سجاده های سلوک(شرح مناجات‌های امام سجاد علیه‌السلام)جلد اول

نویسنده : آیت الله محمدتقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: کریم سبحانی

توجه به زیان گناهان

انگیزه توبه در انسان، در گرو اندیشه درباره ضرر‌های گناه و فواید توبه و نقشی است که توبه در صیانت انسان از گناه و جبران خسارت‌های گناهان گذشته دارد. انسان‌ها از جهت درک ضررهای گناه متفاوت‌اند و هرکس متناسب با معرفت خویش به ضررهای گناه توجه دارد. برخی بر فرض توجه و اندیشه در گناهان، بیشتر به ضررهای مادی گناه توجه دارند و کمتر به ضررهای معنوی و اخروی آن اهمیت می‌دهند. اما کسانی که معرفت فزون‌تر دارند، بیشتر به ضررهای اخروی گناه اهمیت می‌دهند.
برخی از زیان‌های گناه، جسمانی و بدنی هستند که به‌صورت بیماری و ضعف جسمانی در انسان نمود پیدا می‌کنند. اما آفت‌ها و ضررهای روانی اغلب گناهان بیش از ضررهای جسمی آنهاست؛ آفت‌هایی چون حیرت، سرگردانی، افسردگی، حالت وانهادگی و از دست دادن تمرکز. برخی بیشتر به بیماری‌ها و آفت‌های جسمانی توجه دارند و درصدد رفع آنها برمی‌آیند و به آفت‌های روحی که آثار و عوارض سوء آنها بیشتر و خطرناک‌تر از بیماری‌های جسمانی است توجه ندارند. آنان به‌شدت رنج و دشواری‌های بیماری‌های روحی که گناهکاران بدان‌ها گرفتار آمده‌اند نمی‌اندیشند و به
﴿ صفحه 74 ﴾
اهل تقوا و مؤمنان راستین خدا نمی‌نگرند که فارغ از آن آفت‌های روحی کشنده، در کمال آرامش خاطر و اطمینان به سر می‌برند و دشواری‌های زندگی کوچک‌ترین رخنه‌ای در دل آنها پدید نمی‌آورد و آنان در سایه اعتماد و اتکای به خداوند، با سلامت، همه سختی‌‌ها و دشواری‌ها را درمی‌نوردند و شکوه صبر و استقامت این مؤمنان راستین در برابر انبوه مصیبت‌ها و سختی‌های طاقت‌فرسا و حفظ وقار، صلابت و آرامش روحی، انسان را به شگفتی وا‌‌می‌دارد. افراد معمولی در برابر مسائل کوچک ناراحت می‌شوند و کنترل از کف می‌دهند و سخنان و رفتار نسنجیده از آنان سر می‌زند، اما مؤمنان راستین چنان‌اند که اگر همه به آنها بی‌احترامی کنند، واکنش نشان نمی‌دهند، نه اینکه آنها زشتی رفتار دیگران را درک نکنند، بلکه آنان به چنان رفتاری اهمیت نمی‌دهند و آن رفتار را ناشی از جهالت و کم‌خردی می‌دانند و واکنش در برابر آن را زیبنده خود نمی‌یابند. اگر در مجلسی کسی به ما بی‌احترامی کند، نمی‌توانیم خویشتن را کنترل کنیم و اگر به او پرخاش نکنیم، لا‌اقل با او قهر می‌کنیم و به ملامت و سرزنش او می‌پردازیم، اما مؤمنان راستین در چنین مواقعی آرامش روحی، وقار و متانت خود را حفظ می‌کنند و عکس‌العمل آنان در برابر رفتار زشت دیگران سازنده و درس‌آموز است. ازاین‌‌روی باید اطمینان خاطر، صلابت و استواری را از نعمت‌های بزرگ الاهی به شمار ‌آورد که باعث می‌گردند انسان در برابر سختی‌ها و حوادث روزگار اضطراب و تزلزل نداشته باشد. در بین بزرگان و شخصیت‌های دینی فراوان‌اند کسانی که در پناه اعتماد و اتکای به خداوند از آرامش خاطر، متانت و صلابت برخوردار بوده و هستند، از شمار آنان می‌توان مرحوم آیت‌الله حاج آقا رضا بهاءالدینی(رضوان الله علیه) را نام برد که از آرامش خاطر خاصی برخوردار بود و در برابر سخت‌ترین حوادث و رخدادها چون کوه، باصلابت و استوار بود و ذره‌ای اضطراب و تزلزل در ایشان راه نمی‌یافت. ایشان در جریان حوادث سهمگین و کشتاری که در پانزده خرداد سال 1342
﴿ صفحه 75 ﴾
رخ داد که عنان صبر و تحمل را از اغلب مردم و انقلابیون ربود، گرچه شدیداً ناراحت بود، اما به‌دلیل بر‌خوردار بودن از ایمانی قوی، با آرامش خاطر، وقار و متانت تحسین‌بر‌انگیزی با آن حوادث برخورد می‌کرد.

