سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

زبان استرحام و توبه به درگاه خداوند

پس از توجه به مقام خداوند و ضرورت بندگی او و ترس از فرجام گناهان و خسارت‌هایی که از ناحیه خطاها متوجه انسان شده و امیدواری به فضل و رحمت خداوند، حالت توبه در انسان پدید می‌آید. در این حالت انسان باید با زبان استرحام با خداوند سخن گوید. چنان‌که در دعاها و مناجات‌ها مشاهده می‌شود، این زبان ویژگی‌های خاص خود را دارد و بر پایه درک عجز و ناتوانی انسان و فقر ذاتی و نیاز شدید او به خداوند متعال که بستر دریافت رحمت الاهی را فراهم می‌آورد شکل می‌گیرد.
باید توجه داشت که ما نمی‌توانیم درک کاملی از ذات و صفات خدا داشته باشیم، در نتیجه نمی‌توانیم درک درستی از رابطه خود با خدا داشته باشیم و مفاهیمی را که درباره خداوند و ارتباطمان با او به کار می‌بریم، همان مفاهیمی است که درباره انسان‌ها و ارتباطشان با یکدیگر به کار می‌روند که پس از تجرید آنها از نقص و محدودیت، به خداوند نسبت داده می‌شوند و در مقام مفاهمه و از جمله در مقام سخن گفتن با خداوند ما ناگزیریم که از آن مفاهیم محدود که به‌هیچ‌وجه کنه و حقیقت صفات الاهی را نشان نمی‌دهند استفاده کنیم. امام باقر(علیه السلام) در تبیین این حقیقت که ما ناتوان از درک
﴿ صفحه 114 ﴾
ذات و صفات الاهی هستیم و مفاهیمی که در آن ارتباط به کار می‌بریم ساخته و پرداخته ذِهن محدود و ناقصمان است و نمی‌تواند حقیقت ذات و صفات الاهی را به ما بنمایاند، می‌فرماید:
کلَّ ما مَیَّزْتُمُوهُ بِأوْهامِکمْ فی أدَقِّ معانیهِ مخلوقٌ مصنوعٌ مِثْلُکمْ مَردودٌ إلَیْکم. ولَعَلَّ النَّمْلَ الصِّغارَ تَتَوَهَّمُ أنّ للهِ تَعالى زبانِیَتَیْنِ، فإنِّ ذلِک کمالُها وَیَتَوَهَّمُ أنّ عَدَمَها نُقصانٌ لِمَن لا یَتَّصِفُ بهما، وهذا حالُ العُقَلاءِ فیما یَصِفونَ اللهَ تعالى به؛(95) «آنچه را [از ذات و صفات الاهی] که با افکار خود و با دقیق‌ترین معانی آن دریافت کرده‌ و شناخته‌اید مخلوق و ساخته‌ای چون خود شماست که به شما بازگشت داده می‌شود. شاید مورچه کوچک نیز توهم کند خداوند نیز دو شاخک دارد، چون داشتن شاخک را کمال خود می‌داند و نداشتن آن را برای کسی که فاقد آنهاست نقص می‌شمرد. انسان‌ها و عقلا نیز درباره آنچه خداوند را بدان توصیف می‌کنند، چنین می‌باشند».
ما وقتی کسی را بنگریم که سخت مستأصل و درمانده گشته است و نیازمند دستگیری و یاری ماست، دلمان به حالش می‌سوزد و از روی ترحم و دل‌سوزی به او کمک می‌کنیم، آن‌گاه ما می‌کوشیم که همین رابطه عاطفی را پس از تجرید از نقایص و محدودیت‌ها، به خداوند نیز نسبت دهیم و می‌گوییم: خداوند به بندگانش رحم می‌کند. از آن طرف، اگر کسی در قبال احسان و خدمتی که به او کرده‌ایم، در حق ما دشمنی کند، بر او غضب می‌کنیم. آن‌گاه با درک این رابطه و حالت عاطفیِ خشم و غضب، می‌گوییم که اگر کسی در قبال نعمت‌های الاهی به مخالفت با خداوند برخیزد، خداوند بر او غضب می‌کند. این تعابیر در قرآن نیز به کار رفته است، نظیر آیه أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ
﴿ صفحه 115 ﴾
تَوَلَّوْا قَوْمًا غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِم مَّا هُم مِّنکمْ وَلَا مِنْهُمْ وَیَحْلِفُونَ عَلَى الْکذِبِ وَهُمْ یَعْلَمُونَ؛(96) «آیا به کسانی ننگریستی که با مردمی که خدا بر آنها خشم گرفته [یعنی جهودان] دوستی داشتند؟ اینان [منافقان] نه از شمایند و نه از آنها، و به‌دروغ سوگند می‌خورند [که ما با شماییم] و خود می‌دانند [که دروغ می‌گویند]».
