سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

رازداری و پرده‌پوشی خداوند بر گناهان بنده خویش

در جلسه پیشین به بررسی فرازهایی از این مناجات پرداختیم، اکنون بررسی سایر فرازهای آن را پی می‌گیریم:
أسْئَلُک یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکبیرِ، وَیا جابِرَ الْعَظْمِ الْکسیرِ، اَنْ تَهَبَ لى مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ السَّرآئِرِ، وَلا تُخْلِنى فى مَشْهَدِ الْقِیامَه مِنْ بَرْدِ عَفْوِک وَغَفْرِک، وَلاتُعْرِنى مِنْ جَمیلِ صَفْحِک وَسَتْرِک؛ «ای آمرزنده گناه بزرگ و ای پیوند زننده استخوان شکسته، از تو می‌خواهم که گناهان خطرناکم را بپوشانی و رسوایی‌‌های نهانم را پنهان ‌سازی، و مرا در عرصه قیامت از لذت و خنکای بخشایش و آمرزشت محروم نسازی، و از عفو زیبای رازپوشت بی‌بهره‌ام نگردانی».
حضرت در طلیعه فراز مزبور از مناجات خویش خداوند را بخشایشگر گناه بزرگ و به اصطلاح گناه کبیره معرفی می‌کنند. در این ارتباط بایسته گفتن است که گرچه گناه مخالفت با تکلیف الزامی خداوند و طغیان بر آن ذات باعظمت است و ازاین‌روی هرچند کوچک هم باشد، از نگاه اهل معرفت بزرگ است، اما در قرآن و روایات گناهان به کبیره و صغیره تقسیم یافته‌اند و تعبیر به کبیره دلیل بر عظمت گناهان است و هر گناهی که یکی از شرایط زیر را داشته باشد، کبیره به شمار می‌آید:
1. گناهانی که خداوند وعده عذاب درباره آنها داده است؛
2. گناهانی که در نظر اهل شرع و زبان روایات باعظمت یاد شده‌اند؛
3. گناهانی که در منابع شرعی بزرگ‌تر از گناهانی شمرده شده که جزو کبائر است؛
4. گناهانی که در روایات معتبر تصریح بر کبیره بودن آنها شده است.(103)
﴿ صفحه 122 ﴾
حضرت از خداوند می‌خواهند که گناهانی را که انسان را به ورطه هلاکت می‌افکند ببخشاید و بر خطاها و رسوایی‌های پنهان او پرده افکند و او را در نزد مردم رسوا نسازد. انسان بر اثر غفلت و جهل و در پنهان و خلوتْ گناهانی انجام می‌دهد و گمان دارد که کسی او را نمی‌بیند تا رسوا گردد، اما او در هیچ زمانی و هیچ مکانی از نظر خداوند پنهان نیست و خداوند همواره بر رفتار بندگان ناظر است و چون خداوند ستارالعیوب و رازدار است، عیب‌ها و گناهان نهان انسان از انظار مردم پنهان می‌ماند. به‌تعبیردیگر، خداوند بین عیوب انسان و مردم پرده‌ای از لطف و کرمش می‌افکند تا از رسوایی انسان جلوگیری شود که اگر این رازداری و پرده‌پوشی خداوند در دنیا نبود و ننگ و عار انسان بر دیگران آشکار می‌گردید، انسان روی سر بلند کردن در برابر دیگران را نداشت. حضرت از خداوند درخواست می‌کند چونان دنیا، در آخرت نیز از سر لطف و احسان، رازهای بنده خطاکار را بپوشاند و در برابر بندگان خود او را خوار و رسوا نسازد.
در فراز مزبور «صفح» که به معنای روی‌گردانی است به «جمیل» به معنای زیبا متصف گردیده است، این توصیف ازآن‌روست که روی‌گردانی از چیزی گاهی از روی بی‌اعتنایی و قهر است و گاهی از روی عفو و گذشت، و در فراز مزبور همراه صفح، جمیل ذکر شده تا معنای دوم استفاده شود. چنان‌که در تبیین همین معنا خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) می‌فرماید:وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَه لآتِیَه فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ؛(104) «و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست جز به راستی و درستی نیافریدیم و قیامت هرآینه آینده است، پس درگذر، درگذشتن نیکو».
