سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

شدت زیان‌های اخروی گناهان

گناه علاوه بر ضررها و آفت‌های دنیوی، دارای آفت‌ها و ضررهای اخروی نیز می‌باشد که آن ضررها پایدارتر و به‌مراتب شدیدتر از ضررهای دنیوی گناه می‌باشند و بسیاری از آیات قرآن از عظمت و شدت عذاب‌های اخروی و کیفر گناهان در آخرت حکایت می‌کنند. در برخی از آیات قرآن، خداوند از شدت عذاب آخرت سخن می‌گوید(62) و در برخی از آیات، عذاب آخرت را برای کافران و مشرکان جاودانه معرفی می‌کند: إِنَّ الَّذِینَ کفَرُوا مِنْ أَهْلِ
﴿ صفحه 80 ﴾
الْکتَابِ وَالْمُشْرِکینَ فِی نَارِ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا أُوْلَئِک هُمْ شَرُّ الْبَرِیَّه؛(63) «همانا کافران اهل کتاب و مشرکان در آتش دوزخ جاویدان‌اند، اینان‌اند بدترین آفریدگان».
همچنان‌که عالی‌ترین لذت و نعمت برای بهشتیان انس با خداوند و سخن ‌گفتن با او و توجه خداوند به ایشان است و خداوند دراین‌باره در حدیث معراج می‌فرماید: فیها الخواصُّ أَنْظُرُ إِلَیْهِمْ کلَّ یَوْمٍ سَبْعینَ مَرََّه وأُکلِّمُهُمْ کلَّما نَظَرْتُ إِلَیْهِمْ؛(64) «در این قصر (بهشتی) خاصان درگاه من به سر می‌برند و هر روز هفتاد بار به آنها می‌نگرم و با ایشان سخن می‌گویم».
شدیدترین و سخت‌ترین عذاب در آخرت حرمان از گفت‌وگوی با خداوند و حرمان از توجه و نظر اوست. در قیامت عطش و نیاز انسان به نوازش خداوند و گفت‌وگوی با او، بیشتر از نیاز کسی است که بر اثر تشنگی در آستانه مرگ قرار گرفته و بیش از هر چیز نیازمند جرعه‌ای آب است تا او را از مرگ نجات دهد. خداوند دراین‌‌باره می‌فرماید:إِنَّ الَّذِینَ یَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَیْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلاً أُولَئِک لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِی الآخِرَه وَلاَ یُکلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ یَنظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیَامَه وَلاَ یُزَکیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ؛(65) «کسانی که پیمان خدا و سوگندهای خود را به بهای اندک دادوستد می‌کنند، در آخرت بهره‌ای ندارند و خدا در روز رستاخیز با ‌آنان سخن نگوید و به آنها ننگرد و [از آلودگی گناهان] پاکشان نسازد و ایشان را عذابی است دردناک».
گاهی انسان چنان غرق توجه به لذت‌های دنیا می‌گردد و در‌گیر شدن با مشکلات
﴿ صفحه 81 ﴾
زندگی چنان او را غافل می‌سازد که نمی‌اندیشد با ارتکاب گناه چه سرمایه بزرگی را از کف می‌دهد و علاوه بر اینکه خود را از انس با معبود که مؤمنان باتقوا از آن بهره‌مندند محروم می‌سازد عذابی دردناک و آتش‌سوزان برای خویش فراهم می‌کند. حتی غفلت به او مجال جبران کوتاهی‌ها و گناهان را نمی‌دهد درصورتی‌که اگر سر عقل می‌آمد و توبه می‌کرد، مورد عفو خداوند قرار می‌گرفت و نه فقط پرونده اعمالش از گناهان پاک می‌شد، که نیکی‌ها جای‌گزین آنها می‌گردیدند:إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِک یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَکانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا؛(66) «مگر کسانی که توبه کنند و ایمان آورند و کار نیک و شایسته کنند، پس اینان‌اند که خداوند بدی‌هایشان را به نیکی‌ها بدل سازد و خدا آمرزگار و مهربان است».
با اینکه توبه صفحه دل را از گناهان پاک می‌کند انسان را از پیامدهای گناهان و عقوبت‌های الهی مصون می‌دارد، چنان‌که امام کاظم(علیهم السلام) فرمودند: التَّائِبُ مِنَ الذَّنْبِ کمَنْ لا ذَنْبَ لَهُ(67) و نیز با توجه به آنچه در آیه شریفه آمده که توبه باعث می‌گردد که خداوند بدی‌های انسان را به نیکی‌ها مبدل سازد، اما جهالت و به‌تعبیر‌دیگر حماقت باعث می‌گردد که انسان از کردار زشت خود توبه نکند و با قیافه‌ای زشت و پلید در صحنه قیامت ظاهر گردد. فرض کنید مجلس مهمانی‌ای تشکیل می‌گردد که در آن علما و بزرگان بار می‌یابند و از ما نیز دعوت شده که در آن مجلس ارزشمند و باشکوه حاضر گردیم. اما بدن ما متعفن و آلوده است و بوی بد دهانمان دیگران را می‌آزارد و قیافه‌ ما زشت و آشفته است و اگر با این وضعیت وارد آن مجلس شویم کسی رغبت نمی‌کند به ما نزدیک شود و حتی از نگاه کردن به ما نیز خود‌داری می‌کنند طبعاً خود، خجالت می‌کشیم و به خود اجازه نمی‌دهیم که با آن وضعیت وارد چنان مجلس شویم. همچنین
﴿ صفحه 82 ﴾
در عرصه قیامت که جایگاه پذیرایی و اکرام الاهی است و در آن انبیا، اولیای خدا و شهدا با چهره‌های زیبا و نورانی و لباس‌های فاخر که عطر وجودشان بهشتیان را سرمست می‌سازد و آنان مسرور و شادمان از مشاهده جلوه‌های رحمانی هستند، به تعبیر قرآن: وُجُوهٌ یَوْمَئِذٍ نَّاضِرَه * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَه؛(68)«در آن روز چهره‌هایی شاداب‌اند و به پروردگار خود می‌نگرند»، چگونه انسان گنهکار با قیافه‌ای زشت و چروکیده و بدنی متعفن که بوی بدش همه را می‌آزارد، وارد عرصه قیامت می‌گردد؟ پس با چه منطقی توبه از گناهان خویش را به تأخیر می‌اندازیم و به معالجه نفس خویش و پاک ساختن آن از گناهان که چون سم مهلکی برای جان ماست نمی‌پردازیم؟ چرا به این حقیقت توجّه نمی‌کنیم که توبه علاوه بر اینکه دل ما را از گناهان پاک می‌کند خود عمل صالحی است که به دل‌ها طهارت و نور می‌بخشد و نامه عمل و دل سیاه ما را نورانی و درخشان می‌گرداند؟ چگونه است که با غفلت و نابخردی بر انجام گناه اصرار می‌ورزیم و با اینکه بر فواید توبه واقفیم تصمیم و اراده جدی بر توبه نداریم و گاهی به گفتن استغفر‌الله و ریختن چند قطره اشک اکتفا می‌کنیم و همچنان به انجام گناه ادامه می‌دهیم، درحالی‌که بی‌تردید اصرار بر گناه و افزودن بر تیرگی‌های دل خود عقوبتی بزرگ است که خداوند غفلت‌زدگان و کسانی که آیات الاهی را انکار می‌کنند بدان گرفتار می‌سازد و می‌فرماید: کلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کانُوا یَکسِبُونَ؛(69) «نه چنان است که [می‌گویند: آیات الاهی افسانه‌های پیشینیان است] بلکه آنچه می‌کردند [گناهانشان] بر دل‌هایشان چیره شده و آنها را پوشانده [و زنگار بسته] است».
چنان‌که صفحه آیینه با زنگار، تیره می‌گردد و شفافیت خود را از دست می‌دهد، دل انسان نیز با گناه زنگار می‌گیرد و سیاه می‌گردد و وقتی دل انسان تاریک ‌گردید، اسیر
﴿ صفحه 83 ﴾
هوس‌های شیطانی می‌شود و اراده و تصمیم انجام کارهای خیر و شایسته از آن سر نمی‌زند. ازاین‌رو، بایسته است که ما با توسل به خدا و اولیای او و مدد خواستن از آنان درصدد جبران کوتاهی‌ها و ترک گناهان بکوشیم و از وسایلی که باعث تقویت اراده توبه و اصلاح نفس می‌شوند استفاده کنیم. یکی از وسایل و عواملی که نقش بارزی در عزم بر توبه از گناه و اصلاح نفس دارد، انس با خدا و دعاها و مناجات‌هایی است که از اولیای دین وارد شده است. به‌خصوص دعاهایی که در ماه رمضان وارد شده، نظیر دعای افتتاح، دعای ابوحمزه ثمالی و مناجات خمس عشر، زنگار گناهان را از دل انسان بر‌می‌گیرند و آن را صیقل می‌دهند و زمینه صدور اراده و تصمیم جدی برای توبه را در انسان پدید ‌می‌آورند.

