سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

نقش حیای بندگی در توبه و پرهیز از گناه

معرفت به فرجام زیان‌بار گناهان، در دنیا و آخرت، علاوه بر آنکه ترس از انجام گناه را در انسان برمی‌انگیزاند، ازآن‌روی که ارتکاب گناهان، سرپیچی از دستورات خداوند و ناسپاسی از خالق هستی است که نعمت‌های بی‌شماری را در اختیار ما نهاده است، احساس شرم و حیا را نیز در انسان برمی‌انگیزاند. هر قدر معرفت ما به خداوند، وظایف بندگی، گستره نعمت‌های مادی و معنوی خالق هستی و فرجام رفتار ناپسند و زشت فزونی گیرد، این شرم و حیا در ما افزایش می‌یابد و ما را وامی‌دارد که در برابر احسان و عنایت خداوند و نعمت‌هایی که در اختیار ما نهاده، به مخالفت او برنخیزیم و بی‌تردید احساس شرم و حیا چه در برابر خداوند و چه در برابر مردم، دارای ویژگی مثبت، تأثیرگذار و بازدارنده است و ریشه در فطرت انسان دارد. البته امروزه، برخی از مکاتب اخلاقی مادی و انحرافی شرم و حیا را حالتی انفعالی و ناشی از ضعف انسان می‌دانند و به‌طور‌کلی به نکوهش آن می‌پردازند و به افراد توصیه می‌کنند که شرم، حیا و احساس خجالت را از درون خود زایل سازند.(78) در
﴿ صفحه 100 ﴾
برابر فرهنگ اسلامی که شرم و حیا را خصلتی اصیل و ارزشمند می‌شمارد و ازاین‌روی از دیرباز، واژه «بی‌شرم» در فرهنگ مسلمانان ناسزا و فحش به‌حساب می‌آمده است، در فرهنگ انحرافی و عاری از فضایل انسانی دنیاپرستان و شهوت‌آلودگان، بی‌حیایی کمال به‌حساب می‌آید و بدان افتخار نیز می‌کنند!
به‌هرروی، کسی که فطرت الاهی در وجودش زنده مانده است، وقتی به گناهان خویش می‌نگرد و درمی‌یابد نعمت‌هایی را که خداوند در اختیار او نهاده وسیله‌ای برای نافرمانی و مخالفت با معبود خود ساخته است، در برابر خدا احساس شرم و حیا می‌کند. از‌این‌روی در یکی از دعاهای مربوط به زیارت امام رضا(علیهمالسلام) آمده است: رَبِّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُک اسْتِغْفَارَ حَیَاء؛(79)«پروردگارا، از تو آمرزش می‌طلبم، آمرزش از طریق حیا و شرمساری».

