سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

مراحل استرحام و درخواست رحمت از خداوند

اکنون که دریافتیم در مقام استرحام و درخواست عفو و رحمت از درگاه الاهی، باید با حالت تذلل و زبان التماس و زاری با خداوند سخن گوییم تا مستعد دریافت رحمت او گردیم، بایسته است مراحلی را که بنده در مقام استرحام و رحمت‌جویی از درگاه الاهی باید رعایت کند معرفی کنیم. به‌طورکلی برای این مقام پنج مرحله وجود دارد:
مرحله اول: اظهار حالت بیچارگی و درماندگی: طبع انسان‌ها در برابر اظهار درماندگی و ضعف بر‌انگیخته می‌شود و در نتیجه حس ترحم و دل‌سوزی در آنها ایجاد می‌گردد. همچنین کسی که طالب رحمت خداست، باید در برابر پروردگار خویش اظهار درماندگی و عجز کند.
﴿ صفحه 116 ﴾
مرحله دوم: با توجه به این باور که اظهار درماندگی و بیچارگی در برابر کسی که کاری از دستش برنمی‌آید و نمی‌تواند انسان را یاری کند فایده‌ای ندارد و نیز با باورداشت این حقیقت که همه کارها از خداوند ساخته‌ است و او دارای قدرت مطلق است و می‌تواند ما را یاری کند در مقام استرحام باید به قدرت و توانایی مطلق خداوند اعتراف کنیم و اظهار کنیم که خداوندا، کاری از ما ساخته نیست و تنها تو بر جبران گناهان و خطا‌های ما توانایی. در قبال عمر و فرصت‌های ازدست‌رفته و خطاهایی که از ما سر زده و خسارت‌هایی که از این ناحیه متوجه ما گردیده، کاری از ما ساخته نیست و تنها خداوند می‌تواند آنها را جبران کند و فرصت تدارک و جبران آنها را در اختیار ما بنهد. ازاین‌روی، برای اینکه هرچه بیشتر استعداد درک رحمت الاهی را در خود فراهم آوریم، باید علاوه بر اظهار عجز و درماندگی به قدرت و توانایی خداوند بر جبران خطاها و گناهانمان اعتراف کنیم.
مرحله سوم: ممکن است کسی بر کاری توانا باشد، اما به انجام آن مبادرت نورزد؛ چون علاوه بر توانمندی، باید میل و اراده انجام کار نیز تحقق یابد. بنابراین، در مقام استرحام علاوه بر اعتراف به توانایی خداوند بر جبران گناهان و خطاها، باید اطمینان خویش به جبران خطاها از سوی خداوند را بروز دهیم و به خداوند عرض کنیم که تو گناهان و خطاهای ما را می‌بخشی و بنده‌ات را از درگاهت ناامید نمی‌گردانی. برای ایجاد امید به جبران خطاها از سوی خداوند و اظهار اطمینان به بخشندگی خداوند، باید آن بخش از صفات و اسمای الاهی را بر زبان آوریم که حالت تذلل و مناجات و امید به بخشایش خداوند و اطمینان به رحمت او را در ما افزایش می‌بخشد. مثلاً او را به‌عنوان غفور، رحیم، عَفُوّ، بخشاینده و کریم بخوانیم و بی‌تردید ذکر صفت جباریت و قهاریت و امثال آن متناسب با حالت تذلل، مناجات و درخواست رحمت و مغفرت نمی‌باشد.
﴿ صفحه 117 ﴾
مرحله چهارم: توجه به اینکه دیگران نیز مرتکب گناهان شده‌اند و مورد عفو خداوند قرار گرفته‌اند. اگر دعاها و مناجات‌های اولیای دین را بنگریم، مشاهده می‌کنیم که آنان در رازونیاز خود با خداوند می‌فرمایند: خداوندا، من اولین گناهکار و خطاکار نیستم و تو نیز اولین بار نیست که بنده خود را می‌بخشی. خداوندا، تو خود فرمودی که قبل از شما گناهکاران و خطاکاران دیگری نیز درِ خانه من آمدند و درخواست عفو و بخشایش کردند و من آنها را مشمول رحمت و عفو ساختم. پس ای خدایی که رحمت و عفوت پایدار و بی‌کران است، ما را نیز چون دیگر گنهکاران بپذیر و مشمول رحمت و عفو خویش ساز.
مرحله پنجم: خطاب به خداوند عرض می‌کنیم که خدایا، تو خود ما را به‌سوی خویش فرا خواندی و وعده بخشایش و عفو دادی، فرمودی: وَقَالَ رَبُّکمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ؛(97) «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را پاسخ گویم، همانا کسانی که از پرستش من سربرتافتند به‌زودی خوار و سرافکنده به دوزخ درآیند».
