، وَکفِّرْ خَطیئَتى بِمَنِّک وَرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛ «ای دادرس پریشان دل درمانده، ای برطرف کننده رنج و زیان، ای بزرگ احسان‌گر و ای دانای راز نهان و کسی که نیکوی پرده‌پوش بر گناهانی، جود و کرمت را به پیشگاهت به شفاعت طلبیده‌ام و به مهربانی و رحمتی که نزد توست توسل می‌جویم، پس دعایم را اجابت کن و از آستان لطف و مهرت ناامیدم مساز و توبه‌ام را بپذیر و به کرم و رحمتت خطایم را جبران فرمای، ای مهربان‌ترین مهربانان».
حضرت در این فراز قبل از بیان درخواست‌های خود پنج صفت از صفات نیکوی خداوند را برمی‌شمارد:
1. اجابت کننده درماندگان: مضطر و درمانده کسی است که پناهی نمی‌یابد و تمام درها را به‌سوی خود بسته می‌یابد و چون کسی است که در درون آتش قرار گرفته و راهی برای خاموش کردن آن نمی‌یابد، یا در دریا غرق گشته و امواج او را دربرگرفته و توانی برای رهایی از دام امواج ندارد. اما در هنگامه‌ای که همه درها به روی انسان بسته است و اسباب از فراچنگ انسان خارج گشته‌اند و انسان از هر نظر مضطر و درمانده است، تنها کسی که قفل‌های ناگشوده مشکلات و سختی‌ها را می‌گشاید و درهای رهایی و رحمتش را به روی انسان درمانده می‌گشاید، خداوند است. خداوند دراین‌باره
﴿ صفحه 130 ﴾
می‌فرماید: أَمَّن یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا دَعَاهُ وَیَکشِفُ السُّوءَ...؛(111) «یا آن‌که درمانده چون او را بخواند پاسخ دهد و گزند و آسیب را از او بردارد».
2. برطرف کننده زیان: یکی از صفات الاهی که در قرآن با تعابیر دیگری از آن یاد شده کاشف الضر است. نظیر آیه وَإِن یَمْسَسْک اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یَمْسَسْک بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کلِّ شَیْءٍ قَدُیرٌ؛(112) «و اگر خدا گزندی به تو رساند، کسی جز او بازدارنده آن نیست و اگر تو را نیکی رساند پس او بر هر چیزی تواناست».
3. احسان کننده بزرگ: یکی از اسمای الهی، اسم شریف «بَرّ» است که به معنای مهربان بر بندگان و حاکی از احسان و نیکوکاری خداوند در حق بندگان خویش است.
4. دانای اسرار: خداوند به همه اسرار و راز انسان‌ها آگاه است و هیچ چیز از خداوند پنهان نمی‌ماند؛ خداوند دراین‌باره می‌فرماید: أَ لَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ اللّهَ یَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ وَأَنَّ اللّهَ عَلاّمُ الْغُیُوبِ؛(113) «آیا ندانستند که خدا پنهانشان و رازگفتنشان را می‌داند و خداوند دانای همه نهان‌ها و ناپیداهاست؟»
5. پرده‌پوشی بر خطاها: خداوند به زیبایی بر خطاهای انسان پرده‌پوشی می‌کند و با وجود آگاهی به همه لغزش‌های انسان، آنها را می‌پوشاند که اگر پرده‌پوشی خداوند نبود، اسرار انسان هویدا می‌گشت و نزد همه رسوا می‌شد.
﴿ صفحه 131 ﴾