نقش خوف و رجا در جلب رحمت الاهی

کسی که گناه و لغزشی از او سرزده علاوه بر ترس از فرجام گناه و توجه به آثار زیان‌بار گناه و نیز حالت شرمساری از خداوند، باید امیدوار به بخشش و رحمت بی‌نهایت خداوند نیز باشد. و به این حقیقت توجه داشته باشد که خداوند، خودش ما را دعوت به توبه کرده و وعده داده است که از لغزش‌ها و گناهان بنده پشیمان خود درگذرد و ما را از ناامیدی از درگاه خویش برحذر داشته است:
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَه اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ؛(80) «بگو: ای بندگان من که بر خویشتن زیاده‌روی روا داشته‌اید [در گناهان از حد گذشته‌اید و به خود ستم کرده‌اید]
﴿ صفحه 101 ﴾
از بخشایش خداوند نومید مباشید، به‌راستی خداوند همه گناهان را می‌آمرزد، که اوست آمرزگار و مهربان».
شناخت این مطلب که خداوند می‌تواند نعمت‌هایی چون صحت و سلامتی را از انسان بازپس گیرد و نیز او می‌تواند در جهان ابدی انسان را از همه نعمت‌های جاودانه بهشتی محروم سازد و به عذاب و رنج ابدی مبتلا گرداند. از همه بدتر، او را به دوری از خدا و رحمت او گرفتار سازد، خوف را در انسان برمی‌انگیزد. در مقابل، شناخت این حقیقت که خداوند می‌تواند از لغزش‌های انسان درگذرد و بر نعمت‌های خود بیفزاید و در آخرت او را از نعمت‌های ابدی خود بهره‌مند گرداند، رجا را در او برمی‌انگیزد. به‌تعبیردیگر، شناخت این حقیقت که سعادت و شقاوت انسان در دنیا و آخرت به دست خداوند است، این شناخت‌ها دو حالت روانی و نفسانی «خوف» و «رجا» را در ما برمی‌انگیزد. حالت ترس، سرشکستگی و شرمساری گرچه مفهوماً‌ با حالت امید متضاد هستند، اما چون متعلق آن دو متفاوت هستند در انسان جمع می‌شوند.
وجود حالت خوف، سرشکستگی، تأسف و پشیمانی از عمری که با گناه سپری شد و تباه گردید و در مقابل، امید انسان به خداوند متعال که می‌تواند لغزش‌ها و کوتاهی‌های انسان را جبران کند و ببخشد، انسان را مستعد دریافت رحمت الاهی می‌کند. رحمتی که پیوسته در حال ریزش است و اگر انسان خود را در معرض آن قرار دهد از آن بهره‌مند می‌گردد. خداوند همواره و پیوسته رحمتش را نازل می‌گرداند و تغییر و تحولی در صفت رحمانیت خداوند رخ نمی‌دهد. تغییر و تحول در حالات ما پدید می‌آید و بر این اساس، گاهی در پرتو تغییر و تحول مثبت، مستعد دریافت رحمت الاهی می‌گردیم و در مقابل، بر اثر تغییر منفی و انحرافی که در ما پدید می‌آید، مشمول غضب و خشم خداوند می‌گردیم. آن‌گاه ما با مسامحه و همسان‌انگاری تغییر حالات را که خصیصه ماست به خداوند نیز نسبت می‌دهیم و بر این اساس، تعبیرات
﴿ صفحه 102 ﴾
عامیانه‌ای چون: «رحمت خدا به جوش آمد، خدا بر سر مهر آمد، خدا با ما آشتی کرد و یا خدا با ما غضب کرد» را به ‌کار می‌بریم. پس این ما هستیم که تغییر می‌کنیم و حالات ما دگرگون می‌شود و در خداوند تغییر و دگرگونی رخ نمی‌دهد؛ چنان‌که امیر مؤمنان(علیه السلام) در طلیعه یکی از خطبه‌های خویش می‌فرمایند: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ تَسْبِقْ لَهُ حَالٌ حَالًا؛(81) «سپاس خدای را که [صفت‌های او همیشگی است و] حالی از او را بر حالی پیشی نیست».