چگونه ممکن است خداوند بنده گنهکار خود را فرا بخواند و از او بخواهد که توبه کند تا مشمول عفو قرار گیرد، اما به وعده خود عمل نکند. بی‌تردید چنین گمانی نسبت به خداوند متعال نارواست، و او اگر ما را به‌سوی خویش خوانده و وعده داده که ما را مشمول عفو و رحمت خویش سازد، حتماً به وعده خود عمل می‌کند. ما باید در مقام مناجات و استرحام این باور و اعتقاد را به زبان آوریم و به خداوند عرض کنیم که خدایا، ما یقین داریم که توبه ما را می‌پذیری و از خطاهای ما درمی‌گذری و ممکن نیست که به وعده خویش عمل نکنی و ما بندگان گنهکار و پشیمان را از درگاه خویش برانی و مشمول آتش خشم و غضب خویش سازی. امیر مؤمنان(علیه السلام) به زیبایی در ترسیم این مرحله می‌فرمایند:
... مَوْلاى، اَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِک ساجِدَه، وَعَلى اَلْسُنٍ
﴿ صفحه 118 ﴾
نَطَقَتْ بِتَوْحیدِک صادِقَه، وَبِشُکرِک مادِحَه، وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِیَّتِک مُحَقِّقَه، وَعَلى ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِک حَتّى صارَتْ خاشِعَه، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِک طآئِعَه، وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِک مُذْعِنَه؟ ما هکذَا الظَّنُّ بِک، وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِک عَنْک یا کریمُ؛(98) «مولای من، آیا تو آتش خشم و عذابت را مسلط می‌سازی بر رخساره‌هایی که در پیشگاه عظمت تو به سجده درآمده‌اند؟ و بر زبان‌هایی که صادقانه به یکتایی تو و به حمد و سپاس تو گویا گشته‌اند؟ و بر دل‌هایی که به یقین به خدایی تو اعتراف دارند؟ یا بر آن جان‌‌هایی که از علم و معرفت تو آکنده‌اند و در نتیجه، در پیشگاه جلال تو خاضع و خاشع گشته‌اند؟ یا بر آن اعضا و جوارحی که مشتاقانه و بی‌صبرانه به مکان‌های عبادت و ابراز اطاعت تو می‌شتابند؟ و با اعتقاد کامل از تو آمرزش می‌طلبند؟ هرگز این گمان به تو نمی‌رود که این بندگان را بسوزانی و از فضل و کرم تو چنین خبری به ما نرسیده است».

خداوند و دعوت بندگان گنهکار به‌سوی خویش

در قرآن، روایات و به‌خصوص در احادیث قدسی فراوان بندگان گنهکار به‌سوی خداوند دعوت شده‌اند که برخی از آن دعوت‌ها شگفتی انسان را برمی‌انگیزاند. به‌عنوان نمونه خداوند می‌فرماید: وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا؛(99) «و از فضل خدا درخواست کنید که خدا به هر چیزی داناست».
در آیه دیگر خداوند گنهکاران را به رحمت خویش فرا می‌خواند و آنان را از
﴿ صفحه 119 ﴾
ناامیدی از خویش بازمی‌دارد و می‌فرماید: قُلْ یَا‌ عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَه اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛(100) «بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روی کرده‌اید [در گناهان از حد گذشته‌اید و بر خود ستم کرده‌اید] از بخشایش خدای نومید مباشید، به‌راستی خداوند همه گناهان را می‌آمرزد، که اوست آمرزگار و مهربان».
در حدیث قدسی خداوند خطاب به حضرت داوود(علیه السلام) درباره شوق انتظارش به بازگشت خطاکاران و دورشدگان از درگاهش می‌فرماید:
یا داودُ، لَوْ یَعْلَمُ الْمُدْبِرونَ عَنّی کَیْفَ انْتِظاری لَهُمْ وَرِفْقی بِهِمْ وَ شَوْقی اِلَی تَرْکِ مَعاصیهِمْ لَماتُوا شَوْقاً اِلَیَّ وَتَقَطَّعَتْ أوصالُهُمْ مِنْ مَحَبَّتی؛(101) «ای داوود، اگر کسانی که از من روی گردانده‌اند می‌دانستند که چسان انتظار آنان را می‌کشم و با آنها مدارا می‌کنم و مشتاق خودداری آنان از گناهان هستم، از شدت شوق می‌مردند و از شدت محبت به من بندبند وجودشان از هم می‌گسست».