این تعابیر و حکایت‌ها گرچه متناسب با صفات واقعی الاهی نیست و بیانگر روابط انسان‌ها با یکدیگر می‌باشد، اما ما که کُنه و حقیقت ذات و صفات الاهی را درک نمی‌کنیم و در نتیجه نمی‌توانیم حقیقت روابطمان را با خداوند درک کنیم، چاره‌ای از به کار بردن آنها نداریم. البته انبیا و اولیای الاهی که به عالی‌ترین مراتب کمال راه یافته‌اند و خداوند پرده‌ها و حجاب‌ها را از فرارویشان کنار زده و در نتیجه آنها می‌توانند شمه‌ای از حقایق الاهی را شهود کنند و به معرفت حضوری نایل آیند، در آن قلمرو می‌توانند واقعیت روابط خویش با معبود را شهود و درک کنند.

مراحل استرحام و درخواست رحمت از خداوند

اکنون که دریافتیم در مقام استرحام و درخواست عفو و رحمت از درگاه الاهی، باید با حالت تذلل و زبان التماس و زاری با خداوند سخن گوییم تا مستعد دریافت رحمت او گردیم، بایسته است مراحلی را که بنده در مقام استرحام و رحمت‌جویی از درگاه الاهی باید رعایت کند معرفی کنیم. به‌طورکلی برای این مقام پنج مرحله وجود دارد:
مرحله اول: اظهار حالت بیچارگی و درماندگی: طبع انسان‌ها در برابر اظهار درماندگی و ضعف بر‌انگیخته می‌شود و در نتیجه حس ترحم و دل‌سوزی در آنها ایجاد می‌گردد. همچنین کسی که طالب رحمت خداست، باید در برابر پروردگار خویش اظهار درماندگی و عجز کند.
﴿ صفحه 116 ﴾
مرحله دوم: با توجه به این باور که اظهار درماندگی و بیچارگی در برابر کسی که کاری از دستش برنمی‌آید و نمی‌تواند انسان را یاری کند فایده‌ای ندارد و نیز با باورداشت این حقیقت که همه کارها از خداوند ساخته‌ است و او دارای قدرت مطلق است و می‌تواند ما را یاری کند در مقام استرحام باید به قدرت و توانایی مطلق خداوند اعتراف کنیم و اظهار کنیم که خداوندا، کاری از ما ساخته نیست و تنها تو بر جبران گناهان و خطا‌های ما توانایی. در قبال عمر و فرصت‌های ازدست‌رفته و خطاهایی که از ما سر زده و خسارت‌هایی که از این ناحیه متوجه ما گردیده، کاری از ما ساخته نیست و تنها خداوند می‌تواند آنها را جبران کند و فرصت تدارک و جبران آنها را در اختیار ما بنهد. ازاین‌روی، برای اینکه هرچه بیشتر استعداد درک رحمت الاهی را در خود فراهم آوریم، باید علاوه بر اظهار عجز و درماندگی به قدرت و توانایی خداوند بر جبران خطاها و گناهانمان اعتراف کنیم.
مرحله سوم: ممکن است کسی بر کاری توانا باشد، اما به انجام آن مبادرت نورزد؛ چون علاوه بر توانمندی، باید میل و اراده انجام کار نیز تحقق یابد. بنابراین، در مقام استرحام علاوه بر اعتراف به توانایی خداوند بر جبران گناهان و خطاها، باید اطمینان خویش به جبران خطاها از سوی خداوند را بروز دهیم و به خداوند عرض کنیم که تو گناهان و خطاهای ما را می‌بخشی و بنده‌ات را از درگاهت ناامید نمی‌گردانی. برای ایجاد امید به جبران خطاها از سوی خداوند و اظهار اطمینان به بخشندگی خداوند، باید آن بخش از صفات و اسمای الاهی را بر زبان آوریم که حالت تذلل و مناجات و امید به بخشایش خداوند و اطمینان به رحمت او را در ما افزایش می‌بخشد. مثلاً او را به‌عنوان غفور، رحیم، عَفُوّ، بخشاینده و کریم بخوانیم و بی‌تردید ذکر صفت جباریت و قهاریت و امثال آن متناسب با حالت تذلل، مناجات و درخواست رحمت و مغفرت نمی‌باشد.