﴿ صفحه 123 ﴾
در روایتی از امام رضا(علیه السلام) وارد شده که منظور از «فاصفح الصفح الجمیل» عفو و درگذشتن بدون مؤاخذه و سرزنش است.(105)
اِلهى ظَلِّلْ عَلى ذُنُوبى غَمامَ رَحْمَتِک، وَاَرْسِلْ عَلى عُیُوبى سَحابَ رَاْفَتِک، اِلهى هَلْ یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ اِلاَّ اِلى مَوْلاهُ؟ اَمْ هَلْ یُجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ؟ «خدایا، ابر رحمتت را بر گناهان من بگستران و سحاب و بارش لطف و محبتت را بر عیب‌هایم بباران. خدایا، آیا بنده گریز پا و فراری جز به‌سوی مولایش بازمی‌گردد؟ و یا هیچ‌کس جز مولایش او را از خشم خود پناه می‌دهد؟»

بنده گنهکار در جست‌وجوی رأفت و پناه معبود

در حقیقت، گناه آتش نهانی است که در دنیا و آخرت گنهکار را در خویش فرو‌می‌گیرد و می‌سوزاند و با شعله‌های خود در دنیا، ایمان و روح او را تباه می‌سازد و در قیامت و آخرت همه هستی و سرمایه‌اش را با لهیب سوزان خود می‌سوزاند و تنها ابر رحمت و بارش باران لطف و رأفت الاهی شعله‌های کشنده و تباه سازنده آن را خاموش می‌کند.
یکی از رابطه‌های بین خدا و انسان، رابطه عبد و مولاست و همه انسان‌ها بنده‌اند و خداوند مولای مطلق آنهاست. حضرت در فراز فوق به این رابطه اشاره دارند و در مناجات امیر ‌مؤمنان(علیه السلام)، در مسجد کوفه، این رابطه چنین ترسیم شده است: مَوْلاىَ یا مَوْلاىَ، اَنْتَ الْمَوْلى وَاَنَا الْعَبْدُ، وَهَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ اِلَّا الْمَوْلى ؛(106) «آقا و مولای من، تویی مولا و منم بنده، و آیا به بنده‌ای کسی جز مولا رحم می‌کند؟»
﴿ صفحه 124 ﴾
بنده گنهکار چون غلام و برده‌ای است که خطا کرده و از ترس مجازات اربابش فرار می‌کند، اما او پناهگاهی جز آستان مولایش ندارد و ناگزیر به‌سوی او برمی‌گردد. کسی که گناه می‌کند در حقیقت از تحت ولایت خدا فرار می‌کند، اما پس از مدتی درمی‌یابد که هرکجا که باشد تحت ربوبیت خداست و فرار از اطاعت خدا به او آزادی نمی‌بخشد، بلکه در این صورت او از آزادی حقیقی محروم گشته و زنجیرهای اسارت هوای نفس و شیطان را بر خود می‌افکند. آن‌گاه وقتی همه درها را به روی خود بسته دید، پی می‌برد که پناهگاهی جز آستان ربوبی و چاره‌ای جز بازگشت به‌سوی مولای حقیقی و بندگی او ندارد، و این بازگشت به حریم بندگی با توبه انجام می‌پذیرد. اما وقتی بنده خطاکار و پشیمان به‌سوی مولای خویش بازگشت، کسی جز ارباب نمی‌تواند او را از تازیانه‌های تنبیه نجات دهد، ازاین‌جهت دست به دامان اربابش می‌شود و از خشم و غضب ارباب به خود او پناه می‌برد. همچنین انسان گنهکار وقتی به‌سوی خداوند بازگشت، می‌داند که هیچ‌کس نمی‌تواند او را از خشم و غضب خدا پناه دهد، ازاین‌روی با ناله و تضرع و با عذرخواهی زمینه رضایت خداوند را فراهم می‌کند تا از غضب و خشم او در امان بماند. اگر بنده‌ای چندین مرتبه مرتکب خطا گشت و از دست مولایش گریخت و مجدداً به‌سوی او بازگشت، طبیعی است که با تکرار این رفتار ارباب و مولایش او را نمی‌بخشد و او را مجازات می‌کند. اما ما مولای کریم و مهربانی داریم که با وجود لغزش‌های فراوان و مکرر و بازگشت‌های پی‌در‌پی و توبه‌های سست، باز منتظر بازگشت حقیقی ماست و بارگاه امن و امانش همواره به روی ما گشوده است.