در روایتی از امام باقر(علیه السلام) آمده است که حضرت فرمودند:
انّ الله تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَه عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَزَادَهُ فِی لَیْلَه ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَه عَبْدِهِ مِنْ ذَلِک الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا؛(102) «خشنودی و شادمانی خداوند از توبه بنده‌اش بیشتر است از کسی که در شبی تاریک و بی‌ستاره زاد و راحله‌اش را گم کند و سپس [در نهایت درماندگی و ناامیدی] آن را بیابد، همانا شدت شادمانی خداوند از توبه بنده‌اش بیشتر است از شادمانی آن مرد در هنگامی که زاد و راحله‌اش را می‌یابد».
﴿ صفحه 120 ﴾
تصور کنید کسی را که سوار بر شتر در بیابان حرکت می‌کند و شب به استراحت می‌پردازد و پس از مدتی که از خواب برمی‌خیزد، شتر و توشه‌اش را کنار خود نمی‌یابد. او در اطراف به جست‌وجو می‌پردازد، اما اثری از زاد و راحله‌اش نمی‌یابد. بیم و نگرانی او را فرا می‌گیرد و گرسنگی و تشنگی سخت او را می‌آزارد. و در کمال ناامیدی و از شدت تشنگی و گرسنگی و هراس در آستانه مرگ قرار می‌گیرد. اما ناگهان چشم می‌گشاید و شتر و زاد و توشه‌اش را کنار خود می‌بیند. آیا خوش‌حالی و شادمانی او در رستن از خطر مرگ و یافتن گمشده‌ای که مایه حیات او شده قابل توصیف است؟ حضرت می‌فرمایند: شادمانی خداوند از توبه بنده خطاکار خود، فزون‌تر و شدید‌تر از شادمانی آن شخص در هنگام یافتن زاد و توشه‌اش می‌باشد. با این وصف وقتی خداوند این‌سان ما را به توبه دعوت می‌کند، آیا ممکن است ما را نپذیرد و از خطاهای ما درنگذرد؟ حاشا که خداوند رحمت خویش را از بنده‌ای که زبان به استغفار و دعا گشوده و به تضرع و زاری در درگاه خداوند مهرآفرین پرداخته، دریغ کند.
بنابراین، بر اساس آنچه گفته شد که منطبق بر آموزه‌های دینی نیز می‌باشد، در مقام توبه و استرحام دو عامل باعث جلب رحمت بی‌کران خداوند می‌گردد: یکی درک فقر، ذلت و بیچارگی و اعتراف بدان، و دیگری درک رحمت بی‌نهایت خداوند و امید بدان. رحمتی که هرچند بندگان و مخلوقات از آن بهره برند کاستی نمی‌یابد. رحمتی که با اراده تخلف‌ناپذیر خداوند پیوسته و هماره بر مخلوقات سرازیر می‌گردد. البته باید این باورها را در قالب مراحلی که برای مقام استرحام برشمردیم به زبان آوریم و بی‌تردید یکی از منت‌های بزرگی که اهل‌بیت(علیهم السلام) بر ما دارند این است که شیوه دعا و مناجات کردن را به ما آموختند و لطافت‌ها، شیوه‌ها و زیبایی‌های نجوا و گفت‌وگوی با معبود را فرایاد ما دادند. یکی از آن مناجات‌ها، مناجات تائبین است که خود نمونه شایسته‌ای از شیوه مواجهه بنده خطاکار با خداوند و تعلیم‌گر سخنانی است که او در برابر خداوند باید بر زبان آورد.
﴿ صفحه 121 ﴾

رازداری و پرده‌پوشی خداوند بر گناهان بنده خویش

در جلسه پیشین به بررسی فرازهایی از این مناجات پرداختیم، اکنون بررسی سایر فرازهای آن را پی می‌گیریم:
أسْئَلُک یا غافِرَ الذَّنْبِ الْکبیرِ، وَیا جابِرَ الْعَظْمِ الْکسیرِ، اَنْ تَهَبَ لى مُوبِقاتِ الْجَرآئِرِ، وَتَسْتُرَ عَلَىَّ فاضِحاتِ السَّرآئِرِ، وَلا تُخْلِنى فى مَشْهَدِ الْقِیامَه مِنْ بَرْدِ عَفْوِک وَغَفْرِک، وَلاتُعْرِنى مِنْ جَمیلِ صَفْحِک وَسَتْرِک؛ «ای آمرزنده گناه بزرگ و ای پیوند زننده استخوان شکسته، از تو می‌خواهم که گناهان خطرناکم را بپوشانی و رسوایی‌‌های نهانم را پنهان ‌سازی، و مرا در عرصه قیامت از لذت و خنکای بخشایش و آمرزشت محروم نسازی، و از عفو زیبای رازپوشت بی‌بهره‌ام نگردانی».