﴿ صفحه 85 ﴾

گفتار ششم: بازکاوی موانـع توبـه

عوامل محرک گناه و بازدارنده توبه

گفته شد برای پدید آمدن انگیزه قوی برای توبه، از یک سو باید به زیان‌‌‌ها و خسارت‌های دنیوی و اخروی و مادی و معنوی گناهان نگریست و از سوی دیگر، توجه داشت که این زیان‌‌ها و خسارت‌ها به‌وسیله توبه مرتفع می‌گردند. طبیعی است وقتی انسان توجه یافت که توبه جبران‌گر آفات و خسارت‌های گناهان است، عقل به او حکم می‌کند که فرصت را از دست ندهد و هرچه زودتر توبه کند. اکنون باید دید که چرا با وجود آگاهی از ضرر و عواقب زیان‌بار گناهان، انسان اراده و تصمیم جدی بر ترک گناه و توبه ندارد و چه عواملی مانع توبه و باعث دست یازیدن به گناه می‌گردند؟ به‌طورکلی عوامل بازدارنده از توبه و محرک گناه را به دو دسته کلی می‌توان تقسیم کرد: دسته اول وسوسه‌های شیطانی و شبهه‌هایی است که شیطان در دل انسان پدید می‌آورد و مانع می‌شود از اینکه انسان به دانسته‌های خود جامه عمل بپوشاند. دسته دیگر به ضعف اراده انسان مربوط می‌شوند که حتی درصورتی‌که شبهه‌ای برای انسان وجود نداشته باشد، باز ضعف اراده باعث کوتاهی در امر توبه و جبران لغزش‌ها می‌گردد.
﴿ صفحه 86 ﴾