اِلهى اِنْ کانَ النَّدَمُ عَلَى الذَّنْبِ تَوْبَه فَاِنّى وَعِزَّتِک مِنَ النَّادِمینَ، وَاِنْ کانَ الْإِسْتِغْفارُ مِنَ الْخَطیئَه حِطَّه فَاِنّى لَک مِنَ الْمُسْتَغْفِرینَ، لَک الْعُتْبى حَتّى
﴿ صفحه 125 ﴾
تَرْضى؛ «خدایا، اگر پشیمانی از گناه توبه است، به عزتت سوگند که من از پشیمانانم، و اگر طلب آمرزش از خطا مایه محو گناه است، من به درگاهت از آمرزش‌خواهانم. تو حق عتاب و بازخواست داری تا آن‌گاه که راضی و خشنود شوی».

توبه و استغفار یا بازگشت بنده گنهکار به‌سوی معبود

خدایا، من در برابر تو ذلیل و خوارم و تو قادر مطلق هستی و دارای رحمت بی‌کران می‌باشی، آیا برای بهره‌مند شدن از رحمت و عفو تو راهی جز توبه دارم، و آیا توبه جز پشیمانی از کردار زشت و ناپسند است؟ اکنون ای خداوند رئوف و مهربان من پشیمانم.
از این فراز از مناجات و روایات دیگر استفاده می‌شود که حقیقت توبه همان پشیمانی از گناه است و این پشیمانی به جهت زشتی گناه نزد خداوند و مخالفت با امر و رضایت الاهی است. همچنین استغفار که به معنای طلب آمرزش گناهان از خداوند است یکی از ارکان اصلی توبه می‌باشد. هم توبه و هم استغفار از لوازم حیای عبودی به شمار می‌آیند. به این معنا که شرم و حیای در برابر معبود ایجاب می‌کند که انسان پس از ارتکاب گناه به خود آید و درصدد توبه و استغفار برآید. نکته دیگر اینکه در آموزه‌های دینی تأکید شده که انسان بعد از ارتکاب گناه بلافاصله توبه و استغفار کند. چون به مقتضای تقدم رحمت بی‌منتهای الاهی بر غضبش، گناهی که از انسان سر می‌زند تا مدتی در پرونده اعمال او ثبت نمی‌گردد و بعد از آن مدت اگر آن گناه را با توبه و استغفار جبران نکرد، ثبت می‌گردد که در این صورت جبران و تدارک گناهی که در پرونده اعمال انسان ثبت شده دشوار خواهد بود. در برخی از روایات آن مدت محدود هفت ساعت ذکر شده است، چنان‌که امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند:
مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یُذْنِبُ ذَنْباً إِلا أَجَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ، فَإِنْ
﴿ صفحه 126 ﴾
هُوَ تَابَ لَمْ یُکتَبْ عَلَیْهِ شَیْ ءٌ وَإِنْ هُوَ لَمْ یَفْعَلْ کتَبَ [اللَّهُ] عَلَیْهِ سَیِّئَه. فَأَتَاهُ عَبَّادٌ الْبَصْرِیُّ فَقَالَ لَهُ: بَلَغَنَا أَنَّک قُلْتَ: مَا مِنْ عَبْدٍ یُذْنِبُ ذَنْباً إِلا أَجَّلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ سَبْعَ سَاعَاتٍ مِنَ النَّهَارِ؟ فَقَالَ لَیْسَ هَکذَا قُلْتُ وَلَکنِّی قُلْتُ: مَا مِنْ مُؤْمِنٍ وَکذَلِک کانَ قَوْلِی؛(107) «هیچ مؤمنی گناهی انجام نمی‌دهد، مگر آنکه خداوند عزّ وجل هفت ساعت از روز به او مهلت می‌دهد پس اگر [در این مدت] توبه کرد، چیزی بر او نوشته نمی‌شود و اگر توبه نکرد، خداوند یک گناه برای او می‌نویسد. سپس عباد بصری نزد آن حضرت آمد و گفت: به ما رسیده که شما فرموده‌اید: هیچ بنده‌ای نیست که گناه می‌کند جز آنکه خداوند هفت ساعت از روز مهلتش دهد. حضرت فرمودند: من چنین نگفتم، بلکه گفتم: هیچ مؤمنی نیست و گفته من چنین بوده است».