حضرت در طلیعه فراز مزبور از مناجات خویش خداوند را بخشایشگر گناه بزرگ و به اصطلاح گناه کبیره معرفی می‌کنند. در این ارتباط بایسته گفتن است که گرچه گناه مخالفت با تکلیف الزامی خداوند و طغیان بر آن ذات باعظمت است و ازاین‌روی هرچند کوچک هم باشد، از نگاه اهل معرفت بزرگ است، اما در قرآن و روایات گناهان به کبیره و صغیره تقسیم یافته‌اند و تعبیر به کبیره دلیل بر عظمت گناهان است و هر گناهی که یکی از شرایط زیر را داشته باشد، کبیره به شمار می‌آید:
1. گناهانی که خداوند وعده عذاب درباره آنها داده است؛
2. گناهانی که در نظر اهل شرع و زبان روایات باعظمت یاد شده‌اند؛
3. گناهانی که در منابع شرعی بزرگ‌تر از گناهانی شمرده شده که جزو کبائر است؛
4. گناهانی که در روایات معتبر تصریح بر کبیره بودن آنها شده است.(103)
﴿ صفحه 122 ﴾
حضرت از خداوند می‌خواهند که گناهانی را که انسان را به ورطه هلاکت می‌افکند ببخشاید و بر خطاها و رسوایی‌های پنهان او پرده افکند و او را در نزد مردم رسوا نسازد. انسان بر اثر غفلت و جهل و در پنهان و خلوتْ گناهانی انجام می‌دهد و گمان دارد که کسی او را نمی‌بیند تا رسوا گردد، اما او در هیچ زمانی و هیچ مکانی از نظر خداوند پنهان نیست و خداوند همواره بر رفتار بندگان ناظر است و چون خداوند ستارالعیوب و رازدار است، عیب‌ها و گناهان نهان انسان از انظار مردم پنهان می‌ماند. به‌تعبیردیگر، خداوند بین عیوب انسان و مردم پرده‌ای از لطف و کرمش می‌افکند تا از رسوایی انسان جلوگیری شود که اگر این رازداری و پرده‌پوشی خداوند در دنیا نبود و ننگ و عار انسان بر دیگران آشکار می‌گردید، انسان روی سر بلند کردن در برابر دیگران را نداشت. حضرت از خداوند درخواست می‌کند چونان دنیا، در آخرت نیز از سر لطف و احسان، رازهای بنده خطاکار را بپوشاند و در برابر بندگان خود او را خوار و رسوا نسازد.
در فراز مزبور «صفح» که به معنای روی‌گردانی است به «جمیل» به معنای زیبا متصف گردیده است، این توصیف ازآن‌روست که روی‌گردانی از چیزی گاهی از روی بی‌اعتنایی و قهر است و گاهی از روی عفو و گذشت، و در فراز مزبور همراه صفح، جمیل ذکر شده تا معنای دوم استفاده شود. چنان‌که در تبیین همین معنا خداوند در قرآن خطاب به پیامبر(صلى الله علیه وآله) می‌فرماید:وَمَا خَلَقْنَا السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ وَمَا بَیْنَهُمَا إِلاَّ بِالْحَقِّ وَإِنَّ السَّاعَه لآتِیَه فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِیلَ؛(104) «و ما آسمان و زمین و آنچه را که میان آنهاست جز به راستی و درستی نیافریدیم و قیامت هرآینه آینده است، پس درگذر، درگذشتن نیکو».
﴿ صفحه 123 ﴾
در روایتی از امام رضا(علیه السلام) وارد شده که منظور از «فاصفح الصفح الجمیل» عفو و درگذشتن بدون مؤاخذه و سرزنش است.(105)
اِلهى ظَلِّلْ عَلى ذُنُوبى غَمامَ رَحْمَتِک، وَاَرْسِلْ عَلى عُیُوبى سَحابَ رَاْفَتِک، اِلهى هَلْ یَرْجِعُ الْعَبْدُ الْابِقُ اِلاَّ اِلى مَوْلاهُ؟ اَمْ هَلْ یُجیرُهُ مِنْ سَخَطِهِ اَحَدٌ سِواهُ؟ «خدایا، ابر رحمتت را بر گناهان من بگستران و سحاب و بارش لطف و محبتت را بر عیب‌هایم بباران. خدایا، آیا بنده گریز پا و فراری جز به‌سوی مولایش بازمی‌گردد؟ و یا هیچ‌کس جز مولایش او را از خشم خود پناه می‌دهد؟»