گناه و سقوط از انسانیت و حرمان از هدایت الاهی

از جمله آفت‌های دنیوی گناه سقوط از منزلت انسانی به حضیض حیوانیت و بی‌اعتنا گشتن به ارزش‌های والای انسانی است. تا هنگامی که انسان از فطرت پاک و وجدان بیدار برخوردار است، اگر کوتاهی و گناهی از او سر زند، دچار عذاب وجدان می‌گردد. اما اصرار بر انجام گناه به مرور باعث بی‌تفاوت شدن گنهکار در قبال ارزش‌های اخلاقی می‌گردد. گذشته از افراد مؤمن، بسیاری از انسان‌های فاقد ایمان نیز به یک سلسله ارزش‌های انسانی که اعتقاد به خدا و دین شرط باور و پایبندی به آنها نیست، اعتقاد دارند. مثلاً نوع انسان‌ها به حق‌شناسی و وفا‌داری اعتقاد دارند؛ بنابراین اگر از سوی آنها بی‌وفایی و یا حق‌ناشناسی صورت پذیرد، ناراحت می‌شوند و سعی می‌کنند که کوتاهی خویش را جبران کنند. به‌هرروی، تلاش می‌کنند که پایبندی خویش به چنین ارزش‌هایی را حفظ کنند. اما انجام برخی از گناهان و مفاسد و غوطه‌ور گشتن در آنها حتی این سطح از پایبندی به ارزش‌ها را نیز از انسان می‌گیرد و شخصیت انسانی او را مسخ کرده به مثابه حیوانی عاری از هر فضیلت و غوطه‌ور در شهوات می‌گرداند. از جمله آفات و عواقب گناه و اصرار بر آن، حرمان از هدایت‌های تکوینی خاص الاهی است. توضیح آنکه هدایت‌های الاهی پنج گونه‌اند:

