سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

گناه و سقوط از انسانیت و حرمان از هدایت الاهی

از جمله آفت‌های دنیوی گناه سقوط از منزلت انسانی به حضیض حیوانیت و بی‌اعتنا گشتن به ارزش‌های والای انسانی است. تا هنگامی که انسان از فطرت پاک و وجدان بیدار برخوردار است، اگر کوتاهی و گناهی از او سر زند، دچار عذاب وجدان می‌گردد. اما اصرار بر انجام گناه به مرور باعث بی‌تفاوت شدن گنهکار در قبال ارزش‌های اخلاقی می‌گردد. گذشته از افراد مؤمن، بسیاری از انسان‌های فاقد ایمان نیز به یک سلسله ارزش‌های انسانی که اعتقاد به خدا و دین شرط باور و پایبندی به آنها نیست، اعتقاد دارند. مثلاً نوع انسان‌ها به حق‌شناسی و وفا‌داری اعتقاد دارند؛ بنابراین اگر از سوی آنها بی‌وفایی و یا حق‌ناشناسی صورت پذیرد، ناراحت می‌شوند و سعی می‌کنند که کوتاهی خویش را جبران کنند. به‌هرروی، تلاش می‌کنند که پایبندی خویش به چنین ارزش‌هایی را حفظ کنند. اما انجام برخی از گناهان و مفاسد و غوطه‌ور گشتن در آنها حتی این سطح از پایبندی به ارزش‌ها را نیز از انسان می‌گیرد و شخصیت انسانی او را مسخ کرده به مثابه حیوانی عاری از هر فضیلت و غوطه‌ور در شهوات می‌گرداند. از جمله آفات و عواقب گناه و اصرار بر آن، حرمان از هدایت‌های تکوینی خاص الاهی است. توضیح آنکه هدایت‌های الاهی پنج گونه‌اند:

گونه‌های هدایت الاهی

1. هدایت تکوینی عام الاهی: این هدایت در سراسر گیتی گسترده شده و همه
﴿ صفحه 76 ﴾
پدیده‌های عالم را شامل می‌شود و اختصاص به انسان ندارد و بر ‌اساس غرض و هدفی که آفریدگار هستی در آفرینش پدیده‌ها دارد، آنان را جهت نیل به آن هدف و غرض هدایت می‌کند. خداوند در اشاره به این هدایت عام تکوینی می‌فرماید:
قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛(57) «گفت: پروردگار ما آن [خدای] است که به هر چیزی آفرینش در خور آن را داد و سپس آن را هدایت کرد».
2. هدایت فکری همه انسان‌ها: خداوند در راستای هدایت فکری انسان‌ها، به آنان نیروی تفکر و اندیشه عنایت کرد تا بتوانند خوبی‌ها را از بدی‌ها و ارزش‌ها را از ضد ارزش‌ها تمییز ‌دهند.
3. هدایت فطری: خداوند به‌وسیله نیروی فطرت بسیاری از حقایق را به انسان می‌نمایاند و به او قدرت تمییز بین خوبی‌ها و بدی‌ها را عنایت می‌کند. بر اساس فطرتْ انسان دادگری، شکر‌گزاری، راست‌گویی و حق‌خواهی و ... را کارهایی شایسته، و ستمگری و کفران نعمت را ناپسند و ضد ارزش می‌داند.
4. هدایت تشریعی: این هدایت در حوزه رفتار اختیاری انسان شکل می‌گیرد و در این راستا خداوند، در طول تاریخ با ارسال برترین و لایق‌ترین بندگان خود به‌عنوان رسول و یا نبی، انسان‌ها را به یکتا‌پرستی و رهایی از بردگی و بندگی طاغوت هدایت کرده ‌است: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّه رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَه...؛(58) «و هر آینه در هر امتی پیامبری بر‌انگیختیم که خدای را بپرستید و از طاغوت [هر معبودی جز خدا] دوری جویید، پس برخی از آنان را خدا راه ‌نمود و برخی دیگر را سزاوار گمراهی ساخت».
﴿ صفحه 77 ﴾
البته هدایت تشریعی از اهمیت فوق‌العاده‌ای بر‌خوردار است و قابل مقایسه با سایر هدایت‌ها نمی‌باشد، و حتی اهمیت آن از هدایت فطری بیشتر است چون اولاً: قلمرو هدایت فطری نسبت به هدایت تشریعی محدود است و بسیاری از بایستی‌ها و نبایستی‌ها و دستورات تعالی‌بخش در ابعاد گوناگون زندگی انسان فراتر از افق هدایت فطری است. ثانیاً: اگر هدایت تشریعی نباشد، هدایت فطری بدون پشتوانه می‌گردد و در مقابل عوامل گوناگون گمراهی که از درون و بیرون انسان را به ضلالت سوق می‌دهند، بی‌اثر خواهد گشت.
5. هدایت خاص تکوینی: این هدایت خود به دو بخش تقسیم می‌گردد. بخش اول به پیامبران و اولیای خاص الاهی اختصاص دارد و در قرآن گاهی با واژه «اجتبا» و «رفع درجات = بلندمرتبگی» از آن یاد می‌شود. نظیر آیه وَلَکنَّ اللّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛(59) «ولیکن خدا از فرستادگان خود هرکه را خواهد برمی‌گزیند. پس به خدا و فرستادگان او بگروید و اگر ایمان آورید و پرهیزکاری کنید شما را مزدی بزرگ باشد».
همچنین در آیه‌ای دیگر خداوند می‌فرماید: وَتِلْک حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّک حَکیمٌ عَلِیمٌ؛(60) «و اینها حجت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هرکه را بخواهیم پایه‌ها بالا می‌بریم، که پروردگارت درستکار و داناست».
بخش دوم هدایت خاص تکوینی ویژه مؤمنان است و غیرمؤمنان از آن بهره‌ای ندارند. هدایت خاص تکوینی در قرآن در مقابل ضلالت به ‌کار می‌رود و در بسیاری از آیات تابع اراده الهی معرفی شده و آمده است که خداوند هرکس را بخواهد هدایت
﴿ صفحه 78 ﴾
می‌کند و هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد.(61) این هدایت نوعی دگرگونی و تحول روحی و درونی در انسان است که خداوند تحت شرایط خاص پدید می‌آورد و به‌واسطه آن زمینه دریافت کمالات برتر اخلاقی و معنوی برای انسان فراهم می‌آید.