اشاره‌ای به مراتب توبه و استغفار از گناه

سطح دریافت ما از رحمت الاهی و به‌تعبیردیگر، نوع و کیفیت قبول توبه ما بستگی به کمیت و کیفیت تحول معنوی و پشیمانی ما از لغزش‌ها و امیدمان به رحمت الاهی دارد. هر قدر توبه انسان قوی‌تر و راسخ‌تر باشد، بیشتر آثار تشریعی و وضعی گناهان محو و زایل می‌گردد. به‌عنوان تشبیه لباس سفید و تمیزی که با قطره‌ خونی آلوده و نجس شده است، گاهی با شست‌وشو جرم خون برطرف می‌گردد و رنگ آن کماکان در لباس باقی می‌ماند. در این صورت، آن لباس پاک شده، اما کاملاً اثر خون از آن زایل نگردیده است. اگر این لباس با مواد پاک کننده قوی شست‌وشو شود، لکه و رنگ خون نیز از آن برطرف می‌گردد و هیچ اثری از خون در آن باقی نمی‌ماند. کسی که توبه می‌کند نیز گاهی توبه او باعث نجات از عذاب و کیفر می‌گردد، اما به‌طور کامل آثار وضعی گناه را برطرف نمی‌سازد. اما اگر آن شخص تمام مراحل توبه و استغفار را تحقق بخشد و در رفع همه آثار گناه بکوشد، علاوه بر آثار تکلیفی، آثار وضعی گناه نیز برطرف می‌گردد و او چون کسی خواهد بود که گناهی مرتکب نشده است. با توجه به این نکته، در روایات مراحل و مراتبی برای توبه و استغفار معرفی شده است که با
﴿ صفحه 103 ﴾
تحقق کامل آنها توبه و استغفار کامل عینیت می‌یابد. از جمله امیر مؤمنان(علیه السلام) در جواب کسی که گفت: «استغفرالله» و در تبیین شرایط استغفار، خطاب به آن شخص فرمودند:
ثَکلَتْک أُمُّک! أَ تَدْرِی مَا الاسْتِغْفَارُ؟ الاسْتِغْفَارُ دَرَجَه الْعِلِّیِّینَ، وَهُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّه مَعَانٍ: أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى، وَالثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْک الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً، وَالثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْک تَبِعَه، وَالرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کلِّ فَرِیضَه عَلَیْک ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا، وَالْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَیَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ، وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَه کمَا أَذَقْتَهُ حَلاوَه الْمَعْصِیَه، فَعِنْدَ ذَلِک تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّه؛(82) «مادرت در مرگت بگرید! می‌دانی استغفار چیست؟ استغفار درجه بلندرتبگان است و بر شش معنا دلالت دارد: نخست پشیمانی بر گناهان گذشته. دوم عزم بر ترک بازگشت. سوم آنکه حقوق مردم را چنان ادا کنی که وقتی خدای را ملاقات می‌کنی چیزی بر عهده تو نباشد. چهارم آنکه حق هر واجبی که ضایع ساخته‌ای ادا کنی. پنجم آنکه گوشتی را که از حرام بر بدنت روییده است با اندوه آب کنی تا پوست بر استخوان چسبد و گوشت نو روید. ششم آنکه رنج طاعت را به تن بچشانی چنان‌که شیرینی گناه را بر او چشانده بودی، پس آن‌گاه بگویی، استغفرالله».
چگونه کسی که سم وارد بدنش شده، در اقدام اولیه برای اینکه از مرگ نجات پیدا کند، معده‌اش را شست‌وشو می‌دهند و سم را از بدنش خارج می‌کنند، اما برای اینکه همه عوارض سم برطرف گردد، باید معالجات دیگری نیز بر روی او انجام پذیرد. همچنین کسی که حقوق مردم را ضایع کرده و یا حریم بندگی خدا را پاس
﴿ صفحه 104 ﴾
نداشته است، علاوه بر توبه ابتدایی و پشیمانی، باید دستورات و مراحلی که در کتاب‌های اخلاقی و فقهی بیان شده انجام دهد تا همه عوارض گناه و سرپیچی از فرمان الاهی مرتفع گردند. درهر‌حال، برای اینکه توبه‌گر، مستعد دریافت رحمت الاهی گردد، باید احساس حزن، اندوه و پشیمانی و احساس امید به رحمت الاهی را به‌صورت متوازن در خود پدید آورد و آنها را تقویت بخشد. طبیعی است او باید با التماس و التجاء به درگاه الاهی و تضرع و زاری با خداوند سخن گوید و طلب رحمت کند. چنان‌که از دعاها و مناجات پیشوایان معصوم ما و از جمله مناجات تائبین استفاده می‌شود، اولین مرحله در توبه اعتراف به گناه است و این اعتراف برآیند توجه به آثار زیان‌بار گناهان و حالت حزن و اندوهی است که به دنبال آن در انسان پدید می‌آید. پس از مباحثی که تاکنون مطرح گردید، اکنون وقت آن رسیده که به بررسی مناجات التائبین بپردازیم:
اِلهى، اَلْبَسَتْنِى الْخَطایا ثَوْبَ مَذَلَّتى ، وَجَلَّلَنِى التَّباعدُ مِنْک لِباسَ مَسْکنَتى ، وَاَماتَ قَلْبى عَظیمُ جِنایَتى ، فَاَحْیِهِ بِتَوْبَه مِنْک یا اَمَلى وَبُغْیتى ، وَیا سُؤْلى وَمُنْیَتى ؛ «خدایا، خطاها جامه مذلت و خواری بر من پوشانده است، و دوری از تو لباس بینوایی بر تنم کرده است، و جنایت بزرگ من [هواپرستی] دلم را میرانده است. پس ای مقصد و مقصود من و ای مطلوب و آرزوی من با توبه به درگاهت آن را زنده ساز».