در برخی از روایات آن مدت از صبح تا شب ذکر شده است. دراین‌باره امام صادق(علیه السلام)می‌فرمایند: إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا أَذْنَبَ ذَنْباً أُجِّلَ مِنْ غُدْوَه إِلَى اللَّیْلِ، فَإِنِ اسْتَغْفَرَ اللَّهَ لَمْ یُکتَبْ عَلَیْه؛(108) «بنده چون گناهی کند از بامداد تا شب مهلت داده می‌شود، پس اگر آمرزش خواست [آن گناه] بر او نوشته نشود».
اگر رابطه دوستانه و عاطفی تیره گردید، کسی که با رفتار ناشایست خود باعث گسستن آن رابطه شده وقتی سر عقل آمد و درصدد تجدید آن رابطه دوستانه برآمد، برای عذرخواهی نزد دوست خود می‌رود و به کوتاهی خود اعتراف می‌کند و خود را مستحق سرزنش می‌داند و به دوستش می‌گوید که تو حق داری مرا ملامت و سرزنش کنی، هرچه می‌خواهی مرا سرزنش کن تا راضی شوی. حضرت نیز خطاب به خداوند
﴿ صفحه 127 ﴾
می‌فرمایند: لک العتبی حتّی ترضی و با این جمله گنهکار را مستحق ملامت و سرزنش خدا معرفی می‌کنند.
اِلهى بِقُدْرَتِک عَلَىَّ تُبْ عَلَىَّ، وَبِحِلْمِک عَنّى اُعْفُ عَنّى ، وَبِعِلْمِک بى اِرْفَقْ بى ، اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِک باباً اِلى عَفْوِک، سَمَّیْتَهُ التَّوْبَه فَقُلْتَ "تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَه نَّصُوحًا"؛(109) فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ؛ «خدایا، سوگند به قدرت و سلطه‌ات بر من، توبه مرا بپذیر، و سوگند به حلم و شکیبایی‌ات بر عصیانم مرا ببخشای، و سوگند به آگاهی‌ات به احوالم با من مدارا کن. خدایا، تویی که به روی بندگانت دری به‌سوی بخشایش گشودی و آن را توبه نامیدی. پس [در قرآن] گفتی: "به‌سوی خداوند بازگردید و توبه کنید، توبه‌ای از سر صدق و اخلاص"؛ پس بهانه کسی که پس از گشوده شدن آن در، از وارد شدن در آن غفلت ورزد چیست؟»
پس از آنکه حضرت از خداوند درخواست می‌کند که توبه‌اش را بپذیرد و او را مشمول عفو سازد و با وی مدارا کند، عرض می‌کند: خدایا، تو خود مسیر عفو و گذشت و توبه را به‌سوی بندگانت گشودی که اگر این راهنمایی و هدایت نبود آنان امیدی به رهایی از کیفر خطاهای خویش نداشتند. اکنون اگر کسی از این فرصت ارزشمند استفاده نکرد و توبه نکرد، خود مقصر است و در حق خویش جفا کرده است.
اِلهى اِنْ کانَ قَبُحَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِک، فَلْیَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِک، اِلهى ما اَنَا
﴿ صفحه 128 ﴾
بِاَوَّلِ مَنْ عَصاک فَتُبْتَ عَلَیْهِ، وَتَعَرَّضَ لِمَعْرُوفِک فَجُدْتَ عَلَیْهِ؛ «خدایا، اگر گناه از بنده‌ات زشت است، اما بخشایش تو نیکوست. خدایا، من نخستین کسی نیستم که تو را نافرمانی کرده و تو توبه‌اش را پذیرفتی، و نخستین کسی نیستم که به دامن احسان تو چنگ آویخته و تو به او بخشش کردی».