گونه‌های هدایت الاهی

1. هدایت تکوینی عام الاهی: این هدایت در سراسر گیتی گسترده شده و همه
﴿ صفحه 76 ﴾
پدیده‌های عالم را شامل می‌شود و اختصاص به انسان ندارد و بر ‌اساس غرض و هدفی که آفریدگار هستی در آفرینش پدیده‌ها دارد، آنان را جهت نیل به آن هدف و غرض هدایت می‌کند. خداوند در اشاره به این هدایت عام تکوینی می‌فرماید:
قَالَ رَبُّنَا الَّذِی أَعْطَى کلَّ شَیْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى؛(57) «گفت: پروردگار ما آن [خدای] است که به هر چیزی آفرینش در خور آن را داد و سپس آن را هدایت کرد».
2. هدایت فکری همه انسان‌ها: خداوند در راستای هدایت فکری انسان‌ها، به آنان نیروی تفکر و اندیشه عنایت کرد تا بتوانند خوبی‌ها را از بدی‌ها و ارزش‌ها را از ضد ارزش‌ها تمییز ‌دهند.
3. هدایت فطری: خداوند به‌وسیله نیروی فطرت بسیاری از حقایق را به انسان می‌نمایاند و به او قدرت تمییز بین خوبی‌ها و بدی‌ها را عنایت می‌کند. بر اساس فطرتْ انسان دادگری، شکر‌گزاری، راست‌گویی و حق‌خواهی و ... را کارهایی شایسته، و ستمگری و کفران نعمت را ناپسند و ضد ارزش می‌داند.
4. هدایت تشریعی: این هدایت در حوزه رفتار اختیاری انسان شکل می‌گیرد و در این راستا خداوند، در طول تاریخ با ارسال برترین و لایق‌ترین بندگان خود به‌عنوان رسول و یا نبی، انسان‌ها را به یکتا‌پرستی و رهایی از بردگی و بندگی طاغوت هدایت کرده ‌است: وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِی کلِّ أُمَّه رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَیْهِ الضَّلالَه...؛(58) «و هر آینه در هر امتی پیامبری بر‌انگیختیم که خدای را بپرستید و از طاغوت [هر معبودی جز خدا] دوری جویید، پس برخی از آنان را خدا راه ‌نمود و برخی دیگر را سزاوار گمراهی ساخت».
﴿ صفحه 77 ﴾
البته هدایت تشریعی از اهمیت فوق‌العاده‌ای بر‌خوردار است و قابل مقایسه با سایر هدایت‌ها نمی‌باشد، و حتی اهمیت آن از هدایت فطری بیشتر است چون اولاً: قلمرو هدایت فطری نسبت به هدایت تشریعی محدود است و بسیاری از بایستی‌ها و نبایستی‌ها و دستورات تعالی‌بخش در ابعاد گوناگون زندگی انسان فراتر از افق هدایت فطری است. ثانیاً: اگر هدایت تشریعی نباشد، هدایت فطری بدون پشتوانه می‌گردد و در مقابل عوامل گوناگون گمراهی که از درون و بیرون انسان را به ضلالت سوق می‌دهند، بی‌اثر خواهد گشت.
5. هدایت خاص تکوینی: این هدایت خود به دو بخش تقسیم می‌گردد. بخش اول به پیامبران و اولیای خاص الاهی اختصاص دارد و در قرآن گاهی با واژه «اجتبا» و «رفع درجات = بلندمرتبگی» از آن یاد می‌شود. نظیر آیه وَلَکنَّ اللّهَ یَجْتَبِی مِن رُّسُلِهِ مَن یَشَاء فَآمِنُواْ بِاللّهِ وَرُسُلِهِ وَإِن تُؤْمِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَلَکمْ أَجْرٌ عَظِیمٌ؛(59) «ولیکن خدا از فرستادگان خود هرکه را خواهد برمی‌گزیند. پس به خدا و فرستادگان او بگروید و اگر ایمان آورید و پرهیزکاری کنید شما را مزدی بزرگ باشد».
همچنین در آیه‌ای دیگر خداوند می‌فرماید: وَتِلْک حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَى قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاء إِنَّ رَبَّک حَکیمٌ عَلِیمٌ؛(60) «و اینها حجت ما بود که به ابراهیم در برابر قومش دادیم. هرکه را بخواهیم پایه‌ها بالا می‌بریم، که پروردگارت درستکار و داناست».
بخش دوم هدایت خاص تکوینی ویژه مؤمنان است و غیرمؤمنان از آن بهره‌ای ندارند. هدایت خاص تکوینی در قرآن در مقابل ضلالت به ‌کار می‌رود و در بسیاری از آیات تابع اراده الهی معرفی شده و آمده است که خداوند هرکس را بخواهد هدایت
﴿ صفحه 78 ﴾
می‌کند و هرکس را بخواهد گمراه می‌سازد.(61) این هدایت نوعی دگرگونی و تحول روحی و درونی در انسان است که خداوند تحت شرایط خاص پدید می‌آورد و به‌واسطه آن زمینه دریافت کمالات برتر اخلاقی و معنوی برای انسان فراهم می‌آید.