حرمان گنهکاران از هدایت خاص

هدایت خاص الاهی که در سوره حمد و در آیه اهْدِنَا الصِّرَاطَ المُسْتَقِیمَ از آن یاد شده و هر روز ما چندین بار آن را در نماز از خداوند درخواست می‌کنیم، به اهل تقوا و ایمان اختصاص دارد و اهل معصیت و گناه از آن محروم‌اند. همچنین آنان از عنایت‌های اولیای خدا بهره‌ای ندارند. ما غافلیم از آنکه اولیای خدا، مؤمنان و شهدا، در پرتو تفضّلات الاهی، حتی پس از مرگشان چه کارهای بزرگی انجام می‌دهند و چه خدمت‌هایی در حق بندگان خدا انجام می‌دهند و دعایشان به درگاه خداوند به اجابت می‌رسد. از جمله، بقای این انقلاب و پیروزی‌های پی‌درپی مرهون دعاهای اولیای خدا و شهدا است. مهم‌تر از همه در سایه عنایات ائمه اطهار(علیهم السلام) و وجود مقدس امام زمان(عجل الله فرجه الشریف)، خداوند برکاتش را بر ما فرو می‌فرستد و ما را از کید دشمنان حفظ می‌کند. حال آیا سزاوار است که ما برخلاف رضایت آنها رفتار کنیم و در راهی که آنان ما را به پیمودن آن دعوت و هدایت کرده‌اند، حرکت نکنیم؟ خصوصاً کسانی که سمت راهنمایی مردم را دارند و لغزش و گمراهی آنان، دیگران را نیز از جاده هدایت منحرف می‌سازد، اگر برخلاف خواست مولایشان رفتار کنند و اسباب گمراهی خود و دیگران را فراهم آورند، بیش از هرکسی سزاوار شرمساری هستند. زشتی انحراف و رفتار ناشایست کسی که به امام زمان(عجل الله فرجه الشریف)، انتساب دارد و وظیفه هدایت و راهنمایی بندگان خدا بر عهده او نهاده شده، بسیار فراتر از زشتی رفتار ناشایست کسی است که به آن حضرت انتساب ندارد.
﴿ صفحه 79 ﴾
ما بر این باوریم که وجود مقدس ولی عصر(عجل الله فرجه الشریف)، مجرای فیض الاهی است و لحظه‌‌به‌لحظه عنایات و فیوضات آن حضرت بر بندگان خدا سرازیر می‌گردد و از جمله بر اساس شواهد قطعی و اخبار متواتر، آن حضرت به‌وسیله علما و دوستان خود مردم را از امدادها و فیض‌های خود بر‌خوردار می‌سازند. حال اگر انسان با انجام گناه و معصیت، خود را از محبت، عنایت و دعای آن امام رئوف محروم سازد و به‌جای اینکه آن حضرت به او توجه کند، او را از خود طرد نماید، نباید به حال خود بگرید؟ اولیا و دوستان خدا پیوسته از رحمت خداوند برخوردارند و آنان از توجه رحیمانه خداوند به خویش و انس با معبود به آرامش و سروری می‌رسند که ما عاجز از درک آن هستیم. اما اهل معصیت و گناه از رحمت الاهی و انس با معبود محروم‌اند.
آنچه ذکر شد، خسارت‌ها و آفت‌های فردی گناه در دنیا بود و علاوه بر این آفت‌های فردی، گناه آفت‌ها و ضررهای اجتماعی نیز در پی دارد. به‌عنوان نمونه کسی که دروغ می‌گوید، در جامعه بی‌ارزش می‌گردد و مردم به او اعتماد نمی‌کنند و شهادت و سخنش را نمی‌پذیرند و به‌طورکلی اشخاص گناهکار در جامعه نقش مثبتی ندارند و به مثابه عضوی فلج و فاسد به‌حساب می‌آیند.