﴿ صفحه 117 ﴾
مرحله چهارم: توجه به اینکه دیگران نیز مرتکب گناهان شده‌اند و مورد عفو خداوند قرار گرفته‌اند. اگر دعاها و مناجات‌های اولیای دین را بنگریم، مشاهده می‌کنیم که آنان در رازونیاز خود با خداوند می‌فرمایند: خداوندا، من اولین گناهکار و خطاکار نیستم و تو نیز اولین بار نیست که بنده خود را می‌بخشی. خداوندا، تو خود فرمودی که قبل از شما گناهکاران و خطاکاران دیگری نیز درِ خانه من آمدند و درخواست عفو و بخشایش کردند و من آنها را مشمول رحمت و عفو ساختم. پس ای خدایی که رحمت و عفوت پایدار و بی‌کران است، ما را نیز چون دیگر گنهکاران بپذیر و مشمول رحمت و عفو خویش ساز.
مرحله پنجم: خطاب به خداوند عرض می‌کنیم که خدایا، تو خود ما را به‌سوی خویش فرا خواندی و وعده بخشایش و عفو دادی، فرمودی: وَقَالَ رَبُّکمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ؛(97) «و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را پاسخ گویم، همانا کسانی که از پرستش من سربرتافتند به‌زودی خوار و سرافکنده به دوزخ درآیند».
چگونه ممکن است خداوند بنده گنهکار خود را فرا بخواند و از او بخواهد که توبه کند تا مشمول عفو قرار گیرد، اما به وعده خود عمل نکند. بی‌تردید چنین گمانی نسبت به خداوند متعال نارواست، و او اگر ما را به‌سوی خویش خوانده و وعده داده که ما را مشمول عفو و رحمت خویش سازد، حتماً به وعده خود عمل می‌کند. ما باید در مقام مناجات و استرحام این باور و اعتقاد را به زبان آوریم و به خداوند عرض کنیم که خدایا، ما یقین داریم که توبه ما را می‌پذیری و از خطاهای ما درمی‌گذری و ممکن نیست که به وعده خویش عمل نکنی و ما بندگان گنهکار و پشیمان را از درگاه خویش برانی و مشمول آتش خشم و غضب خویش سازی. امیر مؤمنان(علیه السلام) به زیبایی در ترسیم این مرحله می‌فرمایند:
... مَوْلاى، اَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلى وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِک ساجِدَه، وَعَلى اَلْسُنٍ
﴿ صفحه 118 ﴾
نَطَقَتْ بِتَوْحیدِک صادِقَه، وَبِشُکرِک مادِحَه، وَعَلى قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِاِلهِیَّتِک مُحَقِّقَه، وَعَلى ضَمآئِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِک حَتّى صارَتْ خاشِعَه، وَعَلى جَوارِحَ سَعَتْ اِلى اَوْطانِ تَعَبُّدِک طآئِعَه، وَاَشارَتْ بِاسْتِغْفارِک مُذْعِنَه؟ ما هکذَا الظَّنُّ بِک، وَلا اُخْبِرْنا بِفَضْلِک عَنْک یا کریمُ؛(98) «مولای من، آیا تو آتش خشم و عذابت را مسلط می‌سازی بر رخساره‌هایی که در پیشگاه عظمت تو به سجده درآمده‌اند؟ و بر زبان‌هایی که صادقانه به یکتایی تو و به حمد و سپاس تو گویا گشته‌اند؟ و بر دل‌هایی که به یقین به خدایی تو اعتراف دارند؟ یا بر آن جان‌‌هایی که از علم و معرفت تو آکنده‌اند و در نتیجه، در پیشگاه جلال تو خاضع و خاشع گشته‌اند؟ یا بر آن اعضا و جوارحی که مشتاقانه و بی‌صبرانه به مکان‌های عبادت و ابراز اطاعت تو می‌شتابند؟ و با اعتقاد کامل از تو آمرزش می‌طلبند؟ هرگز این گمان به تو نمی‌رود که این بندگان را بسوزانی و از فضل و کرم تو چنین خبری به ما نرسیده است».

خداوند و دعوت بندگان گنهکار به‌سوی خویش

در قرآن، روایات و به‌خصوص در احادیث قدسی فراوان بندگان گنهکار به‌سوی خداوند دعوت شده‌اند که برخی از آن دعوت‌ها شگفتی انسان را برمی‌انگیزاند. به‌عنوان نمونه خداوند می‌فرماید: وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کانَ بِکلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا؛(99) «و از فضل خدا درخواست کنید که خدا به هر چیزی داناست».
در آیه دیگر خداوند گنهکاران را به رحمت خویش فرا می‌خواند و آنان را از
﴿ صفحه 119 ﴾
ناامیدی از خویش بازمی‌دارد و می‌فرماید: قُلْ یَا‌ عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَه اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛(100) «بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روی کرده‌اید [در گناهان از حد گذشته‌اید و بر خود ستم کرده‌اید] از بخشایش خدای نومید مباشید، به‌راستی خداوند همه گناهان را می‌آمرزد، که اوست آمرزگار و مهربان».
در حدیث قدسی خداوند خطاب به حضرت داوود(علیه السلام) درباره شوق انتظارش به بازگشت خطاکاران و دورشدگان از درگاهش می‌فرماید:
یا داودُ، لَوْ یَعْلَمُ الْمُدْبِرونَ عَنّی کَیْفَ انْتِظاری لَهُمْ وَرِفْقی بِهِمْ وَ شَوْقی اِلَی تَرْکِ مَعاصیهِمْ لَماتُوا شَوْقاً اِلَیَّ وَتَقَطَّعَتْ أوصالُهُمْ مِنْ مَحَبَّتی؛(101) «ای داوود، اگر کسانی که از من روی گردانده‌اند می‌دانستند که چسان انتظار آنان را می‌کشم و با آنها مدارا می‌کنم و مشتاق خودداری آنان از گناهان هستم، از شدت شوق می‌مردند و از شدت محبت به من بندبند وجودشان از هم می‌گسست».
در روایتی از امام باقر(علیه السلام) آمده است که حضرت فرمودند:
انّ الله تَعَالَى أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَه عَبْدِهِ مِنْ رَجُلٍ أَضَلَّ رَاحِلَتَهُ وَزَادَهُ فِی لَیْلَه ظَلْمَاءَ فَوَجَدَهَا فَاللَّهُ أَشَدُّ فَرَحاً بِتَوْبَه عَبْدِهِ مِنْ ذَلِک الرَّجُلِ بِرَاحِلَتِهِ حِینَ وَجَدَهَا؛(102) «خشنودی و شادمانی خداوند از توبه بنده‌اش بیشتر است از کسی که در شبی تاریک و بی‌ستاره زاد و راحله‌اش را گم کند و سپس [در نهایت درماندگی و ناامیدی] آن را بیابد، همانا شدت شادمانی خداوند از توبه بنده‌اش بیشتر است از شادمانی آن مرد در هنگامی که زاد و راحله‌اش را می‌یابد».
﴿ صفحه 120 ﴾
تصور کنید کسی را که سوار بر شتر در بیابان حرکت می‌کند و شب به استراحت می‌پردازد و پس از مدتی که از خواب برمی‌خیزد، شتر و توشه‌اش را کنار خود نمی‌یابد. او در اطراف به جست‌وجو می‌پردازد، اما اثری از زاد و راحله‌اش نمی‌یابد. بیم و نگرانی او را فرا می‌گیرد و گرسنگی و تشنگی سخت او را می‌آزارد. و در کمال ناامیدی و از شدت تشنگی و گرسنگی و هراس در آستانه مرگ قرار می‌گیرد. اما ناگهان چشم می‌گشاید و شتر و زاد و توشه‌اش را کنار خود می‌بیند. آیا خوش‌حالی و شادمانی او در رستن از خطر مرگ و یافتن گمشده‌ای که مایه حیات او شده قابل توصیف است؟ حضرت می‌فرمایند: شادمانی خداوند از توبه بنده خطاکار خود، فزون‌تر و شدید‌تر از شادمانی آن شخص در هنگام یافتن زاد و توشه‌اش می‌باشد. با این وصف وقتی خداوند این‌سان ما را به توبه دعوت می‌کند، آیا ممکن است ما را نپذیرد و از خطاهای ما درنگذرد؟ حاشا که خداوند رحمت خویش را از بنده‌ای که زبان به استغفار و دعا گشوده و به تضرع و زاری در درگاه خداوند مهرآفرین پرداخته، دریغ کند.
بنابراین، بر اساس آنچه گفته شد که منطبق بر آموزه‌های دینی نیز می‌باشد، در مقام توبه و استرحام دو عامل باعث جلب رحمت بی‌کران خداوند می‌گردد: یکی درک فقر، ذلت و بیچارگی و اعتراف بدان، و دیگری درک رحمت بی‌نهایت خداوند و امید بدان. رحمتی که هرچند بندگان و مخلوقات از آن بهره برند کاستی نمی‌یابد. رحمتی که با اراده تخلف‌ناپذیر خداوند پیوسته و هماره بر مخلوقات سرازیر می‌گردد. البته باید این باورها را در قالب مراحلی که برای مقام استرحام برشمردیم به زبان آوریم و بی‌تردید یکی از منت‌های بزرگی که اهل‌بیت(علیهم السلام) بر ما دارند این است که شیوه دعا و مناجات کردن را به ما آموختند و لطافت‌ها، شیوه‌ها و زیبایی‌های نجوا و گفت‌وگوی با معبود را فرایاد ما دادند. یکی از آن مناجات‌ها، مناجات تائبین است که خود نمونه شایسته‌ای از شیوه مواجهه بنده خطاکار با خداوند و تعلیم‌گر سخنانی است که او در برابر خداوند باید بر زبان آورد.
﴿ صفحه 121 ﴾